[
    "این یک فانتزی قابل دسترسی میباشد،دوستان مشارکت کنن لطفن !\nفانتزی من اینه که همه بچه های قدیم 4jok دوباره پست بذارن ، دلم براشون تنگ شده !!!!! :(((((((((((",
    "یکی از فانتزیام اینه دیگه هیچوقت برا مدرسه ساعت 5صب بیدار نشم درس بخونم :| بد ظلمیه خدایی :((\nهمدردا بلایکین !",
    "فانتزي من اينه كه بودم چرا غوره سبزه اما ابغوره قهوه اي ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟",
    "یکی از فانتزیام اینه که با یه 4 جوکی ازدواج کنم بعدش به خاطر اینکه پست من به تعداد بازدید سایت لایک خورده حسودی کنه و بهونه بیاره او طلاق بگیره منم طلاقش بدم حسود بی خاصیت",
    "یکی ازفانتزیام اینه که یه روز ساعت ۲ بعدظهر تلویزیون خاموش باشه یالااقل رو کانال ۱ نباشه واس اخبار. ولی مطمئنم این فانتزیم هیچوخ تحقق پیدانمیکنه!!!!!!!!!",
    "یکی از فانتزیام از بچگی این بوده که وقتی مترو میاد هرجا که خلوته با انگشت اشارم مترو رو نگه دارم بعد من که سوار شدم دوباره مترو حرکت کنه!!!!!!",
    "یکی‌ از فانتزیام اینه سر امتحان الکی‌ هی‌ کفه دستمو نگا کنم\nمراقب احساس زرنگی کنه بیاد خفتم کنه ببین هیچی‌ کفه دسم نیست....\nبعد بش بگم زرشک! ضایع شدی؟؟؟\nاصن به عشق همین حرکت میرم مدرسه.....",
    "یکی از فانتزیام اینه ک جاستین و سلنا با هم اشتی کنند تا عباس مستقیم باز از اون فانتریاش بگه خیلی دلم برا اون فانتزیاش تنگ شده",
    "فانتزي من اينه...\nتا35 سالگي يه ماشين فراري زرد رنگ با رينگ هاي بلبرنگي بخرم بعد برم شمال...بعد دستمو از شيشه آويزون كنم و يه آهنگ ياني هم پلي كنم\nبعد با همون ريتم و سرعت جلو پايه اين دختراي زشته خيابوني ترمز كنم\nو در نهايت وقتي خواست سوار بشه يه ديس كيك خامه اي كه از قبل همراهم آورده بودمو بزنم تو صورتش و پامو بزارم رو گاز و سريع برم خونه...\nپرايدمو سوار شم برم دوباره همون جا..\nووقتي اين دختر خيابونيه روبا اون وضع ديدم دلم رحم بياد سوارش كنم بياد خونمون لباساشوو عوض كنه و يه آبي به سرودست بزنه....",
    "یکی از فانتزی های من اینه که یه مخاطب خاص جیگرداشته باشم،\n\nبعد تو هر جمعی که میخوام قسم بخورم،\n\nبه دوست پسرم اشاره کنم،\n\nبگم: به این برکت قسم",
    "یکی از فانتزیام اینه که بفهمم پلنگ صورتی اون سکه ها یی که داشت از کجا در می آورد؟\nآیا شاغل بود!!!",
    "فانتری من این که بدونم این اسمو کی واسه این بسته های بالابالا انتخاب کرده!!!!اصن ینی چی؟بالابالا!!حالا چندروز دیگه با اسمای متفاوت در بازار رایج میشه.پایین پایین!!!چپ چپ!!والا با این نوناشون",
    "عاقا من يه عمو دارم اسمش ناصره.وقتي بچه بودم فانتزيم اين بود كه يه روزم كه شده جاي پسر عمم ميبودم و عَمومو به جاي \"عمو ناصر\" صدا ميزدم \"دايناسور\" (دايي ناصر) اما از بچگي عادت داشتم به مرگ آرزوها (!).\nدِ بزن لايك قشنگه رو!",
    "فانتزی من اینه که مغازه دار بشم، دوتا تابلو بذارم به این مضمون(مزمون،مظمون،مذمون...حالا!):\n1.جنس فروخته شده هم پس گرفته میشه هم تعویض!\n2.حساب دفتری نداریم.به جز واسه شما دوست عزیز!\nعقده ای مون کردن این مغازه دارا با این تابلو های تکراری شون!",
    "فانتزى من اينه که بدونم چرا بر روى بعضى از قوطى کبريت ها نوشتن کبريت بى خطر...يعنى من خودمو اتيش بزنم روشن نميشه...!!!",
    "فانتزی من تو بچگی این بود ک خودمو نامرئی کنم برم خونه عمو دایی عمه....ببینم دارن درباره ما چی غیبت میکنن!\n:-|:-|:-|:-|:-|:-|:-|:-|:-|:-|:-|:-|:-|:-|:-|\nخخخخخ!\nعجب فانتزی پردازی بودم من!",
    "یکی از فانتزیام اینه که با همسرم بریم ماه عسل سواحل مدیترانه بعد همسرم ازم بپرسه حالا نمیشد ما هم مثه همه با کشتی یا هواپیما بریم؟ ؟:( منم  بگم عزیزم انقد حرف نزن شناتو بکن ^_^بعد هر دومون بریم تو افق غروب خورشیدo_O بعد یهو یه کوسه ازجلومون دربیاد منم فداکاری کنم و دودستی همسرمو تقدیمش  کنم بعله همچین آدمه بی رحم کصافطی هستم من:|\nلایک: خیلی خسیسی\nلایک: زیاد فیلم می بینی  نه؟\nراسی اولین پستمه روحیه بدید خیلی فانتزی دارما:^_‎‎^‎",
    "یکی از فانتزیام این بود ک لاغر بشم خوش اندام بشم سر نماز همش دعا میکردم ک خدا جون یه جوری به یه روشی ما لاغر بشیم قربونش برم خدا هم قشنگ حرفمو گوش کرد\n.\n.\n.\n.\nعجب چیزیه این سربازی قشنگ آدمو نصف میکنه =))",
    "قانتزی من اینه که وقتی بزرگ شدم جراح بشم بعد از تو اتاق عمل بیام بیرون و سرمو بندازم زیر و بگم: تسلیت میگم و بعد تو افق محو شم!!",
    "یکی از فانتزیام اینه که بفهمم تو اون سرو صدا استادیوم آزادی سرپرست پرسپولیس چطور خوابش برد؟؟؟",
    "فانتزيم بود پست عاشقانه واسه مخاطب  فوق العاده خاصم بزرام بعد تأييد بشه بعد اون بره بخونه بهم پيام بده كه مرسى عشقم.....و بالآخرة بعد ٦ ماه ٣ روز پيش اين اتفاق افتاد\nنتيجه اخلاقي: ٤ جوك هيچكس رو نااميد نميكنه\nپس بكوب لايك رو به افتخارش كه عاشقشم......",
    "یـکـی از فـانـتـزیـام ایـنـه کـه بـا ایـن صـفـحـه رو بـه رو بـشـم ...\n\nسـلام سـایلار , بـه بخـش کـاربـری خـوش اومـدی (عزیز دلم)\n----------------------------------------------------------------------------------\nامتیاز شما : 1000000000\nتعداد ارسال شما : 100000\nتعداد تایید شده ها : همش تایید شده قربونت برم\nتعداد تایید نشده ها : هیچی عزیزم \nامتیاز هدیه : 100000 .. چیز دیگه ای نمیخای عجقم\n\nنحوه محاسبه امتیاز : هر ارسال تایید شده 1000 امتیاز مثبت و هر تایید نشده 0 امتیاز منفی است. فدات بشم کاربر عزیز ...چایی میخوری؟؟",
    "فانتزی من اینه هر وقت شارژ خریدم به کل مخاطبام اس میدم من به شارژ نیاز دارم  بعد یه عالمه شارژ به هم میفرستن  بعله همچنین  رفیقای بامرامی  دارم من D:      لایک دارن واقعا",
    "یکی از فانتزیام اینه که وقتی یه مورچه درحال کشیدن آذوغه(عاذوغه،آزوقه،آزوغه،آضوغ)حالا هرچی)میبینم بدونم کجا داره میره خودم برسونمش گناه داره،همچین آدم دل نازکی هستم من",
    "فانتزیه من اینه که پیش عشقم خوشبخت بشم.....\nبه سلامتی همه ی عاشقا بزن لایک قشنگه رو....",
    "استقلال پرسپولیس رو بیخیال فانتزی من اینه که روزی برسه هیچ پدر مادری تو خانه سالمندان نباشه هیچ پدرو مادری از فرزنش دلخور نباشه لایک نمیخوام فقط بیاین قدر این دو تا فرشته رو بیشتر بدونیم بیاین یه دیقه فقط یه دیقه وقت  همینجا بزاریمو برای سلامتیشون دعا کنیم زیاد وقت نمیگیره...",
    "یکی از بزرگترین فانتزییام اینکه تو مسابقات ورزشی (هر نوعی) رو لباساشون تبلیغ بانک و رب گوجه و... نباشه فانتزی هرکی هست بزن اون لایکو!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!",
    "يكي از فانتزي هام اينه كه يه بار با كل بچه هاي 4جوك برم پارك.چون همگي شوخ طبع هستن احتمالا از خنده اپانديسم ميتركه.\nموافقين؟؟؟؟؟؟",
    "یکی از فانتزیام اینه که یه دکتر معروف تو کل جهان بشم بعد جایزه نوبلو ببرم تقدیمش کنم به حرم امام رضا بعد خدا هم بگه عجب ادم خوب و بنده ی کار خیر کنی دارم و 100000000000بهم پاداش بده بعد من از خوشحالی اشک شوق بریزم و بگم خدایا دوست دارم نوکرتم بعد یه ماشین از بانک به اسمم در آد من از خوشحالی غش کنم بعد بیان منو با بیل مکانیکی ببخشید با برانکارد ببرن تو امبولانس این صدای بوق امبولانس بیاد من خر کیف شم انقده دوست دارم این بوق امبولانسو که نگو خخخخخخخخخخخخخ\n\nراستی یه سوال رقم بالایی رو خوندی یا نه؟چقدر بود اگه راس میگی؟",
    "ینی میشه؟؟؟\nمیشه ک روزی بشه فرهنگ ما ب جائی برسه ک دیگه تو خیابونا (سرعت گیر-دست انداز-ساندویچ) نزارن؟؟؟\nヅ₣ӃὯϨϯ_Дƞ₲Э₤ シ",
    "خیلی دوست داشتم که یکی دو تا از خواننده های مورد علاقم تموم درسها رو میخوندن تا منم بتونم همه رو حفظ کنم ،همینجوری اصلن تو مخم نمیره !!!",
    "یکی از فانتزی های من اینه که دیگه به چیزای فانتزی فکر نکنم و یه کم جدی باشم ، ناسلامتی سنی ازم گذشته …",
    "یکی از فانتزی های من اینکه بفهمم طرفدارای اسقلال با چ امیدی زندگی میکنن؟؟؟!!!\nب افتخار پرسپولیس و هرچی پرسپولیسیه...\nبکوب لایکووووووووووووووووووووووووووووووووووووو!",
    "فانتزى من اينه که بدونم چرا روى قوطى کبريت ها عکس حيوانات مى ذارن..؟!",
    "فانتزى من اينه که بدونم ميوه هايى که هسته ندارن مثل موز؛ دونه هاشو نو از کجا ميارن و اونا رو مى کارن...!!!",
    "یکی از فانتزیام اینه که خواهرم اسمش سحر باشه\nتوی ماه رمضون صداش کنیم\nسحر، سحره\n تا سحره پاشو سحری بخور سحر !",
    "فانتزي من اينه كه فور جوك بشه يه سايتي متله فيسبوق (ولي نه دراين حد خز باشه)كه ما بفهمونيم به دوستان معني لايك ما فحشه نه تاييد مطلب \nبله يه همچين آدم نامردي هستم...\nلايك=خعلي بيشوري\nلايك=مي پسندم!!!!!!!!!",
    "یکی از فانتزیام اینه که استقلال 6تا گل بزنه به پرسپولیس که هروقت          \n\nبهشون  میگیم 6تایی کم نیارن طفلکیا                                              \n\nبه افتخار پرسپولیسیای 2 آتیشه بزن لایکو",
    "فانتزی من اینه که ازین موتور پرشیا داشته باشم بعد باهاش برم کوهستان از این کوه بپرم به اون کوه بعد ببینم نمیرسم موتورو ول کنم بره ته دره بعد خودم بپرم با نوک انگشتم از نوک صخره بگیرم نجات پیدا کنم بعد برم بالا بگم یوووووووهوووووووووووووووو. حال میده هاااااا",
    "یکی از فانتزی های من اینکه :\nبتونم ازدواج کنم و یه جفت دوقلوی پسر دختر داشته باشم تا راحت بتونم لباسای متفاوت تنشون کنم و قر قر نشنوم ...\nاما متاسفانه تمام تلاش هام با شکست روبرو شده...\nاز اول ماه رمضون تاحالا 5 دفعه برا پسر همسایمون نذری بردم بیشعور هر 5 بار داداش کوچیکش درو باز کرد کصااافت همش پای 4 جوکه نشد خبرش لاقل یه بار تو کوچه اینو ببینیم دلشو قاپ بزنیم...........\nشیطونه میگه برم همین داداش کوچیکشو بکنم تو زود پز خودمم برم تو فریزر بعدم که سنمون به هم خورد بیاییم بیرون ازدواج کنیم تا دلش کباب شه.......\nالبته این فانتزی و من میدونم که من آخرش میترشم .\n#___.___#",
    "یــکــی از فــانــتــزی هــای مــن ایـــنــه کـــه...\nعـــشـــقــم بـــرگـــرده...",
    "یکی ازفانتزی های محالم اینه که یه شارژ1000تومنی بخرم\nبعد شارژکردنی یه شمارشو اشتباه یزنم5000تومنی شارژکنه\n(میبینید زیاد پرتوقع نیسم به همینم قانعم!)",
    "ﻳﮑﯽ ﺍﺯ ﻓﺎﻧﺘﺰﯾﺎﻡ ﺍﯾﻨﻪ :\nعروس شم ...(ﺑﻮﮔﻮ ﺍﯾﺸﺎﻻ)...\nﺑﻌﺪ ﻭﺧﺘﯽ ﮐﻪ ﻋﺎﻗﺪ ﺩﺍﺭﻩ  ميگه ﻭﮐﯿﻠﻢ !...؟\nﯾﻬﻮﻭ ﯾﮑﯽ ﺩﺍﺩ ﺑﺰﻧﻪ ﻧــــ_________________ــﻪ !!!...\nﺑﻌﺪ ﻣﺠﻠﺲ ﻭﺍﺳﻪ 1 ﺩﻗﯿﻘﻪ ﻣﺘﺸﻨﺞ ﺑﺸﻪ ......\nﺑﻌﺪ ﻣﻦ ﺩﺍﺩ ﺑﺰﻧﻢ ﮐﯽ ﻫﺴﺘﯽ سایه ﺧﻮﺩﺗﻮ ﻧﺸﻮﻥ ﺑﺪﻩ !!!...\nﺑﻌﺪ ﯾﻬﻮﻭ ﺍﺯ ﺑﯿﻦ ﺟﻤﻌﯿﺖ مخاظب خاص ﺳﺎﺑﻘﻢ ﺑﯿﺎﺩ ﺑﯿﺮﻭﻥ ﻭ ﺑﮕﻪ\nﻣﻨ_____ﻢ !...\nﻫﻨﻮﺯ ﺩﻭﺳﺖ ﺩﺍﺭﻡ !!!...\nﺑﻌﺪ ﺩﺳﺖ ﻫﻤﺪﯾﮕﻪ ﺭﻭ ﺑﮕﯿﺮﯾﻢ ﻭ ﺍﺯ ﻣﺠﻠﺲ ﺧﺎﺭﺝ ﺷﯿﻢ ...\nﺑﻌﺪ ﻧﺎﻣﺰﺩﻡ ﻣﻨﻮ مخاطب خاصمو ﺍﺯ ﭘﺸﺖ ﺑﺎ ﺿﺮﺑﺎﺕ ﻣﮑﺮﺭ ﭼﺎﻗﻮ\nﺍﺯ ﭘﺎﯼ ﺩﺭ ﺑﯿﺎﺭﻩ !!...\nهیچی دیگه ﺗﻤﻮﻡ ﺷﺪ . الآنم قرصامو خوردم بهترم :))))",
    "فانتزي من اينه بدونم چرا اونايي كه دفترمشق هارو ميسازن خط هاشو انقدر به هم مي چسبونن كه ما مجبور شيم يك خط در ميان بنويسيم.\nشما هم اگه نميدونين يه لايك ♥بفرستين.",
    "یکی از فانتزیام این که هروقت نشستم پای کامپیوتر مامانم صدام نکنه !!!\nیکی از فانتزیام اینکه با ماشین تصادف کنم بمیرم وقتی خواستن دفنم کن زنده شم قیافه مردمو ببینم بعد  از قبر بیام بیرون برم تو افق محو شم \n(منم پست اولمه لایک بزنین)",
    "فانتزی من اینه جونا  از بیکاری در بیان و به فکره زندگی باشن، تلاشه تو  و من برکت خدا رو میرسونه. \nآقا و خانمی که صاحاب مغازه یا هر جایی هستی. إعتماد کن، فک  کن بچه ی خودت دنباله کاره، بخدا جای دوری نمیره ی جوون رو پیشه خونوادش  سربلند کنی....",
    "******************(3 تا!!! یا 3تا ؟؟؟)علامت اختصاصی abas_m223\nیـکـی ازنـیـمـچـه فـانـتـزیـام ایـنـه کـه ایـن مـجـری \"مـسـابـقـه مـحـلـه\" رو بـنـدازم تـو یــک اسـتـخـر پـر ازتـمــسـاح,بـعـد بـگـم حــالا بـیــا بـیـرون راس مـیـگـی....\nیـک و یـکــو یـک، دو و دو دو سـه و سـه ســه .... مـسـابـقـه مـحـلـّّّـه!!! ^_^",
    "فانتزیم اینه که این پست به اندازه رتبه جهانی پرسپولیس لایک بخوره\n لطفا در رسیدن به این فانتزی یاریم کنید\nدم اس اس گرم",
    "به دوستان خوبم توصیه می کنم که دست از این فانتزی پردازی بردارید!!!\nسعی کنید روی پای خودتون بایستید!!!\n\nبا تشکر",
    "لعنت به این فانتزیها که هیچوقت ولم نمی کنن!!!\nهمیشه یکی از فانتزیام این بود که مدیرمون حالش بد بشه و من برسم و کولش کنم ببرمش بیمارستان و خلاصه جونشو نجات بدم!!! بعد هم اون بهم بگه تو جای پسرمی و هرچی بخوام در اختیارم بذاره!!! ....\nآقا شانس ما زدو به واقعیت پیوست با یه فرق کوچولو!!! آخرش اصلا به روی مبارک نیورد!!! دریغ از یه تشکر خشک و خالی!!!",
    "یکی از فانتزی هام اینه که خلعتبری تو بازی با استقلال تو ده دیقه آخر یه گل بزنه استقلالیها ضایع شن!\nچه حالی می ده.\nراستی شیش تایی ها!!\nپرسپولیسی ها پرچم بالاست!",
    "یکی ازفانتزیای دوران دبیرستان:کلاسمون پنجرش بالاسرحیاط خلوت مدرسه بودالبته مدرسه چه عرض کنم باغ وحش بود.دورتادوردیواراهمه ازاین دزدگیرای میله گردی بود بابروبچ وقتی امتحان شیمی داشتیم درکلاسو میبستیم ودستگیره درومیشکوندیم که معلممون نتونه بیادتووامتحان بگیره وبره دفتربشینه خوب جنگلی بودیم دیگه میله گردااتاثیرگذاشته بودمتاسفانه آخرش بابامدرسه میومدکل دروازریشه میکندوماهم صفره رومیگرفتیم.عجب حیواناتی بودیم مااااااااااااا !!!!!",
    "یکی از فانتزیام اینه یه لامبور گینی داشته باشم اونوقت یهو قیمتش بره بالا .......................بالاترتر.......................................خیلی بالاتر اونقدر بالا که صفراش تو صفحه جا نشه !!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!   بعد از خوشحالی بترکم وبا ترکیدن من حباب قیمت هم بترکه!!!!!!!!!!!!!!!! اگه دوس دارین به ارزوم برسم بزن اون لایک قشنگرو(o.o)!!!!!!!!!!!!!!!",
    "يكي از فانتزيام اينكه ديگه كسي تو 4Joke راجع به گودزيلا ها چيزي ننويسه...\nباور كنيد خسته شدم...\nديگه خيلي تكراري شده...\nاصن يه بخش بذاريم به عنوان *گودزيلا ها*",
    "آقا یکی ازفانتزی هایی که توبچگی داشتم(الآن هم فانتزیم  هست)این بود یه خونه داشته باشم که کلش از شکلات وکاکائووشیرینی درست شده باشه یه استخرهم توخونه باشه که به جای آب ازکاکائوپرشده باشه وبپرم توشو هی بخورم.وتوخونه هم راه برم درودیوار گازبزنم بخورم کاکائوبکنم بخورم\nخداییش فانتزی چند نفر بود وهست؟\nلایک=فانتزی منم بود",
    "يکی از فانتزیای  زندگيم اينه وقتي تو خيابون دو نفر دارن عاشقانه راه ميرن از وسطشون رد شم  \nاک چه حالی میده!!!!",
    "یکی از فانتزیام اینه:\nوقتی تو اتاقم نشستم یه دفعه غول چراغ جادو بیاد بگه: \"هوی یارو!!! سه تا آرزو کن میخوام برم\"\nمنم که هنگ کردم هول بشمو بگم: \"اولا که یارو باباته دوما که حالا چه وقت اومدنه و...\" تا بیام سومی رو بگم یهو بابام یه لگد بزنه بهم و بگه : الدنگ خواب دیگه بسه دیگه شهریور شده و هوا خوبه منم دارم میرم مسافرت دینام کولرم بردم...\nاصن پاک بوقیده میشه تو فانتزی آدم نه؟؟؟",
    "سلام این اولین فانتزی منه امیدوارم تایید بشه و خوشتون بیاد . . .\nیکی از فانتزیام اینه ک یه روز ک توی گالری ماشینم نشستم خاله سوسکه بیاد بگه: اگه من زنت بشم یار و یاورت بشم اگه دعوامون بشه منو با چی میزنی \nمنم بگم با قفل فرمون پراید \nاونم عاشق من بشه (بیشتر به خاطر پراید اا)\nبهد از اون اصرار و از من انکار!\nبالاخره من بپرسم اگه من شووهرت بشم اگه آقا بالاسرت بشم اگه بارون بیاد پرایدام رو با چی می شوری؟\nاونم عاشقانه بگه با مشکین تاژ (اخه همه پرایدام مکشکیه)\nبهد من ببینم حرف حساب جواب نداره و چیزی واسه بهونه گرفتن نداشته باشم  فرارکنم و تو افق گم و گور بشم (اخه میخوام درسم رو ادامه بدم خخخخ)",
    "یکی از فانتزیام اینه که یه فامیل داشته باشیم اسمش سروش باشه\nبعد بچه دار شه بگم: سروش منتشر کرد",
    "يكي از فانتزيام اينه كه تيم فوتبال محبوبم توي يه بازي خيلي خيلي مهم يك صفر عقب باشه و من كلي استرس و دلشوره داشته باشم\nبعد از شدت استرس برم دستشويي در حد يه ديقه وقتي برگشتم ببينم 2تا گل زديم و دو يك جلوييم خيالم راحت شه",
    "یـــــکی از بدترین ضــــــــدحال ها اینه که ماشینی که کمی باهات فاصله داره و تو بیاده ای و منتظری تا اون از جلوت رد شه و بعد تو رد شی میان دقیقا جــــــلوت ترمز میزنه و خیلی شیک ومجلسی از ماشین میاد بایین و این تویی که توی دلت کلی فحش بهش میدی!!!!!",
    "یکی از فانتزی هام اینکه یه روز صبح که دارم میرم از خونه بیرون به سمت مدرسه ببینم برد پیت و انجلینا جولی وایسادن جلوی در ما بعد یه دفعه برد بپره بقل من بگه بابایی خیلی خوشحالم که مبینمت تو 17 ساله که گم شدی و ما امروز تو رو پیدا کردیم برو لباس هات رو بپوش بریم امریکا.\nبعد من محکم بزنم تو صورت بابام ( برد ) بگم بی شعور کصافط تو که فارسی بلدی واسه چی تو فیلم ها انگلیسی حرف میزنی مردم جر خوردن از بس زیر نویس خوندن.\n:ا",
    "یکی از فانتزیام اینکه یه روزی مدیر یه شرکت بزرگ بشم بعدش یه آقای شیک پوشی بیاد واسه استخدام من هم عینک ریبن ویفریمو بزنم در حالی که یه شیشه ای شکسته یکیش هستش\nباد بزنمو تو دست بگیرم بهش بگم میزان تحصیلاتتون اونم بگه سیکل\nمنم بگم آخه سیکلم شد تحصیلات نه وجدانن در مورد من چی فکر کردی اومدی شرکت به این معروفی واسه استخدام اونم بهش بربخوره بگه راست میگی تجحصیلاتت خودت چیه منتم بهش بگم بنده خدا من تا مهد کودک بیشتر نرفتم هیچی دیگه اونم کف کنه بیاد ازم امضا بگیره منم بهش بگم اگه میای خواستگاریم استخدامت میکنم بله اونم  قبول میکنه",
    "یکی از فانتزی های من اینه که  \nمردم یاد بگیرن به ( آلوچه ) نگن گوجه سبز ........\nشما نمی دونید که انگار به زردآلو بگن گوجه زرد اشتهای منو نسبت به این موجود کوچولو وخوشمزه کور میکنه.........\nتورو جون من که نه جون این لایکت نگو...............................د نگووووووووووووو.",
    "فانتزيم اينه که سرسفره ي عقدبالاي سرعروس دامادقندبسابم.\nنه به خاطراين که ميگن زندگيشون شيرين ميشه ها،من به زندگيشون کاري ندارم،فقط ميگن هرکي قندبسابه به آرزوهاش ميرسه.\nمنم ميخوام بالاسرعروس دومادقندبسابم تابه آرزوم برسم.\nبدجنس هم خودتونيد:دي",
    "فانتزي من اينه كه تو يه مجلس جدبد كه ميرم (مجردم) با يه آدم پولدار و باكلاس آشنا بشم بعد اون از من خوشش بياد و بگه تو با همه فرق داري  و همون دامادي هستي كه دنبالش مي گشتم و دخترم رو جز تو به هيش كي نمي دم:)\nخداييش فانتزي خيلي از جونهاست.\nلايك=قشنگ بود\nلايك=من هم اينجوريم",
    "یكی از فانتزی هام این بود كه وقتي جواب آزمايش گروه خوني ام مياد نوع گروه خونی ام هیچ كدوم از گروه خونی ها نباشه (نادر باشه) و دانشمندها و دكترها روی من تحقیق كنن بعد متوجه بشن خون و بدن من با همه آدم ها فرق داره و معروف شم یعنی می شه عایا؟؟؟!!!",
    "فانتزیه من اینه که سبیل جعفری بزارم بعد برم جردن ساعت 8 شب یه دزده ماشین یکی رو بدزده بعد من با سرعت 31km/h بدوم و بعد از 8 متر پرش رو موتور گازی آقام خدابیامرز فرود بیام و با سرعت 110mph بندازم دنباله دزده و بعد از 3 ساعت و 19 دقیقه تعقیب و گریز بپرم رو کاپوت ماشینه و با هزار بدبختی خودمو برسونم به در جلو و طرفو پرت کنم بیرون و  سویچ ماشینو بدون این که یک کلمه حرف بزنم بدم به صاحابش و با دست اشاره کنم که ماشینت اونجاست و بعد تا طرف خواست تشکر کنه یهو غیبم بزنه و در افق محو شم...",
    "یکی ازخفن ترین فانتزیای دوران کودکستانم این بود که وقتی خانوم معلم بههمون خمیر بازی میداد، اونی که تو بسته بندی و دست نخورده بود بم میرسید^_^\nلامصب هیچ وقتم اینجوری نشد:(((((",
    "ای کاش چهار جوک یکم امکاناتشو اضافه کنه که بچه ها بجای فیس بوق\n بیان و عضو چهار جوک بشن \nخداییش هر کی موافقه لایک کنه تا میزان علاقمون به چهار جوک مشخص بشه",
    "فانتزیم اینه که وقتی اینترنت شارژش تموم میشه به جای اینکه یه صفحه بیاد مث اسمال سبزی فروش قلدر بگه :\nمشترک گرامی!اعتبار اینترنت شما تمام شده است.لطفا هر چه سریع تر جهت رفع شکل اقدام فرایید.\nبگه :\nعسلم!اصلا غصه نخوریا ولی شارژنتت تموم شده.الهی من فدات شم..اصلا فدا سرت.قربون اون چشمات برم من.شب بابایی میادواست میخره.غصه نخوری من دق میکنما!باشه نازم؟؟؟قربونت برم نفسم :)\n\n0-0",
    "فانتزیم اینه همه پستام تایید شه اصلا نه لایک میخوام نه اینکه کاربر برتر بشو فقط تایید بشه ینب میشه واقعا میشه",
    "فانتزی  من اینکه شب عروسیم   یه جوری آرایش کنم که داماد تو افق محو شه بعد موقع رقص دونفره عروس و دوماد به نشانه احترام وشوخی یه زیر پا ب دوماد بدم  جلو جمع بخوره زمین ضایع شه بخندیم بعد اون قهر کنه بره دستشویی منم خودم مجلسو گرم کنم بعد عقب عقب برم بخورم به کیک ،کیک بیافته زمین له بشه و من فقط هی بخندم .!!!!!¡¡¡¡\nاونوخ  خودمو از عروسی نجات میدم ینی مامان بابام اون شب تو افق محو میشن اما بعدش منو تو خونه زندونی میکنن دیگه ام محلم نمیدن  دامادم فرداش میاد حلقمو پس میده و من  از ازدواج تا آخر عمرم راحت میشم¡¡¡¡!!!!o_O\nلایک:بابا این دختره دیوونس .....\nلایک : کار خوبی میکنی عسیسم....!!!!!**",
    "فانتزى من اينه که باب راس تو برنامه لذت نقاشى براى يه بار هم شده نقاشى اش خراب بشه...مى خوام بدونم چيکار مى کنه...!!",
    "فانتزیم اینه که :\nتو قرعه کشی چای محسن برنده شم ... بعد هر چه قدر زنگیدن جواب ندم ... بعد برم تو افق محو شم \nبلهه یه همچین آدم فانتزیم من",
    "فانتزی من اینه بابام فک نکنه که تصادف  فقط واسه من ممکنه إتفاق بیوفته!!!‏",
    "اغا  فانتزی من که عملی شد \nبه افتجار فور جوک  دست \nبه افتخار اعضای فور جوک  هم دست\nاغا بارون اومد هم پنج شنبه و هم جمعه\nاونم کجا توی جنوب \nقربون دلای شما جوانهای فور جوی\nاگه ظاهرتون خفنه اما دلاتون پاک پاکه\nپس بزنید لایکو به افتخار همتون\nهم با دعاتون هم با لایکاتون........\nبارون رو فرستادین برامون",
    "یکی از فانتزیام \nاینه تو سایت دانشگاه هاروارد چند نمونه از مسائل غیر قابل حل ریاضی گذاشته باشن ... منم ایکی ثانیه پاشم مداد بیارم ، چشم بسته یکیشو حل کنم (بعلـــــــــــه ما اینیم) سریع به اونا ایمیل کنم. \nهمون لحظه جواب بدن که ما می خوایم شما رو ببینیم ... منم در جواب بگم نمی توانم در خدمتتان باشم...! خلاصه از اونا اصرار، از من انکار ... تا این که گفتن ما دعوت نامه رو فرستادیم ... منم یاد یه ضرب المثل معروف بیفتم و بگم \"نه همین لباس زیبا نشان آدمیّت\"!\nنمیدونم چه ربطی داشت ولی اونا تحت تاثیر قرار گرفتن و برایم آرزوی موفقیت کردن...منم به خودم بگم چه گهی خوردم! و از افسردگی شدید جان به جان تسلیم شم!",
    "فانتزی من به عنوان قحطی زده جنوبی اینکه یک شب بخوابم صبح که بلند شم ببینم هوا ابری و داره بارون میاد\nخلاصه یک روز دو روز سه روز مثل شمال اینقدر بارون بیاد که ما دیگه به دادوبیداد بیفتیم\nاز خدا بخواهیم که بارون بسه ودیگر نیاد\nلایک به قول شما جوانها\nشتر درخواب بیند پنبه دانه.\nگهی لپ لپ خورد گه دانه دانه\nارزو برای دهه  پنجاهیها هم عیب نیست\nلایک نکنید برای بارون دعا کنید",
    "يکى از فانتزيام اينه:بزم تو صورت يکى بگم\n            نخواب\n        بخوابى ميميرى\n       تو بايد زنده بمانى!",
    "بزرگ ترین فانتزی من اینه که وقتی میرم بیرون مادر عزیزم اجازه بده گوشی s3 ببرم و مجبورم نکنه با 1100 برم خدایا یعنی میشه",
    "یکی از فانتزی های من اینه که یه روز خوابیده باشم بعد مادرم با ترس بیدارم کنه بگه مامان چیزی شده مریض شدی عایا؟\nبعد من با ارامش بگم نه مامان فقط اینترنت قطع شده.\n:)",
    "فانتزی من اینه برم اونجایی که تو عروسی میگن کسی با ازدواج این زوج اعتراض داره بگم ( مثل شرک 1 ) من اعتراض دارم من هنوز دوست دارم ( بعد دیگه جنازمو بیارن بیرون ) \nلایک = ما هم اینطوری ایم \nلایک = ای دختر بد تو خود درگیری داری",
    "تا شب پیش بزرگ ترین فانتزیم این بود که چرا اقای ایمنی  که انقدر از  صرفه جویی حرف میزنه خودش دو تا دندون داره!تازه دیشب به نتیجه رسیدم:\n.\n.خب لابد می خواسته تو مصرف دندون صرفه جویی بشه دیگه!!!!!",
    "یکی از فانتزیام اینه شب عروسیم توی مراسم عروسی یه دفعه پاشم میکروفن رو از خواننده بگیرم شروع کنم به خوندن !\nعروس و نیگاه کن چشای آبی شو ، اون مال من شد به پسر عالی شد\nبعد عروس از خجالت بره تو افق محو شه ، منم برم هر چی بگردم پیداش نکنم \nبعد از خدا تشکر کنم که دوباره بهم یه فرصت دیگه داد تا به زندگی برگردم و اسیر اشتباه نشدم!",
    "******************(3 تا!!! یا 3تا ؟؟؟)علامت اختصاصی abas_m223\nجـوجـه فـانـتـزیـم ایـنـه ﺍﺳـﻢ ﺩﺧـﺘـﺮﻡُ ﺑـﺬﺍﺭﻡ \"ﭘــﺮﭼــﻢ \"ﺑـﻌـﺪ ﺑـﻔـﺮﺳـﺘـﻤـﺶ ﺑـﺮﻩ ﻃـﺒـﻘـﻪ ﺑـﺎﻻ ﺯﻧــﻢﺑــﭙـﺮﺳـﻪ ﭘـﺮﭼـﻢ ﮐـﺠـﺎﺳـﺖ? ﺑـﮕـﻢ ﭘـﺮﭼـﻢ ﺑــﺎﻻســت\n ﺑـﻌـﺪ هـارهـارﺑـﺨـﻨـﺪﯾـﻢ و صـدای اسـب دربـیـاریـم ﻣـﺘـﻼﺷـﯽ بـشـﯿـﻢ !!! ^_^",
    "یکی از فانتزی هام اینه که هر کی تو 4 جوک مطلب بالای چهار خط ارسال می کنه رو بزنم له کنم بفهمه که مردم حوصله ی خوندن ندارن .\nوالا با این نوناشون.\nهیچ کس لایک نکنه ها حوصله ندارم.",
    "****سنگ شیشه ای****\nجاستین بببر اسمم و صدا بزنه که برم بالا..وبدا پا قدمم آدل برام شعر بخونه...و در حالی که با قدممام فرش قرمز و زیبا میکنم برم رو به روی جاستین و یه نیگاه عقل اندر سیفیه بهش بندازم جایزه رو پرت کنم تو صورتش تا جانی دپ برام یه صوت بزنه و همه دیدا یکی  به اون یکی به من (چکارش دارین..خو طرفدارمه دیگه)و بلند بگم:ما بازی کردیم که بگیم خیییییلی کار آسسونیه..بلدین برین 4 jokپست بزارین کصافطآآ به این میگن کار سخت.....با این اسکار چرتتون..\nفیلم نوشتیم که بگیم خیلی م.ز.خ.رف مینویسید.. باین خوانندتون.. و با غرور و خیره به افق بپرم پایین و دست سلنا گومز و ایان سامر هلدر(دیمون)و بگیرم وبا لبخند تام کوروز محو شیم...(بالا 500تا شه بازم فانتزی مینویسم...حمایت کنین)",
    "****سنگ شیشه ای****\nداداش.آبجی...جونم  برات بگه که یه ته استکان فانتیزیم اینکه یکی از کارگردانای بزرگ هالیوود من و یه جاببینه و خیلی از فیسم خوشش بیاد و(آره...ما خیلی جذابیم) و ازم در خواست کن ه که تو یکی از فیلماش بازی کنم..بعد با هرار التماس و پا بوسیم منم  ببینم فرصت مناسبه به شرط  بازی تو فیلمی که خودم فیلمنامش و نوشتم قبول کنم...بعد فیلمم بشه پر فروش ترین فیلم سال.بعد برا جایزه اسکار نامزد بشم...و در حال که برنده اسکار در دوبخش بازیگری و فیلمنانه نویسی شدم جاستین ببیبر\n( ادامه در پست بعدی)",
    "یکی از فانتزی های من اینه که وقتی ازدواج کردم یه دو قلو گیرم بیاد یکیش دختر باشه اون یکی هم پسر .بعد اسمشون بذارم قلندر و گلمبر \nیعنی میشه خدا؟؟؟؟؟",
    "»دخمــ ــل آذریے«\nعاغا یکی از فانتزیام اینه ک برم پشت سر ی پسر خوشکل و خوشتیپ بعد بگم چطوری عزیزم؟ چرا یادی نمیکنی؟!\nبعد پسره برگرده نگاه کنه ببینه دارم با گوشی صحبت میکنم!!\nبیچاره دچار شکست روحی میشه!!",
    "یکی از فانتزی های زندگیم اینه که یه روز برم پارک وی اگه یه پورشه پارک باشه برم سریع بشینم  توش محکم بزنم در گوشه رانندش بگم واسه چی ماشینم رو دیر اوردی ها.\nفقط الان یه مشکل دارم اونم باز کردن درش هست اخه بلد نیستم.\nکوفت نخند مگه تو بلدی :|",
    "فانتزی من اینه که یه روز که از کرم حلزونم استفاده کردم بشینم پشت لپ تاپم و در حالی که دارم با سویچ پرایدم ور میرم و شیر پسته میخورم یهو یه اس برسه به گوشی آیفونم که از قرعه کشی بانک اسمم در اومده و برنده ی یه دستگاه بی ام وی شدم.منم اصلا ذوق مرگ نشم و همین طور با لپ تاپ ور برم و شیرپسته بخورم و سویچ پرایدمو. تکون بدم.\nنکنه یه وقت برنده بشما اییششششش.\nلایک:نازی نازی امشب دلم مست توءه!!!!!!!\nلایک:عجب رسمیه رسم زمومه!!!!\nلایک: مثل تو هیچ جایی ندیدم علاقه دارم بت شدیدا!!!!!!!!\nراستی بچها یکی به من جریان این لایکارو بگه ینی چی اصلا؟؟؟!!!؟!!؟؟!؟",
    "فانتزی من اینه دیگه به امبد خدا سوتی ندم.چند وقت پیش خواستم در بحث داغ خانواده شرکت داشته باشم.گفتم:نه!!!!خودم دیدم تو زیر نویس رادیو نوشته بود!!\nمن:((((\nخانواده:))))\nرادیو://///\nزیرنویس:s",
    "یکی از توهم های فانتزیم اینکه برم مهمونی دخترشون شربت بیاره اروم بگم خودتون درست کردین اونم با عشوه بگه بههههههله نوش جان.منم بگم پس نمیخورم .مرسی..................................   خخخخخخخخخخخخخخخخ",
    "عاغا یکی از فانتزیام اینکه یه چهره مشهور بشم بعدش در حالی که از من برای راه رفتن رو فرش سرخ گل گلی دعوت به عمل می اید با یه شلوار کردی صورتی  باموهای فر شده  با کفش پاشنه 10 سانتی برم از رو فرش سرخ گل گلی رد بشم بفهمم حس این چهره مشهورا موقعی رد شدن از رو این فرش چی بوده",
    "********AMIRAL********\nیکی از فانتزی های من اینه که یه گیتار بگیرم دستم بعدش بخونم و فیلمشو بذارم یوتیوب (مثل جاستین) بعد منو کشف کنن و من خیلی مشهور و پولدار بشم بعد برم تو آمریکا تو یه مهمونی که جاستین و سلنا هم هستن بعد سلنا منو ببینه (و عاشق من بشه) و وقتی می خواد بیاد کنار من, من یه لبخند کوچیک بزنم و زود از اونجا دور بشم برم سمت پرایدم و گازشو بگیرم سمت افق و سلنا از پشتم داد بزنه که وایساااا... ماشین من به پراید تو نمیرسه بعد بیفته زمین و گریه کنه.\nالبته این فانتزی هیچ وقت واقعی نمیشه چون اولا یوتیوب فیلتره دوما من صدام اصلا خوب نیس!",
    "چند روز پیش همه رفته بودیم خونه بابابزرگم، بحث راجع به یکی از خاله هام که رفته خارج بود...\nخلاصه هرکی یه چیزی میگفت، زنداییم گفت پریروز با سیما حرف میزدم خیلی از اونجا تعریف میکرد راستـــی گفت عکساشم گذاشته تو فیسبوکش منم آدرس فیسبوکش رو گرفتم ولی هر چی سعی کردم نشد...\nبعد ما ها که همه کنجکاو شده بودیم پسیدیم چرا؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟\nزنداییم یه قیافه مهندسی به خودش گرفت گفت: هیچی بابا یادم رفت پسوردشو بگیرم تا بتونیم ببینیم!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!\n\nمن: :-O:-O\nزنداییم: ;;);;)\nفیسبوک: :|:|\nخدایی فکو فامیله ما داریم عایا ؟؟؟؟؟",
    "یکی از فانتزی هام اینه که وقتی عصرها از خواب بیدار میشم دختر 4 سالم موهای من یا خودشو با قیچی نچیده باشه!!! :(\nLike= اینقدر خوابت سنگینه!\nجواب Like= بله مشکلی هست آیا؟!",
    "یکی از فانتزیام اینه که یه ساعت داشته باشم که سر جلسه هر امتحانی وقتی اونو میزنی زمان وایسه بعد برم همه جوابارو از رو کتاب ببینم و همیشه بهترین نمره رو بگیرم و وااااااااااااای آب قند بدید …",
    "فانتزي من اينه ك تو 4جوك ديگه كسي \"قرآن\" كريم رو غرعان ننويسه.عاغا خواحش ميكنم عضط.",
    "یکی از فانتزیام اینه که استاد سر کلاس بگه :ببخشید بچه ها من کاری برام پیش اومده باید برم ولی از دوستتون آقا نوید میخوام که بجای من درسو ادامه بدن!\nبعد وقتی همه خوشحال از اینکه دیگه کلاس تعطیله ،بگم:خب دوستان امیدوارم همه پروژه هاشونو آماده کرده باشن ،نفر اول آقای.......!!!",
    "فانتزی من اینه  که موهامو مث پسراکوتاه کنم ومث جونای سال47شلوارای پاچه گشاد تنم کنم موهامم فرکنم یه پیکان مدل 40 بگیرم بعد ی دونه از این  عروسکای کوچیک که دماغشونو فشار میدی برات هم میرقصن هم آهنگ می خونن به پایین  آیینه ی ماشینم آویزون کنم بعد با رفیقام که هم تیپ خودمن  سواره پیکان گوجه ای رنگم بشیم بعد خیابونای محلمونو بالا پایین کنیم بعد بریم خزانه که خونه ی مخاطبم اونجاس  ی دعوای درست حسابی کنیم(البته الان به دلایل خاصی که مخاطبم نیس دارم میگم باهم قهر نیستیم  رفنه مسافرت  اما اون نمیزاره من شرارت بازی کنم) آره دیگ چشم بعضی ها رودیدم***********!!!!!!!!!!!!!!!! \nهیچ وقت این فانتزی من تبدیل به واقعیت نمی شه چون از ی دختر پونزده ساله اینجور چیزا بعیده ینی اطرافیام نمیزارن!!!!!!!!!!!!!¡¡¡¡¡¡¡¡¡¡¡¡¡**************** \nاما دوس دارم که همچین اتفاقی بی افته***********!!!!!!!!!!!!¡¡¡¡¡¡¡¡¡:-*",
    "یکی از فانتزیام اینه که برم کره ی ماه از اونجا نیگاه کنم ببینم دیوار چین دیده میشه ولی میدونین به چی دارم فک میکنم؟؟!!\nدارم فک میکنم با این شانسی که من دارم نیمکره ی این طرف زمین روبروی من خواهد بود.\n\nلایک:اخه این شانسه تو داری\nلایک:حالا کی گفته داری میری الکی جوگیر شدی\nلایک:ناراحت نباش خودشم نیاد نامه اش میاد!!!!(اینو واسهد دله خودم گفتم!)",
    "یکی از فانتزیام اینه که با یه دمپایی ابری برم تو افق هرکی الکی میره تو افق بزنم لهش کنم بچه بازی که نیست.....",
    "یکی از فانتزیام اینه که یه خواننده مشهور و ثروتمند بشم و در اوج شهرت دیگه نخونم تا اینکه بعد از ده سال یه البوم بدم بیرون دنیا رو بترکونه و من دوباره پا به عرصه بذارم.\nلایک:ارزو بر جوانان عیب نیست :|",
    "فانتزی بچگی های من این بود که فوتبالیست بشم و با سوباسا و تارو یه مثلث تشکیل بدیم بزنیم دهن کاکرو رو سرویس کنیم. واسه همین هم کلی تمرین کردم. اما یهو تارو گذاشت رفت . سوباسا هم که همش مصدوم میشد. منم دیدم یک نفره نمیشه جلوی کاکروی وحشی وایساد میزنه دهنم رو سرویس می کنه پخش زمین میشم. به همین دلیل ادامه ندادم و در اوج از فوتبال خداحافظی کردم :-|",
    "اعتراااااااااااف ميكنم تا همين سه روز قبل فكر ميكردم اسم اصلي مايلي سايرس،هانا مونتاناست،تازه به adele ميكفتم آدل،بعدش هم به ريحانا ميكفتم:ريحانه\nاينا همه به كنارجاستين بيبر صدا ميزدم :...جاستين بايبر...(تازه فكر ميكردم دختره بهش حسودي ميكردم)\nخخخخخخخخخخخخخ",
    "یکی از فانتزیام اینه که با مسئول تایید پست های  4joke  فیس تو فیس \n(روبرو - چهره به چهره ) بشم .\n\nاگه خانم بودن که هیچی ! تازه به خاطر تایید نکردن پستام ازشون تشکرم میکنم و آرزوی خوشبختی براشون میکنم.\n\nاما اگر مرد بود خرخره شو میجوم و تا آخرین قطره خونشو میخورم تا اون باشه دیگه دست رد به سینه پستام نزنه .\nحالا خودت بگو مردی یا خانوم ؟\n\nلایک = خانومه و تو خیلی با ادبی\nلایک = مرده و تو یک خون آشامی",
    "فانتزیم اینکه بخوابم کابوس ببینم یهو دادبزنم ازخواب بلند شم اما مطمینم بعد به طور چریکی توسط پدر محترم نفله میشم اما نمیشه آخه من خواب نمیبینم اگه میشد ازاوناکه روحت ازحلقت میزنه بیرونو ببینم من لایک نمیخوام اما لایک کنی فانتزی میکنم نوهم ازاوناببینی",
    "فانتزی من اینکه یه سر به پیام نما بزنم,هیچ جوکی,اس ام اسی از 4جوک نباشه یعنی میشه.\nلایک:فانتزی منم همینه7&&&&&\nلایک:ینی میخوام سرمو بکوبم به دیوار با این نوناشون!111111!!!!",
    "همین پنج شنبه که گذشت کنکور داشتم، یکی از فانتزیای من اینه که آخر شهریور آقای حسینی بای و رییس سازمان سنجش بهم زنگ بزنن و بگن که نفر اول شدم، و من هم با کمال خونسردی(برعکس همه) بگم دست شما درد نکنه!!!!!!!!",
    "----- (~~~) ‏ (~~~) -----‏\nيكي از فانتزي هاي درهمم اينه كه يه روز بلاخره نيمه گمشده م رو پيدا كنم...\nبعد يهو دو تايي بدويم سمت همديگه و مثل اين فيلم هنديا يهو صحنه \"اسلوموشن‏\"‏ (همون صحنه آهسته خودمون‏!‏‏)‏ بشه و يهو بارون بگيره...\nبعد هر دوتامون دستامون رو باز كنيم كه همديگه رو بغل كنيم...‏\nبعد يه قدم مونده برسيم به هم؛ من يهو بزنم رو ترمز و يه چك آبدار بخوابونم تو صورت دختره‏!‏ و بگم:\n‏\"كصافت آشغال...تا حالا كجا بودي؟\nميدوني چقدر دنبالت گشتم؟...نه؛ ميدوووووني؟\nاصلا چه معني داره دختر تا اين وقت شب بيرون باشه؟‏\"\nاونم خيلي ريلكس بگه: \"معذرت ميخوام عزيزم‏!‏ حالا بيا بريم خونه‏!‏‏!‏‏\"\nمن: \"بابا چه دختر با جنبه اي هستي تو‏!‏...بيا بريم عشقم؛ فقط من هنوز خونه ندارم‏!‏ اگه صبر كني يك سال بعد از ازدواجمون ميخريم‏\"\nاون: \"چچچييي؟؟؟ خونه نداري؟‏!‏‏\"\nمن: \"نه‏\"\nاون: \"حتما \"پدر مادر پولدار‏\"‏و \"گوشي موبايل باكلاس‏\"‏ و \"لباس هاي شيك و گرون‏\"‏ و \"ماشين آنچناني‏\"‏ و \"كارت اعتباري ويژه همسرت‏\"‏ و ... هم نداري‏!‏‏\"\nمن: \"خب؛ فعلا نه‏ ولي بعدا...\"\nاون: \"هييييييسس...ببخشيد آقا‏!‏ اشتباه گرفتم...خداحافظ تا روز ناديدار‏!‏‏!‏‏\"\nمن: :-‏(‏",
    "فانتزي من وقتي كه پشت كنكوري بودم: \nخدايااااااا يا خودم رو خانوم دكتر كن يا يه شوهر دكتر نصيبم كن!!!\nروزايي كه حوصله درس نداشتم تو دلم ميگفتم الان شوهرم داره ميخونه(خلاصه اسكلي بودم برا خودم!!!)\nو الان كه خودم دكتر نشدم!!!! ايشالا كه شوهرم درست حسابي درس خونده باشه دكتر شده باشه همگي بگين اميين!!!!",
    "فانتزی من اینه که یک نوشیدنی درست بشه که هر کی اونو بخوره تا آخره عمر قهقهه بزنه!.. ولی یه ضرر هم داره.،\nاگه بخوریمش دیگه به 4jok نیازی نیست اونوقت هی می خوایم گریه کنیم ولی نمی تونیم :)))))",
    "یکی از فانتزیام اینه که فضانورد بشم برم مریخ با آدم فضایی دوست بشم چند سال باهاشون زندگی کنم بعد یهو جوگیر بشیم به زمین حمله کنیم بعد ایران با بمب اتم بزنه هممون رو داغون کنه بمیریم و ایرانیها سرود ملی بخونن و دیگر هیچ.!",
    "یکی از فانتزیام اینه که :\nشکست عشقی بخورم، در حد ایران ، مالدیو !\nبعد با یه پاکت سیگار ) ترجیحا مارلبورو قرمز پایه بلند (\nبیفتم تو خیابونا ) بی ام دبلیوم تعمیر گاهه ( و همین جوری قدم بزنمو و سیگار بکشم !\nبعد یکی  بیاد از من به پرسه آقا آتیش داری ؟!\nمنم بگم تو دلم عآره!\nبعد یارو سیگارش رو بیاره سمت دلم که روشن کنه !\nمنم بهش بگم ، عـــه آغآ اینجارو ، بابات پشت سرته !\nبعد تا یارو برگشت ، برم تو افق محو بشم !\nوقتی هم میرم افق از مغاز یه بسته تیغ ) ترجیحا تیغ تیز ( بخرم ، برم پیش مجید خراطها !",
    "فانتزیم اینه یه روز ظهر ! بیدار شم و بابام چیزی بهم نگه  :(  خدایا اول مهر را زودتر عنایت فرما",
    "یکی از فانتزیام اینه که تو یک جای شلوغ گوشیم زنگ بزنه بعد من جواب بدم:\nهرجوری میتونید گیرش بیارید.... فقط حواستونو جمع کنید زنده میخوامش!",
    "یـکـی از سـیـرابـی فـانـتـزیـام ایـنـه کـه بـا پـرواز 888 سـاعـت 8  بـرم آمـریـکـا بـعـد هـواپــیـمـا کـه پـرواز کـرد یــهـو یـکی از جـاش بـلـنـد شـه داد بـزنـه هـیـچـکـی از جـاش تـکـون نـخـوره ! هـواپـیـمـا ربـایـیـده شـده تـوسـط مـن ! بـعـد یـهـو دخـتـر هـمـسـایـمـون (همون مانتو آبیه) از بـیـن جـمـعـیـت جـیـغ بـزنـه و زن و بـچـه هـا شـروع کـنـن بـه گـریـه\nبــعــد مـهـمـانـدار  (ترجیحا دختر با قد بین ۱۷۶ تا ۱۸۲ مسلط به زبان فرانسه) بـیـاد دره گـوشـه مـن بـگـه تـورو خـدا یـه کـاری بـکـن ایـنـجـا هـمـه زن و بــچـن ! بـعـد مـن از جـام بـلـنـد شـم اون ربـایـنـده رو بـکـشـم  یــهـو خـلــبـان تـیـر بـخـوره و درحـالـیـکـه داره جـون مـیـده سـویـچ هـواپــیـما رو بـده بـه مـن و بـگـه کـاره خـودتـه بــعـد تـمـوم کـنـه..مـنـم بـگـم کـصـافطط کـار عـمـتـه... بـعـد مـن بـا بـدبـخـتـی هـواپـیـمـا رو نـجـات بـدم و بـشـونـمـش تـو مـحـلـمـون بــعـد هــمـه مـسـافـرا بـیـان دورم بـوسـم کـنـن و ایـن حـرفـا..بـعـد بـا هـواپـیـمـا و بـچـه مـحـلـه هـامـونـم بـریـم یـه دور دوری بـزنـیـم تـو خـیـابـون بـعـد اون مـهـمـانـداره بـیـاد بـهـم بـگـه بـا مـن ازدواج مـیـکـنـی ؟ مـن یـه تـف بـنـدازم تـو صـورتـش بـگـم .. آخـه یـابـو .. مـا دو سـالـه بـاهـم ازدواج کـردیـم .. چـون مـن از ظـروف نـچـسـب حـلـزون اسـتـفـاده کـردم مـنـو نـمـیـشـنـاسـی.. بـعـد بـرم پـیـش دخـتـر هـمـسـایـمـون و اونـم بـپـره بـغـلـم بـه اونـم هـمـیـنـو بـگـم اونـم سـکـتـه کـنـه بـمـیـره ؛ بـعـد مـنـم مـوبـایـل جـی ال ایـکـسـو راحـت از جـیـبـم دربـیـارم بـعـد بـگـم مـن سـایـلار هـسـتـم مـامـور امـنـیـت پـرواز ، مـنـطـقـه پـاک سـازی شـده تـمـام",
    "اين فانتزي نياز به کمي توضيح داره:\nيه رستوران هست تهرانه البته شنيدم اصفهون خودمونم هست که وروديش 50 هزار تومنه ولي وقتي رفتي داخل هرچي بخواي ميتوني بخوري از شير مرغ تا جونه آدميزاد، يني همه چياااااااااااا... \nحالا...\nفانتزيم اينه برم تو اين رستورانه يه تراول 50 تومني تا نخورده بزارم روي ميز يه تراول 50 تومني تا نخورده هم انعام بدم به گارسونه بعد فقط يه ليوان آب خنک سفارش بدم... لامصب نميدوني چه کلاسي داره ولي مطمئنم اگه هم قسمت بشه و برم تا  کف اونجارو شخم نزنم ول کن نيستم يني در اين حد...",
    "فانتزی من اینه که واسه یه بارم شده وقتی زنگ میزنم به دوستم گوشیو که برمیداره بگه  جانم؟؟؟یا اصن جانم هیچی بگه الو\nهروقت بش میزنگم میگه :هااااااااااااااان؟؟؟بنااااااال",
    "فانتزی من اینه که وقتی دارم با شوق و ذوق ماجرایی رو تعریف میکنم یکی از اون عقب داد نزنه مونهین صدات بده حرف نزن.....\nخوب الان من چیکنم؟حرف نزنم میگن معلوم نیست چشه حرف نمیزنه !عاشق شده؟\nحرف میزنم میگن حرف نزن بنویس !\nخوب بابا من چیکنم الان!\nمسیولین رسیدی کنن لطفا....\nاستعدادای من اینجا تلف میشه خو...",
    "یکی ازفانتزیام اینه که  سه سال دیگه که کنکور دادم رتبه یک کنکوررشته تجربی بشم بعدبرم دانشگاه شهیدبهشتی اونجام زرنگترین دانشجوباشم وهمچنین بهترین دانشجوازنظراخلاق بعدش یه پسره که چندترمی ازمن بالاتره عاشقم بشه و همچنین پدرومادرپسره هم استادای من باشن ومنوخیلی دوس داشته باشن بعدش بیان خاستگاریومنم جواب مثبت بدم وتااخرعمربه خوبیوخوشی زندگی کنیم وصاحب 6تاپسرشیم ومنم 20سال بعدبه عنوان بهترین جراح مغزواعصاب دنیامعرفی شم ولی ای کاش اینافانتزی نبودولی گوته میگه:کسی که دارای عزمی راسخ است جهان را مطابق میل خویش عوض میکندپس نبایدناامیدشدوبایدتلاش کرد",
    "K  :  E  @@@@@\nیکی از فانتیزام اینه که با پیکان مدل پنجاه هفت آلبالویم که موتور لامبرگینی روشه‎ ‎‏و برا امنیتش ترمز پراید روش نصب کردم  با سرعت چهار صد تا در شرینی فروشی غلام رضا خانم که لامصب شرینیاش مزه  گه  میده  ترمز کنم ماشینمم که ترمز پراید روشه  پونصد متر پایین تر وایسه و  درای خفاشی پیکان مدل پنجاه  هفت آلبالویم رو باز کنم  و با همون تیپ اصلی و دختر کشم که تیشرتم رو زدم زیر شروار پارچیم و دمپایی ابری خیس پامه و موهامو با تف یه وری زدم از ماشین پیاده بشم و همین جور که دارم آهنگ ای گل ناز من گیت توی شانس من رو زمزمه میکنم برم طرف شرینی فروشی غلام رضا خانم  که لامصب شرینیاش مزه  گه میده  دم در شرینی فروشی غلام رضا خانم رو ببینم  و ....",
    "یکی از فانتزیام اینه که مامان و بابام واسم تولد بگیرن(آخه من قد خر خان سن دارم ) بعد وقتی همه جمع هستن اهنگ شب تولد احمد سولو رو بخونم بعد مخاطب خاص نداشتم بیاد دست بندازه دور گردنم بگه قربونت برم من که اینجام منم مثل خر ذوق کنمو قلیز بریزم با کله برم تو کیک بعد دیگه هیچی :|",
    "يكي از فانتزيام اينه كه يه فاميل داشته باشيم اسمش سروش باشه بعد بچه دار شه بگم سروش منتشر كرد خخخخخخ\nمن ميدونم نابغم اينجا دارم تلف ميشم",
    "یکی از فانتزیام اینه که :\nتو خیابون وقتی یه پورشه دیدم سریع برم سوار شم و بگم چرا انقد دیر کردی؟\nبعد یه نگاه به راننده بندازم و بگم : إإإإإ.. ببخشید فکر کردم بابامه...\nو بعد خیلی شیک پیاده شم..\nبعلههههه.. همچین آدمی هستم من..\nخخخخخخخخ\nلایک: خدا شفات بده\nلایک: خیلی باحالی\nلایک: هه اینو\nشما لایک بدین خودم منظورتونو میفهمم :)",
    "يكي از فانتزيام اينه كه چن تا اگهي بسازم بدم تلويزيون!!!مثلا يه شامپو كه تو تبليغش بگه اوه در پاي تو!!!!!يا يه بسته آموزشي براي دبيرستاني ها به اسم پايين پايين!!!!!!و امااااااااا..........يه هود كه بگن چه خوب كه از آشپزخونتون بوي غذا نميااااد...........آره از قديم اينطوري بوده!!!!!!!!!!!خدايييييييي با اين تبليغاشون روحيه مارو شاد ميكنن!!!!!!!!!!!!!!بععععععععله",
    "من صرفا برا این پست میزارم ک تاییدنشه و فانتزیم اینه ک درکسب امتیازمنفی رکوردبزنم وبعداسمم توکتاب گینس ب عنوان کاربر پرکار و خستگی ناپذیرثبت بشه./یه همچین آدمی هستماااااا--------",
    "فانتزی من اینه میخوام مثل لوک خوش شانس تو غروب افتاب با اسبم که پشتش سلنا نشسته محو شم فقط همین",
    "یکی ازفانتزیام اینه که وقتی گشنمه میرم سر یخچال، درشو که باز میکنم احساس سوءهاضمه پیدا نکنم.اخه لا مصب کویر لوط بیشتر از یخچال ما توش چیز پیدا میشه.حالا وقتی گشنه ام نیست باید یخچالمونو ببینین.شانس ندارم که.",
    "»دخمــ ــل آذریے«\nیکی از فانتزیام اینه ک\nاسم بچم رو بذارم سِپَنتا !\nوقتی خانوم معلمشون صداش میکنه سپنتا !\nکل بچه های کلاس یک صدا بگن ۱۵ تا !!!\n:دیــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــے",
    "یکی از فانتزیام اینه دکتر بشم بعد سر عمل جراحی وقتی به دختره دستیارم هی میگم پنس، چاقو، تیغ و اینا.. یه دفعه وسطش بگم ماااااااااچ! ببینم چیکار میکنه!:))))))))))",
    "یکی از فانتزیای امر خیرم اینه یکی از میلیونها خاستگار مایه داری که پاشنه در خونه دخترخاله ها و دخترعموهای 35 سالمو از جا کندن  بیاد خاستگاری من! حالا خودشم نیومد راننده اش بیاد لااقل...\n\n!!!!!والا با این فیس و افاده شون!!!!!",
    "یکی از فانتزیام اینه که به مامانم بگم: مامان برم برای کامپیوترم ی بازی بخرم؟ بعد بهم نگه:مگه ماه پیش نخریدی؟\nآخه نه خداییش مامانه ما داریم؟؟؟؟؟؟",
    "یکی از فانتزیام اینه که یه قوطی نارنجی رنگ بخرم و توش اسمارتیز بریزم تو جمع غریبه ها ادای آدمای مریض رو در آرم یکی ازم پرسید چی شده؟! بگم چیززی نیست همون سر دردای همیشگی!! بعد چندتا دونش رو بخورم بگم آآآآآه......!!!\nنمیدونین که آخر کلاسه ^_^",
    "فانتزیم اینه که تو دانشگاه بخورم به یه پسره اونم جزوش پخش بشه رو زمین منم هرهر بهش بخندم اصلا هم از همدیگه خوشمون نیاد هر کی هم بره سر خونه زندگیش!\nاما حیف که پسرا با خودشون جزوه نمیبرن :|",
    "فانتزی من اینه ک واسه ی بارم ک شده فقط یکبار ب مامانم  بگم حوصلم سر رفته اونم بگه\"دخترم خب برو اینترنت\"  آرزوش ب دلم مونده\nوالااااا...",
    "یکی از فانتزیام اینه که وقتی بستنی عروسکی رو باز میکنم قیافه ش شبیه عکس روی جلدش باشه ..................\nوالا از شکست عشقی بد تره \nانگار جن ظاهر کردی با این ریختش",
    "فانتزی من اینه ک وقتی دیدم ی آدمی ک از تاریکی میترسه وقتی نصف شب میخواد بره دستشویی همه ی چراغارو روشن میکنه بذارم وقتی از دستشویی دراومد و چشاش ب روشنایی عادت کرد همه ی چراغارو خاموش کنم. \nاینقدر حال میده ک نگو.هی هی هی\nاگه شما هم این کارو کردین ساکت وایسین و ب بسم الله گفتنش در حال برگشتن گوش بدین و فردا صبش اصلا ب روی خودتون نیارین ک فکر کنه جن بوده.از همون روز مینینن ک عین گروه ضربت تو خونه راه میره.\nحتماً انجام بدین و عکس العملشو برام بنویسین.خیلی خال میده جون تو.",
    "فانتزی من اینه که ...\nیه بار که داداشم بهم دستور داد براش چایی بببرم منم نامردی نکنم و براش ببرم ولی هر چی نمک تو خونه پیدا می شه رو بریزم تو چاییش آی که چه حالی میده وای که چقدر قیافش موقع خوردن چاییش دیدنی میشه ...!!!\nمردم آزاریم عالمی داره واسه خودش ...\nخخخخخخخخخ\nمریضم خودتی !\n^_^",
    "يكي از فانتزيام اينه كه تو يه جمعي بعد يه نفر برم دسشويي بعد بيام بيرون بلند بگم:آخرين نفر كي رفته دسشويي؟؟؟؟؟؟؟!!!!!!بعد طرف رنگش بپره و قند تو دلش اب شه بگه من........منم بگم شير آبو باز گذاشته بودي!!!!!!!!خخخخ...كرم درونه ديگه چه ميشه كرد!!!!!!!!؟",
    "يكى از فانتزيام اينه كه از طرف باشگاه هاى معروف مثه رئال و بارسا و منچستر و بايرن دعوت به همكارى بشم بعد خيلى مصمم بگم : متاسفم ، من فقط باسه استقلال بازى مى كنم ...\nبعد به خاطر التماس عاجزانه ى اونا به سمت رئال مادريد حركت كنم و از اونجا در كنار كريس در افق محو بشم ( عزيزم افق اينجا خز شده ولى اونجا هنوز نه :دى ) \n.\n.\n.\n.\n.\n.\nبله داداش به اين ميگن فانتزى LooooooL",
    "یکی از فانتزیام اینه که معلم دینیمون سر کلاس ازمون بپرسه:\nبچه ها به نظرتون ادما چند دستن؟منم بلافاصله اهنگ ادما از محسن یگانه رو براش بخونم\nادما کلا دو دستن.......یا زرنگن یا ساده........ساده ها واسه ی زرنگا سوژه ی سواستفاده\nبعدهم معلم بگه اهنگ گوش میدی؟بعد منم بگم :جان خودم تیتراژ فیلمه!\nومعلم بره تو افق محو شه",
    "فـانـتـزی چیـــست ؟ \nتــِــزی کـه فـان اســت :|\nخودم کشف کردمش بخخخـدا :)))))",
    "یکی از لذت هایی که دیگــــــه نیستـــــ...\nپولم جم کنم تا بشه 50 تومن بعد برم سر کوچه یه پفک اشی مشی که روش گنجیشک بود بگیرم دونه دونه له کنم و بشینم پای کارتون و بادست پفک های له شده رو بخورمــــــــــ...",
    "يکى از فانتزيام اينه که يه قنادى بزنم توش قند بفروشم!\nيه عطارى بزنم توش عطر بفروشم!\nيه قهوه خونه بزنم توش قهوه بفروشم!",
    "یکی از فانتزیام اینه که\nپلیس تو ایست وبازرسی ماشینم رو نگهداره …\n-بگه اسم ؟\n+بگم عباس\n-بگه نام پدر ؟\n+بگم عباس علی\n-بگه فامیلت چیه ؟\n+بگم عباسی\n-بگه از کجا میای ؟\n+بگم عباس آباد\n-بگه کجا میری ؟\n+بگم بندر عباس\nپلیسه شاکی شه !!! :|\n-بگه بی شرف منو سرکار گذاشتی :|\n+بگم نه به حضرت عباس:|\n   \nالبته فقط یه فانتزیه !! \nبی مزه هم خودتی ^_^",
    "یکی از فانتزیام اینه از این خواهر شوهرای باحال بشم با زن داداشم برم بیرون حال داداشمو با همکاریه هم بگیریم بعد من حال اونو بگیرم بعد ازش معذرت بخوام با هم خوب بشیم بعد دوباره ضایش کنم و این روند ادامه پیدا کنه :)))\nدیونه هم خودتونید.حالا هرکی جرئت داره بیاد زن داداش من بشه تا پوستشو بکنم !",
    "فانتزی من اینه ک یکبارم که شده تو این فیلما هندونه که قاچ میکنند سفید باشه... ینی میشه عایا؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟",
    "فانتزی  منم اینه که  فرت فرت پول بریزم جلو معلمام که همشونم فرت فرت نمره هامو 20 کنن (مخصوصا ریاضی و فیزیک) :-(\nحالا این حال زارمو  کسایی میدرکن که تجدید شدنو وقت دوباره خوندن ندارن :))))",
    "فانتزی من اینه واسه ی بار هم ک شده اون چیزی رو ک سر میز غذا نشون میکنم و واسش هزار تا نقشه میکشم بابام یا ابجیم با کمال خونسردی فرتی برش نداره!!!!!!!!!!!!!!!!\nوالا بخدا!!!!\nحصرت ب دل موندیم ی بار همچین حادثه ی رخ نده!!!\nایا شمام مث من هستین؟؟؟",
    "عاغا به جان خودم یکی از فانتزی های من اینه که بدونم کی چسب این دماغ عملی ها رو برمی دارن؟؟؟!!!\n...به اون دماغ رحم نمیکنی به اون چسب رحم کن!!!\nپووووسید !!! :((",
    "یکی از فانتزی های من اینه که با چتر نجات برم سوار تیاره بشم و از ارتفاع 50 کیلومتری بپرم پایین.\nواقعا چه حالی می ده!.!.!",
    "فانتزی من اینه که به بابام بگم دو هفته دیگه باید شهریه دانشگامو بدی اونم برگرده بهم بگه میبینی الان تو آمپاس شدیدی هستم تو هم هی قُمپز در کن شده دو تا کلیه مو میفروشم شهریه\nدانشگاتو میدم\nمنم بگم: دمت گرم، دمت گرم و به بالا نگاه کنم\nآقا من از شما میپرسم اینم فانتزی من دارم؟",
    "یکی از فانتزیای من اینه که برادر نداشتمو ببرن زندان گوانتانامو به جرم دزدی (براش پاپوش دوختن)\nمنم نقشه ی زندانو رو بدنم خالکوبی کنم خودمو بندازم همون زندان که راه فرارش از لوله های آب روشویی زندانه (بله زندان درجه1هروشویی هم دارههههه) موقع فرار پلیسا بدونن دنبالمون راه بیفتن منو باتیر بزنن برادرم فرار کنه و منو رها کنه (فک کردی منو با خودش میبره برادره کصافط داداش اینه تو فیلماس) من بمیرم روح سرگردانم بمونه زندان زندانیارو آزار بدم :)))))",
    "عاقا یکی از فانتزیام اینه که بتونم تو مهمونی آب هندونه مونده تو بشقاب رو سر بکشم. آی حال میده :))))",
    "یکی از فانتزی هام اینه که یه دفعه یه فانتزی بنویسم بعد یکی از کارگردان های هالیود (بر حسب اتفاق پارسی هم بدونه) بیاد بگه من از این فانتزی شما خیلی خوشم اومده میخوام اونو یه فیلم کنم و این داستان شمارو ۲ملیون دلار خریدارم !\nمنم با غرور کامل قبول کنم و اونم ۲میلیون دلار رو بده به من و فیلمش فروش بالایی کنه بعدش همه ی کارگردان های دیگه هم برای داستان فیلم هاشون بیان سراغ من ولی دیگه حیف دیر شده چون من با اون دو میلیون دلار یه پراید ، ۳۰ کیلو پسته ، یه گوشی از اونایی که راحت از جیب درمیاد و یه بلیط به افق خریدم و رفتم تو ویلای افقم زندگی میکنم و جواب هیچ کسم نمیدم حتی شما دوست عزیز …",
    "فانتزی من اینه یه بار هم شده یادم بمونه موقع تایپ مطلب زبان رو فارسی کنم\nهمین دیروز بود داشتم یه مطلب چندصفحه ای رو تایپ میکردم که بذارم تو فیسبوک ولی همش نگاهم به کیبرد بود اصلا به مانیتور نگاه ننداختم.\nخط اخر که رسیدم کم مونده بود از کت و کول بیفتم واقعا خسته بودم که نگاهم افتاد به مانیتور فهمیدم همش انگلیسی تایپ شده\nحالا تقصیر خودم بود ولی همچین کیبردو بلند کردمو دوباره با تمام زور انداختمش پایین که نگو",
    "یکی از فانتزی هام اینه که با ی دختر فقیر دوست شم بعد 2.3ماه که فهمید عاشقشم بگه که دختر یکی از بزرگترین تاجرهای ایرانه و داشته عشقم و امتحان میکرده :))))",
    "یکی از فانتزیام اینه گودزیلا دار بشم بعد برم خونه کسایی که میومدن گودزیلاهاشون رو ول میکردن تو خونه مون تا همه جا رو داغون کنن و خودشون هم هچی بهشون نمیگفتن، بعد گودزیلام رو ول کنم تا کل خونه شون رو با خاک یکسان کنن و منم در جواب چش غره هاشون فقط بگم الهیی قربون گودزیلای گوگوری مگوری خودم برم...\nخدایااااااا یعنی میشه به آرزوم برسم!",
    "فانتزی من اینه من و مخاطب خاصم برنده ی  کمک هزینه سفر به منطقه ی توریستی افق بشیم ...بعدش بریم اونجا محو بشیم و اونجا شناسنامه و پاسپورتمون رو پاره کنیم که پناهنده به حساب بیایم...\n.\n.\n.دیگه اونجابهمون خونه بدن و بعد 5سال اقامتمون رو توو افق بگیریم..بعد ازاینکه اقامت گرفتیم دیگه ظاهر نشیم به همون حالت محو بمونیم!!!!!!!\nای جوووووووون واسه این تراوشات مغزیم!!!!",
    "یکی از فانتزایم اینه که:\n اسم بابا رو بنویسم واسه کنکور بعدش هی بهش بگم”درس بخون!!”",
    "دختر عموم میگفت:\nفانتزیم اینه   واسم خاستگار میومد بعد من می گفتم:شما اومدید منو بگیرین؟\nاونا هم می گفتن:بله!\nبعد من می دویدم و داد می زدم:اگه می تونید منو بگیرید…اگه می تونید منو بگیرید…\nبازی می کردیم کلی هم دور هم خوش می گذشت :))))))",
    "فانتزیم اینه 1 شب، فقط 1 شب تا صبح بشینم پای نت\nمامانم 675 بار نیاد بگه چی کار میکنی\n(اگه مشغول درس خوندم باشم 1 دفم بیدار نمیشه ها)",
    "فانتزی من اینه که . . .\nبرم از کره جنوبی (پرسرعت ترین اینترنت جهان رو دارن!) یه سیم بکشم به خونمون وصلش کنم به سیستمم بشینم با یه کلیک بازی دانلود کنم !! چ حالی میده خخخخخخخ\nلایک : تو برو ما هواتو داریم !",
    "یکی از فانتزیام در دوران مدرسه این بود که توی سالن امتحانات روی دسته صندلی مینوشتم: : \"پشت این صفحه را نخوانید.\" بعد پشتش برای کسانی که پشت دسته صندلی رو میخوندن مینوشتم: \"دیدی فضولی!\"",
    "یکی از فانتزیام اینه که هروقت سر سفره نوشابه باز میکنم بیستا لیوان طرفم نیاد بگن برای ما هم بریز واقعا برام فانتزی شده تاز بعضی موقع ها به خودمم هم نمی رسه!!!!",
    "فانتزیم اینه که اگه ازدواج کردم پسر دار شدم اسمشو بذارم مایع دستشویی فوم اوه....\nخداییش خیلی کلاس داره\nبعدشم بفرستمش مدرسان شریف درس بخونه !!!",
    "عاغا فانتزی من اینه برم تو بستنی مینوس(بستنی فروشی شدیدا با کلاس شهرمون) بعد ببینم مخاطب خاصم با یکی دیگه نشستن دارن لاو میترکونن.بعد من یه نگااااااهی بهش بندازم و بگم \"یادم تورو فراموش\" وبرم بیرون بعد اون هی دنبالم بدوه منم محل سگ بهش ندم.\nاصن نمیدونم من چرا با این جمله اینقدر حال میکنم.\nروانیم عایا؟؟؟؟",
    "یکی از فانتزی های دوران بچگیم این بود که سوار هواپیما بشم وقتی اون بالا هستم کسایی که از پایین واسم دست تکون میدن من هم واسه اونا دست تکون بدم.",
    "مهم ترین فانتزیم اینه :\nاونقدر که مامانم میگه خوشتیپ باشم.\nیا اونقدری ک بچه م قپی میاد پولدار باشم.\nیا اونقدری ک زنم بهم شک داره زن داشته باشم.",
    "یکی از فانتزیام اینه که برم بغل خیابون و داد بزنم تاکسی.\nتاکسی وایسه بگه:کجا میری.\nمن بگم:دربست تا افق. اونم نامردی نکنه بره تا افق !",
    "یه فانتزی که قبلنا در کودکی داشتم این بود که بچه درسخون کلاسمون رو بدزدم و بعد انقدر با مشت تو کلش بزنم تا حد مرگ بعد بکشمش و مغزشو در بیارم تو سر خودم بزارم !",
    "یکی از فانتزیام اینه بفهمم:\nاینایی که پایین پستاشون برای یه لایک شونصد تا موضوع مینویسن،مثلا:\nلایک=....\nلایک=....\nلایک=....\nبفهمم اینا اگه من لایک کنم از کجا می فهمن منظورمو.\nششفاف سازی میکنم تو امپاس نیافتین:\nمثلا:\nلایک=ما خریم\nلاک=اونا خرن\nلایک=شماخرین(دورازجون)\nالان من لایک کنم،کی خر میشه این وسط؟\nیکی واسه من شفاف سازی کنه.\nلایک:به ضرص قاطع میگم مام تو همین امپاس افتادیم.(همون مشکل مام هست خودمون)",
    "-={Yahyaa}=-\nفانتزی من اینه یه هکر باشم و سایت رو هک کنم و مطالب بی مزه و اس ام اس های تکراریه خودم رو تایید کنم و هرچقدر دلم بخواد لایک بزنم\nبگو خب\nپول منو بدین من برَمممممممممم\n1.لایک = تمام جک های بی مزه ما رو هم لایک کن\n2.لایک = با این فانتزی حتماً هکر میشی !\n4.لایک = خواب از سر مسئولین 4 جوک پرید\n4.لایک = به همین خیال باش\n5.گزینه یک تا چهار صحیح میباشد= لایک",
    "یــعــنــی یــکــی از فــانــتـــزیـــامــــم ایــنــه کــه مــوقــعــی کــه مــیــخــوام دســت چــپ وراســـت و نـشــون بـــدم بـــدون ایـــنــکه فــکــر کــنــم بــا کـــدوم دســت خــودکــار دســتــم مــیــگــیــرم و ادای خــودکــار دســـت گــرفــتــنــو دربــیــــارم بــفــهــمـــم کـــدوم چــــپه کــدوم راســت!!!\nنـمـیــدونـم چــطــور مــیــخـوام پــس فـــردا بـــه بــچــه هـــای مــردم چــپ و راســتـــو یـــاد بـــدم!!\nوالا...",
    "فانتزیوم من اینه که یه کارخفن انجام بدم دعوتم کنن ماه عسل بد وقتی دارم حرف میزنم یهو مجری بپره وسط حرفمم من بهش برگردم بگم \"هی شاسکووول.....داشتم حرف میزدما\"\nآغا این عقدمو خالی کنم ینی میشه!!!!",
    "یکی از فانتزیام اینه زنگ بزنم پلیس بگم سلام خسته نباشید اقا اینجا پر مرده اس بعد اونم با تعجب و حول ( هول هل حل )کرده بهم بگه یا ابالفضل شما الان کجایید منم بگم قبرستون!!\nبعد اونام فک کنن مسخره شون کردم قط (غطع قتع قطع حالا هرچی ) کنن بعد بیان تا منو بگیرن تا برا دیگران عبرت (املای اینو بلدم ) بشه بعد بیان ببینن حرفام صحت داشته شرمنده شن (ضایع بشن )\n\nلایک:اگه بیشتر از 1000 تا لایک بخوره این کارو بکنم.",
    "من همیشه فکر میکردم ادم بد شانسیم. تا اینکه با 4جوک اشنا شدم و از اون به بعد من هر روز برنده جایزه میشم. :|\nاثن چهار پنج وضعی.\nجالب اینجاس بالاشم نوشته اگر صفحه رو ببندین دیگه باز نمیشه.\nبزرگترین فانتزی من باز نشدن اینه.\nهر وخ باز میشه مخم میره تو امپاس. اونم نه امپاس آمــپــااااس!",
    "یکی از فانتزی های من اینه ک سازنده های سایت4جوکو ببینم بعد از ته دلم دستشونو بفشارم تا استخونای دستشون خورد بشه آخه 4جوک از مواد مخدرم اعتیاد اور تره !\nمن دیگه دارم میرم کلینیک ترک اعتیاد ولی فک نکنم جواب بده\nشما هم مثل من اینقدر موتاد شدید عایا؟؟؟؟",
    "عاقا مهمترین فانتزی من اینه که بالاخره بفهمم ضرص قاطع و لوقوز نخون و قمپز در نکن رو چه جوری مینویسن.\nولی انقدر فکر کردم که مغزم هنگ کرد دیروز یه دونه جدیدشو گرفتم بلد نیستم از جعبش درش بیارم یکی کمک کنه\nشما هم اینجورین یا من فقط هنگ کردم عایا؟\nدر ضمن با لایک کردن دستتون اوف نمیشه\nدر طی تحقیقات اخیر دانشمندان ثابت شده به بصل نخاع هم اسیب نمیزنه\nو شما دوست عزیز زود لایک کن بگو خب!",
    "سلـام آغـا\nفانتزی من ایـنه کـه یـه بـادیـگارد داشته باشم خیلی خـشک!\nبعـد یـه روز بـیاد بهم بگه:مـن عاشق شماشـدم:)\nمن:چـــی؟\nبادیگارد: مـدرسـان شـریـف\nمن:من عـاشـق کـباب پز پلینـم:(\nاون:یاباهام ازدواج کن یامنو بکش..\n.\n.\nومن هم اسلحه رو ازش بگـیرم و بکشمش بعدم اسلحه رو بفروشم با\nپولش بسته ی آموزشی بالابالا بخرم ادامه تحصیل بدم...بـــــــعـــله \n\nلایک:هوش اقتصادی داری آفرین",
    "یکی از فانتزیام اینه که یروز دارم تو خیابون راه می رم که ناآگاهانه به ینفر تنه بزنم . بعد اونم  بی وقفه شروع به فحش دادن و بد وبیراه گفتن بکنه .\nبعد از مدتی که خوب من  را فحش مالی کرد ، کلاهمو را از سرم بردارم و محترمانه معذرت خواهی کنم و در پایان بگم : مادمازل من شورشی زبل هستم .\nبعد اونم که بسیار شرمگین شده ،عذر خواهی کنه و بگه:چرا شما خودتان را زودتر معرفی نکردید ؟\nمنم در جواب بگم: شما آنچنان غرق معرفی خودتان بودید که به من مجال این کار را ندادید!!!بعد برم توی پرسپکتیو خیابون محو بشم.\nمن\nمن\nبازم من\nلئو تولستوی\nوبا تچکر از ساکنین خیابون که در ساخت فیلم کمک کردند !",
    "یکی از فانتزیام اینه که دکتر بشم بعد یه روز تو خیابون راه برم یه ماشین بزنه بهم\nمنم محل ندم ، ‌بلند شم تو خیابون راهمو ادامه بدم !\nمردم چشاشون گرد بشه ! حالا شاید سوال پیش بیاد که دکتر چی بود این وسط ؟\nاون دیگه به شما ارتباطی نداره ! من میخوام تحصیلاتمو ادامه بدم !!!",
    "یکی از فانتزیام اینه که وقتی با زنم دعوام شد خودمو کنترل کنم ، نازش کنم و بزارم بخوابه …\nوقتی خوابید قشنگ برم سر وسایل آرایشیش با ریملش کفشامو واکس بزنم …\nکرم دور چشم و شبشو بمالم به تایرای ماشینم …\nبا مداد سیاه دور چشمش خشای روی کفشمو پر کنم …\nبا دستمال مرطوبشم میتونم میز کامپیوترمو قشنگ تمیز کنم ،\nبا موچینش یه حالی به موهای دماغم بدم …",
    "یکی از مهمترین فانتزیای زندگیم اینه که یه روز برم کُره جنوبی فقط 48 ساعت بهم وقت بدن تمام چیزایی رو که توی این چند سال میخواستم از اینترنت دانلود کنم ولی بخاطر سرعت پایین نتونستم ؛ رو دانلود کنم و برگردم...\nبه خدا برمیگردم:)\nاصن همینجا قول میدم خوبه؟؟\n(کره جنوبی پرسرعت ترین اینترنت جهان را داره)",
    "یکی از فانتزیای من اینه که 1روز با چرخ دستی برم جلو دانشگاه شریف مدرک بفروشم بعد رییس دانشگاه به دانشجوها بگه از این دست فروشه هله هوله نخرید !!!\nمدرک 10 شاعی !",
    "فانتزی من اینه که آأامس خرسی رو اندازه توپ والیبال باد کنم بعد بترکه کل صورتم آدامسی شه ^_^\n.\n.\nآرزو بر جوانان عیب نیس حااااجی :)))",
    "یکی از فانتزیام اینکه یه 50 هزار تومنی رو خورد کنم همش و یک ریالی کنم بعد برم به 100 سال پیش یه دلی از عذا در بیارم ای حال میده ..... همشو خرج کنم :ِ \nبا این تورم مگه ادم فقط تو فانتزیاش سیر و سفر کنه !",
    "یکی از فانتزیام اینه که تو محلمون ۱۰تاپسر غریبه به دختر همسایمون تیکه بندازن و من غیرتی بشم کله کنم برم براشون ۱۰تاشونو لت و پار کنم و بعد بهشون بگم “خودتون خواستین من دعوا نداشتم” ، بعد دختر همسایه این صحنه رو ببینه کف و تف قاطی کنه تا میخواد بیاد سمتم که ازم قدردانی کنه یهو مادرش با چادر گُل گُلی از خونه بیاد بیرون و ببینه ۱۰نفر پاره پوره رو زمین دارن خاک میخورن ، متوجه جریان میشه و با یه حالت بغض آلود بیاد سمتم بگه داماد من …\nمن : بله مادر ؟\nبگه : من همیشه آرزو داشتم همچین پسر رخشی داشتم !\nمن : ولی مادرم تو همیشه به چشم یه پسر بد منو نگاه میکردی ، تو همیشهیه کاری میکردی که آمارم پیش بقیه همسایه ها خراب باشه ، تو به من تهمت میزدی (با صدای آلن دلون)\nدر همین حین یهو صدای کف زدن به گوشم میرسه ، برگردم ببینم ۲۴۹ نفر دارن برام کف میزنن به خاطر جان فدایی و دیالوگ زیبام ، بعد یهو ببینم یه افق داره از سمت راستم میاد ، دوستداشتم بیشتر دیالوگ بگم که همسایه هابیشتر کف بزنن ولی مجبور شدم تا افق نرفته توش محو بشم …",
    "یکی‌ از فانتزیام اینه که یه پتو اختراع بشه که سوراخ سوراخ باشه ، واسه ماهایی که همیشه گرممونه ولی‌ بی‌ پتو هم خوابمون نمیبره...",
    "يكي از نادخ ترين فانتزياي من اينه كه تيم ملي تو جام جهاني تو گروه مرگ كه:اسپانيا و المان و برزيل هستن بيفته و بعد از اينكه همه رو با 6 تا ابكش كرد به عنوان تيم اول بره مرحله بعد اونجا به انگولا ببازه و حذف شه و بازيكنا ناهموار بودن زمين و بهونه كنن !!!\n(همون قضيه عروس بلد نيس برقصه ميگه زمين كجه)\nبه افتخار ايراني با غيرت.................",
    "يكي از فانتزيام اينه كه هرچه زودتر توي عمود محو بشم.\nآخه شنيدم افق خيلي شلوغ شده ديگه جا نداره.\nلايك = منم ميام عمود",
    "تنها فانتزی من اینه که فقط یه شب با بابام سر دیدن اخبار یا سریال بحث نداشته باشم\nآخه یکی نیست به این بابای من بگه این همه سال اخبار رو کامل نگاه کردی چی گیرت اومد؟؟ خب بزار منم حداقل یه بار یه قسمت این سریال رو کامل ببینم حداقلش اینه که آرزو به دل نمیمرم\nکسایی که هر شب تو خونشون این داستان رو دارن....بزنن این لایک رو",
    "یکی از فانتزیام اینه که\nیه روز دارم تو یه کوچه باغ راه میرم یه سیب رو زمین پیدا کنم\nبعدش یه گاز بزنم ..یهو یادم بیاد ک حلال نیست\nبرم در خونه صاحب باغ بگم میشه منو ببخشین\nبگه به یه شرط ...اگه با دختر کور و کچل و کوچولوی من ازدواج کنی\nمنم بگم من ک میدونم دخترت چ هلویی پس منو سر کار نذار\nبگو حلال میکنی یا نه\nآره دیگه اینجوری کل داستان های دوران بچه گیمو خراب کردم ححح\nدیوونه هم خودتونید !",
    "فانتزي من اينه كه واسه يه بارم كه شده يه نفر تو جواب اردلان خان \"سریال مادرانه\" ﺑﮕﻪ خب .....!!!!",
    "يكي از فانتزي ترين فانتزي هام اينه كه وقتي امتحان دارم كتابو بگيرم جلو صورتمو تند از اول تا اخرشو ورق بزنم بهد همه مطالبش يه جا بره تو ذهنم در هم نياد :-))))))))\nآي حال ميده......آي حال ميده.....",
    "یکی ازجوجه تیغی ترین قانتزیام اینه که:\nیه صندوق امانات بگیرم توش یه چیزمهم هسته ای بزارم بعدبخوان بخاطرش ترورم کنن....\nمنم فرارکنم توسپیده محوشم..\nکسیم دستش به اطلاعات نرسه وتوعموددنبالم بگردن...\nلایک=عقده مهم شدن داری؟\nجواب لایک=نه عقده ی تو سپیده گم شدن دارم...",
    "یکـــی از فـــــانتزیـــــام ایـــــــنه که وقــــتی جـــــواب کـــــنکـــــور مـــیاد بــا یـــــه هیــــجان خاصـــی!!! بیــــام طرف بـــابــــــام بگم:\nهوووووورررررررررراااا بــــابـــا جون بالــــاخــــره قــــبول شــــدم جــــانــــمی جان....خلاصــــه بــابـــام بـا یــه هـــیجان خـــاص دیـــگه ای بـــگه :\nپـــسرم بـــابــا جـــون دمــــت گــــرم بــالــاخره رو سفـــیدمـــون کــــردی بـــیا بـــغل بـــابــــایی نشـــون بده کارنــــامه رو بــــبینم چــــی کــــردی بعــــد مــــن نـــتیجه کــنکور رو نــشون بــدم بــعد بـابــام کـم کـم خـودشو عقب بکـــشه رنگـ و روش بپـره بگـه ای خـاک تـو اون سـرت ایـن هـمه کتـاب کمـک آمـوزشـی بــرات خــریدم خــودمو گــذاشتم تــو آنــپاس شــدید که رتــبت بشه 100هزار بــعد بــا یــه جـــفت پــا کشــویی قضــیه رو ختـــم بـــه مرگ بنـــده کنه!!!\nخـــو لا مصـــــب از هـــر طـــرف به قضـــیه ی کنـــکور نیـــگا می کـــنم فانـــتزی معــــکوســــه...\nLIKE = زیاد خودتو تو آنپاس قرار نده ... خدا تو رو از وجود عقل محروم کرده... دنیا دو روزه عزیزم...",
    "یکی از فانتزیامم اینه که برم تو یه فیلم ترکیه ای بازی کنم و بشم نقش اول و سریاله کلی معروف بشه که این دخترای ایرانی اینقد نرن عاشق مردای اجنبی بشن بیان عاشق خودم بشن :)))))))))))\nبححححححححححححححححله یه همچین ادم فداکاریم من :v",
    "فانتزی من اینه که به بابام بگم دو هفته دیگه باید شهریه دانشگامو بدی اونم برگرده بهم بگه میبینی الان تو آمپاس شدیدی هستم تو هم هی قُمپز در کن شده دو تا کلیه مو میفروشم شهریه دانشگاتو میدم\nمنم بگم: دمت گرم، دمت گرم و به بالا نگاه کنم\nآقا من از شما میپرسم اینم فانتزی من دارم؟\nO_~\nاولین پستم نیست ولی اولین فانتزیم که هست!",
    "&&&&&  JAJOoL  &&&&&\nفانتزی های ذهن من :\nوقتی تنها میشی دوستاتو از اینترنت دانلود کنی …\nروزا که پشه ها خوابن بری بالا سرشون ویز ویز کنی …\nموهاتو بزنی قهر کنه درنیاد …\nاز خودت فرار کنی گم شی …\nبرق بره با بزرگترش بیاد …\nاشتهات کور شه ببریش مدرسه نابینایان !",
    "یکی از قانتزیام اینه که دیگه هیچ وقت برنده نشم!! :o\nاگه گفتین برنده کجا؟؟؟\nبله درست حدس زدید \nبرنده شدن توی این پنجره تبلیغی\nکه تو سایت 4 جوک باز میشه!!\nشوما هم این فانتزی رو دارید؟؟",
    "یکی از آرزوهام اینه که وقتی دارم با ماشین آخرین مدل (مثلا لامبورگینی یا آئودی تی تی) تو خیابون رانندگی میکنم ییهو سر از تونل زمان در بیارم و برم اون زمانها که تازه ماشین اومده بوده تو ایران . خدائیش دیدن داره قیافه آدمهای اون دوران . تصورشو بکن وقتی داری با دنده یک آروم  رو سنگ فرشای خیابون از جلوی چشمهای از کاسه درومده و فکهای به زمین چسبیده رد میشی ؟؟؟؟",
    "یکی از فانتزی هام اینه که یکی بیاد بهم بگه امام زمان ازت راضیه \n.\n.\n.\nلایک = انشاالله امام زمان خودش به زودی ظهور می کنه وبرای صحبت با ما نیازی به واسطه نداره",
    "عاقا در هال حازر یکی از عمیق ترین و لذت بخش ترین فانتزی هام اینه که صب وقتی وارد اینترنت میشم و 4جوکو باز میکنم مطلبم تأیید شده باشه!!!\n.\n.\nینی لذتش با سر کشیدن یه پارچ شربت زعفرونی تو ماه رمضون وقتی حواست نی روزه ای برابری میکنه!\n.\nبخل نکن بزن لایکو!",
    "فانتزی من اینه که به مخاطب خاصم بگم عزیزم میخوای این سرویس طلا رو برات بخرم...اونم بگه ممنون عشقم ولی من تورو بخاطره خودت می خام نه این چرتو پرتا ...منم بگم میدونم قابلتو نداره\n.\nلایک=مگه فیلم هندیه\nلایک=اخه تو پولت کجا بود سرویس طلا بخری\nلایک=اصن تو که مخاطب خاص نداری",
    "فانتزیه من اینه:\n\n\nاگه دانشمندبودم یه ربات{رباط} اختراع میکردم که باقمه بیفته دنبال کسیکه دمپایی دستشویی خیس کرده!!!!!!!!!!!!!!!!!!!\n>\n>لایک:اگه موافقی لایک کن تا دانشمندا رسیدگی کنند!!!!!!!!\nلایک:آره معلوم تودستشویی چیکارمیکنند؟؟؟؟؟عایا دوش میگیرند؟؟؟؟؟؟؟؟",
    "سلامــ:)\nالان داشتم تو سایت میگشتم که یه اس ام اس خوندم درمورد مادربزرگ ها.....\nآخ که چقد دلم گرفت و تنگ شد واسه دو تا از عزیزام که دیگه نیستن:(\nبرام شده فانتزی ....اخرین باری که شهرستان بودم و من گیج نرفتم که ببینمشون:( \nای خداااااااااااااااااا هنوز باورم نشده.......کاش برگردم به محرم سال پیش و برم دل سیر ببینمشون....پدربزرگ و مادربزرگ عزیزم رو :(\nاونایی که هنوز داریدشون قدرشون رو بدونید تا مث من بعدش حسرت نکشید .....\nصلوات بفرستید واسه شادی روح همه ی عزیزای درگذشتمون......و سلامتی اونایی که هستن............",
    "فانتزی من اینه تو این ماه رمضونی، حواسم نباشه ی چی بخورم.  لامصب تو این ۴ سال ی بارم إتفاق نیفتاده!‏",
    "یکی از فانتزیام اینه که:\nتو خونه مثل کامپیوتر یه قسمت سرچ وجود داشته باشه که هر چی رو نتونستیم پیدا کنیم تو اون جا بنویسیم و اونم پیداش کنه و بیاره یا جاشو بهمون بگه جالب میشه نه؟\nلایک=موافقم",
    "سلام. \nیکی از فانتزیام اینه که دارم کنار یه رودخونه راه میرم با یه عینک دودی خفن مدل 2014 که هنوز توی بازار نیست.. که ناگهان از وسط رودخونه یه زیر دریایی به بزرگی 070 متر بزنه بیرون .منم که اصلا تعجب نکردم از کنارش رد بشم و صاحب زیر دریایی هم به خاطر این کارم هنگ کنه و کلا ریتارت بشه. اره داشتم میگفتم. بعد ناگهان عشجم زنگ بزنه بده من تو دردسر افتادم بیا کمکم منم زنگ بزنم بروبچ اوانجرس بیان . بعد از چند دقیقه معتلی با بروبچ اوانجرس برسیم ببینم بله هرکول و پسر جهنمی که تازه شاخشو تیز کرده عشجم رو گرفته منم که اصلا حال ندارم بگم داش هالک بزنه کتلتشون کنه و منم در اون حین(هین) لباسمو درارم و بم سوپر من و برم عشجمو از توی اون درگیری نجات بدم و با هم بریم به یه دنیای دیگه . و یدفعه مامانم با لگد بزنه تو صورتم بگه بسه دیگه بلند شو اون هیکل بریختو جمع کن حالم بهم خورد . ....",
    "فانتزی من اینه که بدونم:\nادم هایی مثل محمد جواد واقعا وجود دارن؟ یا اینجور شخصیت ها فقط مال تو فیلما هستن؟",
    "بدم مي اومد واقعا به دوستانم هم ميگفتم نکشید این سیگار لعنتی رو  حتي با افراد سيگاري  نمي پلکيدم .\nوقتي بخاطرش با مادرم دعوا کردم  بعدش مث سگ پشيمون شدم . تو دلم گفتم بخاطر يه دختره غريبه ببين چي کاري کردم با مادرم هموني که منو بدنيا اورد هموني که بهم تربيت داد  همونی که بهم کمک کرد روي پام وايستم . هموني که شبا بيداري ميکشيد تا منو خواب کنه\nاز اون موقع من شدم يه پسر افسرده يه پسر بد اخلاق يه پسر سيگاري  يه پسر فانتزي گرا .",
    "یکی از فانتزیام اینه که دانشگاه قبول شم 13 سال درس بخونم دکتر شم بعد یه وانت بخرم گوجه بفروشم خخخخخ\nلایک:ما به سلامت عقلت شک داریم\nجواب لایک:منم همچنین خخخخخخخ\nبامراماش لایک کنن",
    "یکی از فانتزیام اینه که تو کنکور رتبه اول بیارم بعد بهم زنگ ببزنن تازه همون موقع هم تو تلویزیون هم نشون بدن بعد که خبر بهم میدن من  خیلی عادی بگم خب ممنون خدافظ . \nیعنی ضد حال میخورن ها \nهی یعنی میشه",
    "یکی از فانتزیام اینکه\nتوی این فیلملا که وقتی طرف تیر میخوره یا چاقو میخوره یا به هر نحوی کارش به بیمارستان و عمل کردن میرسه...  پرستار میگه مریض خیلی خون از دست داده و به خون احتیاج داریم... وقتی همراهاش می پرسن چه گروه خونی؟ نگه Oمنفی ....  عایا چرا یه بار فقط یه بار نمیگن A یا Bیا حتی Oمثبت....چراااااااااااااا...عایا",
    "یکی از فانتزیای افسون خانوم اینه که:\nبابام مثه ممد جواد تو مادرانه همش دنبال کارای دوستاش باشه و بیرون باشه بعد وقتی میاد خونه مامانم مثه زنش ک یادم نی اسمشو براش چایی بیاره بگه خسته نباشی !خیلی زحمت میکشی!!برات بالش پتو بیارم استراحت کنی عایا؟؟\n****!!!افســــــــــــــون!!!*****\nمیگم لایک کن،بگو خب!:‏|‏",
    "یکی از فانتزیهام اینه که یه دریایی یا اقیانوسی خشک بشه و من برم توش بگردم!!!\nخدایا یعنی میشه...",
    "یکی از فانتزی هام اینه که یکی با هفت تیرش منو خلاص کنه  بعد صفحه ی پشت 4جوک رو واسه من مشکی کنن این ماموت بالای صفحه هم زجه بزنه...همینو بس",
    "یکی از فانتزیام اینه که با لباس مبدل برم افق همه ی برو بچه های 4جوک رو که رفتن تو افق محو شدن یا قایم شدن ویا با تطمیع ویا ارعاب, خواسته یا ناخواسته به هرنحوی خودشون رو به افق رسوندن رو به میهن عزیزمون برگردونم وخانواده شون رو از نگرانی دربیارم وبشم قهرمان 4جوک.چه وضعشه آخه هر کی از مامانش قهر میکنه میره افق.لطفا حرمت افق رو نگه دارید.",
    "فانتزیم اینه که بتونم گوشی مورد علاقه مو از اینترنت دانلود کنم",
    "یکی از فانتزیام اینه برم اداره اگاهی بگم ببخشید افسر نگهبان کجاست اونام بگن میخوای چیکار منم با کمال حس تاصف (طاسف  تاسف)بگم میخوام خودمو معرفی کنم بعد یارو (پلیسه دیگه) دستمو بگیره ببره پیش افسر نگهبان بگه بفرما مام که خجالتی بگیم نه اول شما اون بگه من بگم اون بگه من بگم تا بلاخره افسر نگهبانه قاطی کنه بگه بگو خودتو معرفی کن منم بگم بنده اقای مهدی هستم فرزند بابام به شماره شناسنامه 137.....سه تا شماره اخرش 465 از شما کمال تشکر را دارم \nخدانگهدار\nلایک: اون با کماله تاسفش چی بود په \nجواب لایک: فرمالیته بود کسی شک نکنه\nهر کی لایک نکنه....\nنکرده دیگه من چی دارم بهش بگم\nبامراماش لایک کنن",
    "فانتیزیه من اینه که یک روز از خواب بیدار بشم مامانم بجای اینکه بگه سریع اتاقتو تمیز کن بگه گلم صبح بخیر\nلایک:♥\nلایک:♥\nبچه ها تازه عضو شدم با لایک هاتون شادم کنید♥",
    "یکی از فانتزیام اینه پسرم )1سالشع( بزرگ بشه ، 1 بهش بگه جون مادرت، اونم غیرتی بشه \nناشکری نمیکنم بگم بچم گودزیلایی چیزیه ها، هروقت میبینه ما شش دنگ هواسمون به 1 فیلمه بی رو درواسی با او 1 وجب قدش خودشو بچهاردست و پا به تلویزیون میرسونه و خیلی فانتزی تلویزیونو خانوش میکنه و غش غش میخنده و دست نیزنه\nشما خودتون بگین این که دهه نوریه و امروز تازه شده 1 سالش از گودزیلا هم بدتر نیست؟",
    "راسش بابای ما همیشه واسه خودش اب معدنی می گیره میگه معده ی من حساسه و شیشه اب جدا از بقیه ی شیشه ها می ذاره یکی از فانتزیام اینکه یه بار شیشه ی اب معدنیش رو خالی کنم و بعد شیشه رو با اب شیر پر کنم و بذارم سرجاش",
    "فانتزی من اینه روزی که از این دنیا رخت برکندم تو تمام لیگ های فوتبال دنیا از چین تایپه بگیر تا لیگ برتر انگلستان بمناسبت این رخت برکندن، یک دقیقه سکوت اعلام کنند",
    "یکی از فانتزیام اینه که بایکی از استادای زن ذلیل دانشگامون ازدواج کنم بعد همش سرکلاس ضایش کنم اونم نتونه چیزی بم بگه بعد شب امتحان کلی خودمو براش لوس کنم سوالا رو ازش کش برم صبم زودتر از اون برم سوالا رو به همه لو بدم واااااااییییی چه حالی بده               لایک:حتما به ارزوت میرسی                                                     لایک :خاک برسر خوش خیالت",
    "فانتزی من اینه که واسه یه بار هم ک شده فققققققط یه بار هم ک شده این ماه رمضونی شبا بجای اینکه بشینم پای 4جوک برم نماز شب ودعاو.......بخونم\nوالللللللاااااااااااا بخدا از کارو زندگی افتادیم\nحداقل بزن لایکو شادشیم...",
    "ترانه \"تصور يه لايك تو\" از خواجه جاستين(تيتراژ پايانى سريال \"فورجوكانه\")\nمنو با فانتزيم رها نكن\nتو هم به كار لايك زدن برس\nاگه هنوزم فانتزى ميخاى\nخودت به داد پست من برس\nمن از تصور يه لايك تو\nرو شونه ى تو گريه مىكنم\nمنى كه لايك ازت ميخام فقط\nببين چه پستايى رو هديه مىكنم\nتمام ع___مر رد شدم از لايك\nببين كجا ميخام يه لايكتو\nبه پست ق__بل نگاه نمىكنم\nكه نا اميد نشم به لايك تو\nبه هر طري___ق ازت يه لااايك ميخام،ولى براى پست من كمه\nخودت به م___ن بگو فداى پست توپ تو هزار تا لايكم__ه \nمنو با فانتزيم رها نكن...",
    "فانتزى من اينه كه بدونم خربزه كجاش لرز داره",
    "یکی از فانتزیام اینه تو سال تحصیلی جدید وقتی معلم منو برا درس صدا زد بهش بگم:من درس نخوندم بگو خوب!",
    "یکی از فانتریام اینه که یه دراکولا پیدا بشه گازم بگیره بعدش قبل از اینکه خونمو بخوره، بمیرم از دستش فرار کنم.\nبعدش در اثر گازی که منو گرفته خودم تبدیل به دراکولا بشم تا ابد خوشگل و جوون بمونم...\n(فقط این فانتزیم یه مشکل داره، اونم اینکه نمیدونم با چی تغذیه کنم بعد دراکولا شدنم!!!)",
    "یکی از فانتزیام اینه که یه خواننده مشهور بشم بعد جاستین بیبر ازم تقاضای کنسرت دونفره تو لاس وگاس بکنه منم یکم ناز کنم بعد قبول کنم برم لاس وگاس هفت تیرمو در بیارم بذارم رو شقیقه ی جاستین تا دم در ببرمش سوار ماشینش کنم ببرمش یه جای متروکه 3روز هیچی بهش ندم و اهنگای مزخرفشو بذارم گوشض کنه تا بفهمه ما چی میکشیم در اخرم FBI(فدراسیون باقالی خوران ایران خخخخ) بیاد بگیرتم ازم تشکر کنه و بگه راحتون کردی دستت درست بعد ازم بپرسه تقاضایی داری منم خیلی خاضعانه (خازع انه خاذ آ نه) بگم سند کاخ سفید کافیه\nاونام ببینن خیلی پررو شدم ترانسفرم کنن ایران منم با استقبال عمومی همراه شم.\nلایک:خدا از دهنت بشنوه کاش جاستینو میکشتی\nجواب لایک: میخواستم بکشمشا گفتن بدآموزی داره نکشتمکش\nمقلطه نیا قومپز در نکن منو نذارید تو امپاسا لایک کنید",
    "یکی از فانتزیام.................نه.......... اولین و اخرین فانتزی من اینه که\nیه روزی مامان و بابام برگردن تا واسه همیشه پیشم بمونن\nتا واسه همیشه داشته باشمشون\nتا واسه همیشه از محبتشون بی دریغ نمونم\nواسه همیشه......................",
    "****781****\n\nیکی از فانتزیام اینه که فوتبالیست بشم گل بزم کلی خوشحالی کنم بازیناهم بریزن روم بعد ببینیم پرچم کمک داور اومده بالا یعنی افساید بعد بگیم ای بابا",
    "یکی ازفانتزی های حیلم اینه یه روز که دارم فیلم مورد علاقمو نگاه میکنم وسطش پیام بازرگانی بیادو اقای ایمنی نکات ایمنی توضیح بده ومنم قاطی کنم برم شیر گازوبازکنم اقای ایمنی که اومدتابیاد حرف بزنه جوری چکش بزنم که راه خونشو گم کنه کصافططططط باروحیه ادم بازی میکنه.",
    "به عنوان دارنده پر لايك ترين پست هفته دعوتم كنن برنامه ماه عسل(فانتزيم اينه!) بعد مجريه همينجو بم زل بزنه و تا يه ربع حرف بزنيم يهو بگه يه سورپرايز برات داريم،با اشاره مجرى دو تا آقا داخل بيان كنار من بشينن مجرى بگه اينارو ميشناسى؟ اين مدير همون سايتيه كه پستاتو ازش كپى ميكنى! اون يكى پليس سايبريه!!\nبعد من همينجور كه عرق شرم ميريزم و آبش محوطه رو گرفته و تا زانومون رسيده داش عباس با يه قايق موتورى بياد سند فورجوكو بذاره تا آزاد شم يهو سلنا سوار فيل فورجوك پيداش شه بگه عباس من اومدم بچه هامو ببرم عباس بگه فعلا بزا فرزادو آزاد كنم بگو خوب!\n_خلاصه هردومونو ببرن زندانو تو پايان برنامه خواجه جاستين ترانه سريال \"فورجوكانه\" به نام \"تصور يه لايك تو\" رو بخونه:\nترانه در پست بعدى",
    "فانتزی من اینه که با یه شات گان برم تو افق کسایی که میخوان تو افق محو شنو از زمین محو کنم",
    "فانتزی من اینه که بدونم رنگ واقعی افتاب پرست چیه ؟؟؟؟\n.\n.\n.\n لامصــــــــــــبا هر وقت یه رنگن !!!!",
    "بروبچ وضع شما خیلی خوبه من بچه یعنی اوایل دوران نوجوانی فکر میکردم یه کسی تو آلمان منتظرمه هرروز فانتزیم بود که برم آلمان اون کسی که منتظرمه رو ببینم هنوزم اینقدرتحریم نشده بودیم بخدا یه اوضاعی بود نپرس اخه کسی نبود بگه احمق زبون آلمانی بلدی پاسپورت داری میرفتی اونجا مثل بزاونونگاه میکردی که چی بشه اما بخدا این احساسو داشتم الانم دارم دعاکنین یه روز برم شاید فانتزیم واقعی شد",
    "يكي از فانتزيام اينه كه يه اسب داشته باشم بعد با خانواده بريم كنار دريا من اسب سواري كنم دريا طوفاني بشه يه موج بزرگ بزنه منو اسبم ببره\nبعد بابام از دور ببينم داره مياد طرفم و اسب رو نجاتش ميده و من توو افق غرق ميشم. مخاطب خاصم نداشته باشم كه بياد نجاتم بده فردا صبحش مامانم به بابام بگه كو پسرمون؟!!!!! \nبابام:حتما بازم پاي كامپيوتره؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟\nمامانم:شايدم با دوستاش رفته بيرون؟؟؟؟؟؟؟؟؟\nيعني فك كن نبودنم چقد احساس ميشه؟؟؟؟؟؟",
    "یکی از فانتزیام اینه که بعد از افطار بتونم همه خوراکی هایی یو که تو طول روز هوس میکنما بوخورم \nلایک:ارزو برجوانان عیب نیست.",
    "یعنی میشه خدا یه روز تو همین ماه بیام تو 4jok یه جوک بذارم بعد یهو ببینم سیستم هنگ کرده ! 2 دقیقه واستم هیچ اتفاقی نیفته ! 3 دقیقه واستم یهو صفحه ارسال جوک بازشه که نوشته باشه : شما میتوانید 999 جوک یا اس ام اس برای ما ارسال کنید ! من هم در همون حالت با دهن روزه برم سمت افق !!!!\nلایک = آرزو بر جوانان عیب نیست !",
    "فانتزي من اينه كه١روزقطارباسرعت بيادبعدكوهم ريزش كنه،من(مسل،مثل،مصل)دهقان فداكارلباسم رودربيارم آتيش بزنم،بعدمخاطب خاصم سربياره بيرون بخوادبگه امين منم بگم بكپ سرجات يخ زدم اسگل بعدقطاروسنگ وهمه چيزبه هم بخوره نابودبشن منم ازسرمامنجمدبشم.",
    "یکی از فانتزیام اینه ک ی شب ک تو سکوت و تاریکی مطلق دارم میخوابم این درو دیوار خونه قلنج نشکونن.....\nوالا بخدا...",
    "یکی از فانتزیام اینه که تو کنکور  (که دادم)رتبه ام 25 بشه و زیستم بشه98%بعدش منم برم پزشکی تهران بعد به معلم زیستم زنگ بزنم بگم زیستو98% زدمو از 93%اون دوستمونم خوشحالتر بشه و منو به رخ اون بکشه نه اونو به رخ من !\nصدام کنن یه برنامه ی تلویزیونی حرف بزنم بگم هیچ کلاسی نرفتم و همه اش پشتکار خودم بوده و روزی 3ساعت درس خوندم و همه غبطه بخورن به هوش سرشار من!\nکاش واقعی بشه اگه واقعی هم نشد همون طور که فک میکنم بشه یهو اشتباه گزینه ها رو طوری وارد نکرده باشم که رتبه ام نجومی بشه....",
    "يكي از فانتزيام اينه كه اين مخترع كلمه فانتزي رو ببينم و ازش بخاطر اينكه موجبات شادي و تفريح مارو فراهم كرده تشكر كنم بعد برم تو افق محو نشم!!!",
    "فانتزی من اینه توآخرت بعدازسبک وسنگین کردن اعمال ورفتار مخاطب خاصم کارنامشوبدن دست راستش دربهشتو براش باز کنن همینکه پاشوبذاره تویهشت یهو باصدای بلند بهش  بگن وایسا اول باید از شکننده حلالیت بطلبی اونم بیاد التماس کنه که ببخشمش منم اصلا به حرفاش توجه نکنم سرموبالا بگیرم وبگم برو جانم خداروزیتو جای دیگه حواله کنه اونم گریه کنه التماس کنه بهش بگم هرکی خربزه میخوره باید پای لرزشم بشینه تواین حرفا آروم آروم توافق محوشم ...",
    "ﯾﮑﯽ ﺍﺯ ﻓﺎﻧﺘﺰﯼ ﻫﺎﯼ ﻣﺤﺎﻟﻪ ﻣﻦ ﺍﯾﻨﻪ ﮐﻪ ...\nﺑﺎﺑﺎﻡ ﺧﺴﺘﻪ ﺑﯿﺎﺩ ﺧﻮﻧﻪ ﺑﮕﻪ ﺗﺮﺍﻧﻪ ﯾﻪ ﭼﺎﯾﯽ ﺑﺪﻩ ﻣﻦ ﺑﺎﺑﺎ ...ﻣﻨﻢ ﺑﻪ ﺟﺎﯼ ﺍﯾﻦ ﮐﻪ ﻣﺜﻞ ﺍﻭﻥ ﻣﻮﻗﻊ ﻫﺎ ﺧﻮﺩﻣﻮ ﺑﺰﻧﻢ ﺑﻪ ﺍﻭﻥ ﺭﺍﻩ ﮐﻪ ﻧﺸﻨﯿﺪﻣﻮ ﺩﺳﺘﻢ ﺑﻨﺪﻩ ....ﺍﺧﺮﻡ ﺧﻮﺩﺵ ﺑﺮﻩ ﺑﺮﯾﺰﻩ ﺯﯾﺮ ﻟﺐ ﺑﮕﻪ ﯾﺎﺩﺕ ﺑﺎﺷﻪ ﻫﺎﺍﺍﺍ ﻋﯿﺐ ﻧﺪﺍﺭﻩ ....\nﻋﻮﺽ ﺍﻭﻥ ﮐﺎﺭﺍ ﻣﻧﻪ ﺍﺣﻤﻖ ﺑﭙﺮﻡ ﭼﺎﯾﯽ ﺑﯿﺎﺭﻡ ﺑﻮﺳﺶ ﮐﻨﻢ ﺑﮕﻢ ﺧﺴﺘﻪ ﻧﺒﺎﺷﯽ ﺑﺎﺑﺎ ...ﻭﺍﯼ ﮐﻪ ﭼﻘﺪﺭ ﺑﺪﻩ \nﺩﺍﺷﺘﻦ ﻓﺎﻧﺘﺰﯾﻪ ﻣﺤﺎﻝ",
    "*محــــــد3 جــــــون*\nیکی از فانتزیام اینه که من و دوستم(دختر)بریم بانک دزدی بد در حال خالی کردن گاو صندوق بانک یهو ماموران زحمت کش نیرو انتظامی با اسلحه بهمون حمله کنن بد منم در حالی که کیسه ی پول رو میزارم روشونم بایک حرکت خرکی با جفتک بپرم رو شیشه ها و شیشه هارو خورد کنم بد فرار کنم برم تو ی یه بیمارستان قایم شمو و برم لباس دختورا رو بپوشم و یه ماسک بزنموسریع بیام بیرون بد در حالی که پلیسا دارن دنبال من میگردن با همون لباس دختوری از کنارشون رد شم ودرحالی که توی راه رو قدم میزنم یدفه یه خانوم پرستاره بیاد دستمو بگیره بگه:اِاِاِاِاِ خانومxشما کوجایی من دارم سه ساعت دنبالتون میگردم بد منم اومدم که بگم من دکتر نیستم دستمو کشید برد تو اتاق عمل بد من همون جا دوستمو ببینم که تیر خورده تو کلیش وداره عین شیلنگ از خون میره بد من بگم هســـــــــتی تو چه مرگت شده پاشو تن لشتو جم کن گم شیم بریم تو افق بد اونم بـگه نه تو برو منو ول کن\nو......همون موقع بیهوش بشه بد منم تیغ جراحی رو بردام وشیکمشو ببرم و دست کنم تو کلیش 3تا گلوله در بیارم بد همون موقع دختوره بگه {کارت عالی بود }بد منم بهش بگم که دختور نیستمو از این حرفا بد اونم در حالی که فکش اندازه کهکشان راه شیری باز مونده یه نگاه عاقل اندر سفیه بهش بکنم بد منم چون راه افقو بلد نبود برم دنبال در خروجی و خارج بشم بد در حالی که دارم میرم خونمون پلیسا بهم حمله کنن و دستگیرم کنن ببرنم زندان اب خونک بخورم...",
    "یکی از فانتزیام اینه ک ازدواج کنم بعد شب عروسیم در حالی ک دارم از پورشه پیاده میشم اون عشق بی لیاقتم ک ترکم کرده بود دم در تالار وایستاده باشه و حلقمو تو دستم ببینه و در حالی ک چشماش پراز اشکه بگه:اون حلقه ک تو دستته..طناب اعدام منه...منم در حالی ک دارم بزاق دهانمو جمع میکنم تا ی تف گنده بندازم تو صورتش بگم:اخخخخخ تفففففففففف..کصاففففففففففط..دیییییییییییر شد..برگشتی اما دلم پییییر شد...قلبم از عشقت دیگه سیییر شد..دلم جای دیگه اسیییر شد...بعدم برم باسیر جمعیت داخل تالار(چیه خب همش ک نباید بری تو افق!!)\nفاتزیه من دارم؟؟؟؟\nفیلم هندی؟؟؟\nمسابقه ی تفففف؟\nتمرین خوانندگی؟؟\nشرمنده فک کنم قرصامو نخوردم^_^",
    "فانتزیم اینه صب جمعه مامانم با صدای بلند تلویزیون بیدارم نکنه\nبعدشم وقتی هنوز هوشیار نشدم بهم نگه این چه وضع اتاقه\nپاشو اتاقتو جمع کن",
    "يکي ديگه ازفانتزي هام اينه که حداقل کسايي که حرمت اين ماه رونگه نميدارن ،توي کوچه وخيابون وقبل ازافطارجلوچشم همه خوراکي نخورن.\nآدم واقعاناراحت ميشه ازاين رفتاربعضيا،اميدوارم کسايي که ميتونن,روزشونوبگيرن.",
    "سلام\nیکی از فانتزی هام اینه که با یکی تو خیابون دوست شم.بعد بفهمم اون یه سارق در دست تعقیبه.و بابام هم یه پلیس باشه.بعد از چند روز اون سر یه میدون بین پلیسا گیر کنه.منم که آخر دوستی ام برم بزنم تو پلیسا و اونا رو تا جایی که می تونم بزنم.بعد سه چار تا تیر به پشتم بخوره و درحالی که دارم میمیرم بگم:اگه بمیرم حسابتون رو میرسم.اونا هم از ترس من رو ببرن بیمارستان و به طرز معجزه آوری نجات پیدا کنم.آخه دکتر گفته بود اگه 2 دقیقه دیرتر آورده بودین الآن مرده بود.من پس از دوران نقاهت هم دست پلیسا بشم و طی یک حمله انتحاری اون سارق رو بگیریم و من هم به اون سارق بگم از اول هم با تو نبودم و من جاسوس بودم.و اون بگه پس چرا من رونجات دادی؟من بگم چون تو شبیه پسر خاله دختر دایی مادر بزرگ مامان منی!ههههههههههههههه\nانصافا این پست یه لایک هم نمی خواد؟\nتازه این 13 امین پست منه و فقط 8 تاش تایید شده.\nلطفا با لایک ان پست من رو حمایت کنین",
    "یکی از فانتزیام اینه که والیبالیست بشم برم لیگ جهانی وقتی می خوای سرویس(اسبک) بزنم بخوره به تور بعد گزارشگر تلویزیون بگه تور مانع حرکت توپ به زمین حریف است.***",
    "یکی از فانتزیام اینه که:\nیه روز تو سایت 4جوک تو قرعه کشی برنده بشم و به جای کارت شارژ یه دونه از این تبلت های پیرکاردین که پایین صفحه هستش برام بفرستن ای حال میده!\nدر این موقع:\nشما:).).)\nمن:$$$\nشرکت سازنده ی این تبلت:O-o\nمسئولین4جوک:(((((((-))))))-O-o\nلایک=بدبخت تبلت ندیده",
    "یکی از فانتزیام اینه که بدونم اون آقایی که آخره مدرسان شریف میگه تلفن 29 دوتا شیش چقد پول گرفته؟؟؟",
    "فانتزع من اينه كه يه داداش با غيرت داشته باشم ! بره عشقمو بكشه بعد منم زير بارون فرياد بزنم:نهههههههههههههههه فرداشم برم تو شفق محو شم! (خودتون اعلام كردين افق جاش تموم شده)",
    "یکی از فانتزی های من اینه که وقتی جلوی پنجره اتاقم وایمیستم (که روبه خیابونه)از ماشین ها آهنگ ارمین 2afm شباکجایی رو نشنوم\nاصلا یه وضعی شده یه  ماشین بااین اهنگ رد میشه میره ماشین بعدی ادامه شو واست ادامه میده\nدیگه برو واسه همیشه که قیدتو زدم خب منم دیگه عین تو بدم دروغ میگفتی دوسم داشتی منم تصمیم گرفتم دل به توندم. . .  =)\nرفته تومغذم این اهنگه برام دعاکنید:D\nوالا ماکه جزو برترها نیستیم لایک کن شاااید جزو محبوب ها باشیم",
    "یکی از فانتزیام اینه که تو قطار باشم بعدش اتاقی که من توش هستم چند تا زن توش چن تا مرد(تا حالا قطار سوار نشدم)بعدش دارم با گوشی میام چهار جوک یکی از زنا چشش بیوفته به موبایلم بعد بیاد بگه:\n-سلام\n-سلام\n-چی داری میخونی؟\n-جــــــوک\n-از چه سایتی؟\n-www.4jok.com\n-این سایتای چرت چیه میری یه سایت خوب بهت معرفی کنم؟\n-نه نمیخوام ممنون خاله(به خاطر این گفتم خاله چون 14 سالمه.:d)\n-منو میشناسی؟\n-نه،شما؟؟؟؟؟\n-خانم صادقی\n-چی؟امکان نداره\n-وایسا نشونت بدم...(در حال در آوردن تبلت...)\n-چطور میخوای ثابت کنی؟\n-بیا اینم مدیریت چهار جوک:\n-تو سه تا نمره منفی داری.اینم نمره بچه ها...نگاه کن\n-عهههههههه خانم صادقی نمردیم بالاخره شما رو دیدیم...\n-ن بابا این چه حرفیه...از اینکه طرفدار پروپاقرص چهار جوکی امتیازتو میکنم 100\n-سکوت کردم.\nوقتی از ایستگاه پیاده شدیم تو افق محو بشم...\nتوجه:این فانتزی هرگز اتفاق نمی افتد.\nلایک:وقتمو گرفتی بی مزه\nلایک:هه بدبخت...\nلایک:به خاطر اینکه هموطنی لایک میکنم\nجواب لایک:هر کی لایک نکنه:ماموت چهار جوک بیاد رو کمرش بشینه(450 کیلو...)-بزه چهار جوک ماچ آبداری ازش بکنه-پستاشم تایید نشن-شلوار کردی تنگ نصیبش بشه.\nببخشید طولانی شد.",
    "******************(3 تا!!! یا 3تا ؟؟؟)علامت اختصاصی abas_m223\nیکی از جوجه فانتزیای معکوسم اینه که تو هواپیما باشم و در حالی که موهامو فــر کردم و توش پیتزا گذاشتم افطار بخورم جاستین اسلحه رو بذاره سر سلنا و بگه همه بخوابن رو زمین ,ما هم درحالی که دشکها رو انداختیم زمین و خوابیدیم یهو در همین حین مهماندار خوبمون جنیفرلوپز که به تازگی آقاش فوت کرده و ته ریش گذاشته و مشکی پوشیده با حالتی داغون بیاد بین مسافرا بگه کامبیز5ساله ازتهران بمب گذاشته, ناموسن کی بلــــده بـمـب خـنـثی کنه؟؟؟ الان مــیـتـرکـیـم لعنتیا.... بعد جنیفر دست بکشه به ریشاش بگه کاپیتان از ترس سکته بندری زده یعنی یــه مـــرد توی این هواپیما پیدا نمیشه...؟؟؟ بعد در حالی که این طرفیا از ترس دستپاچه شدن و اونطرفیها کله پاچه و همه جارو سکوت گرفته همه نگاهها بیوفته سمت من و منم بلند شم و همینجور که از پشت باد می خوره شلوارکردیم تکون میخوره دست کنم توجیب شلوارکردیم و تسبیحم و در بیارم و یهو جو بگیره داد بزنم بـــــابـــــا یـه نــگــاه به دور و برتون بندازین,نترسید من بلدم !!!بعدش بابام از اونور داد بزنه بگه گـــوه میخوره بلد نیستش الکی میگه و یهو کل هواپیما بطتن زیر خنده منم که مثل همیشه ضایع بشم بشینم سر جام...!!!\nدوستی پرسیدن عباس جان بمب چی شد پس؟؟؟\n((ببقشید بی مزه شد,جبران میکنم چون هول هولی 2ساعته شد,5:45 ص))",
    "فانتزی من اینه ی Galaxy s4 داشته باشم تا  إنقد بروبچه فامیل و دوستان جلو ما پز ندن!‏  آقا،خانم فیلم بی پولی رو دیدی؟  من وضعیتم خیلی از اون بدتره.\nخنده نداشت فقط خواستم چیزی که تو گلوم گیر کرده رو بگم.\n‏\"‏ سلامتیه  همه ی بی پولا و با معرفتا \"",
    "فانتزی من اینه که ماه رمضون جمعه ها تعطیل بود..o_O",
    "نمیدونم فانتزی شما بچه مایه دارا چیه ولی فانتزی ما بچه پایین شهرا این بود که میرفتیم جاهایی که قیر تازه استفاده شده بود بود و آفتاب زده بود و  شل شده بود برش میداشتیم،  می جوویدیم چون پول نداشتیم آدامس بخریم تقریبا مث آدامس بود ولی فوت میکردیم باد نمیکرد",
    "&&&&&  JAJOoL  &&&&&\nﯾﮑﯽ ﺍﺯ ﻓﺎﻧﺘﺰﯾﺎﻡ ﺍﯾﻨﻪ ﮐﻪ ﺑﺘﻮﻧﻢ ﻣﺰﻩ ﻗﻬﻮﻩ ﺗﺮﮎ ﺭﻭ ﺍﺯ ﻓﺮﺍﻧﺴﻪ ﺗﺸﺨﯿﺺ ﺑﺪﻡ\nﻻﻣﺼﺐ ﺧﯿﻠﯽ ﺑﺎ ﮐﻼﺳﻪ\nﻭﻟﯽ ﻓﻌﻼ” ﻓﻘﻂ ﻓﺮﻕ ﺷﯿﺮ ﮐﺎﮐﺎﺋﻮ ﺑﺎ ﻗﻬﻮﻩ ﺭﻭ ﻣﯿﺪﻭﻧﻢ =))",
    "ﯾﮑﯽ ﺍﺯ ﻓﺎﻧﺘﺰﯾﺎﻡ ﺍﯾﻨﻪ ﮐﻪ ﺑﺎ ﺩﻭﺳﺘﺎﻡ ﺑﺮﻡ ﮐﻮﻫﺴﺘﺎﻥ ﺑﻌﺪ ﺗﻮ ﯾﻪ ﺑﺮﻑ ﻭ ﺑﻮﺭﺍﻥ ﻣﻦ ﭘﺎﻡ ﺑﺸﮑﻨﻪ ﻭ ﺩﯾﮕﻪ ﻧﺘﻮﻧﻢ ﺣﺮﮐﺖ کنم و ﺑﻪ ﺍﻭﻧﺎ ﺑﮕﻢ ﺑﺮﯾﺪ ﻭ ﻣﻨﻮ ﺍﯾﻨﺠﺎ ول کنید و ﺷﻤﺎ ﺑﺎﯾﺪ ﺧﻮﺩﺗﻮﻧﻮ ﻧﺠﺎﺕ ﺑﺪﯾﺪ … ﺑﻌﺪ ﺍﻭﻧﺎ ﺑﮕﻦ ﮐﻪ ﻣﺎ ﺗﻮﺭﻭ ﺗﻨﻬﺎ ﻧﻤﯿﺬﺍﺭﯾﻢ ﻭ ﺑﻌﺪﺵ ﻣﻦ ﺑﮕﻢ ﺷﻤﺎ ﺧﻮﺩﺗﻮﻧﻮ ﻧﺠﺎﺕ ﺑﺪﯾﺪ … ﻣﻨﻮ ﺭﻫﺎ ﮐﻨﯿﺪ … ﺑﻌﺪ ﺩﻭﺳﺘﺎﻡ ﺑﺮﻥ ﻭ ﻣﻨﻮ ﺗﻨﻬﺎ ﺑﺬﺍﺭﻥ … ﺑﻌﺪ ﭼﻨﺪ ﺳﺎﻋﺖ ﺩﻭﺳﺘﺎﻡ ﺗﻮ ﮐﻮﻫﺴﺘﺎﻥ ﮔﻤ بشن ﻭ ﯾﻪ ﺷﯿﺮ ﮐﻮﻫﺴﺘﺎﻥ ﻭﺣﺸﯽ ﺑﻬﺸﻮﻥ ﺣﻤﻠﻪ کنه ﻭ ﺍﻭﻧﺎ ﻓﺮﺍﺭ کنن و ﻣﻮﻗﻊ ﻓﺮﺍﺭ ﺗﻮ ﺑﻦ ﺑﺴﺖ ﮔﯿﺮ کنن ﺑﻌﺪ ﺩﻗﯿﻘﺎ ﻟﺤﻈﻪ ﺍﯼ ﮐﻪ ﺷﯿﺮﻩ ﻣﯿﺨﻮﺍﺩ ﺣﻤﻠﻪ ﮐﻨﻪ ﺻﺪﺍﯼ ﯾﻪ ﺷﻠﯿﮏ ﺑﯿﺎﺩ ﻭ ﺷﯿﺮﻩ ﺑﯿﻔﺘﻪ ﻭ ﺩﺭ ﭘﺸﺖ ﺍﻭﻥ ﺻﺤﻨﻪ ﻣﻦ ﺑﺎ ﯾﻪ ﺗﻔﻨﮓ ﮐﻪ ﺩﺍﺭﻩ ﺍﺯﺵ ﺩﻭﺩ ﺧﺎﺭﺝ ﻣﯿﺸﻪ ﻭ ﯾﻪ ﭘﺎﯼ ﻣﺠﺮﻭﺡ ﻭﺍﯾﺴﺘﺎﺩﻡ … خورشید ﺑﻪ ﺭﻧﮓ ﻧﺎﺭﻧﺠﯽ ﺩﺍﺭﻩ ﭘﺸﺖ ﺳﺮﻡ ﻏﺮﻭﺏ ﻣﯿﮑﻨﻪ ! اصغر فرهادی برو از خدا بترس …\nلایک کنید دوشتان\n.",
    "چندتا از فانتزیام:\nهرچی میفرستم تایید بشه!\nامتیازم از منفی بودن در بیاد!\nحداقل جزء کاربرای عمومی حساب بشم واسه قرعه کشی!",
    "لطفا زیر18 نخوانند:دوست دارم یه روزبرم تو اتاق مدیریت فورجک بعد یه تفنگ صدتیرببرم وداد بزنم زودباشیدهمه ی پست های رفیقاموتاییدکنیدوگرنه همه رو میکشم بعدخانوم صادقی بادوتاشمشیرسامورایی بیادجلوم یه نگاه خطرناک بهم کنه بعدش با چندتافیلیپینی بزنه ومنو کتلت کنه همون لحظه که بخادمنوبکشه مامانم بیاد بگه سعیدجون پسرم ازخواب پاشوبیاسحری تو بخور الان اذان میده لایک:خداهمه مریض هارو خوب کنه تواین  ماه عزیز",
    "یکی از فانتزی ترین فانتزیای من اینه:\nقد بلند، یه ریش سه تیغ کرده، کت و شلوار آنچنانی، کروات، خلاصه شیک شیک،\nبرم توی سازمان ملل، همون جا که هاله ی نور رو دیدند! و به زبان انگلیسی خیلی سلیس و روان در مورد ایران و ایرانی صحبت کنم. بگم چقدر ایرانی ها بزرگ و با غیرتند، بگم که استعدادهائی دارند که به جرات جز بهترین هاست و از خوبی هاشون بگم و از تاریخ پر غرور اش...\nبعد کل سران دنیا از صندلی هاشون بلند بشند و منو تشویق کنند.\nمنم و آروم آروم نوشته هام رو جمع کنم و از پله ها بیام پائین و برم سمت صندلی ام \nدر حالیکه همه دارند تشویق ام می کنند. \n\n(البته در چنین مواقعی منو تشویق نمی کنند بلکه ایران و ایرانی واقعی رو تشویق می کنند)",
    "یکی از فانتزیام ایه که یه شب که مثل همیشه تا صبح بیدارم مامانم با موبایل بیاد تو اتاقم بگه بیا دخترم برو اینترنت حوصلت سر رفته \nمن:-|\nمامانمo_O\nروزی که هیچ وقت نمیرسه:-)",
    "اقا فانتزي منم اينكه تو تاركي افق نشستم دارم اهنگ زخم كاري رو گوش ميدم و يك رمان عاشقونه ميخونم و به مخاطب خاص نداشتم فكر ميكنمو زار زار اشك ميريزم\nهي ميگم يوسف يوسف اهههه\nلايك=خدا شفات بده زبون بسه.\nاخه جلبك افق كجاش تاريكه.\nمغز فندقي كي تو تاريكي كتاب ميخونه.\nمرض كدوم ادم عاقلي البته بلانسبت بچه هاي فر جك  خودشو درگير فيلم هاي تلوزيون ميكنه \nهانo_O",
    "يكي ازبزرگترين فانتزیام اينه كه هروخت از بابام پول بخوام نگه واسه چي ميخواي يا وختي كه مقدارشو بگم نگه اوووووو مگه چقده كه اينقد پول ميخواي بدي  وبعدش نگه حالا اينقد ندارم بقيشو بعدأ ميدم  بعد يادش بره إإإه خدا يعني ميشه يه راست پولو بذاره كف دستمو بگه برو هركاري خواستي بكن \n\nاگه بشه ذوق مرگ ميشم \nلايك=عقده اي بروبابا دلت خوشه با فانتزيت\nلايك=قربون هرچي باباي بامعرفته",
    "يکي ازفانتزيام اين شده که خونوادم مثه قبلاباهام مهربون بشن،به دليلي که نميدونم چيه بامن سردشدن،مهربونيه خانوادم شده فانتزي\nتوروخدادعاکنيدفانتزيم واقعي بشه",
    "یکی از فانتزیام اینه که زندگیم اینقدر عجیب و غریب و پیچیده میشد که احسان علیخانی منو دعوت میکرد ماه عسل منم دعوتشو قبول نمیکردم و میگفتم نه داداش ما پامونو ایجور شبکه ها نمیزاریم...!\nلایک=گمپوز در نکن\nلایک=آفرین",
    "يكي از فانتزيام اين كة  سحري مو دير بخورم بجاش دير تر افتار كنم لايك مساوي موافقم",
    "سلامــــ:)\nیکی از فانتزی های بچگیم این بود.............\nاون شبی که مشقام رو ننوشتم ؛شب خوابیدنی ارزو میکردم داداشم بفهمه و مشقام رو بنویسه:)\nولی خوب هیچوقت فانتزیم به حقیقت نپیوست:(\nلایک = دم همه ی داداش و ابجی های بزرگتر از خودمون گرم:)\n\n/////\nنماز و روزه هاتونم قبول حق باشه ....منم دعا کنید........(*-*)\nمـــــــــــــمـــنون",
    "یکی از فانتزیام اینه که یه پیکان داشته باشم به رنگ گوجه ایی واسه سال چیل چیلو دوو.بعد بخوابش کنم و توش چراغ ابی بذارم بعد این موزیکو بذارم \nبیاااا دوری کنیم از هم..... بعدش تو افق محو شم!!!!",
    "فانتزي من اينه وقتي مامان دوستم بادوستم با خواهرش وقتي دارن بيرون ميرن يكي بياد مزاحمه شون بشه اون من مثل فيلما يهو از راه برسم وبايارو درگير بشم اونوقت برعكس يه كتك مفصل از طرف بخورم و جلو دوستم قهوه اي بشم بعدبرم خونه با اون سرووظع يه كتك سيرم از بابام بخورم بعد برم تو افق محو بشم",
    "ینی لال شم اگر دروغ بگم..\nبزرگترین فانتزی من اینه شب تو اتاغم آهنگ لایت قمگین بذارم تا جایی که توهم فانتزی غم سراسر وجودمو فرا بگیره بعد بی خود و بی جهت تا صب ضجه بزنم...\n.\n.\nلایک= خوب میشی ایشالا\nلایک= لال نشی مدیونی...\nلایک= منم مث توام\nلایک= اصا داریم مگه؟؟؟",
    "فانتزي من اينه كه يه دوست دختر پولدار پيدا كنم كه وضعش توپ باشه از اونا كه ماهي يه ميليون تومن پول پاستيلشون مي شه(اما معتاد نباشه ها) بعد بشينيم تو پارك با هم پاستيل بخوريم.\n\n\nچيه .....خو من پاستيل مي خوام.  (ô_ô)",
    "فانتزیم اینه که با رتبه ی دورقمی پزشکی قبول شم\nیعنی چش فامیلو درآرما\nبعد همه صدام کنن خانم دکتر\nمیدونم چون نیتم خیر نیست یه همچین چیزی محاله ممکنه \nحالا بیخیال فوقش می شم خانه دار میشینم کهنه بچه می شورم.والا\nمگه بدتر از اینم می شه؟؟؟؟؟؟؟؟؟\nاصلاهمچین چیزی هست؟؟؟؟؟؟؟خخخخخ\n\nلایک=بشین کهنه بچه تو بشو بابا با این فانتزیت",
    "یکی از فانتزیام اینه که توی خیابون کنار یه کارتن خواب و گدایی بزنم کنار پارک کنم از ماشین پیاده شم ، طرف که اومد دستشو دراز کرد سوییچ رو بندازم تو دستش بگم : بیاااا ماله تو ! کارتن خوابه هم با تعجب و شوک زدگی بگه : آقا پس خودتون چی ؟؟؟ منم همینطور که دارم میرم رومو برگردونم و بگم : دلم میخواد تا افق قدم بزنم و بعد از چند لحظه دوباره برگردم تا یه لبخندی نرمی بزنم و برم که محو بشم ببینم کارتن خوابه زودتر از من تو خیابون محو شده باشه !!!",
    "یکی از فانتزیام اینه که رئیس یه شعبه بزرگ بانک بشم بعد بهم پیشنهاد اختلاس کنن ولی من قبول نکنم بعد شبکه دارم تو خیابون با ماشینم برمیگردم خونه)پراید سفید( یهو موبایلم زنگ بخوره و همونایی که بهم پیشنهاد دادن بهم بگن ما دختر همسایه رو گروگان گرفتیم اگه واستمهمه بیا به این آدرس بعد من با مُشت بکوبم رو فرمون و داد بزنم لعنتی ! بعد موبایلو پرت کنم تو خیابون بعد داشبورد ماشینو باز کنم و خشاب تفنگمو پر کنم بعد برسم به اون برجِ نیمه کاره و متروک و داد بزنم کجایین لعنتیا ؟؟؟ بعد یهو ببینم دختر همسایمونو با طناب آویزون کردن به سقف اونم هی داد میزنه بعد ۷ و ۸ نفرم دورم کنن بعد من همشونم تا سرحده مرگ بزنم و برم طنابو باز کنم که یهوو یه چاقو بره تو شیکمم بعد ببینم کاره دختر همسایمون بوده و درحالیکه خون داره فواذه میزنه بهش بگم چرا با من این کارو کردی ؟ اونم یه لبخند کثیف بزنه و بگه اینا همش نقشه بود، من با اونا همکارم بعد درحالیکه داره میره بهش بگم Game Over … اونم تا برگرده به من نگاه کنه منم کنترل بمبو از تو جیبم در بیارم و ساختمونو منفجر کنم !",
    "یکی از فانتزیام اینه که تو ماه رمضون اشتباهی برم عاب بخورم\nبعد عذاب این حرکت وجدانم رو گریبان گیر شه شش روز به درگاه خدا ضجه به عرض آوررم آخرش وحی بیاید بنده ابله من برو گمشو اون رساله رو بخون بغرعان مجید و کریم خوردن و آشامیدن از سر سهل انگاری مانعی ندارد :|",
    "فانتزیم اینه 1 شب، فقط 1 شب تا صبح بشینم پای نت\nمامانم 675 بار نیاد بگه چی کار میکنی\n(اگه مشغول درس خوندم باشم 1 دفم بیدار نمیشه ها)",
    "فانتزی من اینه که یه شب ببا خیال راحت بخوابم بدون اینکه تا صبح 10بار بیدار بشم من کولر رو روشن کنم بعد مامانم خاموش کنه ای خدا عنی میشه لایک=نه نمسشه این آرزورو به گور میبری",
    "یکی از فانتزیام اینه که:\nیه کیف دستی مردونه پیدا کنم که توش پر از تراول و چک باشه به ارزش 5/6میلیارد\nمنم روحیه انسان دوستیم گل کنه بگردم صاحبشو پیدا کنم بعد یارو از امانت داری من خوشش بیاد و بگه بیا دختر منو بگیر منم در کمال ناباوری قبول کنم \nمیگی چقدر بی جنبم نه عزیز من \nاون موقع که کیفو پیدا کردم نخواستم که پولو خرج کنم ولی اون موقع که دخترشو گرفتم خیلی راحت پولارو خرج میکنم\nمثل اینکه میگن هلو بپر تو گلو\nبعله بعله یه همچمین آدم باهوشیم من\nکصافط هم خودتی:)",
    "يکي از فانتزيام اينه که وقتي شب قدر شد و توبه کردم وقت برگشت به خونه يه ماشين بهم بزنه و ضربه مغزي شم و اميدي هم به زنده شدنم نباشه بعد همه اعضاي بدنمو اهدا کنن به جز قلبم  اونم تقديم به کسي که باور نکرد دوسش دارم و با اهنگ تکپر با صداي علي عبدالمالکي منم روحم برررره تو افق",
    "یکی از فانتزیام اینه که \nبا مخاطب خاصم دعوام بشه بعد اون منو هل بده و سرم بخوره گوشه میز و ضربه مغزی بشم بمیرم و مخاطب خاصم رو ببرن زندان\nبعدش ولی دم ( مادرم ) رضایت ندن و بگن باید حتما قصاص بشه\nو در یک سپیده دم سرد درحالی که مخاطب خاصم یه شلوار گا گلی بپوشیده با قدم های لزان بره روی چهارپایه و موقعی که مامورمیخواد طناب رو بندازه گردنش یه صدایی از دور داد بزنه نه! ننننننه!\nبعد ببینن که مامانم بیاد پیشونی مخاطب خواصم رو ببوسه و طناب رو بندازه گردنش و بگه بوئینگ من که رفت......\nرو کنه به مخاطب خاصم وبگه تو هم برو به جهنم و سپس چهارپایه رو هل بده و با یک نوای غم انگیز دوربین سایه مخاطب خاصم رو که داره بالای طناب دار میلرزه نشون بده و سپس آرام وآرام بره رو به آسمون\nسنگ دل هم خودتونین",
    "یکی از فانتزیام اینه ک وقتی شوهرم باهام قهره از خونه بزنم بیرون و تصادف کنم و غرق خون بشم بعد قاتلم با گوشیم زنگ بزنه به شوهرم و شوهرم بدو بدو با شلوار استرج مخملیه ریونه کتان تنگ لوله تفنگی با زیر پوش ابی بیاد بالا سرمو با بغض چشاشو سوز بده و بگه انصافت کجاست نکبت بلند شو وتو نباید ترکم کنی پاشو د لامصبه  پاشو سگ مصب و هم چنان ک لبش میلرزه یقه لباسمو بگیره و داد بزنه و بگه تو رو خدا یه چیزی بگو منم انگشتمو بزنم توی خونم و بعد بنویسم خدانگهد............. بعدم جون بدم و با یک لبخند دار فانیرو وداع کنم \nاوووووووف اشکم در اومد",
    "فانتزي من اينه بدونم وقتي رفتيم بهشت از \nكدوم درخت بايد سيب بخوريم عايا؟؟!!!!!!",
    "یکی از فانتزیام اینه که مغازه ی پارچه فروشی بزنم اسمشو بذارم برادران الهام به جز داداش گودزیلای تل.شاید اینجوری بتونم آروم شم.خخخخخخخ",
    "فانتزیم اینه ازطرف همراه اول بیان اون کاغذ رو بدن دستم بگم بخون آخرشم ببینم اسمم رو توش نوشته و 25 میلیون تومان برنده شده\nفقط موندم بعدش کدوم گزینه هیجانی تره؟\nجیغ بنش بکشم؟\nجیغ و هورا؟\nدست و جیغ و هورا؟\nحالا دسسسسسست آه آه آه بیا وسسسسسسط",
    "از بچگی دوست داشتم کنار سرازیری کوچمون ی سرسره طولانی بود\nته هیجان...از موج های آبی هم دلچسب تر\nبعد اینکه چون این فانتزی من بود وایمیستادم کنار پله ها از هرکی میخواست بره پول میگرفتم\nچنان بچه ی اقتصادی بودم من!خسیس هم خودتی",
    "یکی از بزرگترین فانتزیام اینِ که سنت حسنه ی ازدواج رو به نحو احسنت انجام بدم!!ینی سازو کاری فراهم کنم که حتمن چاهار تا زن رو بگیرم!! \nلایک:((((((((((((((پسرااااااا!جیغ، دس، هورااااااااااا",
    "فانتزی من اینه که اون صفحه تبلیغاتی که باز میشه و میگه اگه این صفحه را ببندید دیگر باز نمی شود مرد باشه و به حرفش عمل کنه",
    "آرزوم اینه یه روز انقدر بزرگ بشم که از هیچکس و هیچ چیز نترسم\nغیر از خدا.",
    "یکی از فانتزیای من اینه که بوکسور شم برم مسابقات جهانی،تو فینال بیوفتم با یه اسرائیلی،بجا اینکه انصراف بدم، میرم تو رینگ تلافی این تحریمارو روش دربیارم، لتوپارش کنم جوری که راهیه بیمارستان بشه،بعد من قهرمان شم وقتی که دارن سرود تیم قهرمان ایران قهرمان بمان ایرانو پخش میکنن با یه الکترو اسموک تو گوشه ی رینگ محو شم!\nلایک= فانتزیت تو حلق مسئول برگزاریه مسابقات",
    "فانتزی من اینه روزی رو ببینم این دوستانی که کنکور دادن و منتظرن که نتیجه رو ببینن همشون به رتبه ای که میخوان برسن\nارزوی موفقیت برای این دوستان",
    "کیا مث من تجدید شدن ? دهه هفتادیا پرچم بالاس .البته تا وقتی که این گودزیلا ها پاشون به اینجا باز نشده. ما یکی از این گودزیلا ها داریم 3 سالشه من خواب بودم اومده بالای سرم ( خواهر زادمه) همه بهش میگن ولش کن خوابیده اومده بیدارم کرده بعد بهش میگم بله چیه چی شده با صدای بچه گونش میگه ( ا ا ا ا بیداللللله )",
    "اغا یکی از فانتزی های من اینکه برم یه فروشگاه زنجیره ای تموم شیشه های ترشی و مربا رو...بشکونم کلا یه قفس رو بیارم پایین بعد فرارکنم\nحالا اوناهم بادوربین های مدار بستشون قیافه ی منو شناسایی کنن بیان منو بگیرند وبه جرم ایجاد رعب و وحشت و همچنین بخاطرشکستن وتخریب وسایل بندازن زندان خخخخخخخخخخخ\nبچه ها نمیدونین زندان چقدرسخته!!!\nصبح تاشب داریم ابخنک میخوریم... خیلی دششششواره آره!نه؟آره.......... \nلایک=خوب حقته دیگه دیووونه بااون فانتزیت.",
    "***rozegoltanha***\nیکی از فانتزی های من اینه که یه سازمان مخوف علمی به اسم  M310KN که دارن روی مغز اینشتین تحقیق ZNG میکنن صبح پاشن ببینن کرما مغزرو خوردنش!\nبعد بگردن دنبال یک نمونه مشابه بعد بگردن و بگردن و کل دنیا و جهان و اصلا همه جا و همممه ی جاها رو بگردن و تهش برسن به من و فریاد بزنن یافتیم! یافتیم!\nبعد یه روز که دارم از مدرسه میام بیرون و مطابق معمول مخاطب خاصم داره جلو در مدرسه با هوندا1000ساخت چین به عشقم تکچرخ میزنه یه دفعه یه هلی کوفتل مدل کروز x550 ساخت روسیه جلو مدرسه بیاد پایین و چنتا نفرنبر جنگی مدل j350 بیاد جلو بزنه رو ترمز آقا همه ی اون نفرهای اون نفرنبر برن تو شیشه جلو از اگزوز عقب بیان بیرون و بعدش چنتا ون مشکی با شیشه های دودی بیان جلو و چن نفر با کت شلوارهای مشکی با عینک دودی پیاده شن رییسشون با یه سیگار برگ گوشه لبش بیاد جلو بگه تو باید باما بیای!\nبعد من بی اعتنا برم ترک موتور هوندا  1000ساخت چین مخاطب خاصم بشینم باهم فرار کنیم!\nبعدش بیفتن دنبالمون و هی فرماندشون داد بزنه دختررو زنده می خوام دختررو زنده میخوام!\nبعدش همینطور که داریم یه چرخ جلو میریم یه هلی کوفتل مدل x550 ساخت شرکت بلک واتر وسط اتوبان بیاد پایین راهه هوندا1000 ساخت چین عجقمو ببنده بعد عجقم ترمز کنه!\nبعد یه موشک کوتاه برد بالستیک والفجر8 از جورابش دربیاره و طرف هلی کوفتل مدلx550ساخت روسیه شلیک کنه!\nبعدش چنتا موشک زمین به زیر زمین و زیرزمین به زمین و زیر زمین به رو زمین و زیر زمین به زیر زمین ازون یکی جورابش دربیاره و سمت بقیشون که تازه از پشت  سر بهمون رسیدن شلیک کنه و نفرنبرها و ون ها و هلی کوفتل ها و اینا همه نابود شن!\nبعدش که همشون تموم شد باعجقم سوار موتور هوندا هزار ساخت چین بشیم بریم دربند صفا!\nادامه دارد...",
    "یکی از فانتزیام اینه ک صفحه های 4جوک رو ک باز میکنم میگردم ببینم کدوم مطلب کمترین لایک رو داره\nمیخونمش \n.\n.\n.\n.\n.\n.\n.\n.\n.\nبد لایکش نمیکنم چون حتما ی دلیلی داره ک کمترین لایکو داره\nهخخخخخ\nی همچین ادمای هستم ها\nلایک:حالا مطلب خودت هم جزو هموناس",
    "یکی از فانتزیای من اینه که وقتی میام 4جوک یه پست میزارم همون موقع به محض این که از اکانتم خارج شدم ببینم تو صفحه هست یعنی من در اون لحظه=خری که 4-5تا تیتاب تاریخ مصرف گذشته بش دادین\nلایک=یاسمن در خواب بیندتیتاب فاسد گهی لپ لپ خورد گه دانه دانه",
    "یکی از فانتزیام اینه که بعد از استفاده از کرم حلزون برم توآشپز خونه و با چاقو های ۲۹۹تومنی و دیگ های۳۹۹تومنی شروع به درست کردن آش پسته کنم و در حال استفاده از تن تاک آش رو بخورم و  با گوشیه آیفون زنگ بزنم صدا و سیما تا ۴ملیارد بهشون بدم تا تبلیغ پخش نکنن.بعدش پلیس به جرم شرکت هرمی بیاد تا دستگیرم کنه منم برم افق.بعدش پلیسا با تپولف(توپولوف،تپلف...)بیان افق و من سوار کشتی شم و دو تا موشک بزنن تو کشتیم اما...\nادامه داستان در هوش سیاه ۳(خخخخخخم)",
    "فانتزیم اینه عروسیم بشه داماد بره پشت میکروفن بگه عزیززززززم ی سورپرایز دارم برات منم عاشقانه بگم بمیری بنال دیگه اونم بگه این تو و اینم خواننده محبوبت ااااااااااااااامید جهان .... منم از خوشحالی برم وسط تا اخر مجلس یا مرگ یا هلاکت برقصم درحالیکه ااااااامید جهان کف رده دهنش ارزوی شکر خوردن میکنه .... دامادم که بی خیال خودمو عشقه....",
    "یکی از فانتزیام اینه که وقتی با دوربین دارن از کسی مصاحبه میکنن برم پشتش و گانکنام استایل برقصم !!\nاما میترسم منو بگیرن ببرن تیمارستان !!!",
    "یکی از فانتزیام اینه که 4jok به دلیل بی مزه بودنم منو بندازه بیرون \nمنم حالت غم بگیرم بعد ۲ روز به گوشیم پیام بیاد از طرف 4jok که بدون تو سایت صفا نداره .\nبعد منم کلاس بذارم بگم باید من تمام جوک ها رو تایید کنم .\nاونام قبول کنن بعد هر کی هر نوع جوکی بفرسته تایید کنم\nحالا فهمیدین چه پسر با معرفتیم",
    "یکی از فانتزیای من اینه یه روز این عباس(همون کاربر سایت که توی همه ی فانتزیاش سلنا و جاستین وجود دارن) رو از نزدیک ببینم\nزل بزنم تو چشماش بعد بگم:\n- آخه لعنتی تو این فانتزیارو از کجا میاری که آدم از خنده دیوارو گاز میگیره\nاونم در عین بیخیالی بگه :\n- با سلنا همفکری میکنیم مینویسیم\nاون موقع س که من به این نتیجه میرسم که باید حتما یه کلاس پیش عباس برم\nموافقا لایک کنن آمار بگیریم چن نفر مایل به برگذاری کلاس های عباس هستن!",
    "عاقا یک فانتزی جدی !\nمن میخوام دیگه نیام سایت و بشینم درس بخونم بلکه م قبول بشم برم دانشگاه و اونجا مدرک بگیرم و بیام با یه دختر خوب و خانواده دار ازدباج کنم ^_^\nخب چیه تخیل دیگه :))\nبیخیال یه لایک بزن فکر کن باحال بوده :))",
    "یکی از فانتزایم اینه که:\nاسم بابا رو بنویسم واسه کنکور بعدش هی بهش بگم”درس بخون!!”",
    "يكي از فانتزياي من كه روزي 100بار ازرو مي كنم به واقعيت بپيونده اينكه يه بار بيام 4jokبرنده اين پكيج استثنائي نشم يعني ميشه شما ميگين",
    "یکی از فانتزیام اینه که فردا صب ک از خاب پامیشم ببینم لاغر شدم و اینکه کنکور رتبم بشه دو رقمی و ی معلم پیانوی خوب پیدا کنم که مسیرش دور نباشه",
    "واقعأ به اين نتيجه رسيدم كه فانتزيم اينه با اين كه از قورباغه ها متنفرم ولى يه چند تايى بيارم بزارم تــو اتاقم هم من از شر اين پشه ها خلاص شم هم اون بيچاره ها يه دلى از عزا در بيارن!",
    "فانتزي من اينه برم اين حلزون كرم حلزونو بيارم جوري چكش بزنم يعني جوري چكش بزنم كه بي الانتوئين بشه تا ديگه غلط بكنه پشتشو كنه به سمت افق بره....",
    "فانتزي من اينه كليد افق رو بدن دسم بگن هركي رو دوس داري بيار منم أون 4jok ي هايي رو ببرم تو افق كه مثل خودم امتيازشون منفي يه عددي باشه بقيه احتياجي به افق ندارن ميتونن با امتيازاشون حال كنن \n\nامتياز هاي منفي … بكوب لايكو حدود دستم بياد",
    "ازاونجای که من بد شانسم نمیرفتم نگاه کنم که برنده میشم یا نه گفتم بزار یه نگاه کنیم ببینیم کیا جایزه گرفتن چشمم که به اسم خودم خورد اشک تو چشمام جمع شد الانم بزرگترین فانتزیم اینه که جایزمو که مال دو هفته ی پیش هستو بدن تا سریع راهی افق بشم ولی میدونم من بدشانسم نه خدایش اگه بد شانس نبودم اولین باریم که برنده شدم جایزه نگرفتم هیییییییییییییییییی \nدارم میرم بچه ها تو افق اما با دست خالی \nلایک :بوق تو شانست",
    "اغا یکی از فانتزیام اینه که الان که ۶۰۰۰۰ تومن پول ادکلن دادم( الان فهمیدید من خیلی پولدارم) وقتی ادکلن به خودم میزنم و میرم خیابون هر کی منو بو بکنه ذوب بشه یکی محو بشه یکی غش کنه اصن یه وعضی  مثل این تبلیغا هست که توی TV( م ا ه و ا ر ه) نشون میده ..... ادم حس تو افق محو شدن بهش دست میده \nولی نمیدونم چرا هر کی منا میبینه میگه چرا بو پنیر میدی.......!!!!!!!!!!!\nلایک : خب حتما بو پنیر میدی یا خودت یا ادکلنت",
    "عاق/ا فانتزی من اینه یه روز از خواب بیدار بشم برم نون بگیرم و صبحونه مو بخورم و بعد بشینم پست بذارم و کلی لایک بگیرم :))\nخب چیه فانتزیم کلا اینه خو :|\nنخند الانم صبحونه نخوردم :|",
    "یکی از فانتزیام اینه که اگه بابابزرگم زنده نمیشه حد اقل. برگردم به روز آخر تو بیمارستان بغلش کنم صداش کنم یا فقط ی بار دیگه ببینمش حتی شده ی دقیقه",
    "فانتزی من اینه که برای نمراتی که تو دانشگاه میگیرم به همون اندازه \n\nشرمسار باشم که برای امتیازم تو 4 جوک هستم والا",
    "عاقا میدونین آرزوم چیه یه خونه تو هاوایی داشته باشم پنجره های اتاقم روبه دریا باشه {دریایی هاوایی آبی روشنه}بوی دریا بانسیم بیاد تو اتاق پرده هارو تکون بده بعد بخوره به من بوی درخت نارگیل شکوفه های تازه بازشدش صدای آواز وخنده آدما یکم اون طرفتر وای یه حالی میده تصورکنین اما ازبیرون خونه من هیچکدوم توخونه راه نمیدم واچه معنی میده بری خونه یکی اونجارو تصورکنی",
    "فانتزیم شده یه دوست واقعی پیدا کنم که لااقل یه زنگ بزنه خوب منم آدم سردیم بایدمنو درک کنه حوصله حرف زدن باهاشو ندارم اما اون باید زنگ بزنه هیچکی منودرک نمیکنه باید یه موجود خیالی برای خودم دستو پاکنم لااقل اون من و درک میکنه الان باکمک اون دارم براتون پست میذارم خیلی باحاله فقط نمیدونم چرا قدش کوتاهه وبدجوری زشته باید یه عمل زیبایی بره",
    "یکی از فانتزیام اینه که با یه دختر فقیر دوست بشم بعد دو سه ماه که فهمید عاشقشم بگه که دختر بزرگترین تاجر ایرانه و داشته عشق منو امتحان میکرده",
    "یکی از فانتازیام اینه که وقتی مخاطبم خابه با یک تیپ پایی جانانه و یه سطله پر از اب بیدارش کنم بعد بهش بگم باباش مرده \nوای چه حالی میده \nفوش ندید اینه گرفتم به خودتون بر میگرده \nخخخخخخخخخخخخخخخخ",
    "علامت اختصاصی \" شادمانی همه جا پشت در است در گشودن هنر هست \" یکی از فانتزیام اینه که فانتزی بچه های 4جوک تموم شه کسی فانتزیی به ذهنش نرسه فقط من بتونم فانتزی بنویسم و معروف شم خوانوم صادقی همه فانتزیام رو تائید کنه خو چیه مگه من هم جوونم",
    "سلام:)\n\nاین فانتزی کاملا واقعی ست............(*-*)\n\nفانتزیم اینه برم کربلا..........................همــــــــــــین.....",
    "یکی از فانتزی هام اینه تو یه موقعیتی قرار بگیرم بهم بگن برو از اینجا بیرون منم بگم باشه میرم ولی با پلیس برمی گردم\nاصن به کار بردن این جمله یه حس قدرتمند بودن به ادم دست میده\nنه؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟",
    "ههععععییییی روزگاااااااااااااررررررررررررررررررر:((\nهمه فانتزی دارن ما هم فانتزی داریم!!\nفانتزی من بد بخت اینه که حالا که گوشیم خراب شده بتونم از گودزیلامون که 6 سالشه ی روز فقط ی روز گوشیشو غرض،قرض،غرز،قرز،قرظ،غرظ، اههههههههههههههه اصن هرچی ک شما میگین!بگیرم!!!\nآخه ب کی بگم یه بچه 6 ساله گوشی میخواد چیکار؟؟؟تازه اون ب من میگه میخوای چیکار حالا یه روز گوشی نداشته باش!!!عجبا:(((",
    "توجه توجه : به دلیل تلاش های فراوان و بی دریغ بنده سایت 4جک به 5جک ارتقاع پیدا کرد هورااااااااااااااا ، تعجب نکنید فانتزی من اینه که این اتفاق بیفته و این جمله رو با نام کاربریم کنار اون موجود بالای صفحه بنویسن!!!!!!!",
    "یکی از فانتزیام اینه که بفهمم پشه ها انگیزشون از چرخیدن دور لامپ چیه؟!!\n.\n.\n.\nلایک = شمام از این انگیزه ها دارید!\nلایک= فقط من دارم",
    "یکی از فانتزیام اینه که به خاطر هیجان بالای قرعه کشی 4جوک سکته کنم و برم تو کما ، بعدش مدیران 4جوک بیان پشت در اتاقم و اشک بریزن و بلند بگن: تو رو خداااا پاشووو از این به بعدهمه جایزه ها مال تو فقط پاشووو\nبعدش من یه نفس محکم بکشم و بگم: دیگه دیر شده\nو بعدش بمیرم.....\nبعدش مدیران 4جوک به خاطر یادبود من تا سالگردم مطلب های قبلی مو بزنن صفحه اول",
    "فانتزی من اینه که یه روز این گودزیلای همسایه روبروییمون تنها باشه مامانش نباشه بعد یجا بگیرمش مث سگ بزنمش شاید یکم از دنیای گودزیلا ها فاصله بگیره .. واللا !!!",
    "یکی از فانتزیام اینه که یه نیسان آبی بخرم برم باهاش چند تن از اساتیدم رو زیر بگیرم بعد در خلاف جهت افق متواری شم\nلایک= موافقم",
    "یکی از فانتزیام اینه ک از 4جوک بهم خبر بدن ک برنده شدم, بعد منم با خونسردی و با ی نیش خند بگم این ک چیزی نیس,ما هدفهامون گنده تر از این حرفاست.\nبعدشم درحالی ک ی لبخند کوچیک رو لبمه با قدمهای اهسته ب سمت افق راهی شم...",
    "یکی از فانتزیام اینه که یه روز تموم با لباس های کهنه برم گدایی آخر شب وقتی جیبم پر پوله همه رو برم بندازم صندوق صدقات....",
    "به خدا قسمممممم راست میگم یکی از فانتزی هام تا همین امروز این بود که این صفحه مطالب طنز 4jok  به روز بشه !",
    "اولین فانتزی من که خودم نوشتم اگه  خوشتون بیاد بازم می نویسم \nیکی از فانتزیام اینه که برم کشتی و تو 18 سالگی برم المپیک (از کشتی بدم می یاد ولی ورزش فردی دیگه ای به ذهنم نرسید  ) بعد از اون تایمازف ببازم و آخر بازی کزارشگر بگه ولی از ارزش های این بازیکن چیزی کم نمیشه \nبعد من تو رختکن نشستمو دستم رو پیشونیمه و دارم ملیح گریه می کنم بعد یهو مربی بیاد بگه قانون  فدراسیون عوض شده و بازی ها رفت و برگشت شده  و اگه این بازیو ببری قهرمان می شی بعد من دوباره برم رو تشک یه نگاه به تایمازف بندازم یه نگاه به تماشاگرا که نا امیدانه نگام میکنن بعد تایمازف یه نگاه تمسخرانه بهم بندازه یعد که بازی شروع شد تو یه حرکت ضربه فنیش کنم و همه متعجبن منم بدون توجه حولمو بندازم رو دوشمو تو افق محو شم :دی\nاولین فانتزیمه که انقدر بلنده(همشو خودم نوشتم)",
    "فانتزی من اینه که یه پست بزارم 206تا  لایک بخوره نه بیشتر نه کمتر آخه من عاشق ماشین 206 هستم.\nکمک کنید به رویام برسم.\nنکنه 405 تا بشه \nنه نه خدا نکنه  با احساسات جوون مردم بازی نکنید",
    "يكي ازفانتزي هام اينه ... بايك شمشير سامورايي سازنده كارتن شرك روبه دو قسمت مساوي تقسيم ميكردم !! آخه دختر دهه هشتادي من روزي سه بار سي دي شرك تماشا ميكنه . جاي بدش اينجاست كه منو خر شرك صداميكنه مادرش رو هم شرك!!",
    "یکی از فانتزیام اینه مجری رادیو جوان شم! بعدش صب که رفتم پشت میکروفن بلند داد بزنم: جوون ایرونی صب بخیرررررر\nبعدش همه احساس غرور ملی کننن",
    "یکی از فانتزیام جدیداُ این شده برم \nایمیل کامران رو (تو یاهو) دی اکتیو کنم \nکله این سریال بهم بریزه اونم نتونه با رئیساش تماس بگیره\nاونم بخواد با یه ایمیل دیگه تماس بگیره کلن جوابشو ندن اصن یه وضعی \nمیشه ...\nخخخخخخ خیلی باحال میشه\n(یکی نیست بگه پروفسور این سریال و از قبل ساختن تو این همه نقشه \nشوم میکشی ((((: )",
    "یکی دیگه ازفانتزی هام اینه که فریمانروببنم وبهش بگم وسط اهنگات 3تانفس عمیق بکش و 10بار بگومن باجهان درصلحم وجهان بامن درصلح است.\nازبس که تواهنگاش دعواکردوخودکشی وخودزنی کرد مادیگه میترسیم ببینیمشون.\nمسئولین رسیدگس کنن لطفا:->",
    "از سازمان سنجش زنگ بزنن بگن 2 شدی!!\nاون وقت بیام  ادرسمو بذارم تو 4jokکه همه بیاین خونمون خورش فسنجون!!!!!\nولی بچه ها!!دعا کنین نتیجه ام زیاد دور از انتظار نباشه!!!!",
    "عاقا تو یه فیلمی یکی ازشخصیتاش گفت:ماتو یه جعبه زندگی میکنیم بایه جعبه این طرف اون طرف میریم اخرسرم تو یه جعبه میزارن وتموم بعد اون فانتزیم شده پولدارشم خونمو دایره درست کنم خدا خودت کمک کن یه ماشین دایره آخرشم میگم منو تو اکواریوم دایره شکل خاک کنن عاقا یه وضعی شده همه چیمون مستطیل ومربع است به دوربرتون نگاه کنین",
    "یکی از فانتزیای من اینه که نصفه شب برم نصف سبیلای داداشمو قیچی کنم صبح بلند شم ببینم محو شدم خخخخخخخخ",
    "یکی از فانتزیام اینه که پولدار بشم تو افق یه هتل بسازم.نمیدونید لامصب چه درامدی داره...\nتا الانش که حساب کردم سرمایم 200 برابر میشه...",
    "فانتزی من اینه که داخل خونمون روزی سه تا سوتی گیر بیاد سه تا شون تو4جوک تایید شه واین سه تا همشون 500 لایک بخورن و هر که که بخونشون از زور خنده منفجر شه...چیه نگاه مکنید [فانتزی بر جوانان عیب نیست]\n(((یعنی اگه بشه چی میشه)))\nلایک=راست میگه\nلایک=تو خواب ببینی",
    "فانتزیم اینه كه اتاقم یه برنامه سرچ داشته باشه\nلامصب عمر آدم از بین میره بخواد یه چیزی از توش پیدا كنم بس كه منظمم‏!‏",
    "عاقاما همیشه عادت داریم غذامون که تموم میشه ازمامان باباتشکرمیکنیم\nیه بارسرسفره نشسته بودیم.غذای گودزیلاتموم شد.بلندشدگفت بابامامان دستتون درد نکنه.بابامم یه نگاه خوشگل بهش کردوگفت نوش جونت باباجون.\nغذای منم تموم شد.بلندشدم گفتم بابامامان دستتون درد نکنه.بابام سرشم بلندنکرد همین طوری سرپایین گفت بااااشه.\nمن بمیرم بهترنست؟",
    "بکی از فانتزیام اینه که پولدار بشم برم فرانسه(چون فرانسه دوس دارم) واسه درس خوندن دیگه احتیاجی به کنکور نداشته باشم\nاگه نشد\nفانتزی بعدیم اینه که به یه شکلی سوالای کنکور 93 رو بدست بیارم حالا یا بخرم یا بدزدم\nاگه نشد\nفانتزی بعدیم اینه که برم دانشگاه ازاد\nاگه رفتم دانشگاه ازاد\nفانتزیم اینه که تیپای خوشکل موشکل بزنم تا دخترا برن تو کف ولی من بهشون محل نزارم\nما اینیم دیگههههههههههههههه!!!!!!!!!!!!!!!!!",
    "فانتزی هر کنکوری این روزا اینه که رتبه خوب بیاره دیگه\nلایک = ان شاءالله همه رشته های خوب قبولن ...غمتون نباشه!!!",
    "فانتزی من اینه همه ی اونایی که کنکور دادن رتبه شون بشه به اندازه تورم(2رقمی) بعد برای اینکه تعدادشون زیاده پنج شیش تا دیگه دانشگاه سراسری( دولتی ) بسازن همه بریزیم دانشگاه.     لایک=موافقم شدید",
    "فانتزی من اینه که تابستون یه خواستگار کچل واسم بیاد که کلاه گیس سرش گذاشته باشه بعد ما تارف کنیم بشینه جلوی کولر بعد که نشست من کولرو بزنم دور تندش کلاشو باد ببره و همه بهش بخندن.......\nعایا این فانتزیه؟؟؟؟ \nمردم آزاریه؟؟؟؟\nگزینه 3؟؟\nهمه موارد؟؟!!!!!!!!!!\n\nخدا این شادیارو ازمون نگیره....",
    "یکی فانتزی های فرهنگیم اینه که دوست دارم یه فیلم بسازم\n\nکه توش کاپیتان با صدایى آروم و به غایت مودبانه به ملواناش میگه لطفا لنگرها رو بکشید",
    "همه چی از یاد آدم میره مگه یادش که همیشه یادشه(حسین پناهی)\n\nبچه ها کمک میخوام از دلاتون اون دلائی ک کانکتن ب خدا اونائی ک پستاشون تایید میشه اون کاربران پر امتیازش خستم اومدم گدائی دعاهاتون یکشنبه قرار واسه بار دوم و آخر رو مصاحبه ام نظر بدن ک استخدامم کنن یا نه دعا کنین برام قول میدم اگه لایق بودم جبران کنم اگه استخدام بشم انشأالله تا سر سال میتونم رسما ب عشقم برسم مغرورم ولی التماس دعا کاری با غرور نداره دعا کنین برام دعا کنین برا همه جوونا\nヅ هویج シ",
    "یکی از فانتزیام اینه برم با یه سنگ بزنم شیشه خونه  دوس دخدرم رو بشکنم باباش بیاد جلو در بگیره بزن پرپرم کنه و من در حالیکه داره ازم خون زیادی میره و دوس دخدرم داره جلو در داره بهم هر هر بهم میخنده پاشم یه سنگ دیگه ایندفه تو صورت باباش پرت کنم، بعد اونم جا خالی بده بخوره تو سر دوس دخدرم بیفته در جا بمیره برم بالا سرش شر شر اشک بریزم،بگم عزیزم من قصد کشتنت رو نداشتم و یه هویی از صحنه قتل فرار کنم و در حال فرار یه کامیون پهن گوسفند از روم رد شه کتلت شم! \n(چیه؟چرا نیگا میکنید؟انتظار چیزه دیگه رو داشتید؟مرگ به این رمانتیکی والا...(",
    "یه  فانتزی پــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــوپ دارم!!!!!\nفانتزیم اینه یه پنگوئن بیارم بزارم تو صحرای لوت ببینم میخواد چه غلطی بکنه؟؟؟؟:D",
    "یکی از فانتزیام اینه که تو خیابون مشغول رانندگی باشم بعد متوجه شم یکی داره تعقیبم میکنه منم گازشو بگیرم اونم تند بیاد بعد سر چهار راه من بپیچم اون مستقیم بره بعد به کناریش بگه عجب دس فرمونی داشت لامصب بعد زنگ بزنه به رییسش ریس بگه بی عرضه ها بازم فرار کرد      خدایی کلاس داره",
    "یکی از فانتزیام اینه یه پیام برام بیاد سیم کارتتو عوض کن بعد ببینم  همراه اول فرستادش ،بعد برم مخابرات شکایت کنم بگن شمارتو یادداشت کن رسیدگی میشه بعد که شمارمو نوشتم دارم از اتاق میرم بیرون خانمه صدام کنه بگه  آقا آقا به شکایت شما رسیدگی نمیشه بگم آخه چراااا ،سرشو بندازه زمین بهم بخنده و بگه برو سیم کارتتو عوض کن بعد برم سازمان ملل شکایت کنم سازمان ملل هم بیاد همراه اول رو تحریم کنه هر پیامیش بشه هزار تومن ،بعد اون آقاهه که تو تبلیغا میگه برو سیم کارتتو عوض کن بیاد سر کوچه ما سیم کارت ایرانسل بفروشه و هر صبح از خواب پاشه بره تو آینه نگاه کنه بگه امروز باید کباب پز بخرم ، اصلا داغونم به غران",
    "یکی از فانتزیام اینه که یه دوس دختر داشته باشم که تو آزمایشگاه کار کنه بعد من هر روز برم آزمایش گلاب به روتون بدم بعد رو شیشه اش بنویسم \"تقدیم با عشق\" بدم بهش!!!",
    "فانتزی من اینه که بدونم اونی که اینقدر دلتنگش میشم اصلا ياد من هست\nبرام دعا کنین",
    "آخرین ورژن فانتزیام اینه که ﺍﻓﻘﻮ ﭘﻴﺪﺍ ﻛﻨﻢ و همینجوری الکی ﺗﻮﺵ ﻣﺤﻮ ﺷﻢ …",
    "هیچی بدتر از ان نیست که از3جوک ارسالی فقط1ازاونادرج بشه واقعاچی بگم ماکه شانس نداریم به هرچی دست میزنیم خاکستر میشه ###شانسه که ماداریم؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟",
    "یکی ازفانتزیه هام اینه که بتونم تو یه روز حداقل 6پست بزارم. بعداز 2ساعت بیام ببینم تایید شده.دوباره بعد از 2ساعت ببینم بالای300تا لایک خورده.\n\n\nبیایید باهم این رویا راباهم به واقعیت تبدیل کنیم.\n\nواقعا میشه!!!!!!!!!!!!!!!!",
    "فانتزیم اینه که پدر خانوممو سواره موتورم کنم یه جور با موتور برونم که صد بار التماسم کنه صد بارم درخواست مرگ از خدا و..... اره یه همچین ادم توهمیم من ........فقط مشکل فانتزی نیس هنوز پدر خانومی نیس که این کا رو کنم....",
    "یکی از فانتزیام اینه که:\nاز این فانتزا که بعضیا مینویسن بعدخیلی دراز میشه اخرش میگن \"دامه در پست بعدی\"\nیدونه از اونا بنویسم بعد پست بعدیو بعد یه دو سه هفته تو خماری نگهتون دارم بعد پست بعدیو بنویسم و بالای دو هزار تا لایک بخوره\n__________________________________________________________",
    "یکی دیگه از فانطظیام(فانتذیام-فانطزیام-فانطذیام-فانتزیام-فانتظیام و...) اینه که پول توجیبیامو جم کنم باهاش برم مدیریت افق بهد ببینم مدیر افق بد وضیه چکاش برگشت خوردن طلب کارا منتظراند ترورش کنن و... اصلا یه وضی باشه.........\nبعد من همونجا یه چک بنویسم بزارم جلوش (که افقو بخرم) بعد یارو از شدت ذوق همونجا دق مرگ بشه بعد از اون به بعد هر که خواست بره افق بلیت بفروشم بهش یکی 12900 تومن.\nبعد یه مدت یکی شاکی شه بیاد بگه اخه مدر حسابی چقد گرون میفرشی؟ مگه کرم حلزونه اخه؟؟؟اه    بعد بره\nمنم اونقد بشینم فک کنم(اره بابا فکرم دارم     )   بعد به این نتیجه برسم که راس میگه بزا بکنمش  تومن روند بشه 13000\n__________________________________________\nدر ضمن اگه تعداد لایکا زیاد باشه قیمتو میارم پایین",
    "یکی از فانتزیام اینه که وقتی بعد سه هفته به بابام میگم برام شارژ بخر نگه”من که ســـــــه روز پیش خریده بودم”\nآره دیگه من مخاطب خاص ندارم خودم هی شارژ بخرم بچه ننه هم خودتونین من فکرنمیکنم انقدر بی ارزش باشم که همه بخوان باهام آشنا بشن$!!!!!",
    "زهرا هستم دهه 60ی با 2- امتیاز :D\nنخند(o.O)\nﺧﺪﺍ سرشاهده،ﺑﻪ ﻫﻤﯿﻦ نورچراغ ﻗﺴﻢ\nﯾﮑﯽ ﺍﺯ ﻓﺎﻧﺘﺰﯾﺎﻡ ﺍﯾﻨﻪ ﮐﻪ ﯾﻪ ﺭﻭﺯ ﭘﺸﺖ ﺗﻠﻔﻦ ﺗﻮﯼ ﺟﻤﻊ ﺑﮕﻢ ﺧﻮﺩﻣﻮ ﺑﺎ ﺍﻭﻟﯿﻦ\nﭘﺮﻭﺍﺯ ﻣﯿﺮﺳﻮﻧﻢ!:D",
    "آقا یکی از فانتزیای موذیانه ام ینه که یه روز خبر نگار بشم برم جای حسینی بای با کنکوری های عزیز مصاحبه کنم.\nبعد مثلا از طرف بپرسم روزی چن ساعت واسه کنکور درس میخوندی؟\nطرف هم خیلی خر خون باشه بگه 23 ساعت..\nمنم یه قیافه ی حق به جانب بگیرم و لبخند بابای ژکوند رو بهش تحویل بدم بگم:بعد با این وضع درس خوندنت امیدی به قبولی هم داری؟؟؟\nبعد طرف بخیسه به خودش و به عمه ی اینجانب در افق زل بزنه بعد من حساب کار دستم بیاد گ×و×ه بخورم دیگه از این ضد حالا بزنم..والا!!!!\nمگه من کجای پیازم که از مردم از این سوالا بپرسم؟؟؟\n\nلایک=ببخشید...روان پریشی ای چیزی نداری احیانا؟؟؟\n\nچرا دارم.",
    "فانتزی من ... فانتزی من اینه که .... اینه که ...\n\nیه بار تو بازار خودمو گم کنم اسم منو پچ کنند !  بعد در حالیکه اشک تو چشام جمع شده بدوم به سمت انتظامات بعد بفهمم که اون دو تا آقا و خانم پدر و مادر واقعیم نیستم و بعد در حالیکه درحال محو شدن تو افق هستم یهویی یه دست رو شونه ام گذاشته بشه و یکی بهم بگه کثافت از خواب بیدار شو !",
    "[[[MEHDI]]]\n\n\"‎‫اهاى! خانم یا آقایى که الان دارى این پستو میخونى\n;\n;\n;\n; ..;\n;\n;\n;\n;\n;\n;\n;\n;\n;\n;\n;\n;\nآرزو میکنم به همه آرزوهات برسى\nچشه بدخواهاتونم کور‬ ‎\"",
    "یکی از فانتزیام اینکه نوشابه و شیرموز و آبمیوه رو هم مثل آب به همه ی خونه ها لوله کشی کنن............\nوای چقدر خوب میشه!!!!!!",
    "فانتزی من اینه که آخرین مدل گلکسیو بخرم بعدش کل شرکتامثه سامسونگ و نوکیاو سونی و اپل و...همشون ورشکس بشن اون وخ رو گوشیه من مدل دیگه ای نمیاد.خیلی باحال میشه نه؟؟؟؟^_^",
    "نمی دونم چه جوریه که ما هر موقع می ریم شهربازی یک بعد به بعد های سینماش اضافه می شه!!!!!!!\nاول سه بعدی بود، بعد چهار بعدی شد، حالا هم که شده پنج بعدی.......................................................",
    "این اولین فانتزیمه...\n\nبه امید اینکه دیگه تو گوشه و کنار این شهر درندشت بچه ی غمگینی نبینیم که دلیل بغضش جدایی پدر و مادرش باشه...",
    "یکی از فانتزی هام اینه که به پدر و مادر و مادر بزرگ و دایی و عمو و....\nبفهمونم که اون چیزیکه تلوزیون رو خراب میکنه روشن موندن در طول شبانه روزه نه کنسول بازی . یعنی این روز رو باچمام میبینم !",
    "خداوکیلییییییییییییی دیگه دارم عقده ای میشم \nفاتزی من اینه که یه روز که می خوام برم جایی و خیلی دیرم شده این تاکس ها پر باشن و یه نفر جا خالی داشته باشن  تازه درس کار کنن\n.\n.\nآخه میدونید چی شد؟ یه روز با یه شخص شخیص مشخص خودم که تشخیص داده بود من تشخص دارم قرار داشتم بعد به زور یه تاکسی گیر آوردم که یه نفر کم داشت وقتی سوار شدم فهمید بنزین تموم کرده. ناره بعد 10 دیقه خواهش  با راننده تا پمپ بنزینی هل دادیم .آدم تو شیلنخ شنا کنه ولی این جوری ضایع نشه.....................................",
    "یکی از فانتزیام اینه که مغزم به روز فکر کنه\nآخه زور میزنم یه چیزی به ذهنم میرسه باز میگن تکراری",
    "/////مهندس مملکت ///م؟ک؟////\nفانتزیم اینه که فردا که میرم دانشگاه \nبرای اعتراض واس نمرم \nاستاد بگه جناب مهندس باید ببخشید اشتباه شده این \nنمره ی شما (((5)))نبوده\n15 بوده من اشتباه کردم",
    "یکی از فانتزی هام اینه زودتر 24 تیر بشه و امتحان های ما هم تموم بشن!!!!\n\nخب ما هم دلمون تابستون میخواد که جز گرماش چیز دیگه ای نصیبمون نشده!!!!!!!!!!\n\nآخه تبعیض تا چه حدی؟؟؟؟",
    "یکی از فانتزیام  اینه یه دستگاهی بسازم بزارم رو کولر هر وقت بابا کولر رو خاموش کرد بعد دوباره خودش روشن بشه ، بعد که بابا دوباره خاموش کرد به بابا بگه نکن  بچه ها گرمشونه برو از خدا بترس مرد ، اگر بابا قانع نشد فیزیکی وارد عمل بشه !!!آره داداش تو محدودیت ها این اختراعات به وجود میاد",
    "یکی از فانتزیام اینه که هر وقت ناظممون بهم گیر داد که مثلا چرا سر کلاس تیکه میندازی منم جلوی همه بهش بگم به توچه!!! دلم خواست...اصلا بد جوری ضایع بشه...بس که منو اذیت میکنه این بشر\nمن:))))\nناظم:|||\nبچه ها:)))))",
    "فانتزي من اينه كه يه روز ساعت 10 از خواب پاشم شوهرم رفته باشه سر كار. مادر شوهرم بگه عزيزم پا نشو صبحانه برات آماده كردم امروز توي تختت بخور بعد صبحانه را بياره توي تختم من هم آب پرتغالو بريزم روي ملافه ها بگه: اشكالي نداره گلم خودم همشو مي شورم. بعد بگه امروز چي هوس كردي ناهار بپزم منم بگم ماهي شكم پر(مي دونم مادر شوهرم از ماهي متنفره)\n.\n.\n.\n.\n: چيه ذليل مرده يك سا عته به چي ماتت برده . خميرا ديگه ور اومده زود باش نونا رو بپز صبحونه هوس نون داغ خونگي كردم.(اين صداي مادر شوهرمه)\nمن: مادركنجد بريزم يا نه؟\nمادر شوهر: خاك بر سرت هنوز نفهميدي من كنجد دوست ندارم.\nمن : ناهار چي بپزم؟\nمادر شوهر : خورشت بادمجون\n(مي دونه من از بادمجون متنفرم)",
    "جدیدا یکی از فانتزیام اینه که امتیازم 3 رقمی شه لامصب تا 99 رفت ولی اونقدر جک بی مزه فرستادم کم خ صادقی نا امیدم نکن \n: )",
    "یکی از فانتزی هام اینه که با یه تفنگ برم تو عفق وهمه رو بندازم بیرون خودم اونجا اتراق کنم.",
    "یکی از فانتزیام اینه که یه پست بذارم اول پست صفحه 4جوک بشه\nو چند روزی هم بمونه و درست حسابی لایک بخوره\nبعد توی قرعه کشی هفتگی برنده بشم. بعد دست اندرکاران 4جوک بهم خبر بدن که من برنده یک کارت شارژ5 هزاری ایرانسل شدم.\nمنم بگم نه بابا من به خاطر اینا که پست نمیذارم به عشق سایت\nو کاربران این پست هارو میذارم. اما حالا که زحمت کشیدن اشکالی نداره من به عنوان هدیه قبول میکنم. فقط ممنون میشم واسه من 10هزاری بدین پیش کسی هم صداشو در نیارن. بــــــعـــــله\nمن یه هم چنین فانتزی غیر منطقی دارم!! خخخ",
    "یکی از فانتزیام اینه که مدیر4جوک بشم بعدش اس ام اس های هیچکی رو تایید نکنم و فقط اس های خودم تو سایت باشه و بالای 1000تا لایک بخوره تا منم مزه ی این تعداد لایک رو بچشم\nلایک =تایید بر عقده ای بودن من\nلایک=شمام از این عقده ها دارید\n\nفانتزی که بر جوانان عیب نیست¥",
    "يكي از فانتزي هاي من اينه كه\nوقتي بابام يا مامانم بهم كار ميگن \nبعد من ميگم باشه ولي بلند نميشم\nبهم نگن :نشد ما بهت يه كار بگيم همون دقيقه \nبگي چشم بعد بلند شي انجام بدي .\nحالا به ابجيم كه كار ميگن .\nميگن:هروقت دوست داشتي پاشو \nفلان كارو انجام بده .\nخدايي نشده يه بار اين جملرو به من بگن.\nعايا پدر مادر شمام اينقدر بين شما و خواهر يا برادراتو فرق ميزارن.\nلايك=مام همينجوري هستيم.",
    "یکی از فانتزی های من اینه که بازیکن فوتبال بشم\nاونوقت دعوت بشم به تیم ملی\nبعدش توی یه بازی حساس در حالی که بازی مساوی هست من مثل سوباسا ازارا(اوزارا-عزارا-اضارا-عظارا) توپ رو از وسط زمین شوت کنم به طرف دروازه بعد توپه بخوره توی شکم دروازه بان و دروازه بان همراه توپ بره به طرف دروازه و وقتی رسید به خط دروازه\n((ادامه داستان در برنامه بعد))",
    "خدايي ، پيدا كردن يه آدم واسه درد و دل ،  داره يه يكي از فانتزيام تبديل ميشه...!\n.\n.\nلايك= نه هنوزم از اين جور آدما پيدا ميشه\nلايك= آره ما هم همينطور",
    "یکی از فانتزیام اینه کاخونه بابا 950 میلیون ضرر کنه بعد بابام فرار کنه بره ترکیه بعد از اون ور بره المان...\nولی خوب که فک میکنم میبینم اصن بابام کارخونه نداره\nسلامتی همه باباهای دنیا به عشقشون خورشیدم سیاه میکشم",
    "داستان :سرقت از سارق\u2029از ديوار ميپرم پايين ...واي چه حياط بزرگي ...اينجا با مشخصات همخوني نداره طبق اطلاعاتي كه حامد داده بود اينجا يه انباريه كه چيزاي قيمتي و  مدارك سري حكومت پهلوي اينجاست كه هنوز مخفي مونده و با مرگ شاه اسرار اينجا هم فاش نشده-مجبورم برم جلو وگرنه كل برنامه ريزي دو ساله ام بهم ميريزه-ميرم جلو -اينجا چقد برگ ريخته حتما متروكه اس-ميرم جلو-چرا اينجا برگا اومدن بالا؟ حتما يه چيزي اينجاست -برگا رو ميزنم كنار -اين يه صندليه بقيه هم حتما صندلين اينم بايد ميز باشه-حالا فهميدم اينجا يه خونه پولداريه متروكه اما... اما صاحباش كجان؟اينجا به دست وارث هاش نرسيده؟ چرا ؟ اصلا اينجا كجاس؟\n(اگه به 200 تا لايك برسه قسمت بعديو مينويسم.)",
    "يكي از فانتزي هاي من اينه:هميشه كه تبليغاتا طولانيه اون موقع اي هم كه دسشوييمون ميگره (شديد)هم طولاني باشه حالا اگه كوتاه بود جاي مهم فيلم نباشه.اگه باشه ،يا موقع تكرارش كار داريم يا اگه سينمايي باشه صدا و سيمايي كه هر فيلم سينمايي رو سه چهار بار ميده اون فيلمو ديگه نميده!كلا هم از بازار جمع ميشه\nهمه اون كسايي هم كه ديدن كلا يا حوصله ندارن يا كلا الزايمر گرفتن يا همون قسمت فيلو يادشون رفته اخه چچچچچچچچچچچچچچچچچچچچچچچچرا؟؟؟همدرداى من لايك كنن.",
    "یکی از فانتزی هام اینه که زودتر این یک سال هم تموم بشه و کنکور بدم ببینم قبول میشم ؟؟؟؟؟؟اصلا تو جامعه چند چندم...........به قول داداشم آدم حسابم نمی کنن!!!!!!یا به قول مادرم  چقدر هم دلشون بخواد......\nلایک:  :o",
    "یکی از فانتزی هام اینه که همین الان که داری اینو میخونی بیام پشت سرت و یه دفعه یه پس گردنی بزنم بگم :برو کپه مرگتو بزار ساعت 2 نصفه شبه\nیعنی میرسه یه همچین روزی آیا؟؟؟؟؟؟",
    "فانتزی من اینه که حداقل تو شب نیمه شعبان با گناه نکردنمون دل اقامونو خون نکنیم",
    "فانتزی من اینه که  یه بارم که شده نصفه شب از خواب بیدار نشم ببینم کولر خاموش شده!",
    "فانتزی من اینه که یه روز تو چهار جک ببینم لایکم از این بالایی یکی بیشتر باشه.هم اکنون نیازمند لایک سبزتان هستیم",
    "فانتزی من اینه \nوقتی وارد کنترل پنلم شدم یهو ببینم امتیاز منفی ندارم و کلی امتیاز مثبت گرفتم.....اییییییییییییییییییییی...یعنی میشه............فکر کنم باید این فانتزی رو با خودم به گور ببرم......",
    "سلام\nیکی از فانتزی های من اینه که\nموقع عبور از خیابون یه وانت نیسان نگه داره تا من رد بشم\nلامصب ها انگار ترمز ندارن\nولله بقرعان",
    "یکی از فانتزیام اینه نصفه شب همه خوابن پتو هاشونو بردارم جاش سلیفون بکشم دورشون...\n.\n.\n.\nیه بار تا مرز مومیایی کردن یه نفر پیش رفتم!",
    "فانتزی من اینه که اولین پستم تو 4 جوک با لایک بترکه\nخداییش دلتون میاد دلمو بشکنین؟؟؟؟",
    "يکي از فانتزيام اينه که وقتي در يخچالو وا ميکنم غير رب و پنيرو مربا و پارچ اب و يه قابلمه چيز ديگه اي هم باشه  ببين تحريما با ما چه کرده به غران يه ساله موز نديدم :'(  حالا ببين تي وي يه در يخچالو وا ميکنن تختست ديگه تا دسته پره",
    "يکي از فانتزيام اينه به عنوان مجرم برم دادسرا بعد برم تو دستشويي بعد از طريق پنجره فرار کنم بعد در همون حالي که دارم فرار ميکنم کارگردان بگه کات تا فردا ساعت 7 ... بعد فردا خواب بمونم بعد اخراج شم",
    "یکی از فانتزی هام اینه که یه روز صبح از خواب بلند شم ببینم گوشیم داره خودشو خفه میکنه انقدر زنگ میزنه,,,,,,,,,,,,,,,,,بعد گوشی رو بردارم ببینم یکی اونور خط هی داره میگه : وه پروفسور باعث افتخار ماست که با شما حرف بزنیم شما دیگه نیازی به تغییر رشته ندارید,شما میتونید همین الآن کلاس مورد نظر خودتون رو انتخاب کنید و توی اون به تحصیل بپردازید.................من هم در کمال فروتنی در افق محو بشممممم :(\nخب چیه؟؟؟؟؟؟اینم فانتزی منه دیگه؟؟؟؟؟؟؟ آخه شهریور امتحان تغییر رشته دارم و الآن هم از استرس دارم سکته میکنمممممممممم :-}\n     لایک : حقته با این استرس یه همچین فانتزی داشته باشی....",
    "اقا فانتزی من اینه که از الان که عضو شدم هر روز بیام تو 4jok :))))))) تا بلکه یه لایک بخورم و ذوق مرگ بشم بعدش همه بگن ناکام از دنیا رفت بیچاره بعد همه رو سنگ قبرم بنویسن برا 4jok چه کارایی که نمیکنه :)) :D",
    "فانتزیم اینه یک دفعه که درس میخونم مثل بچه ادم نمره بگیرم",
    "یکی از فانطضیام اینه که برگردم قدیم برم به جنگ با اسکندر وختی رسیدم به آتن با چنگیز مغول بجنگم نسلشونو منغرظ کنم بعدش برم قستنطنیه(استامبول)به سلطان سلیمان بگم بابا این قد با زنا نباش سابقت خرابه ها برات حرف در میارن اونم باور نکنه ی آیفون6 از شلوار کردیم در بیارم فیلم muhtasham yuz yil (حریم سلطان)نشونش بدم اونم اعصابش خط خطی بشه خود کشی کنه صفویه هم امپراطوری عثمانیو تارو مار کنه بعدش شاه طهماسب بیاد مدال شجاعتو گردنم بندازه منم اون قد خوشحال بشم که بخوام برم افق،وقتی هم میرم بلیط افقو بگیرو بگن کاغذ تحریم شده بلیط نداریم برگرد منم خودکشی کنم روحم سرگردانم بره آمریکا اوبامارو اذیت کنه زیرا تحریم کاغذ طقصیر اون بوده",
    "یکی از فانتزی هام اینه که این پست هیچی لایک نخوره حتی یه دونه ...\n\nهمکاری کنید من به فانتزیم برسم !",
    "یکی از فانتزیام اینه که کنترل پنل داش عباسو ببینم...\nفک کنم خیلی هیجان انگیزه....\nنه؟؟؟؟",
    "///////////مهندس مملکت ///////م؟ک؟//////\n\nبه امید روزی که سکه بشه 100 هزار تومن همتون برین زن بگیرین \nاز طلاق دادنشم نترسین دستتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتت جیغغغغغغغغغغغغغغغغ هورااااااااااااااااااااااااااااااااااااااا \nخانوما شما هم دست بزنین هم شوهر گیرتون میاد هم اینکه طلا ارزون میشه هر چه قدر دوست دارین میخرین حالا همه دست جیغغغغغغغغغغغغغغ هورااااااااااااا",
    "من یه سوال از دوستان 4جوکی عزیز دارم اینه که ایا شما فقط برای لایکــــــــ پست میزارید؟\nلایکــــــــــــــــــــــ  = پ نه پ عاشقه چشمو ابرو توام ×_×",
    "یکی از فانتزیام اینه که امتیازم تو 4jok از منفی به مثبت تغییر کنه!\nبخدا من به صفر هم راضی ام،فقط منفی نباشه!\nشمام از این فانتزیا دارین؟\nلایک=بععععله",
    "يکي از فانطزيام اينه که بابام براي يه روز فقط يه روز بياد پيشم حتي شده تو خوابم بياد و من دستشو ببوسم  اين يه ارزو هست واسه من  قدر باباهاتونو بدونين همشون گلن به قران    لايک =خدا بيامرزه شهيد دل اذر و بچه هاي انقلابيرو",
    "یکی از فانتزیام اینه که یکیو داشته باشم که....\nنه!هیچ شرطی واسه بودنش ندارم...!\nفقط یکیو داشته باشم...همین بسه برام...",
    "فانتزیم اینه که بالاخره یه روزی بتونم برم تو لیست کاربران برتر!!!!!\nینی میشه؟؟؟ من که باورم نمیشه!!!!",
    "یکی از فانتزی های به روز من اینه که جزو کاربران برتر سایت بشم میدونم این فانتزی شما هم هست پس بزن لایک و به افتخار فانتزیمون!!!",
    "یکی از فانتزی هام اینه که متوجه بشم یه بیماریه صعب العلاج دارم \nبعد واستم عکس العمل بقیه رو ببینم.\nولی دلم برای مامانم می سوزه ، چه غصه ای بخوره..\nآره دیگه منم هی به بقیه بگم دیگه رفتنیم و باهاشون مهربون باشم.\nآخرش بعد چند وقت خوب شم یا اصلا پزشک بگه اشتباه کردم ...\nبعد منم به قیافه ی بقیه بخندم\nمردم آزار هم خودتونید",
    "فانتزی من اینه ی بار..فقط ی بار وقتی ازم تعریف میکنن سوتی ندم و نگم:شکسته نفسی میکنین..\nخو چیکار کنم از بچگی لطف دارین و شکسته نفسی میکنینو قاطی میکردم دیگه.اه",
    "یکی ازفانتزیام اینه که یه روز بدون تقلب درسای عمومیمو20بگیرم ودرحالی که باافتخاراستادمونگاه میکنم واستادم سرشوانداخته پایین برم توی دودسیگارمسئول تربیت بدنی دانشگامون محو بشم...:)",
    "یکی از فانتزیهام اینه که بشم ساپورتر 4jok به جای 2000 تومن کارت شارژ هفته ای 2000 تا پراید قرعه کشی بذارم ! یعنی میشه خدااااا ؟!؟!؟!\n( خواب دیدی خیر باشه ! )",
    "همه‌ی فانتزی من همینه\nکه یک ثانیه پیش من بشینه",
    "یکی از فانتزیام اینه که همه 4جوکی ها باهم بریم مشهد خراب شیم رو سر سینا مشهد.",
    "خیلی ارسال کردم ولی تأیید نشد (○  /  ○)\n                                            (   0 )\nای به بالا  چون صنوبر ای به رخ چون میم و هه\nکاربر داری انبر افشان ، تأییدیه چو شین کاف ر\nاز خدا خواهم که روزی مطلبی ارسال کنم\nتأییدم انجام شده باشد بسته شود دال و ر",
    "یکی از فانتزیام اینه که برم چین عاشق یه دختر چینی بشم بعد پدرش بگه باید اول منو تو مبارزه شکست بدی بعد منم باهاش مبارزه کنم کتلت بشم و ازش به سازمان ملل شکایت کنم\nدیوونه هم خودتی\nدوستان اولین پستمه اگر زیر 500 لایک بخوره دیگه نمیام",
    "فانتزی من اینه (البته بیشتر فوضولیه):\nاون پستایی (پستای تمام 4جوکی هارو) که خانم صادقی تایید نکردن به دستم برسه محض فضولی بخونم!!\nمن از دست این فضولی خیلی عذاب میکشم!!\nهمین کارارو میکنم میمونم رو دست ننم دیگه O_o\nلایک: نترس 1 بیچاره ای میگیردت",
    "فانتزی بنده اینه كه هیچكس بره دیترویت، بعد توی یه آهنگ با امینم تجربیاتشون و بذارن رو هم و جاستین بیبرو قهوه ای كنن، اونم خود كشی كنه،بعد آقا عباس تحت تأثیر اشك سلنا قرار بگیره بره مراسم جوایز موسیقی آمریكا رو با بمبی كه سر راه از القاعده گرفته بتركونه،بعد آمریكا كه تو فینال جام جهانی به ایران خورده به نشانه اعتراض بازی نكنه و بدين صورت ایران قهرمان بشه!\n\nبعله!",
    "بزركترين فانتزيم اينه كه امسال نفر اخر كنكور بشم بعد بيان باهام به عنوان اسكل ترين دانش اموز ايران مصاحبه كنن و منم بكم كنكور دوشواري نداره كه؟! خيليم عاليه! بعد موقعي كه ميخوان تو تي وي نشونم بدن صورتمو شطرنجي كنن! تا يه هفته هم تيتر اول همه روزنامه ها باشم!\nكنكوري ها لطفا بلايكيد...",
    "یکی از فانتزیام هم اینه که سال دیگه که میریم جام جهانی منم به عنوان بازیکن جوان و آینده دار وارد تیم ملی بشم بعدش بریم برزیل اونجا تو گروهی طوری بشه که اگه بازی آخر و ببریم بریم مرحله ی بعد در حین اینکه یک گل عقبیم و فقط ده دقیقه مونده من برم تو بازی (اولین بازی ملیم) یدونه گل بزنم و یه پاس گل بدم بعد ستاره ی بازی بشم و بریم مرحله بعد بخوریم به برزیل و از اول برم تو زمین و تا دقیقه ی هفتاد 1 بر 1 مساوی باشیم (البته اون یه گلم خودم زدما) بعد منو بکشن بیرون و ایران یه گل دیگه بخوره و حذف شه. بعدش رئال و بارسا استعدادمو ببینن بهم پیشنهاد بدن من برم رئال بعد اونجا دور از خونواده و تو غربت تنها بشم بعد افسردگی بگیرم (منم آدمم اینجور چیزا پیش میاد) نتونم بازی کنم اونا هم قراردادم و تمدید نکنن من برگردم ایران (نه پرسپولیس نه استقلال میرم تراختور) اینجا دوباره احیا بشم با تیم بریم قهرمان آسیا بشیم منم به عنوان برترین بازیکن آسیا شناخته بشم (البته همه ی بچه ها زحمت کشیدن ما با هم این افتخار و کسب کردیم) بعدشم بشم کاپیتان تیم ملی (الان خیلی وقت گذشته ها دوران آخر فوتبالمه قسمت های اضافی از جمله چندین قهرمانی لیگ برتر و حذفی چند دوره صعود به جام جهانی و ... رو حذف کردما) با هم قهرمان آسیا بشیم. بعدش بریم جام جهانی اونجا تو نیمه نهایی مغلوب حریف بشیم (خوب چیه مگه؟؟! همه ی تیم ها رو که نمیشه برد) بعدش خدافظی کنم. آخرشم این افقی رو که میگن پیدا نکنم همینجوری سرگردون بمونم .",
    "شاید باور نکنید، ولی فانتزیم اینه\nیه روز از خونه که رفتم بیرون، ببینم تمام دخترا با حجاب کامل اومدن بیرون.\nبه نظرتون میشه خود دخترا به این نتیجه برسن که حجاب مثل آنتی ویروسه...",
    "يکي از فانطزيام نونخشکيا ساعت 10به بعد بيان سر کار",
    "ینی از دیروز یکی از فانتزیام این شده که بدونم وقتی کی روش رفت طرف کره ای هاو دستشو مشت کرد دقیقا چی گفت",
    "سلام.یکی از فانتزیام اینه که مخاطب خاصم برام لوس بازی دربیاره منم که اعصاب مصاب داغان...همچی بزنم خورد شه اصن با خاک کوچه یکی شه......\n.\n.\n.\n.\n.\nعـــــــــــــه......وایسا بینم.....من که اصن مخاطب خاص ندارم..........!!!!!!!!فک کنم باید این فانتزی رو به گور ببرم.....!!!!!!!!آخـــــــــــــه...طفلکی من!!!!!!!!\nلایک=آره امین زودتر بمیر!!!!",
    "سلام به همه دوستان اولین فانتزیم قرار گرفتن این مطلب در اول ص و اینکه مدیر جون زنگ بزنه بگه برنده 1 دستگاه BMW شدی...\nاونم به خاطر حضور شما در 4 jok",
    "فانتزی من اینه که یه دوربین تو قبر بزارم ببینم انسان چه طوری تجزیه میشه باحاله نه . نه خیلی بی مزه اید.",
    "یکی از فانتزیام اینه که برم تو افق قایم شم هرکی اومد بگم \nپخخخخخخخخخخ\n دیگه هیچکی نیاد جا واسه خودمون باشه اونجا زندگی کنیم.",
    "یه گودزیلادهه نود و یکی داریم زبون دراز.............\nکاملاهم میدونه دیس ( همون جیش خودمون ) یعنی چی ..........\nوقتی یه گوشه از اتاق کارش تموم میشه میاد بامدل خنده خرگوشی میگه دیسسسسسسسسس\nوقتی هم مادرش اونو میبره دستشویی تایه ساعت هم شده لج میکنه دیس نمیکنه...............\nمادرش خسته میشه اونو میندازه بقلم میگه بیا پسرلجبازتوبگیر ازش خسته شدمO~O\nبعدبه گودزیلا میگه قربونت برم روبابایی دیس کن خستگیم در بره.......\nگودزیلا هم بدون معطلی کارشو انجام میده.............\nهیییییییییییییییی روزگار - باگودزیلامونم شانس نداریم - چرامنوبادستشویی اشتب میگیره؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟",
    "دوستاني که تعدادارسالي هاشون به علت منفي زياد،يک عدده ،خواستم بگم منم احتمالاتاچندروزآينده به شماميپيوندم .......\nباورکنيديکي ازفانتزي هام اينه که يکي ازپست هام تاييدبشه",
    "يكي از فانتزي هاي من اينه كه اينقدر پولدار باشم كه راحت بتونم با دختري كه ميخوام همين الان ازدواج كنم",
    "یکی از فانتزیام اینه که\nاحساسات هیچ دختر و پسری جریحه دار نشه و هر کسی به عشقش برسه و همه جوونا خوش بخت بشن",
    "بچها دیشب خواب دیدم متن پیامام  تکراری نیس وامتیاز اوردم چه رویای شیرینی بو هییی",
    "یکی از فانتزیام اینه یه جک بذارم  یک میلیارد لایک بخوره بعد مدیر 4جک سایت بده من مدیریت کنم بعد منم برا هر نفر که میاد تو پول بگیزم و بعد از مدتی که پولدار شدم کل 4جوک ببندم.خخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخ\nلایک=کصافط پولخوار",
    "یکی از فانتزیام اینه که: آخر سال که میشه هر معلمی میاد تو کلاس بگه: شما بهترین کلاسی هستین که به عمرم داشتم.  برا همینم نمره های کلاسی همتون و بیست میدم ولی حیف که بچه های کلاس ما خیلی شلوغ بودن !\nمن از اونایی نیستم که بگم لایک کنید!  نمیخواد لایک کنید اصلا لایک چی هست ؟!",
    "یکی از فانتزیام اینه که صب پاشم ببینم برد پیت بقلم نشسته تعجب نکنم ولی بگم پس آنجلینا؟؟\nاونم بگه تو آنجلینای منی و با هم بریم تو افق محو شیم",
    "فانتزیه من اینه که با اوشین شریک شم!\nکفاصط دست به هزکاری میزنه کل شهر مشتریش میشن!\n\nاگه باش شریک شم همه ی گوشیام یه روزه فروش میره \nواس اینم که از این شغل خسته نشه ول نکنه بره یه میزم میزارم جلو مغازه که روش محصولات حلزون وکرم خاکی که تولید خودمه بفروشه!\nچیه حسودیت میشه اوشین شریکمه که لایک نمیکنی؟",
    "یکی از فانتزیام اینه 1 روز بیام ببینم همه ی مطلب های تایید نشدم، تایید شدن و پشت سرهم تو صفحه اول باشن و زیرش نوشته باشن جایزه نفر اول قرعه کشی هفتگی\nهو هو لایک لایک\nهو هو لایک لایک\nهو هو لایک لایک",
    "یکی ازفانتزیام اینه که برم تو افق قایم بشم بعد هرکی میادتو افق محو بشه همچین بالنگ دمپایی بزنم توسرش که صدای گرگ بده :))",
    "بخون ارزششو دارهD:\nفانتزی منم اینه که ایران بره یک هشتم، یک چهارم، نیمه نهایی، بعدم فینال با ارژانتین بازی کنه. بعدم عباس به بچه ها شلوار کردی رنگی بده تو جایگاه با شلوارامون پرچم ایران درست کنیم.بعد یهو عباس ببینه سلنا داره اس ام اس میخونه. نگا کنه ببینه از طرف جاستینه. عباسم غیرتی شه. گوشی شو بگیره پرت کنه بخوره تو سر مسی. بعدم تا دارن میریزن که ببرنش قبلش یه دونه اسنایپ از جیبش در میاره و جاستینو که اونور ورزشگاه نشسته هد شات کنه. بعد همه بچه های 4 جوک بگن دو دورو دودود عباس... بعدم مامورا عباسو به سمت افق هدایت کنن.\nیکی از مهاجمان ایران در دقیقه 91:58 گل بزنه و ما 3-2 \nبازی رو ببریم. بعدم در حالی که بچه های ایران دارن دور زمین با جام دور دور میکنن، مسی بشینه پرچم کرنر رو بغل کنه گریه کنه.بعدم داور از تو جیب شلوار کردیش (که از تولیدی عباس شون خریده) یه دونه لنگ در بیاره بندازه طرفش بگه: بیا بگیر دماغتو پاک کن. مرد گنده خجالتم نمیکشه.\nاها راستی جلوی لباس داورا بنویسن تبرک رو لباس ایرانم تبلیغ کرم حلزون باشه. (آخ جون مثه PES )\nخخخخخ\nفانتزی در حد بوندس لیگا\nنخند مگه دیوونه ها دل ندارن؟تازه ارزو بر جوانان هم عیب نیس (مخصوصا از نوع دیوونش.(اونایی که طرفدار مسی هستین طرف مثبت قضیه یعنی برد ایران رو نگا کنین)\nجان من لایک کن که خون دلها خورده ام پاش.",
    "(این فقط یک  فانتزی نیس اعلامیه هم هست) \n\nسلام دوستان کسی آدرس مخابرات افق رو نداره بخدا( اصن یه وعضیه ) سرعتش حلزونی میره والا!!!!!!!! تو رو خدا هر کی آدرسشو داره تو افق محو بشه من خودم دم درش متنظرم",
    "فانتزی من اینه که یه بار فقط یه بار مامانم سلامتی خودش رو قبل از خوشبختی من از خدا ظلب کنه.",
    "//////مهندس مملکت ////م ؟ک ؟////ادامه فانتزی \n خلاصه امید بگه تو اولین نفری هسی که به این مرحله میرسی فکرشو میکردی بگم زرررشششششششششششششششک \nمن از بچه های  4joke\nهسم چی فکر کردی که سد مصطفی یه دفعه با قر بیا جلو بگه این علامت //مهندس مملکته /احترام بزارین اونا هم محل سگ بهم ندن \nخلاصه بعد ریده شدن بهمون در جمع بریم سراغ اهنگ 100 هزاردلاری \nامید بگه /بین اهنگ داریوش و حمیرا کدومو انتخاب میکنی \nبگم این دیگه پرسیدن داره بگه پس داریوش بازی \nچپ چپ نگاش کنم بگم من گه خوردم (حالا تو این همه کیس برم با داریوش بازی کنم )بریم حمیرا که تو جاده های شمال باهم خاطراتی داریم شعر بی نیازیشو شروع کنم بخونم \nمن از هیچی به ثروت رسیدم \nکه از شما ها خرتر ندیدم  برای رسیدن به این پولا //چه تقلب ها که کردم ///که از خوشحالی شلوار خود دریدم./\nخلاصه امید بگه میخای با این پول چیکار کنی \nبگم دلم میخاد به اصفهان بر گردم //برم در خونه دختره که خر کردم بگم بیا با صفا زندگی کنیم با عشقو وفا\n بگه برو گمشو ایکپیری ///منم قلیونمو بر دارم برم بشینم کنار زاینده رود از ته دل باز مثل خر چه چه بزنم حالشو ببرم (دوستان میپرسن مگه خر چه چه میزنه اگه شکست عشقی بخوره بله که میزنه )\nدوستان اولین فانتزیم بود اگه بد بود ببخشید  کم کم بهتر مینویسم \nمهندس مملکت دست دست جیغغغغغغغغغغغغغغ هوراااااااااااااااا",
    "//////////////مهندس مملکت/////م؟ک؟\nاقا فانتزی من اینه (یکمی طولانیه )\nبرم لندن تو مسابقه شعر یادت نره شرکت کنم  \nامید بگه به // مهندس مملکت //با روال مسابقه اشنای که داری بگم اره زر نزن \nبگه خب بین گزینه ها انتخاب کن منم بگم //غمگین :((((\nببینم اهنگ بسیار غمگین ارمین نصرتیه پری \nبگم داش اص نمخاد نوشته هاش بیاد از بر واست میخونم\nفقط خانوما پاشن یه قرش بدن \nببینم یکی اونجا اشنا میزنه ببینم سد مصطفی خودمونه بگم داش بیا یه کم از اون قر ریزات بیا رو کم کنی خانوما \nخلاصه شروع کنم به خوندن (6ـ12 )مدل جدید خودمه شما هم با ریتم بخونین \nمن دلم پریو میخاد .(2 مرتبه در صورت لزوم انقدر تکرار شود تا خر کیف شوید\nپری گه خورده منو نخاد\nزن باید خوشگل باشه/زن باید خوشگل باشه / سفیدو کمی چاق /سفیدو کمی چاق \nبعدامید بپره بغلم کنه بگه چقدر تو نازی بگم مرتیکه//////////\n دستو بکش فکر میکنن ما از اوناشیم \nخلاصه همین طوری همه شعرارو بلد باشمو بخونم حضار ان کف بمونن \nسد مصطفی هم همچنان قر بده  تا برسیم به اهنگ 100 هزار دلاری امید بگه پس همراه اولت کو  بگم زر نزن فقط ایرانسل\nادامه در پست بعدی\nهمون صفحه بعد دیگه",
    "فاتزی من اینه که دیگه کسی دنبال مخاطب خاص نره.آخه برادر من خواهر من خودت می دونی که آخرش هیچی نمیشه و باید از هم جدا بشین.نکنه خیال کردین با این وضعی که وجود داره انقدر رو این علاقتون میمونین و نامزد می کنین و ازدواج و بچه و...بعدشم تازه کلی غصه می خورین.اگه واقعا عشقه که باید تمامشو زیر پای پدر مادراتون بریزین که جوونیشونو واسه ما گذاشتن.با این کارا می خواین به کجا برسین.برین با رفقا تفریح کنین و شاد باشین.همشم باید مراقب باشی کسی تو رو با اون نبینه.سلامتی همه پدر مادرا صلوات که یه دقیقه بدون اونارو هم نمیتونم تصور کنم.",
    "یکی از فانتزیام اینه که بابابزرگم دوباره زنده بشه.دوباره اشکامو پاک کنه.\nلایک=...",
    "فانتزیم اینه بدونم اونایی که کرم عصاره حلزونو واسه طراوتو شادابی پوستشون استفاده میکنن اگه روزی خمیر دندون عصاره کرم خاکی جهت جلو گیری از پوسیدگی دندونا هم به دست کارشناسان ایرانی تولید بشه ایا حاضر به استعمال ان هستن؟!!!",
    "فانتزی من اینه که ایران قهرمان جام جهانی بشه!",
    "یکی از فانتزیام اینه که یه نفر به قصد تروره شخصیتی من سایت شرکتمو هک کنه بعد عکسای عروسی من و زنمو بزاره رو سایت بعد زنگ بزنه بگه تنها بیا به این آدرس بعد منم لامصب غـــیرتییییی اون تفنگ کالیبر 20 که تازه واسم از مکزیک آووردنُ خشابشو پُر کنم برم سر قرار بعد وختی رسیدم به اون کارخونه ی متروک و تاریک داد بزنم کجایی ! بیا من اومدم بعد یهو چراغا رو روشن کنن ببینم لامصب زنمه واسم تولد گرفته همه خونواده هم اومدن بعد من عصابانی بشم همه رو ببندم به رگبار و داد بزنم پــدر سَگا این شوخی خَـرَکـیا چیـــــــــــــ ¬ـه بعد محلُ ترک کنم و توی تاریکی محو بشم برم خونه ی زن دوومم !",
    "به افتخار همه اونایی که فانتزیشون صعود تیم ملی ایران به جام جهانی بود بزنین کف قشنگه رو.",
    "فانتزی من اینه که\nصبح از خواب پا میشم وقتی گوشی مو چک می کنم ببینم مخاطب خاصم بهم پیام داده عزیزم،عشقم،نفسم صبح بخیر و منم کلی ذوق کنم..... اییییییییییییییییییی خداااااااااااااااااااااا......\nچیه خوب اینم فانتزی منه دیگه چیکار کنم نمیخوام برم تو افق محو بشم....",
    "یکی از فانتزیای من اینه که نقشه ی تهرانو مثل نقشه جی تی آی بلد باشم :|",
    "غروب پائیز, پسرک و صدای شالاپ شالاپ قدمهاش روی برگای خشک و خیس که آخرین چشمک های خورشید رو میبینن\nآسمون قرمزه انگار بغضی داره که نمیخواد بشکنه ولی داره میباره بین ماه و خورشید حیرونه تا حالا شده با گریه بغضتو نگه داری؟\nپسرک تنهاست مث آسمون که انگار هیچ جفتی براش خلق نشده,نگاهش به برگای زرد و خشکیه که رو زمینن و بارون سعی داره با وجودش بهشون جون تازه بده ولی حیف نمیتونه\nپسرک اشک های آسمونو دنبال میکنه سرشو میاره بالا چشماش می افتن به پنجره آپارتمانی که با چراغ زرد رنگش به آدم میگه این خونه گرمه هم با حرارات هم با محبت هم با با های دیگه ای که توئه سردو تنها نداری\nآه میکشه و تا گم شدن بخار نفسش تو هوا همون چند لحظه فقط تو خیالش اون خونه رو تجسمو تجربه میکنه ,میدونی چیه شاید اون خونه اونجوری که پسرک فکر میکنه نباشه ولی باید بشه اگه نیست اگه اهالیش میدونستن چیزی که دارن چقدر ارزش داره پسرک که تا الان خالی بود پر میشه از آه و آرزو خورشید دیگه رفته و ماه داره ناز میکنه واسه اهل زمین ولی فردا خورشید دوباره میتابه تازه و روشن\nفردا هست پس امیدم هست \nپسرک تنها:خدایا شکرت از این همه نعمت\nヅ هویج シ",
    "يكي از فانتزيام اينكه اينايي ك ساعت 7 صب ادمو از خواب بلند ميكنن ميگن پاشو لنگ ظهر(مخوصوصا جمعها)رو ي يروز خودشون خواب باشن برم باشيپور از خواب بلندشون كنم و بگم پاشو وقت نماز ظهره.خخخخخخخخخخخخخخخ\nفك كنم اين فانتزي.فانتزي خيلي از بچه هاي 4 jok \nاز شما ك بچه مردمين ميپررسم عايا شما ساعت 5 صب از خواب بلند ميشين\nلايك=مام مث توييم",
    "یـکـی از فـانـتـزیـام ایـنـه کـه سـه شـنـبـه تـو بـازی ایـران و کَـره کـنـار دسـتـه کـی روش بـاشـم .. در حـالـی کـه مـن خـوابـم .اون مـنـو بـیـدارم کـنـه و مـن بـرم تـو آیـنـه نـگـا کـنـم و در حـالی کـه خـودمو نـمـیـشـنـاسـم ودیـگـه از پـوسـت خـودم خـجـالـت نـمــیـکـشـم و هـنـوز فـک مـیـکـنـم تـو رویـاهـامـم .. کـارلـوس یـه تـف بـنـدازه تـو صـورتـم بـگـه نـکـبـت آخـه ایـن چـه سـیــسـتـمـیـه چـیـدی..دوسـتـان مـیـپـرسـن مـگـه بـازیـکـنـا رو بـا چـه سـیـسـتـمـی چـیـدی ؟؟ بـایـد خـدمـتـتـون عـرض کـنـم بـا سـیـسـتـم 1-10 چـیـدم .. یـکـی دروازه ..بـقـیـه حـمـلـه . چـنـد تـا از بـازیـکـن هـا هـم مـسـدوم بـودن واسـه هـمـیـن از اعـضـای 4جـوک اسـتـفـاده کـردم .. عـبـاس بـا شـرت کـردی گـل گـلـی تـوی دروازه . حـبـیـب بـا دوسـیـب هـویـج..مـسـیـحـا و عـشـقـش و خـودمـم خـط حــمـلـه..کـه مـسـیـحـا داره از پـشـت لـبـاسـموو و و مـیـبـنـده ه ه ه ه ... \nو تـمـاشـاچـیـا در حـال خـونـدن : اگــزوزه خــاور .... نــه بـبـخـشـیـد اشـتـبـاه شـد .. ایـنـو مـیـخـونـن :( چـو کـانـگ هـیـو) مَــشَـنـگِـه .. شُـرت عـبـاس قـشـنـگـه .. تیم ایران پـدیـده .. تـیـم کـره کـه ریـده.. هـسـتـن ..کـه بـازی شـروووووع : آقـای خـیـابـانـی : گـل اول .. گـل دوم .. سـوم ..حـالا چـهـارم ... ایـنـم پـنـجـمـی .. حـالا .. فـرار مـهـدوی کـیـا .. مـیـنـدازه واسـه دایـی .. دایـی مـیـده بـه خـالـه .. خـالـه عـاشـق عـمـو شـده .. مـیـده بـه عـمـو .. عـمـو مـیـنـدازه واسـه سـایـلار .. حـالا سـایـلار یه خخخخاااااتففف مَـلَـس.. و تـوی دروازه .. گـل شـیـشـم واسـه ایـران ..هـوراااا دس دس ..دس .. کـی لـی لـی لـی ..رفـتـیـم جـام جـهـانـی... دس دس .. جـیـغ .. هـوراااا ..داداش کـیـان ... بـدو بـیـا ایـن کـره ای هـاروخـامـوش کـن //  \nدوسـتـان  دوبـاره پـرسـیـدن آخـه سـیـسـتـم 1-10 کـه نـداریـم .. بـایـد در جـوابـش بـگـم.. آخـه عـبـاس تـو دروازه بـود .. مـیـشـه عـبـاس رو آدم حـسـاب نـکـرد؟؟؟نـه وژدانـن خـودت تـو دروازه بـودی .. هـمــیـن حـرفـو مـیـزدی ؟؟ کـرم حـلزون کـه حـاوی کـولاژنـه رو بـکـنـم تـو حـلـقـت کـه دیـگـه سـوال نـپـرسـی؟؟ \n(دوستان میدونم بد بود باید ببخشید.. انحصارعروسی و پارتی دسته منه .. فانتزی ماله عباسه) \nبــــــــــــــــه امـــــــــــــــیـــــــــــــــد صـــــــعــــــــود ایــــران بـه جـام جـهـانــی",
    "یکی از فانتزیام این بود که بتونم تو 4 جوک ثبت نام کنم که بعد از سالها تونستم شما هم اینجوری بدین ایا",
    "فانتزی من اینه که اینقد آدم مهمی بشم اینقدر پست بالایی داشته باشم که اگه این تبلیغ کرم حلزون پخش شد فوری گوشی رو بردارم بگم لامصبا بس کنید تموم کنید این تبلیغ لعنتی رو حال مردم رو گرفته\nبعد اونا هم فوری قطش کنن و کلی از من عذر خواهی کنم بعد منم بگم دیگه تکرار نشه و بدون خداحافظی گوشی رو محکم بزارم سرجاش.",
    "یکی از فانتزیام اینه برم خارج بعد یه آهنگ در مورد وطن و دوری از وطن بخونم  برگردم!",
    "♥ Ekhtesasi Az KHodam ♥\nیکی از فانتزی هام اینه که تو کامپیوتر هم به سرعت بتونم فارسیو سریع تایپ کنم همونجور که تو موبایل چشم بسته تایپ میکنم!",
    "یکی از مهم ترین فانتزی های من اینکه که واسه یکبار هم که شده وقتی امتحانام تموم میشه این کامپیترم خراب نباشه...\nنمیدونم کامپیترم از زمان تموم شدن امتحانام اطلاع داره یا نه ولی لامصب همیشه همین طور بوده...",
    "فانتزی من اینه که بتونم زبونم  رو به دماغم بچسبونم ......\nلایک= تا حالا نتونستم.",
    "فانتزی من اینه که یه فامیل داشته باشیم که مجری شبکه خبر باشه و هر وقت ازش بپرسم چه خبر شروع به اخبار گفتن کنه.\nههههههههههههههههههه",
    "یکی از فانتزیام اینه که وقتی وارد محیط کارم میشم همه جلو پام بلند بشن و بگن سلام آقای رئیس ومن در حالی که یه گوشه لبمو کج کردم و لبخند ژکوند میزنم سری تکون بدم و بعد از چندتا پله برم بالا وارد دفتر کارم بشم و بدون اینکه دستور بدم نوشیدنی همیشگیمو بیارن  . بعد از کمی نشستن روی صندلی چرمی .. بلند بشم ودر حالی که یه دستم پشته کمرمه و دارم نوشیدنیمو مزمزه میکنم از بالا کارمندامو نگاه کنم .در همین لحظه منشیم وارد میشه و میگه . . . . \n.\n.\n.\n.\n.\n.\n. ده نه ده ............نمیشه که همه مسائل کاریمو لو بدم......",
    "فانتزیه من اینه که بشم یه رقیب مشتی واس کرم حلزون!!!!\nراستش تو فکر اینم که بسته بهداشتی کرم خاکی بسازم روی حلزون رو کم کنم\nتازه شامپو هم واس کوتاه شدن وبلند شدن خودکار موهم میزارم 50درصدم کم تر از قیمت واقعیش میدم!!!!\nتو تبلیغشم یه خوش هیکل میزارم که بگه:کرم/کرم خاکی حاوی کلاژن و الاتیین وژلاتین میباشد به علاوه ماهیچه های حلقوی!خخخخخخخخ\nاین محصول مانند کرم خاکی اندام شمارا بصورت خودکار وسازگار با محیط اندام شمارا چاق و لاغر وقد را کوتاه و بلند میکند\nماده ای که حلزون در هنگام حرکت از خود ترشح میکنه تو حلقت با این فانتزیات=لایک\nتو موفق میشی=لایک\nتخفیفشو بیشتر کنم=لایک",
    "يكي از فانتزيام اينه كه  ادرس توليدي شلوار كردي عباسو پيدا كنم \nتا وقتي با مخاطب خاصم دعوام شد \nسريع يه تاكسي بگيرم برم دم توليدي \nيه شلوار كردي به حساب عباس بخرم بعد با يه دربستي برگردم \nهمون جاكه بودم يه كلاشينكف از جيبم بردارم \nمخاطب خاصم و كتلت كنم  بعد اروم اروم تو جوب محو بشم",
    "یکی از فانتزیام این که\n مخاطب خاص ام هی زرت و زرت شارژ 5تومنی بفرسته برام که امتیازم 200 شه \nبعد تو جشنواره هزاران لبخند همراه اول 100میلیون برنده شم\nبعد محل سگ بهش نزارم\nخخخخخخخخخ\n(خبیث هم خودتی)",
    "فانتزی من اینه که از بیدار شم ببینم رابطم با دوستم مث صابقه صاف و ساده\nفانتزیه من اینه دوستم بخاطر مخاطب خاصش پشت\"منو\"خالی نکنه\nفانتزیه من اینه که دوستیامون اینقد پوچ و خالی نباشه\nفانتزیه من اینه که از بهترین دوستم نفرت نداشه باشم و برای یه فرصت برای انتقام  نگردم\nفانتزیه من اینه اینقدر عشقا هوسی نباشن\nفاتزیه من اینه بتونی ادما رو به جزای کارشون خودت با دستای خودت برسونی\nفانتزی هایی که من دارم فقط مخصوص خودم نیست.ممکنه همه چنین فانتزی هایی داشته باشن...",
    "فانتزی من اینه اون روز بیاد که شرکتاخودرو سازی ایران ی خودرو جدیدبزنن.\nنه اینکه بیان موتور پژو بکنن تو پیکان یابرعکس.یاموتور پراید بذارن رو رنو.موتور زانتیا رو پژو یا ی ذره صندوق بالا پایین کنن 2تومتن بیارن رو قیمت",
    "یکی از فانتزیای من این بود که بفهمم این اسمایی که بچه واسه خودشون به عنوان فرستنده میفرستن چیه که ...................بالاخره این فانتزیم به واقعیت پیوست بیشتر این اسما آیدیشونه.هههههههههههه",
    "بزرگترین فانتزیم اینه که هر ریال مارو با ده دلارم نشه خرید",
    "هیــچ چیز لــــذت بخـش تر از ایـن نیـست کـــه پســت مـن اولـین پســت باشــه و دوهـزارتا لــایـک بخــوره \nآرزو بـر جـوانان عــــیب نــــــیست...",
    "هـیچ چــیز لــذت بخـش تر از ایـن نیســت کـــه تـوی فانتـزی های معکـوس عــباس جــون مــــن به جای جـــنیفر لـوپز باشـم\nلــایــــک=میخوای بگی شبیه جنیفری؟!",
    "یکی ازفانتزیام اینه که.............فقط یه بار ......یه بار که جورابمو بیرون میارم2ثانیه بعدبتونم هردولنگه اش روپیداکنم:(((((((((((((((((((((\nواقعانمیدونم چرابه دورترین نقطه اتاقم پرت میشه:(:D\nدرضمن باافتخاراعلام میکنم که دخملم:Dروی هرچی پسمله شیلخته است سفیدکردم(*_*)\n(^_^)",
    "کهندان قسمت پنجم \nهمه چیز با یک چشمک شروع شد !!!!\nدر روزگاران قدیم یک پسر چپ دست در کهندان زندگی میکرد . یک روز که او در باغهای کهندان در حال قدم زدن بود ناگهان صدایی طنین انداز شد ، انگار که کسی او را صدا میزد : چپ دست چپ دست  . او به هر طرف نگاه کرد کسی را ندید . ناگهان دید که دختری زیبا با موهای بلند یا بلوند در زیر درخت گلابی نشسته است و به او چشمک میزند ، او از خوشحالی نمیدانست چیکار کنه  ، اون زن رویاهاشو پیدا کرده بود ، همینطور که داشت به سمت اون میرفت پاش لیز خورد و کله ملق رفت و خورد به درخت گلابی و ی دونه گلابی از بالا روی سر دخترک افتاد و ناگهان او به فکر عمیقی فرو رفت  و با خود میگفت : چرا این گلابی بالا نرفت ، چرا راست یا چپ نرفت ؟ هاااااااااا؟؟\nو اینگونه بود که قانون جاذبه ی زمین در کهندان کشف شد .\nآیا این داستان واقعیت دارد ؟ برای آگاهی از این موضوع نمیخواد زیاد از وخت استفاده کنی !!!!!!!!\nبا دست چپ لایک کن !!!! دست چپپپپپپپپپپپپپ",
    "یکی از فانتزیام اینه ماه عســـــــل امسالو احسان علیخانی اجرا کنه تا ماه رمضون بیشتر بهمون بچسبه\nهرکی موافقه بکوبه لایکه \nلایک=حمایت از داداش احسان گـــــــــــــل",
    "یکی از فانتزیام اینه که پستم جلو خودم دو سه تا پشت سر هم لایک بخوره........../////",
    "فانتزی من اینه که  بچه های فور جوک برای لایک مطلب نزارن برای شادی کسی که نمیبینن تلاش کنن \nلایک :جان من لایک کن خخخخخخخخخخخخخخ",
    "فانتزی من اینه که شبا که مامانم خوابه مثل شبح برم پیشش بگم بیا برقو خواموش کن\nقیافه ی مامانم -_-\nقیافه ی من *-*",
    "فانتزی من اینه که بدون اینکه مثل انتر ورجه وورجه کنمو صدا خر بدم و زیپیلک بزنم یک دختری بم بخنده والله بغران مردیم تا خل بازی در نیاوردیم کسی حساب خر دمه کوچشونم نمیکنه مارو بعد اینکه بک خندید از بس اشک شوق ریزم اب شم برم تو افق محو شم",
    "يكي از فانتزيام اينه \nوقتي يكي دستم آيفون ٤اس مي بينه نگه اپله ؟؟؟ مخصوصا اپل ٤ و اينا چون الان اپل ٤ يعني چي ؟؟ آيپاد٤ - آيفون ٤ - آيپد ٤ - آيفون ٤ اس؟؟\nمثلا مثله اينكه بگيم مايكروسافت چون تبلت و ويندوز و ايكس باكس و .... داره!",
    "یکی دیگه از فانتزیام اینه که یه آبجی کوچولو شبیه این عروسکا داشتم موهاشو شونه میکردم میبردمش پارک.واسش بستنی میخریدم \nاونم منو بوس میکرد با زبون شیرینش بهم میگف \"میسی داداسی\"",
    "بزرگترین فانتزی من اینه که وقتی میرم سر جلسه امتحان پایان ترم هیشکی ازم تقلب نخواد (حالا فهمیدین دانشجو ممتازم! یا بیشتر توضیح بدم)\nلا مصبا نمیذارن یه نگاه به سوالا بکنم.تا ورقه سوالاتو میگیرم دستم همه درخواست ها شروع میشه",
    "یکی از فانتزیام اینه که تو همه خونواده ها قدر عروس و دامادی رو که با اینکه از حرص داره می ترکه ولی حرمت نگه می داره و حرف نمیزنه رو بدونن . چرا خونواده ها قدر داشته هاشونو نمی دونن.\nداماد خوب :-((((\nبرادر زن خیلی خوب :-(\nسازمان حمایت عروس و داماد های خوووب :-*",
    "یکی از فانتزیام اینه که بدونم داش عباس و بقیه خواهر و براداران چجوری جوک های دراز رو بنویسن.\nخدایی عجب حوصله ای دارین.\nدر ضمن فکر کنم من کوچکترین عضو 4جوک ام.\nپیشکسوتا پشتیبانی کنن.",
    "یکی از فانتزیام اینه که بدونم سنگ سنگک پزا تموم نمیشه عایا؟\nیه سنگکی هس تو محلمون بیست ساله داره کار میکنه، فک کنم هرروز هم یه تن سنگ از تنورش خارج میشه!!\nولی انگار نه انگار!",
    "فانتزیم اینه که بتونم کف دستمو گاز بگیرم،\nاگه تا حالا نتونستی گازش بگیری، لایکو بنواز!",
    "----- (~~~) ‏ (~~~) -----‏\nيكي از فانتزي هام اينه كه؛ يه روز برم يه \"آدامس موزي‏\"‏ بخرم؛ بعد كه بازش كنم ببينم \"اوربيت‏\"‏ توشه...‏!‏‏!\n‏(اينجاشو با صداي اين منشيه تو سريال \"ساختمان پزشكان‏\"‏(شقايق دهقان‏)‏ بخونيد‏)\nيني نميشه ه ه ه ه ه ه ؟؟؟\nواقعا ا ا ا ا ا ا ا ا ا ا ا ا ؟؟؟\nهو هو هو هو ...",
    "(ارزش خوندن داره )\nیکی از فانتزیام اینه که مامور فوق سری FbI باشم ؛ بعد بهم خبر برسه بهترین دوست صمیمیم گم شده و بعد پیگیر بشم بفهمم که تو چرنوبیل گم شده بعد برم تو ساختمان FBI ازشون کمک بخوام ؛ بعد بگن ما تو رو نیاز داریم و همه درا رو ببندن بعد من یه لبخند تلخ بزنمو بگم حرف شما برام مهم نیست از پنجره با تمام سرعت بپرم بیرون و طنابمو در بیارم و به یک تابلو گیرش بدم و تو فاصله یه سانتی متری از زمین بایستم . بعدش با بالاترین سرعت بدوم و با اولین پرواز برم چرنوبیل و یک موتور هم با خودم ببرم وقتی رفتم اونجا ماشین های سوخته ؛ تابلو های کج شده ؛ ساختمون های خراب شده رو ببینم و تمام چرنوبیل رو رو طی 4 روز بگردم و در حالی که دارم کم کم نا امید میشم و واقعا ناراحتم ؛ یه مچ بند از دوستم که بهش هدیه داده بودم رو پیدا کنم که روش نوشته باشه HELPPPPP و بعد از همون مسیر برم و چند تا رد پا ببینم ؛ رد پاها رو دنبال کنم و به یه کلبه قدیمی و تاریک برسم ؛ لیزر تفنگمو بزنم چون ممکنه اون جا هر چیزی باشه و سریع درو بشکونم و برم داخل و تو یه گوشه دوستمو پیدا کنم و بهم بگه از اینجا برو من بگم امکان نداره من هیچ جا نمیرم بدون تو و بعد در همون لحظه 100 ها زامبی رو ببینم که دارن نزدیک میشن و بعد تفنگ صد تیرمو دربیارمو بگم FOR NoUnnnnnnn(برای آزادی ) و برم بیرون و با صدتیر همشونو ناکار کنم ولی یکیشون بیادو از پشت بخواد یه خنجر فرو کنه تو گردنم و منم جا خالی بدم اون خنجر بخوره تو دستم ؛ و بعد اون زامبیو هم بکشم و با دوستم از اون جا در حالی که دست راست من خیلی آسیب دیده سوار موتور شیم و بریم و من دیگه خیلی خون ازم رفته باشه ؛سریع برسونتم فرودگاه و برم به بیمارستان فوق تخصصی و امید کمی به زنده بودنم باشه بعد از یه عمل سخت زنده بمونم و به کارم ادامه بدم و باز یه جریانه دیگه برام پیش بیاد ... (دوستان خودم ساختمش خواهشا کپی برداری نکنید ؛ با تشکر )",
    "فانتزي من اينه كه اسمم توي ليست قرعه كشي باشه!!!",
    "فانتزیه من اینه درس بخونم پولدار بشم بعد برم حلزون بخرم ازش الانتوئین بگیرم ببینم چقدر الانتوئین میده بعدش برآورد کنم این کارخانه کرم حلزون چنتا حلزون دارن واقعا کنجکاوم بدونم....\nیعنی میشه...\nچیه هرکی یه فانتزی داره...\nوالا با این نوناشون....",
    "یکی از فانتزیام اینه یه کنفرانس برگذار کنم که منفور و محبوب ترین مرد جهان کیه بعد هیتلر بگه من منفور ترینم بن لادن بگه نععع من منفور ترینم بعد این وسط جاستین بگه (با لحن دخترونه بخونید) وا خوجملا چرا با هم دعوا میکنید من محبوب ترین مرد جهانم  منو هیتلر و بن لادن تفنگهامون رو از تو شلوار کردی دراریم در حالی که داریم تیر بارونش میکنیم بگیم خفه شو ما در مورد مردا حرف میزنیم تو که ...\nخدا رحمتش کنه",
    "*-**-***-****-*****-******-*******-خـــــــود♥تــــــــــی !!-*-**-***-****-*****-******-*******\nیکی از فانتزیام اینه که یه فیلم بسازم که وقتی یکی توش مریض میشه و میره بیمارستان و یکی دیگه میاد میگه ببخشید مریض ما کجاست؟پرستاره بگه طبقه بالا اتاق 67 (مثلا)\nخسته شدیم بسکه گفتن انتهای راهرو،سمت چپ\nبابا لامصب یه راهروئه...شلوار کردی داش عباس نیس که همه چی توش جا بشه.\nوالا به خدا با این فیلماشون",
    "یکی از فانتزیام اینه که خانوم صادقی یا یکی از مدیرای شاخ 4جوک فامیلم باشه تا من هر چی جوک برای 4جوک میفرستمو تایید کنه و حتی از داش عباس هم در 4جوک معروف تر بشم \nلایک=بترکه چشم حسود اخه چقد حسودی توووووو",
    "یکی از فانتزیام اینه که یه روز تو 4جوک انقد محبوب بشم که روز تولدمو همه بهم تبریک بگم(مثه داش عباس)\nینی میشه عایاااااااااااا؟",
    "یکی از فانتزیام اینه که وقتی کارناممو گرفتمو معدلم کم شد بابام عین مجری تلویزیون که وقتی تیم ایران میبازه به همه بکه هیچی از ارزشهای پسر گلم کم نمیشه و ایشالله دفه بعدی جبران میکنیو بعد منو ی ماچ آبدار بکنه",
    "یکی از فانتزیام اینه ک یه پست بزارم 1000تا لایک بخوره",
    "کهندان قسمت چهارم \n\nیکی از فانتزیام اینه که تو کهندان ی پارک آبی درست کنم ، بزرگترین پارک آبی کل دنیا !!!!!!!\nی سینمام بزنم فیلمای خارجی رو هم توش اکران کنم البته 9 بعدی ( خودم اختراع کردم بله !!!!) \n\nی تیم فوتبالم راه اندازی کنم اسمشم بزارم  جادویی ها ، بازیکنای با استعداد و پیدا کنم و بعد از دو سال تیمو برسونم لیگ برتر و همه رو بترکونیم .",
    "یکی از فانتزیام اینه که ﭘﯿﺮ ﮐﻪ ﺷﺪﻡ ﯾﻪ ﻋﺼﺎ ﺑﮕﯿﺮﻡ ﺩﺳﺘﻢ ﺑﺮﻡ ﺗﻮ ﭘﺎﺭﮎ ﺑﺸﯿﻨﻢ ﺑﻪ ﭘﯿﺮﻣﺮﺩﺍﯼ ﺩﯾﮕﻪ ﺑﮕﻢ ﯾﻪ ﭘﺴﺮﻡ ﺁﻣﺮﯾﮑﺎ ﺩﮐﺘﺮﻩ یه ﺩﺧﺘﺮ ﻫﻢ ﺩﺍﺭﻡ ﺗﻮ ﺳﻮﺋﺪ ﺯﻧﺪﮔﯽ ﻣﯿﮑﻨﻪ ! بعد رو کنم سمت افق و توی برگای سنگفرش پارک محوی بشم",
    "یکی از فانتزیام اینه کههمه نوشته هام تائید نشه تا امتیاز منفیام برسه به 1000...\nقابل توجه مسئولین زیرررربططططططططط",
    "يكى از فانتزيام اينه كه عباس ‏abas‎_m223 منو ببينه و مهرم به دلش بشينه يهو ياد اين آهنكه بيافته\n تو مثل كلى ‏‎   ‎... ولى نيستى هيج كهى\nمنم كه جشام سك داره بهش ي جشمك بزنم اونم بيافته دنبالم كه سلنا جلومون سبز بشه\nسلنا ار بين جمعيت داد بزنه بكه اهااااااي بي وفا ديكه دوسم ندارى\nعباس هم بكه انكشت كوجيكه تو رو به صدتاى اين نميدم\nهيجى ديكه منم ضايع ميشم آدرس افق رو  از سلنا ميكيرم  و راهى افق ميشم. . .",
    "کاشکی این جمشید کاظمی(هوش سیاه) میومد 4جوک یکم فانتزیایه امتحانارو میخوند بعد میرفت آموزش وپرورش و آموزش عالی رو حک میکرد نمره های همه رو بیست میکرد\n\nباز یاد نمره هاتون افتادین!!!!!!!\n\nببخشید داغ دلتو تازه کردم\n\nبابا فحش نده لایک نمیخوام:(",
    "یکی از فانتزی هام اینه که وقتی میام 4jokپسر خالم حرص نخوره با اینکه گودزیلاست.........",
    "یکی دیگه از فانتزیام اینه ک هر چی زشتی و بدی و دروغ و نامردی دور و برم می بینم هیچ کدوم واقعی نباشه حاضرم همه رو تو خواب ببینم اما حتی یکیش واقعی نباشه ....\n\n\"تینا\"",
    "*************************(!!! و ؟؟؟)علامت اختصاصی abas_m223\nیـکـی از فـانـتـزیـای مـعـکـوسـم ایـنـه جـشـن تـولـد 20 سـالـگـیـم (22خـرداد) تـو اسـتـادیـوم آزادی بـاشـه و هـمـتـون دعـوت بـاشـیـن بـعـد (در حـالـی کـه مـوهـامـو بـه بـغـل ژل زدم و یـه تـیـشـرت تـنـگ قـرمـز و شـلـوار کـردی آبـی مـدل سـوراخ سـوراخ پـوشـیـدم و یـه آدامـس مـوزی بـا طـعـم تـوت فـرنـگـی دهـنـمـه) جـنـیـفـر لـوپـز از وسـط زمـیـن بـگـه از آقـای عـبـاس مـسـتـقـیـم دعـوت مـیـکـنـم تـشـریـف گـهـشـون رو بـیـارن شـمـعـا رو فـوت کـنـن کـیـک 20 طـبـقـه تـولـدشـون رو بـخـوریـم و در حـالـی کـه دارم سـتـاره هـا رو نـگـاه مـی کـنـم و از پـلـه هـای ورزشـگـاه از خـوشـحـالـی بـا اسـکـل بـازی مـیـام پـایـیـن سـلـنـا یـاد انـدی بـیـوفـتـه و ایـن آهـنـگ رو بـرام بـخـونـه: شـب شـد و پـر سـتـاره/ اسـکـل شـد ایـن دوبـاره/ بـیـا بـا هـم بـرقصیم اسـکـلِ شـلـوار پـاره/ دسـتـتـو بـده بـه دسـتـم/ مـیـخـام بـرات بـرقـصـم/دسـتـاتـو بـذار تـو دسـتـم... یـهـو مـنـم ریـده شـه بـه تـنـظـیـمـات مـغـزم بـخـوابـونـم تـو گـوشـش یـقـه ش رو بـگـیـرم بـگـم دسـتـتـو بـه بـدن کـصـیـف مـن نـزن کـصـافـط ایـنـجـا خـانـواده نـشـسـتـه, فـکـرکـردی مـن از اون پـسـرام کـه گـول مـیـخـورن و زودی دسـت مـیـدن ایـدز مـیگـیـرن؟؟؟مـیـخـواهـی مـرا گـول بـزنی صـادر کـنـی خـارج؟؟؟ لـعـنـتـی بـرو...بــرو از خـدا بـتـرس....و در حـالـی کـه داد مـیـزنـم مــــــامــــــان تــســبـیـح مـن کـو.... دسـت کـنـم تـو جـیـب شـلـوار کـردیـم یـه نـردبـون در بـیـارم بـرم بـالا شـمـعـا رو فـوت کـنـم کـه صـدسـال زنده بـاشـم و یـهـو بـا یـه فـوت خـفـن کـل شـمـعـا رو خـامـوش کـنـم و چـمـنـهـای ورزشـگـاه هـم کـنـده بـشـه و تـمـاشـاگـرا در حـالـی کـه پـشـمـهـای زیـر بـغـلـشـون از تـرس ریـخـتـه و جـنـیـفـر داره بـا جـارو بـرقـی جـمـع مـیـکنـه  کـه بـا چـسـب بـچـسـبـونـه,بـابـام از بـیـن تـمـاشـاگـرا بـلـنـد شـه داد بـزنـه:(( نـون و پـنـیـر و شـلـغـم/فــوت کـردنـت تـو حـلـقـم ))و (کـل اسـتـادیـوم بـگـن) مـنـم جـو  بـگـیـره پـشـت مـیـکـروفـون بـگـم امـروز هـر کـی هـرچـی بـخـوره مـهـمـون مـنـه...یـهـو جـاسـتـیـن در حـالـی کـه ریـش گـذاشـتـه جـلـوم ظـاهـر بـشـه بـگـه عـــبــاس حـتـی مـنـم مـیـتـونـم بـخـورم؟؟؟ مـنـم دسـتـم رو بـذارم رو شـونـه هـاش بـگـم شـمـا گـهـتـو بـخـور مـن حـسـاب مـی کـنم عـزیـزم...!!!! اونـم اسـلـحـشـو در بـیـاره بـگـیـره سـمـت قـلـبـم کـه شـلـیـک کـنـه.... (ادامـه پـسـت پـایـیـنـی)",
    "*************************(!!! و ؟؟؟)علامت اختصاصی abas_m223\n(ادامـه بـالایـی)\nیـهـو مـنـم فـاز بـگـیـرم بـگـم اسـلـحـتـو رو خـودی بـکـش نـه دشـمـنـت لـعـنـتـی,بـه چـیـت مـی نــازی هـان؟؟؟ بـه یـه مــَـن ریــش؟؟؟ بــه ریــش نــیــس کــه...........بــه تـــه ریــشـــه^_^ یـهـو در یـک غـافـلـگـیـری  از بـیـن تـمـاشـاگـرا کـامـبـیـز 5سـالـه از تـهـران یـه  نـارنـجـک بـنـدازه سـمـت مـن کـلا مـنـفـجـر شـم و در حـالـی کـه هـمـه تـمـاشـاگـرا ایـن بـار از تـرس اتـو مـو دسـتـشـونـه و مـوهـای زیـر بـغـلـشـون کـه فـر خـورده رو اتـو مـیـکـشـن مـن بـا صـورت سـوخـتـه و سـیـاه بـا صـورت بـخـورم زمـیـن و سـلـنـا و جـاسـتـیـن با صـحـنـه آهـسـتـه بـیـان بـالا سـرم و پـشـت مـیـکـروفـون بـا صـدای داریـوش بـگـم سـلـنـا مـنـو بـخـشـیـدی؟؟؟تـو هـنـوز هـم مـنـو مـیـخـای مـگـه نــه؟؟؟ سـلـنـا هـم بـا گـریـه بـگـه:بــوشــو بـوشـو تــو رو نـخـوام/سـیـاهـی تــورو نـخـوام/ سـیـاه سـوخـتـه تـو رو نـخـوام/شـلـوار سـوخـتـه تـورو نـخـوام/آهـاآهـا  آهـاآهـا  آهـاآهـا آهـاآهـا(کـل اسـتـادیـوم بـا گـریـه) یـهـو از بـیـن تـمـاشـاگـرا چـشـام بـه بـابـام بـیـوفـتـه کـه بـلـنـد شـده داد مـیـزنـه:(( احـسـنـتْ بـه ایــن تـوکـلـت/ ریــده شـد بــه تـولـدت ^_^))  (و کـل اسـتـادیـوم یـکـصـدا بـگـن)  یـهـو مـامـانـم از بـیـن جـمـعـیـت بـگـه پـسـرم تـو ایـن لـحـظـه هـای آخـر چـی مـی بـیـنی؟؟؟ مـنـم کـه حـوریـهـای جـهـنـمـی فـانـتـزی رو می بـیـنـم  بـگـم:از اون بـالا داره مـیـاد یـه دسـتـه حــوری/ هـمـشـون سـیـبـیـل پـسـر گـوگـولـی مگولی ... بـعـد حـوریـای سـیـبـیـل کـلـفـت بـیـان بـالا سـرم و درحـالی کـه تـمـاشـاگـرا از تـرس دیـگ پـشـمـی بـرای ریـخـتـن نـدارن و کـرم مـوبـر دسـتـشـونـه حـوریـا یـاد سـوسـن خـانـوم بـیـوفـتـن بـهـم بـگـن :عــبّـــاس آقــا/ سـیـبـیـل سـیـاه,قـر بـده بـیـا/چـشـم عـسـلـی,چـرا کـچـلـی؟؟؟/ مـیـخـایـم بـیـایـم دم خـونـتـون(شـمـا گـه خـوردیـن بـیـایـن)/حـرف بـزنـیـم بـا بـابـاتـون(شـمـا گـه خـوردیـن بـیـایـن^_^) بـگـیـم مـیـخـایـم بـریـم افـقـمـون(شـمـا گـه خـوردیـن بـیایـن)/ اونـا هـم  کـه سـیـر شـدن یـه مـشـورت کـوتـاه کـنـن و بگن بـاشـه نـمـیـایـم,خـدافــظ مـا رفتـیـم!!! بـعـد دسـت کـنـم تـو جـیـب شـلـوار کـردیـم یـه کـرم حـلـزون در بـیـارم بـمـالـم بـه صـورتـم خوب شـم و بـه خـیـر و خـوشی وارد سـن جدیدم که نمیدونم 20 یا 21 بشم...!!!مـــــــامــــــان مـاشـیـن حـسـاب مـن کــو؟؟؟\nدوسـتـان پـرسـیـدن عـبـاس جـان از بـیـن ایـن هـمـه جـمـعـیـت چـنـدتـا کـادو گـرفـتـی؟؟؟\nبـعـلـه سـوال جـالـبـیـه ولـی امـسـال هـم مـثـل سـال هـای قـبـل کـادویـی نـگـرفـتـم اصـلا^_^\n((حـاصـل چـنـد سـاعـت فـکره واسـه چـنـد دیـقـه خـنـده شـمـا,خـواهـشـا کـپـی نـشـه انگـیـزه نـوشـتـن بـمـونـه,مـرسـی^_^))",
    "فانتزی من اینه که دانشگاهمو با نمره عالی تموم کنم بعد برم سره کار توالت بسازم",
    "یکی از فانتزیام اینه تو اتوبوس باشم بعدش، شانس من اتوبوس بخواد تصادف کنه، بعد همونجا زمانو بایستونم بعد همرو سالم بیارم بیرون، فقط 1 نفر بمونه بعد یهو زمان play بشه اون یه نفر طی ضربه بره تو هوا و بره تو پرتگاه بعدش من با تمام قدرتم بپرم و سعی کنم نجاتش بدم، بعد دستشو بگیرم، به یه شاخه آویزون شم بعد جلو شاخه یه غار باشه بهش بگم تو بپر، بعد بپره تو غار و بعدا نجاتش بدن و در اون موقع شاخه بشکنه و من بیفتم توی یک درخت و از شانس خوبم زنده بمونم، و بعدش هیچ وسیله ی ارتباطی ای نداشته باشم و اتفاقا من کوه نوردی بلد باشم در طی یک ماه با استفاده از طبیعت وسایلمو بسازم و از کوه بالا برم و خداوند رو شکر کنم که زندم ( خدایی این ساخته ذهن خودم بود، کپی نکردم ) ( راستی این اولین پستمه :D )",
    "یکی ازفانتزیام اینه..........که این دوستانی که آخرپستاشون مینویسن پست اولمه دیگه ننویسن.........\nچه وضعشه............\nدیگه این حرکت خیلی خزشده..........\nابتکاربه خرج بدین خووووووووووووووووو\nباتشکر\nپسته خندون*_*",
    "خدا وكيلي ازته دل دارم ميكم ,فانتزي من اينه .........كه تلاشو از خانووم صادقي جون ياد بكيرم وعمليش كنم.فقط خدا ميدونه جه زحمتي ميكشن.",
    "یکی از فانتزیام این که یکی از روزایی که تو افق محو شدم مدیریت افق تیتاب پخش کنه!",
    "یکی از فانتزیام اینه ک اسم شوهرم عزیز باشه هی بهش بگم عزیزم!",
    "یکی از آرزوهای کوچیکم اینه که آهنگ پیشواز \"ستایش\" مرتضی پاشایی بیاد!\nینی میشه؟!",
    "فانتزيم اينه كه روز جمعه همه بچه هاي فور جوك توي انتخابات شركت كنند",
    "سلام به همگی.اومدم که توی پست اولم بگم که به بزرگترین فانتزیم رسیدم و امیدوارم که همه ی بچه های فور جوکی مخصوصا پدر فانتزی های فارسی dadash abas به فانتزیاشون برسن... \nاولین پستمه حمایت کنیدددددددددد..........\nلایک=ساکت شو امین!!!",
    "فانتزيم اين کاش يه داداش داشتم تولدش بودبراش جشن ميگرفتم دوستاشودعوت ميکردم يکي ازدوستاشم مخاطب خاص ميگرفتم خخخخخخ بعدداداشم ميفهميدباکمربندش سيام ميکرد.\nهمون بهترکه ندارم\nاين فانتزي صرفاجهت تبرک تولدداداشمون عباس. عباس جان برات بهتريناروآرزوميکنم",
    "یکی از فانتزیام اینه یه شرکت بزنم به اسم فانتزی گستر شرق بعد مردم بیان فانتزیاشون رو بگن ما ازشون پول بگیریم و فانتزیا شون رو به حقیقت تبدیل کنیم بعله 4جوک همچین کاربرای شم اقتصادی بالا داره",
    "فانتزی من اینه که همه ی فانتزیهایی که به 44444444جوووووووووک ارسال میشه به واقعیت تبدیل بشه.",
    "یکی از فانتزیای من اینه که:وقتی بعد از امتحان میام خونه مامانم بگه پسرم خسته نباشی بعد که میگه چطور دادی بگم عالی بعد فرداش برای جایزه برام یه تبلت سه ملیونی خریده بعدش من از خوشحالی برم تو غروب محو شم",
    "یکی از فانتزیام اینه که بابا و مامانم موقعی که دارم  دو ساعت درس می خونم بیان تو اتاقم منو تو اون وضعیت عالمانه ببینن ولی تا می خوام یه ذره استراحت کنم و با گوشیم دارم کار می کنم یهو پیداشون میشه میگن بچه مگه تو درس نداری همش کلت تو اونه.دیگه داره یه آرزو میشه واسم.انگار سنسور دارن هروقت دستم به گوشی می خوره یا از کتاب جدا میشم می فهمن.به سلامتی همه پدر مادرای عزیز که دلسوزمونن.",
    "فانتزيم اين رتبه ي 9کنکورسراسري انساني سال 93روبيارم يه برنامه تلويزيوني دعوت شم بگن رازموفقيتت چي بود:منم اشک توچشام جمع شه بگم عضويت تو4جوک",
    "فانتزی من اینه که خر شرک باشم \nحداقل اونو شرک دوس داشت نازشو میکشید \nمنو که خودمم با لگد خودمو از خونه بیرون میکنم !\nخر شرکم نعمتی‌ه تو این دوره و زمونه \nبه شرکم راضی‌م\nینی میشه من خر شرک بشم \n( البته خدایا غلط کردم همینی که هستم خوبه !)",
    "فانتزیم اینه تو این قرعه کشی هفتگی برنده شم اونم اول....فکرشو بکن عجب اعتماد به نفسی دارم من....کلا از ترس تایید نشدن مطلب که نمی‌فرستم عایا میشود معجزه رخ دهد و اول بشم....",
    "یکی از فانتزیام اینه که منو با یه گودزیلا که خیلی اذیتم می کردو تو خونه تنها بزارن و بهم بگن اختیار و ادب کردنش امروز دست خودته.اگه از خوشحالی همون اول سکته نزدم یه کاری می کنم آقا یه کاری می کنم که بجای عمو یا سایر الفاظ بدتعریف شده بهم بگه ارباب!!!",
    "سلام بچه ها\nآقا من فانتزیم اینه که 4 تا گردن کلفت استخدام کنم بزارم تو گردوغبار موجود در افق قایم بشن\nبعد هرکی بعد از فانتزیش خواست تو افق محو شه بگیرن جوری کتکش بزنن که کللن فانتزی یادش بره ....\nواللا به خدا....\nشورشو دراوردین....\nاین همه جا....\nچرا همه میرین تو افق محو میشین؟؟؟؟\nنه جان من چرا؟؟؟؟؟",
    "فانتزيه من اينه كه بتونم فانتزي همه بچه هاي 4 جوكو براورده كنم...",
    "یکی از فانتزیام اینه که جمعه ها راحت تا لنگ ظهر بخوابم و تعمیرات و کار و بار نداشته باشیم.ای خدا یعنی میشه؟!",
    "اولین پستمه..............\nیه افق دارم شاه نداره\n نوری داره ماه نداره\n به کسی نشونش نمی دم\n به کسی می دم که کس باشه\n ماشین باباش پراید باشه\n گوشی تو جیبش گیر نکنه\n مخ منو درگیر نکنه\n .\n .\n .\n .\n ﺑﻪ ﺍﻓﻖ ﺑﭙﯿﻮﻧﺪﯾﺪ ﻣﺎ ﻣﺤﻮﺗﺎﻥ ﻣﯿﮑﻨﯿﻢ :|\n ﺑﺎ ﻣﺠﻮﺯ ﺭﺳﻤﯽ ﺍﺯ ﻭﺯﺍﺭﺕ ﺍﻓﻖ :))\n زیر نظر استاد بزرگ فانتزی افقچی√",
    "یکی از فانتزیام اینه اینقد قلیون بکشم لایه ی اوزونو سوراخ کنم:)",
    "!!!!!!!!!!! 4jok.com !!!!!!!!!!!!  علامت اختصاصی  m.d.r.l.12.11\nیکی از فانتزیام اینکه همین الان تا جایی که میتونید پست پایینی رو لایک کنید\nحالا پست هر عزیزی که میخواد باشه ،باشه ! من نمیدونم!\nبسم ا... شروع کنید!!!! میخوام اون کسی که  پستش زیر پسته منه از حرکت شما خوشحال شه!\n ممنونم از همکاری تون!!",
    "فانتزی من اینه که حداقل یه بارم که شده سریالای طنز و باحالی مثل خانه به دوش  متهم گریخت سه درچهاروخیلیای دیگه در صداوسیما پخش بشن. کلا اونایی که علی صادقی توش بازی داره عالین .                                  آقایون پخاش ومسولین رسیدگی کنن.                         من:)))))))))))))))))))))))                                                                   علی صادقی=)))))))))))))))))))))))                                             آقایون پخاش :///////////////////////                                        لایک:کورخوندی بچه دیگه ازاین خبرا نی",
    "یکیاز فانتزیام اینه که با دوستام ی سفر چین بریم ، منم کل دیوار چینو رو لبه دیوار راه برم و یکیمونم کلشو پشتک بزنه ،یکیم کلاغ پر بیاد یکیم سینه خیز !!!!!!!!!!!! تو رکوردهای گینسم ثبت شیم و کلی معروف شیم .\nبعدش بریم همه کارخونه هاشونو سرعت کار کردنشونو ببینیم !!!!والا روی کاربنم بذاری به این سرعت نمیشه کپی کرد",
    "یکی از فانتزیام یانه که بگم:\nهوووووووووووورررررررررررررررررااااااااااااااااااااا\nما تعطیل شدیم و دل همه ی کسایی که هنوز تعطیل نشدنو بسوزونم.\nلایک=امتاحانام تموم شده",
    "فانتزیم اینه روز تولد مخاطب خاصم(خیالی بیش نسیت) مثل این فیلم های تام وجری کیک تولدو تو صورتش بپوکونم......چه حالی بده.....خدایا آرزو بر جوانان عیب نیست",
    "من از بچِگی آرزو داشتم خانم صادقی ی روز از روزای پر مشغلشون تو 4jok رو برامون تعریف کنم\nمیدونین بچه ها فک میکنم ایشون خیلی ب همه ما نزدیکن ب قول یکی از بچه ها خانم صادقی از اون چه که فکر میکنیم به ما نزدیکترن\nچون در جریان اتفاقای روزانه هممون هستن شادیا و خوشیا دل تنگیا و دل گرفتگیا غم ها و حرف دلا\nکاش یبار بگن برامون گریه دار ترین و خنده دارترین پستائی ک خوندن چی بوده با کدوم پستا بیشتر رابطه برقرار کردن\nبا آرزوی توفیق و سلامتی روز افزون براشون\nموافقین بلایکین که خانم صادقی مجبور شن بگن برامون\n(اگه از تنز در حرفام استفاده شد فقط شوخی بود و نه چیز دیگه-",
    "یکی از فانتزیام اینه که این ایام حماسه آفرین امتحانات زودتر تموم بشه راحت بتونیم پست بذاریم",
    "فانتزیم اینه که یه معاملات املاکی تو افق بزنم.فکرکنم کارم خیلی بگیره.شم اقتصادی رو داری",
    "همیشه حس میکردم 4JOCKیه چیزی  رو کم داره مث خلاء میمونه براش.خیلی فکر کردم تمام لحظات من توی اتاق تفکر صرف فکر کردن من تو همین مبحث میشد که ناگهان به اصل موضوع پی بردم 4JOCKمنو کم داشت!!!!!!!!!!!!!!(این بود فانتزیه من)",
    "یـــکـــی از فـــانـــتـــزیـــام ایـــنـــه ...\nبــا چـکـاوک ازدواج کـنـم .. بـعـد 11 تـا بـچـه بـیـاریـم .. قد و نیم قد .. یه تیم فوتبال تشکیل بدیم .. بریم جام جهانی .. فینال با رئال بیفتیم .. در حالی که عباس با این شرت های مامان دوز توی دروازس.. و همچنان داره دوسیب خیار میکشه با حبیب ...اینجوری ؟؟ (▓▓▓(̅(َ_̅_̅_̅_̅_̅_̅_̅_̅_̅_̅_ََ̅_ََ(َ)((ببخشید دیه عکس قلیون نبود .. مجبور شدیم سیگار رو نشون بدیم ))\nمنو چکاوک هم خط حمله ایم .. مربیمونم ((کارلوس کی روشه )) تازه استخدامش کردیم..   ... مسابقه .. شروووووووووووووووووووع ...حبیب همه رو دریپ میزنه .. میرسه به رونالدو .. پاس میده به من .. من رونالدو رو یه خمشو میگیرم . لنگش میکنم . که یه دفه رونالدو اسلحشو در میآره و 1 تیر میزنه تو لوزالمعدم .. من می اوفتم روی پاهای چکاوک .. میگه نه سایلار .. تو نباید منو تَرکم کنی .. منم یه تف میندازم تو صورتش میگم منو ول کن یه وری.. برو دنبال رونالدو الان گل میخوریم..جلو بچه محلا اسکُل میشیم ..همگی حمله میکنن سمت رونالدو ولی نمیتونن توپ رو ازش بگیرن .. میرسه به دروازه ما .. عباس تو درواس .. عباس مواظب باش .. رونالدو: شوووووت .. عباس : خخخااا تفف رونالدوی یه وری .. گرفتمش .. ها ها ها .. // توپ رو میندازه واسه مسیحا..مسیحا پاس بده من .. حالا .. فرار مهدوی کیا .. و گل گل .. دس دس دس . کی لی لی لی .. قهرمان شدیم رفت .. (( عزیزان پرسیدن پ کو بچه هاتون .. باید بگم هنوز کوچیکن واسه بازی کردن .. فعلا آب دوغ خیار میکشن))\nدوستان اگه خوب نبود ببخشید.. حالا بیاین وسط یه قر بدین .. ((قر تو کمرم فراوونه))",
    "***Arman_Ebook****\n..8..\nیکی از فانتزیام اینه که زنگ بزنم مسابقه تلوزیونی و صدای تلوزیونمون رو هم بزارم آخر...بعد مجریه بگه لطفا صداش رو کم کنین بعد من هی زیاد کنم هی زیاد کنم تا اونجایی که حلزون گوشم بیاد بیرون و پروتئین و الانتوئین ترشح کنه تا پوستم خراب نشه...:مرداد\nفانتزیم با حلزونه تو نایژه هاتون...",
    "یکی از فانتزیام اینه که بیشترغذارو بادست میخورم.\nشماچطور؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟\nلایک=مخسره و نجسوداهاتیم خودتی!!!^_^",
    "یکی از فانتزیام4جوکم اینه که دیگه کسی نگه پست اولم پست دوم ویا..\nفانتزی بعدیم اینه که کسی زیر پستاش نگه لایک =...\nخوب داداش من خواهر عزیز اگه پستت کیفیت لازم رو داشته باشه\nو تو دل مخاطب بشینه دیگه لزومی به این کار نیست\nپستت درست حسابی لایک میخوره\nاگه پستت هم جالب نباشه دیگه زوری هم لایک نمیخوره.\nدعا کنید که من ادمین نشدم وگرنا همه اون نوع پست هارو ویرایش میکردم\nو فقط اصل مطلب رو تو سایت میذاشتم\nامیدوارم یه روز این فانتزی من به انجام برسه و فقط شاهد اصل مطلب باشیم.",
    "یکی از فانتزیام اینه بابام پولدار باشه بعد ورشکت بشه همه اموالش رو بدزدن بعد من ازدواج کنم زنم ی پسر به دنیا بیاره صبر کنم 17 18 سالش بشه بعد بفرستمش پلیس بشه که اون کلاه بردار دستیگر کنه و موفق هم بشه بعد بیارتش دم خونمون زنگ رو بزنه بعد بابام یه کف خرسی بزنه بم بهم بگه وای بحالت اگه خودش نباشه با این پسر تربیت کردنت بعد من برم درو باز کنم یه کف ببری به پسرم بزنم بگم وای بحالت اگه خودش نباشه با این کلاه بردار دستگیر کردت بعد پسرم بره به متهم بگه وای به حالت اگه خودت مجرم نباشی  (جمشید ، کامران) و یک کف گوریلی بهش بزنه اونم بیوفته زمین و ... دست بندش گیر کنه زمین و پاره بشه و می خواد فرار کنه که منو بابام پسرم هر کدوم یه کف خروسی بهش بزنیم اونم بگه مجرم خودشه و پول مارو بهمون برگردونه و به جرم کف هر حیوانی رو خوردن بیوفته زندون \nدقت کردی فانتزی من نه عباس داشت نه سلنا نه جاستین نه شلوار کردم\nدوستان پرسیدن اون جمشید و کامران کی بود باید بگم که جمشید کاظمی و کامران بوریایی بودن که در سری هوش سیاه شماره 129 از داستان من میخوان استفاده کنند \nلایک : الان سیروس مقدم ازت به جرم لو دادن فیلم نامه سری 129 شکایت میکنه \n@@@@@@@@@@@@",
    "یکی از فانتزیام اینه که \n. \n.\nچیه؟؟؟؟فکرکردین منم مثه شماها بیکارم فانتزی بسازم؟؟بروبینیم بابا",
    "یکی از فانتزیام این بود که دعای داش(سینا مشهد‏)‏ بگیره و برم مشهد برای و همه ی4 جوکی ها و خانوم صادقی دعا کنم بعد بیام تو پاتوق پست بذارم؛‏‏\nفانتزیم به حقیقت پیوست اما حیف دیگه پاتوقی نبود‏;‏‏(((",
    "فانتزی من اینه که تو لحظه حساس فیلم آگهی بازرگانی پخش نشه یا اینکه وقتی قراره یه اتفاقی خاصی که تو فیلم منتظرش بودی و محوش شدی فیلم تموم نشه بقیه اش نمونه واسه قسمت بعدی.\nیعنی میشه آیاااا؟",
    "یکی از فانتزیام اینه که پلیس تو ایست بازرسی ماشینم رو نگهداره …\n- بگه اسم ؟\n+ بگم عباس\n- بگه نام پدر ؟\n+ بگم عباس علی\n- بگه فامیلت چیه ؟\n+ بگم عباسی\n- بگه از کجا میای ؟\n+ بگم عباس آباد\n- بگه کجا میری ؟\n+ بگم بندر عباس\nپلیسه شاکی شه !  \n- بگه بــــــــــــــــــوق منو سرکار گذاشتی  \n+ بگم نه به حضرت عباس",
    "یکی از فانتزیام اینه که یبارم همون موقعی که ساعت بیدارباش زنگ میزنه بیدارشم",
    "فانتزی من اینه که چرا اسم این دامنه رو 4jok گذاشتن؟این سوالو اگه از مادر پدرا بپرسین چون نمی دونن میگن چرا اسم بشقابو نذاشتن یه چیز دیگه و خلاصه راحت از کنارش در می رن و بچه رو با سوالایی که داره head explosion اش می کنه تنها میزارن.بعدشم میگن ما جواب هر سوالی رو ندونیم راحت میایم بهتون می گیم(درمورد معلمام صادقه ها!بلکه بیشتر).حالا یکی جواب منو بدههههه.",
    "یکی از فانتزی هام اینه داداشم مریض شه بیمارستان بستریش کنن بعد هرچی آبمیوه و کمپوت میارن من بخورم بعد که فهمیدن فرار کنم تو افق محو بشم",
    "یکی از فانتزیای من اینه که یه روزی پدر بشم بعد وقتی که تلوزیون روشن بودو کسی هم اونو نگاه نمیکرد بگم این تلوزیون برای کی روشنه؟؟؟؟",
    "******************(!!!و؟؟؟)علامت اختصاصی abas_m223                      \n.\n.\n.\n.\n.\n.چیه فکر کردین عباس چیزی نوشته   خواب بود به من گفت به جاش بیام4jok   \n \n\nای چقدر حال کردم کنف شدید",
    "یکی از فانتزیام اینه که یه مطلب ارسال کنم واسه 4جوک و  تایید بشه ، بعدها عکاسان و فیلمبرداران مستقر تو افق ، از ناتوانیشون تو ثبت تصویر از محو شدنم چه ها که تعریف نخواهند کرد!! هعععی . اصن یه وضی !!",
    "یکی از فانتزیام اینه که از سر جلسه پاشم و استاد رو ببینم و بهش یه نگاه عاقل اندر سفیح(سفیه،صفیه،ثفیه و...) بندازم و بگم با این نونات این چه سوالایی بود؟! بعدشم بدون اینکه منتظر جواب بشم بهش تنه بزنم و برم تو نور ته راهرو محو شم\nاینجا خوابگاه دانشجویی\nپست اول\n I LOVE U 4jok",
    "\" فــانــتــزیـــه مـــســـیـــحـــا \"\nیــــکــی از فـــانـــتــزیــام ایـــنـــه کـــه بـــتـــونــم \" ازدواج \" کـــنـــم ......\nنــخـــنــدیـــن بــابـــا ....\nبــا ایـــن هــزیـــنـــه هـــا فـانـتزی واقعا ،،، یــخــچــالِ ســایــد بــای ســایــد 8 مــیــلــیــون تــومــن !!!!!!\n5ســال پــیــش بــا سه مــیــلــیــون عــروســی و طلــا و جــهــیــزیــه وهــمــه چــی مــیــخــریــدن تــازه\nمـــشـــهـــدم مــیــرفــتـــن ، ســوغــاتــی ام مــیــوردن ، بــا بــاقــیــشــم دوشــب شــام مـیـدادن ......\nالــان 3مــیــلــیــون ، پــیــش قــســطِ گــوشــی مــوبــایــل خــانـُـمــتــم نــمــیــشــه .....\nهـــــعععععععععــــی ......\nلــایـــک = مــوافــقــیـــن",
    "یکی دیگه از فانتزی هامم اینه که یه بار که میشینم پای تلویزیون با خیال راحت برنامه رو ببینم و بابام یهو نیاد کنترل تلویزیون رو از دستم بکشه و بذاره شبکه خبر!!!!!!!!!ینی میشه عایا؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟                                                                                            به سلامتی همه ی باباهای اخبار دوست!!!!!!!!!!!",
    "فانتزي من اين اوني که دوسش دارم وخودش خبرنداره عضو 4جوک شه توپاتوق آجي داداش شيم اون منونشناسه کلي ازش اطلاعات بگيرم ببينم با کيا دوس شده کصافطططططط",
    "فانتزی های منم اینان خوب.........مگه چیه؟؟؟؟؟حسودیت میشه؟؟؟؟؟\n1-تو باغچه خونه ام درخت پیتزا داشتم !\n2-ویروس HIV بیاد تو بدنم سل بگیره بره !!!\n3-برم مکه بجای سنگ زدن به شیطون یه چاقو در بیارم بکنم تو شکمش خیال همه رو راحت کنم\n4-واسه کاردستی  مدرسه یه ساختمون ِ هشت طبقه ی 32 واحدی ِ اسکلت فلزی ببرم\n5-شب خواب ببینم که 1 ماه دارم میری سر کار, صبح که بیدار شدم حقوقشو بگیرم",
    "!!!!!!!!!!! 4jok.com !!!!!!!!!!!!  علامت اختصاصی  m.d.r.l.12.11\nیکی از فانتزیام اینه که یه پیرهن و شلوار کاملا سفیدِسفید بپوشم \nبعد یه  لقمه ی کوکوسبزیِ پر روغن دستم باشه و اون لقمه رو گاز بزنم \nو روغن سبزش بریزه رو لباسم \nبعدش در حالی که دارم به لقمه ی کوکو نیگاه میکنم یه لبخند تلخ بزنم و\n در حالی که لقمه ام رو کامل خوردم لباسم رو در بیارم و بندازم تو شومیه ی خونمون و\n همه جا رو دود بگیره و تو اون دود تو حموم محو شم!",
    "یكی از فانتزیام اینه كه ی پستی بزارم ك خانوم صادقی واقعا از ته دل بخنده‏‏!‏‏!‏ \n‏{حالا من یا دوستان..‏}‏\nایننننقد دوس دارم,اصن خعلی../0\\",
    "یه فانتزی که انگار داره واسمون به یه رویا تبدیل میشه.\nنمی دونم یادت میاد یا نه ولی میخوام یادت بیارم.\nیه عهدی هست...\nصبحا میبندن...\nولی اینو بدون تو قول داده بودی خیلی بچه ی خوبی بودی نمیدونم اینجا چرا اینقدر عوض شدی.بدون اینا این کارات رفتارت تو فانتزی و عهدت اثر بد داره ها گفته باشم.هنوز تنفهمیدی منظورم چیه؟\n.\n.\n.\n.\n.\n.\nظهور نزدیک،دارد دور میشود وبه رویا تبدیل.چه بسا که برای تو،برایمان کابوس که وقتی به دست آقایت در حال گناه...\nفکر ،فکر ،فکر...",
    "فانتزعه من اينه .. دنياي بي كينه .................... دنياي بي كينه ..فانتزعه من اينههههههههه",
    "یکی از فانتزیام اینه بفهمم ای ماشین حساب چطوری اینقد سریع محاسباتو انجام میده   \nاصلا چیچی توش گذاشتن........نکنه تو هر کدومشون یه DNAاز انیشتین گذاشتن...........",
    "یکی از فانتزیام اینه یه روز یه دختر داشته باشم …\nبه دخترم پول تو جیبی نمیدم، تا یواش از پشت سرم بیاد\nدستاشو حلقه کنه دور گردنم، موهاشم بخوره تو صورتم\nدر ِ گوشم پچ پچ کنه\nبگه بابایی بهم پول میدی ؟\nداریم با بچه ها میریم بیرون …\nموهاشو بزنم کنار\nماچش کنم ،\nبگم برو از جیبم وردار بابایی\nبه خاطر دخترم هم که شده ، یه روزی بابا میشم و بعدشم تو افق محو!",
    "یکی از فانتزیام اینه که : \n\nی چیزی اختراع کنم بزنی به جوش و واقعا از بین ببرتشون نه اینکه از ی جا دیگه سر در بیاره !!!! و ی مکملم واسش درست کنم که نرم نرم کنه پوستو \n\nی چیزیم بزنی به مدت معین ریشت در نیاد \n\nی شامپو و لیفم که به مدت معین تمیز بمونی \n\nباید ی فکریم واسه لوازم آرایش خانوما بکنم که سرعتشونو بالا ببره \n\nی چیزیم واسه موهامون که بدون چرب شدن و اتو و سشووار حالت بگیره \n\nی چیزیم ......\n\nی چیزیم تو بگو خب ....\n\nهمه رو میخوام ورشکست کنم آرههههههههههههههههههه\n\nموافقید ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟",
    "اینکه نامرئی شم هر جا دلم میخاد برم ارزومه فانتزی نیست .خدایا ازادم کن از دنیای مدرن. میخام تو جنگل زندگی کنم البته منظورم طبیعتو گل و گیاهه شما چی از اپارتمان نشینی و این دنیای بی روح خسته نشدین؟؟؟/",
    "فانتزی من اینه که فقط یکبار ببینم که مطلبی که فرستادم به 4 جووووک بیشتر از ثد (سد) لایک داشته باشه",
    "یکی از فانتزی هام اینه که یه روز برم سره گوشیم ببینم مخاطب خاصم برام اس ام اس داده بدون اینکه من اول بهش پیام بدم.خداییش اینم فانتزیه من دارم عایا؟؟؟؟",
    "بچه ها فانتزی من خنده دار نیست خودم بارها باهاش گریه کردم \nفانتزیم اینه اون پسر گل فروشه سرچهارراه که بهم میگه خاله مهندس دروغ گفته باشه آخه بهم گفت پدرش از اعتیاد مرده مادرشم خیلی وقته از دست داده الانم واسه این که بتونه زندگی کنه پیش اون آقایی که اون دست خیابونه کار میکنه و گل میفروشه مدرسه ام نمیره وقتی بهش خوراکی دادم میدونید چی بهم گفت؟\nگفت خاله خوراکی نده اون آقائه کتکم میزنه گلامو ازم بخر....",
    "فانتزیه من اینه که تیم ملی بره جام جهانی.\nهیچی دیگه همین!",
    "یکی از فانتزیام اینه که یه آدم مشهوری بشم بعد بیان ترورم کنن!!!!",
    "فانتزی من اینه..با داشتن دو تا لیسانس \nیک شووووور خوب نصیبم شه :D\nآیا هر روز شما تکراریست؟ آیا از افسردگی و بی انگیزگی رنج می برید؟ آیا از زندگی خسته شده و هیچ پیشرفتی ندارید؟ ..............ما هیچ پیشنهادی برای شما نداریم...خدا شاهده ما از شما بدتریم!!! \n:d\nپست دوم :))",
    "یکی از فانتزیامم اینه که این افق رو از صحنه ی روزگار محو کنم !!!!\nد ... بسه دیگه هی میگید میخوام برم تو افق محو شم ! \nبجای اینکه انقدر بگردید آدرس افق رو پیدا کنید یکم درس میخوندید الآن همتون انیشتین بودید !",
    "یکی از فانتزیای مامانم اینه که یه روز زنگ بزنه نیاد پشت خطم...\nخخخخخخ:D",
    "یکی از فانتزیامم اینه که این افق رو از صحنه ی روزگار محو کنم !!!!\nد ... بسه دیگه هی میگید میخوام برم تو افق محو شم ! \nبجای اینکه انقدر بگردید آدرس افق رو پیدا کنید یکم درس میخوندید الآن همتون انیشتین بودید !",
    "یکی از فانتزیام اینه که همه ی دوستان4jok بتونن املای کلمات رو درست بنویسن.\nلطفا این کا رو انجام بدین.\n\nلایک=کی به حرف تو گوش میده!!",
    "یکی از فانتزیام اینه که این مامان بزرگ جون جون جونم وقتی باهام کار داره اول یه دور اسم نوه هارو نگه تا برسه به اسم من!\nمامان بزرگای شماهم اینجوریند؟\nبه افتخارشون بزن لایکووووووووووووووووووووووووو",
    "__________@@@@@@___________@@@@@\n_______@@@________@@_____@@_______@\n________@@___________@@__@@_______@@\n________@@____________@@@__________@@\n__________@@________________________@@\n____@@@@@@___________________@@@@@@@\n__@@@@@@@@@_________________@@@@@@@\n__@@______________________________________@@\n_@@_________________@@@@@________________@@\n_@@________________@@@@@@_______________@@\n_@@@______________@@@@@@______________@@@\n__@@@@_____________@@@@____________@@@@\n____@@@@@@______________________@@@@@@\n_________@@_________________________@@\n________@@___________@@_____________@@\n________@@@________@@@____________@@\n________@@@______@@@__@__________@@\n_________@@@_____@@@___@@@@@@@\n__________@@@@@@@\n___________________@\n____________________@\n_____________________@\n______________________@\n______________________@\n______________________@____@@@\n____________@@@@___@@__@__@\n_____________@____@@_@__@__@\n______________@@@____@_@@@\n_______________________@\n______________________@",
    "یکی از فانتزیام اینه که از بانک زنگ بزنن بگن شما برنده شدید ! منم با لبخندی تلخ بگم حتما خونه برنده شدم یا ویلا یا شایدم صد میلیارد پول نقد یا … هیییییییی ! بدید به فقرا …\nبعد بگن نه دیوونه تو پراید برنده شدی !!!!!\nبعد دیگه از شدت خوشحالی سکته کنم و به رحمت ایزدی بپیوندم …",
    "یه روز که از سر کار برمیگردم خونه تا وارد شدم داد بزنم : ضعیفه ایییییی ضعیفه\nقلیون و چای منو سریع بیار ....\nبعد من دارم قلیون میکشم خانوم بیاد جوراب هامو از پام دربیاره بعدش من بگم \nااااااااااااااااا\nدیگه به شما مربوت نیست چی میگم.!!!\nدر جواب دوستان واستا به دوستان هیچ ربطی نداره زنه خودم اینم فانتزی خودمه دهااااااا\nlike: مصبتو شکر",
    "(بخندتا دنیا به روت بخنده)\nیکی از فانتزیام اینه که دختر همسایمون تیر بخوره بعد سریع با هلیکوپتر برسونمش بیمارستان ...بعد دکتر بگه : اوه خدای من ! این گروه خونیش خَـعلی کم یابه ! بعد پرستار با قیافه ی عاشوفته به دکتر بگه دکتر نبضش ضعیف شده باید هرچه زود تر بهش خون برسونیم بعد مادر دختر همسایمون شروع کنه به گریه کردن , پدرش به دکتر بگه دِ عـاخه لامـــــصب یه نگاهی به دور و بَـرت بـنداز ! دخترم داره جون میده ! بعد دکتر داد بزنه بزنه کسی نیست این فداکاری رو انجام بده !؟ بعد من در حالی که دارم هلیکوپترو خاموش میکنم و سوییچشو در میارم , از هلیکوپتر بیام بیرون و با یه لبخنده ملیح آستینمو بزنم بالا به دکتر بگم بیا بزن :دی بعد پدر دختر همسایمون با لبخند بگه چرا دیر کردی داماده گــُلم ؟ بعد من برم توی عٌـتاق عمل بعد که دختره بهوش اومد بگه ، پس عشق من کوش ؟ بعد باباش از پنجره به افق خیره بشه و لبخند رضایت بگه ، متاسفانه باید بگم به خاطـره ها پـیـوست\nروحـش شاد …\nلایک:خیلی خوب بود...",
    "(بخند تا دنیا به روت بخنده)\nیکی از فانتزیام اینه که چنتا آدم گردن کلفت اجیر کنم نزدیک افق\nتا هرکی خواست اون اطراف محو بشه بزنن دهنشو … !\nانگار محو شدن تو افق بچه بازیه ؛ زرت و زورت میرن افق محو میشن !!\n\nلایک:والله که...",
    "فانتزیم اینه اون دختره سپیده (تو داستان عشق دروغین) بیاد دفترم . ( دفترم یه زیر زمین سرد و تاریکه بیرون شهر ). یه کیسه بذاره جلوم بگه این هفته اینقدر پول از رضا و امیر و ... گرفتم اینا خدمت شما . یه نگاه بندازم بهش بگم این خیلی کمه اگه میخوای این جوری باشی از فردا نمیخواد بیای . سارا و یلدا وکیانا و بقیه سه برابر تو پول آوردن.\nاگه اینجوری باشه نمیتونیم نسل پسرای دخترباز رو مقطوع کنیم \nاگه اینا ور نیفتن دیگه واژه شوهر از ادبیات ما حذف میشه",
    "یعنی یکی از فانتریام این شده که وقتی میرم حموم  ، نفر قبلی  دوشو بسته باشه تا شیرو باز میکنم بی هوا خیس نشم . اخه درس عبرتم نمیشه واسم که !\n شمام اینجورین یا فقط  خونه ی ما به این وضعه؟!؟",
    "یکی از فانتزیام اینه که یه بار...فقط یه بار وقتی با این گودزیلای خونمون دعوام میشه،مامانم طرف اونو نگیره!\n:(((((((((((\nو اگر اون روز فرا برسه،من همه شما رو چیزبرگر مهمون میکنیم...به جانم!",
    "اینجا4جوک صدایkh@numi\nیکی از فانتزیام اینه ی روزبشینم کل اس ام اسای4جوکو بخونم...اون موقع ک خانوم صادقی نبودن ومیدونستم سایت آپ نمیشه وسط امتحاناتصمیم گرفتم این فانتزیمو ب واقعیت تبدیل کنم...اون موقع صفحاتش3588تابود رفتم ازصفحه اول بخونم...ازصفحه ی1 تاصفحه100که من همینطور میرفتم جلو همه رو شخصی به نامnidoنوشته بودهمشم تکرارییییی....ازبس تکراری و خز بود اومدم بیرون ازش...",
    "بدو بدو سیب خوشمزه دارم سیب و گیلاس و زردآلو کهندانه بدووو!!!!!\nآخ آخ آخ چرا نمیگی پخشه ، رو آنتنیم \nسلام عرض میکنم خدمت همه 4 جوکیای عزیز\nکهندان قسمت سوم \n[از باغ اومدیم بیرون ، رفتیم لب رودخونه دیدم بلبل میخونه \nیهو دیدم ی جمعیت زیادی وایسادن وسط میدون منم رفتم جلو دیدم چه بزن بزن خفنی راه افتاده هر کاری کردم دعوا تموم شه اصلا کسی به حرفم گوش نمیداد منم یهو ی سیب که از تو باغ کنده بودم انداختم بالا گفتم هر کی سیبو بگیره 50 میلیون همین الان میریزم به حسابش \nیدفه همه هجوم بردن که بگیرنش ، سیبه پایین نیومد .گفتم اشکال نداره ی سیب دیگه دارم ، اونم انداختن بالا همینطور رفت و رفت و رفت که ناپدید شد ( آقا جان میشه کار نشد نداره آره )\nهمه تعجب کرده بودن که دیدیم ی میمون بالای درخت بوده که سیبا رو میگرفته و میخورده !!!!! ( آره داداش میمونا سیبم میخورن مخصوصا سیب کهندان )\nدعوا دیگه تموم شده بود و منم داشتم میرفتم که یدفه یکی گفت : پس پول چی شد ؟!!\nگفتم کسی نگرفت که !!!\nگفتش میمونه مال منه !\nمنم گفتم خودت که نگرفتی و سریع فرار کردم ...\nوای وای وای گرفتنم \nآقا نزن ، میدم خوب پولو \nبچه ها من برم کارت به کارت کنم براشون خدافظ .\n):):):):):):):):):):",
    "یکی از فانتزیام اینه که سر جلسه یه امتحان خوف نیم ساعت تاخیر داشته باشم و با اعتماد به نفس وارد سالن امتحانات بشم و با چهره مضطرب دانشجویان و نگاه عاقل اندر سفیه مراقب مواجه ! بعد برم روی صندلی خودم که روبه روی مسئول امتحاناته بشینم و در خودکارمو با دندونم باز کنم و شروع کنم به نوشتن و در حالیکه مسئول امتحانات فشارش افتاده و کف و خون قاطی کرده و هنوز نیم ساعت به آخر امتحان مونده از جام بلند شم و برگمو تحویل بدم و به محض اینکه به در خروجی رسیدم سرمو به اندازه ۳۷درجه بچرخونم و با حضار در جلسه خداحافظی کنم و بعدش دوربین از نمای پشت بوم دانشگاه منو نشون بده که دارم توی حیاط قدم میزنم و لابه لای جیک جیک گنجشکا و تلالو نور خورشید و هیاهوی شهر به سمت درب خروجی دانشگاه میرم و در نهایت در انتهای پرسپکتیو خیابون محو میشم …",
    "یکی از فانتزیام این بود که بریم سر جلسه امتحان معلم بگه همتون بیستین\nاتفاقـــــــــــــــــــــــــا امتحان ریاضی داشتیم از کل کتاب دبیرمون گفت همه بیست \nتا آخر زنگ بیکاری \nیه دبیردیگم داشتیم تو یه روز دو بـــــــــــــــــــــــــار به همه ی کلاس بیست داد\nبه افتخار وجود چنیـــــــن دبیر هایی بزن لاکـــــــــــو",
    "یکی از فانتزیام اینه ک برم تو ی رستوران شیک و  کلی غذا بخورم بعد بگم \"نذرتون قبول باشه\"وپاشم برم تو افق محو شوم;-)خخخخخخخخخخخخخ",
    "يكي از فانتزيهام اينه كه وقتي با آنجليناجولي ازدواج كردم بچمون قيافش بكشه به اون و هوشش بكشه به من(آره دادا نخبه ام)..........",
    "فانتزي من اينه كه آنجليناجولي همسرم باشه و الناز شاكردوست مخاطب خاصم.....",
    "فانتزي من اينه كه بتونم برم سركار كه بتونم به بچه هايي كه توانايي اينوكه درس بخونن ندارن كمك كنم...........",
    "سلام به4JOKها اولين پستمه\nفانتزيم اينه كه يه روز كه از خواب پاميشم ببينم همون دختر10ساله ام كه همه دوستم دارن.....",
    "یکی از فانتزی های من اینه که ببینم بالاخره ( پایین خره/چپ خره / راست خره و...) این داستان عشق دروغین اقا سینا چی میشه!!!!!!",
    "یکی از فانتزیام چند روز پیش اتفاق افتاد.اونم این بود که تو آزمون نمونه دولتی مدرسه طالقانی قبول شدم.(الآن فهمیدین بچی زرنگیم یا بازم توضیح بدم)",
    "یکی از فانتزیام اینه که ی شب بدووون هیچ فکری بخوابم!!!!!!!!!!!\nفقط ی شب :-((((((((((((((((((",
    "یکی از فانتزی هام اینه که آتش نشان باشم یهو یه روز خبر برسه دیتاسنتری که اطلاعات 4جوک توش هست آتیش گرفته باید بریم منم برم اونجا بعد از کلی گشتن هارد 4 جوک رو پیدا کنم و بیرونش بیارم پشت سرم دیتاسنتر منفجر بشه بعد بفهمم اشتباهی آورم 4جوک به فنا بره:D",
    "یکی ازفانتزی های من اینه بدونم سید مصطفی از اینکه پستش یه هفته اولین پست توی صفحه ی اصلی بود چه احساسی داشت ؟\nدوست عزیز ایا از دعا یا ورد خاصی استفاده کردی؟\nلایک:شانسش تو حلقم",
    "جدیدا فانتزی من این شده که برا بیماریا معادل فارسی انتخاب کنم مثلا بجای پارکینسون\nبگم مرض کامبیز یا درد حاج مرتضی وبرادران به غیر از مجتبی :|\nلایک = معادل پرشین حق مسلم ماست!!",
    "فانتزیم اینه این روزا برم سرجلسه امتحان معلم بگه همتون بیستین..فقط میخاستم درسو یه دور دوره کرده باشین!امتحانو بیخیال برین4جوک !...\nلایک:زهی خیال باطلللل",
    "عاقا من یه بار توی دستشویی نشسته بودم داشتم فکر میکردم(همیشه توی دستشویی فکر آدم باز میشه)که یهویی یه فانتزییه عباصییه سلناییه  معکوسه سه هزار به ذهنم رسید اومدم به خواهرم گفتم اونم گفت خوبه و چندین پیشنهاد داد و چند بار تغییرش دادیم و گذاشتیم تو 4 جوک.حالا دوروزه هی ریفرش میکنم که تایید بشه.چیزی که خودم تصور کرده بودم این بود(همه ازش کپی برداری میکنن 4 جک منفجر میشه همه توی پاتوق دوستان ازم تشکر میکنن از این به بعد به اسم \"☺ Alireza es ☺\" قسم میخورن 4 جوک پست من به پست ثابت تبدیل میکنه تعداد لایکش به 10000 میرسه 4 جوک بازدید جهانی پیدا میکنه آمار طلاق 40 درصد بیشتر میشه و ...)حالا چیزی که اتفاق افتاد وقتی دیدم تایید شده اومدم تو صفحه اول نبود من= :l توی صفحه دوم نبود باز من= :l توی صفحه پنجم پیداش کردم(یه نفر یه پست اضافه گذاشته بود رفته بود تو صفحه ششم)حالا اینا مهم نیست یکی از فانتزی هام اینه که تعداد لایکاش به 60 برسه.راستش تا قبل از این که تایید بشه قسمت دوم رو هم ساخته بودم ولی حالا ........آیا شایسته است بین عباص و علیرضا تفات قائل شویم؟(شرط میبندم این پست توی صفحه سوم یا چهارم قرار گرفته)",
    "اولین پستمه\nیکی از فانتزیام اینه ک میشینم جلو کامپیوترم و با این تبلته(متوجه شدین بالاخره منم تلبت خریدم: پی) و میام ۴جوک، مطلب میخونم و تا مانیتور خاموش میشه،موس رو حرکت میدم ک روشن بشه،       \nهالا این دفه خودم اول مانیتو  رو خاموش کردم،نذاشتم اون اول بشه،الانم حس میکنم  برنده شدم.",
    "یکی از فانتزیام اینه که الان برسلی زنده بود میرفتم میزدم تو گوشش ببینم اخلاق ورزشی داره یا نه..کصافت فکر کنم بعدش تو افق محوم میکرد :))))",
    "یکی از فانتزیام اینه که هیچکس تو زندگیش شکست نخوره مخصوصا شکست عشقی///\nلایک=آمین///",
    "فانتزی من اینه:\nعاشق شدم یه عاشق دیونـــــــــــــــــــه ،که حتی خانوادمو گذاشتم کنار و الان کسی رو ندارم تنهای تنها !نه نه یه لحظه سکوتـــــــــــــــــ خدا رو دارم ،واسم دعا کنید دارم میسوزم منتظرم که مامانه عشقم منو قبول کنه انشالله خدا دستامونو به هم برسونه اخه من به درک ،امـــــا عشقم حالش خوب نیست واسمون دعا کنید باشـــــــــــــه؟!؟!؟\n\nهر کی واسمون دعا میکن و دلش واسه ما کباب میشه یه اشاره به لایــــــــــــــک کنه \nبه امید اینکه همه ی عاشقا به هم برســــــن.\nبی تو هیچیم خدایــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــا تنهامون نزار",
    "وقتی می خوام یکی رو از خواب بیدار کنم\nاول میرم بالای سرش\nبعد بهش میگم یکی می خواست بیدارت کنه من نذاشتم!!!!1",
    "یکی از فانتزی ها اینه که موقع احوال پرسی با دوستام بگم چطوری کچل و طرف ناراحت نشه...\nبلا استثنا ناراحت شدن... \nمن :-))))\nدوستمx-(",
    "ﯾﮑﯽ ﺍﺯ ﻓﺎﻧﺘﺰﯾﺎﻡ ﺍﯾﻨﻪ ﮐﻪ ﯾﻪ ﺩﺳﺘﮕﺎﻫﯽ ﺍﺧﺘﺮﺍﻉ ﺑﺸﻪ ﮐﻪ ﻭﻗﺘﯽ ﯾﮑﯽ ﺑﻬﺖ ﺷﻤﺎﺭﻩ ﻣﯿﺪﻩ ﻭﯾﺎ    ﻣﯿﮕﻪ ﻭﺍﺳﺖ ﻣﯿﻤﯿﺮﻡ ﻣﺜﻼ ﺑﺎﺍﯾﻦ ﺩﺳﺘﮕﺎﻩ ﺑﺸﻪ ﻓﻬﻤﯿﺪ ﮐﻪ ﻃﺮﻑ ﺩﺭﺣﺎﻝ ﺣﺎﻇﺮ ﺑﺎﭼﻨﺪ ﻧﻔﺮ ﺩﯾﮕﻪ ﻫﻢ ﻫﺴﺖ .ﺑﻪ ﻗﺮﺁﻥ ﺍﯾﻨﻄﻮﺭﯼ ﺁﺩﻡ ﻣﯿﻔﻬﻤﻪ ﮐﻪ ﮐﯿﺎ ﻭﺍﻗﻌﺎ ﻻﯾﻖ ﻋﺸﻘﺸﻮﻥ ﻫﺴﺘﻨﺪ .ﮐﯿﺎ ﻣﻮﺍﻓﻘﻨﺪ؟؟؟\n!ﭘﺴﺖ ﺍﻭﻟﻤﻪ ﻫﺎ",
    "اقا فانتزی من اینه این ترمم نفر اول شم از شر کنکور ارشد خلاص شم والا ب خدا بااین کنکوراشون اخه نفر دوم خرخون خودشو کشته بهم برسه الانم ۳صدم باهام فقط فرق داره باورتون میشه؟؟؟؟؟؟؟\nداش عباس از اون شلوار کردیت ۱چیز در ار منو از دستش نجات بده\nلایک=به جا این فانتزیا برو به درست برس خوب بابا",
    "فانتزي من اينه كه هيچ پدري روز پدر سرخاك پسرش نباشه\nلايك = آمين",
    "یکی از فانتزیام اینه که اولین پستی که میذارم تأیید بشه بعد برو بچه باحال فور جوک اینقدر اینقدر لایک بکوبن که موجاب بشم باز هم پست بذارم و باز هم بیام فورک ینی واقعا میشه؟؟؟؟\nلایک:حمایتت می کنیم بمون!",
    "یکی از فانتزیام اینه که وقتی پشت چراغ قرمز هستم یه لامبورگینی بیاد کنارم بایسته و حواسش نباشه و آینه ی ماشینش بخوره به آینه ی ماشین من و هر دوتاش داغون بشه بعد من کلی دعوا راه بندازم و بهش بگم: میرم تو 4جوک آبروتو میبرم؛ خاک تو سرت رانندگی بلد نیستی؟ میرم در ملا عام تو 4جوک داد میزنم میگم...وقتی اسم 4جوک میاد اونم ساکت بشه و بگه بعد از چهارراه بایست... بریم اون طرف؛ بیاد بهم بگه من دنباله یه دختره خوب میگشتم که آشنا با 4جوک باشه واسه ازدواج... بعد زانو بزنه روبه روم و بگه افتخار میدین؟ منم قبول کنم و با هم ازدواج کنیم و تا آخر عمرمون دیگه پامونو تو 4جوک نذاریم...\nآخ چه حالی میده...آقایون 4جوک که اصفهانی هستن لطفا چندین بار این پست و بخونن و ملکه ی ذهنشون کنن خدارو چه دیدی؟شاید شد...\nخانوم صادقی جونه من تاییدش کن شاید تو این کار خیر شریک شدی...",
    "یکی از فانتزیام اینه که میریم مسافرت جریمه نشیم  واقعا یه عقده شده برامون \nهر دفعه رفتیم کمتر 100.000 جریمه نشدیم پلیس های عزیز لطف میکنید میبینید 4تا جوون تو ماشین هستن زرت نگهش ندارید",
    "جدیدا یکی از فانتزیام این شده بیام یه جک ارسال کنم بعد دو روز بعد بیام ببینم تاییده شده خرذوق شم:D:D:D:D:D",
    "میگم خعلی وخته آقاعباس فانتزی نزاشته ها؟!غلط نکنم جدی جدی رفته هالیوود باسلنازدن توکارفانتزی نویسی!(بروزن فیلمنامه نویسی!!!)داداش دلمون پوسید!خو وسط امتانات4تافانتزی بنویس روحیه بگیریم خو!الان فک کنم سلناهم اینجوری:-/شده باشه!............توجه: هرکی عاشقه فانتزیای داش عباسه بلایکه!:-)",
    "من با 15.5 سال سن هنوز نفهمیدم چرا خانه و خانواده رو اینطور مینویسند ولی خواهر یا خواب رو خاهر یا خاب نمینویسند یا فرق خار با خوار چیه اصلا",
    "یکی از فانتزیام اینه که ببینم این خانم که میگه الاتئین سرشار از ... از این کرم حلزون استفاده میکنه اگه استفاده میکنه که تحت تاثیر تبلیغات قرار گرفته اگه هم نه که چرا به بقیه پیشنهاد میکنه بخرند \n\nلایک=اونم باید خرج خانوادشو در بیاره برا همین تبلیغ نمیکنه",
    "يكي از فانيزيام اينه كه هركس تو خونه يه توالت جداگانه داشته باشه \nمن كه هنوز نرفته ام پشت در  توالت صف ميگيرن ميگن زود باش زودباش داره ميريزه  نمي دونم از شانس منه كه هيج جا ارامش نداشته باشم يا همه اينطورين نه خدايش خونه شما هم از اين درد سرها داريد",
    "یکی از فانتزیام اینه که بخار پستام ازم شکایت کنن بعد دادگاهی بشم بعدش  چندسال بهم زندان بخوره.تا این که ی روز اعلام کنن ی مسابقه بین زندان بانها زندانیها بر گذار میشه اگه زندانیها ببرن ازاد میشن بعد منم کاپیتان تیم باشم و با نتیجه 1.1 بریم رختکن یهو موقع استراحت نیمه اول یکی از بازیکنها بگه الان وقت فراره ی لامبورگینی پشت زندان منتظرمونه منم جو گیر بشم بگم نههههههههههه این چه کاریههههههههههه به خودتون بیاید حالا اگه پراید بود ی چیزی بعد اونام قانع بشن بریم توی زمین بارونم بباره داور دقيقه ٩٠ يه ضربه ازاد واسه تيممون بگيره منم پشت ضربه اب داره از موهام ميچكه ميزنمش تو دروازه گل ورزشگاه منفجر ميشه و ماهم روی دست تماشاچیا بریم توی افق محو بشی",
    "یکی از فانتزیام اینه........پستم با هزار بدبختی ارسال بشه بعد سیستم ارسال مطلب فقل کنه پست من تا چند روز اولین پست سایت باشه و کلی لایک بخوره.............",
    "تنها فانتزیم اینه که یه کار درست و حسابی پیدا کنم و با غرور سرمو بالا کنم داد بزنم به همه بگه من مال اونمو ,اونم ماله منه تا وقتی که (جسمم نه) روحم وجود داره, بگم ما بخت همیم چه خوش چه بد\nبگم اگه مادرم دلیل بودنمه اون دلیل موندنمه و بتونم تا وقتی هستم خوشحال نگهش دارم از خنده هاش جون بگیرمو تازه بشم, به همه ثابت کنم عشق به معنای واقعه ایش وجود داره\nبه دورووریا یاد بدم که نباید پشت سر عاشقا حرف بزننو وصله بچسبونن باید کمکشون کنن و خودم هر جوونی رو که دیدم کمکش کنم که زنگیشو شروع کنه{کاری که (همه) پیامبرا و اماما میکردن}\nخواهرا و برادرای گلم جدا از شوخیامون با جنس مخالف فقط خداست که تنهائی کامل و بی نقصِ آدما باید زوج بشن تا معنی کامل شدن و آرامشو بفهمن\nبچه ها لایک نزنین ولی جاش تو قلبتون لایک بدین به خودمون قول بدیم که وقتی جای الان پدر مادرا رسیدیم سنگ نندازیم جلو پاشون سنگ از راهشون برداریم که خوشیِ دو دنیا رو واسه خودمونو بقیه خریده باشیم نزاریم مثل ما تلخ بخندن فقط واسه فراموش کردن سختیا از ته دل بخندن\nیه چیز دیگه کاش میشد خیسیِ اشکو رو اینجور نامه ها نشون داد قشنگ میشد\n\n\nمن,دیگه حرفی ندارم",
    "یکی از فانتزیام ک ایشالا حقیقی بشه اینه ک مجری برنامه ی عشق فست فود که تو منو تو میده بشم!!!لامصب با اعصاب ادم بازی میکنه هااااا:(((",
    "یکی از فانتزیای پشمکی اینه که رونالدو مادرش ایرانی باشه بعد کی روش دعوتش کنه تیم ملی اونم بیاد و برا ایران تو جام جهانی 74 تا گل (خخخخخ) بزنه بعد ایران قهرمان شه و اونم تحت تاثیر قرار بگیره و بیاد تو تیم پرسپولیس بازی کنه البته من خودم استقلالیم ولی چه کنیم که پرسپولیس الان به رونالدو بیشتر نیاز داره \n.\n.\nاستقلالیا پرچم بالاست خخخ",
    "یکی از فانتزیام اینکه انقدر پولدار بشم که برای پدر و مادرم که الان پیر شدن و خونه نشین سنگ تموم بذارم .\nباباجونم مامان جونم دوستتون دارم .",
    "از حالا ک مدرسه ها تموم شده تا آخر تابستون تنها فانتزی من اینه:\nفقط ی روز فقط ی روز داداشم نزنتم :(\nمن تو خونمون مظلوم واقع شدم خدایا! یعنی میشه؟؟؟؟؟",
    "سلام \nاولین مطلب منه\nفانتزی من اینه که روز نامزدی عباس با سلنا\nکادو به عباس یه شلوار تنگ استریچ بدم",
    "از فانتزیام اینه که برم تو جنگل شب بخوابم بعد نصف شب صدای شیر بیاد بلند بشم ببینم یه شیر این هوا جلومه منم فرار کنم. همینجور که دارم فرار میکنم دست بکنم تو جیبم و گوشیم راحت از جیبم بیرون بیاد( جی ال ایکسه دیگه) بعد زنگ بزنم به پلیس اونا هم یه هلیکوپتر برام بفرستند ..... هلیکوپتر برسه و پرایدمو پیدا کنه بعد منو ببینن که دارم می دوم تا به پرایدم برسم . بعد هلیکوپتر به درختا گیر کنه و سقوط کنه. حالا من تنها توی جنگل با یه پراید و یه گوشی GLX اگه گفتید چی میشه..................................... نه حدستون غلطه اینجاس که یه سیمکارت همراه اول میاد منو از دست شیره نجات میده و میگه هیچکس تنها نیست همراه اول .\nبعد منم که متحول شدم سیمکارت ایرانسلمو بشکنم وبرم یه همراه اول بگیرم و با گوشی و پراید و سیمکارتم تو افق محو بشم.\nتخیل در حد پارک ژوراسیک هندی",
    "یکی از فاتزی های من اینه که درس فارسی عمومی رو 20 بگیرم یعنی یه بار نشده این نمره رو بالای 10 ببینم همش زیر خط فقر بوده لامصب",
    "فانتزی من اینه،دنیای بی کینه\nدنیای بی کینه،فانتزی من اینهD:",
    "یکی از فانتزیام اینه که سایت آموزش و پرورش اشتباهی کلید امتحانارو قبل امتحان بذاره رو سایت................ینی میشه خدا............آمین",
    "یکی از فانتزیام اینه که ی روز که تا لنگ ظهر خوابیدم یهو رییسم به گوشیم (از اینایی که راحت از زیر تخت در میاد )زنگ بزنه و بگه الان تو جاده کرج ی کامیون مرغ رو پیچوندن ماموریت تو اینه که بری جلوشونو بگیری بعد منم پاشم ناشتا ی قوطی اسفناج بندازم بالا و نیروی شگرفی بدست بیارم و با همون پیژامه ملافه رو مثل شنل ببندم دور گردنم و ی چشم بندم سوراخ کنم ببندم به چشم که ملت نشناسنم ریا بشه بعد برم بالکن ی سوت بلبلی بزنم یهو پرایدم توی ایکی ثانیه از پارکینگ بیاد بیرون جلوی بالکن وایسه منم از بالکن طبقه 4 بپرم توی پرایدم(از نوع بدون سقف)(چون پیژامه دارم میتونم ازش به عنوان بالن استفاده کنم و از 4 طبقه بیام پایین) و پشت سرم ی جارو بخوره پس کلم بخاطر اینکه عین ادم از پله ها نیومدم بعد به ماشین بگم پرواز کن پررررررررررررررررررراید یهو پرایدم از پهلو دوتا باله دربیاره و از زیرش اتیش بده بیرون و 3سوته خودموبرسونم اتوبان کرج و به کامیون با بلندگو بگم بزن کنار اونم ی لبخند ملیح بزنه شات گانشو بیاره بیرون و بگیره طرفم منم تا اون بیاد شلیک کنه دسته جارو رو بکنم توی لوله تفنگش و بعد شلیک صورتش مثل مرغ بریون بشه بعد جفپا برم تو صورتش و پرتش کنم پایین تا اسفالتای کف جاده باهاش حرف بزنن .از این طرفم چون کامیون از بنجلای چینی(هووو)ه یهو کنترلش ازدستم در بره و ترمزش نگیره منم برم عقب و مرغارو همشو دونه دونه پرتشون کنم پایین اونام به زبون بیان بگن ایول خواننده پست .بعد یهو بفهمم اون جارویی که داشتم پروازم میکنه و باهاش پرواز کنم وو روی کامیون ی علامت فیل 4جوک بکشم و  برم توی مورب (نه افق نه عمود) محو بشم.",
    "یکی از فانتزیام اینه که توی مجلس عروسی برم میز ته تالار بشینم بعد از نیم ساعت رونالدو و مسی وارد تالار بشن بعد یهو منو ته تالار ببینن بعد بگن :اااااااااا خواننده پست اونجاست بیا 2تا صندلی ببریم پیش خواننده پست بشینیم .بعد یکی بیاد داد بزنه راننده پراید بعد که ملت دارن همدیگه رو نگاه میکنن \n\nمن بلند شم بگم چی شده بعد اون بگه : ماشینت بد جایی پارک شده\n\nمنم گوشیه جی ال ایکسو که راحت از جیبم در میاد بردارم به رانندم بگم :پس کجایی تو ماشینو ول کردی به امون خدا؟ بعد ملت به من خیره بشن بعد یهو ی بچه قرتی که تیپ جاستین بیبر زده بیاد از پشت سر هی بهم خنجر بزنه هی خنجر بزنه بعد من برگردم پارچ شربتو بکنم تو حلقش بگم :ضعیفه مگه نمیدونی پهلوانان نمیمیرند برو چادرتو سرت کن چاییتو بیار .بعد برم توی مه مصنوعی تالار محو بشم",
    "ﯾﮑﯽ ﺍﺯ ﻓﺎﻧﺘﺰﯾﺎﻡ ﺍﯾﻨﻪ که ﺑﺎ عشقم  دعوا ﮐﻨﻢ ﺑﻌﺪ ﮐﻪ ﺍﺯش ﻧﺎﺭﺍﺣﺖ ﺷﺪﻡ ﺳﯿﮕﺎﺭمو ﺭﻭﺷﻦ ﮐﻨﻢ ﻭ ﻭﻗﺘﯽ ﺩﺍﺭﻡ ﺗﻮ ﻏﺮﻭﺏ ﻧﺎﭘﺪﯾﺪ ﻣﯿﺸﻢ ﻣﺎﺷﯿﻦ ﺑﺰﻧﻪ کتلتم ﮐﻨﻪ ﺑﻌﺪ عشقم ﺑﺒﯿﻨﻪ و “ﭼﯿﺮﯾﮏ ﭼﯿﺮﯾﮏ ﭼﯿﺮﯾﮏ”(صدای کفششه!) ﺑﺪﻭﻭﻩ ﺑﯿﺎﺩ ﭘﯿﺸﻢ ﺑﮕﻪ آه ﺧﺪﺍی ﻣﻦ ! ﺗﻮ ﻧﺒﺎﯾﺪ ﻣﻨﻮ ﺗﻨﻬﺎ ﺑﺰﺍﺭﯼ … ﻣﻨﻢ ﺑﻬﺶ ﺑﮕﻢ ﺩﯾﮕﻪ ﺩﯾﺮﻩ و بعدش ﺩﻭﺗﺎ ﺳﺮﻓﻪ ﮐﻨﻢ و ﺑﻤﯿﺮﻡ … دختره ﻫﻢ ﺍﺯ ﻧﺒﻮﺩ ﻣﻦ ﺧﻮﺩﮐﺸﯽ ﮐﻨﻪ کتلت بشهههه کصاااافط !!!",
    "عاقا من یکی از فانطظی هام به حقیقت پیوست!میگین چطوری؟خب گوش کنید(یابخونیدشایدم بدوید)یه روزهمینجوری که داشتم باگوشی  پست میزاشتم هم زمان باکامپیوترصحفه اصلی رو میخوندموکلی ذوق  یه دفه اى دیدم پستم تاییدشده اومده سایت،پست دوم بازم تایید!پست سوم بازم تایید!تازه این یکی همزمان 157تا لایک هم خورد!یه دفه یه تریلی اومدوتودودش گم شدم راننده منوندیدزیرم گرفت رفتم توسی سی یوی افق محوشدم!بازم دم خانوم صادقی گرم که حداقل توخواب پستاموتایىدکرد:-D",
    "یه سوال چرا یخچال چیزا رو فقط خنک میکنه ولی یخدون یخ میزنتشون یعنی اینقد فرق بین \"دون\" و \"چال\" هست و چاله\" میدون\" که ترکیب این دوتاست اصلا جای خنکی نیست چرا هان ؟",
    "یکی از فانتزیام  این که :\nعباس، مسیحا،اون آقا آتش نشانه ، هر روز ظهر کته، امتیاز منفی دارن؟ و اگه دارن چقده آیا؟هوووم؟ رسیدگی کنید لدفن:)",
    "یکی از فانتزیام اینه که پستام اینقد قشنگ باشن که وقتی کاربرا از پستای بی مزه خسته شدن پستای منو  سرچ کنن دوباره بخونن کلی شاد بشن",
    "عاقا یکی از فانتزیام اینه ک محققان و پژوهشگران تاثیر wc رو ب روی تمرکز و هوش انسان ها کشف کنن/ از اونجا ب بعد محل برگذاری کنکور و انتقال بدن ب wc......!!!!!!!!!!!!",
    "سلام.این یه دعاست.یه دعا از حرم احمدبن موسی(ع) برای تمام خواهر وبرادرام.عید همتون مبارک.فانتزی من اینه که الان دعای همتون مستجاب بشه .برای این خواهر کوچیکتون هم دعا کنید.\nچقدرجالبه از وقتی که میام چارجوک یه لحظه از نظرم دور نمیشد.همیشه به یادتون هستم \nالتماس دعای فراوان.لالی شیراری",
    "!!!!!!!!!!! 4jok.com !!!!!!!!!!!!  علامت اختصاصی  m.d.r.l.12.11\nیکی از فانتزیام اینکه یه وسیله ای اختراع کنم که همه ی پشه ها رو منقرض کنه بعد سازمان جهانیه حمایت از پشه های سرگردان منو به جرم پشهِ آزاری بندازه زندان و بعدش اعدام....",
    "یکی از فانتزیام اینه که مامانم نگه برو درستو بخون بزرگترین ضدحاله دنیاس",
    "یکی از فانتزیام اینه که یه دمپایی اختراع کنم واسه دسشویی\nکه آب نتونه خیسش کنه .\nاصلا انگار بهم فحش میدن وقتی پامو میکنم تو دمپایی و میبینم خیسه.............",
    "یکی از فانتزیام اینه کاشکی جای توپراک بودم اونوقت یه چناریم بودکه اینقدر عاشقم بود بعد دور از چشم یشیم میرفتیم دست تودست تو افق محو میشدیم...... به چه خوب میشدا",
    "یکی از فانتزیام اینه وقتی بعد از خندیدن به بعضی جوکای سایت ، به طور داوطلبانه و بلند اونو واسش می خونم اونم بخنده و یه جوری نگام نکنه که لبخندم محو بشه!!!!!!!!!!",
    "فانتزی من اینه ک وقتی گوشیم سایلنته گم نشه\nشمام از این فانتزیا دارین یا فقط من خوددرگیری دارم؟؟؟",
    "یکی از فانتزی هام اینه که :\n                               اسمم عباس باشه...!!!\n              پلیس تو ایست و بازرسی ماشینم رو نگه داره ...\n                                      - بگه اسم ؟\n                                       بگم عباس\n                                     - بگه نام پدر ؟\n                                     بگم عباس علی\n                                 - بگه فامیلت چیه ؟\n                                      بگم عباسی\n                                - بگه از کجا میای ؟\n                                   بگم عباس آباد\n                                 - بگه کجا میری ؟\n                                   بگم بندر عباس\n                              پلیسه شاکی شه !!!\n                     - بگه بی شرف منو سر کار گذاشتی\n                            بگم نه به حضرت عباس.....",
    "یکی از فانتزی های دوران بچگیم این بود که همسره آیندم یه گنگستر امریکایی باشه\nاین فانتزی از وقتی تو سرم جرقه زد که یه فیلم هندی دیدم معشوقه دختره گنگستر بود\nالانکه دیشب شبکه نمایش فیلم گنگستر امریکایی رو پخش کرد متوجه شدم هنوزم دوست دارم همسرم یه گنگستر امریکایی باشه.......\nهیییییییییییییی خدااااااااااااااا",
    "ELGIMA@@@@@\nجشن حنابندون عباس وسلنا باشکوه برگزارنشده بود ازاین رو بابای عباس گفت:گل پسره...قندعسله....دوباره براش جشن میگیریم!!!عباسم از خداش بود دیگه همه چیزواماده کردن......دوباره این سلنا میکروفون به دست پاشد رفت تو سن داش می خوند ....قدوبالای تو رعنارو بنازم ....شیکمه گنده ی بوووووووووووق تو بنازم...یهوداخل این هیری بیری یا حیری بیری که جناب کیانو سینا مشهدو سایلاروعباس به طواتوماتیک درحال چرخش وقرررررررردادن بودندجاستین بیبر با یه قیافه خسته میادتوتالار وقتی سلنا اونو می بینه میگه:اخه بابا پیرت بسوزه بیبری ....توکه منورسوا کردی...دهن منو وا کردی...تواین همه خاک بر سرا چرا منو پیدا کردی....دردمو صدتا کردی....جاستین که خیلی عصبانی بود کلاشینکفشو در اوورد....عباس دستشو میبره تو جیب شلوار کردیش که یه چی درراره بندازه طرفش که یادش میاد شب قبل مامان جونش شلوارشو شسته هر چی توش بودخالی کرده.....چیه؟؟لابد منتظر کمکین!!!نه بابا از این خبرا نی!!!الان عصر عصر واقع گراییه...بعله....جاستین یه تیر میزنه به سلناوسلنا مث کتلت میفته رو زمین.....عباس دوان دوان میدان رقص رورها میکنه به طرف سلنا میره وسرشو میذاره رو پاهاش همین طور که سلنا بهش نیگا میکنه عباس میگه:تنهام نذار ...ملال عشقم...به بودن تو من خوشم ای سرنوشتم....بعدسلنا بلند میشه میگه باشه!!!!\nبچه ها قیافه عباسو نیگاo0عباس:چی شده؟؟من کجام؟؟\nسلنا:چیزی نشده....لباس عروسم ضدگلولس!!!چی فک کردین اصلن سلنا یعنی ای کیو بالا!!!!!!!!!!!!!\nبی مزم خودتونید^_^",
    "یکی از فانتزیام اینه که سوار تاکسی بشم موقع پیاده شدن یه تراول چک 50 هزار تومانی تا نخورده به راننده بدم.........راننده ازم بپرسه:یه نفر؟\nمنم بگم: خیلی وقته..........\nو کُتَم رو بندازم رو شونم و در افق دوردست محو بشم",
    "اينجا4جوک صدايKh@numi\nيکي ازفانتزيام اينه فاميليم~جعفري~بود.ي عکس خانوادگي ميگرفتيم بااعضاي خانواده ميذاشتم توفيسبوک زيرش مينوشتم:\nهمه جعفريااااااااااااااا\n~~~~~~~~~~~~~~~~~~\nب مولااين تأثيري ک آهنگ\"گودباي پارتي جعفر\"روکل ايران گذاشته آهنگ\"گانگام استايل\"روکل دنيانذاشته.",
    "عاقا یکی از فانتزیای دست نیافتنیم اینه که با برو بچ دست به یکی کنیم برگه امتحان ترمو سفید بدیم اخ چه حالی میده \nتوجه کردین همیشه باید حداقل یه نخاله توکلاس باشه:(",
    "یعنی یکی از فانتزی های من اینه این شبکه جم تی وی قطع شه:|\nاز وقتی سریالای این شروع شدن ما نه شام داریم نه ناهار:|\nتازه شبا ک میخوام درس بخونم انقد صدای اینو زیاد میکنن ک نمیشه درس خوند:|\nمیرم به مامانم میگم عزیزم کمش کن من فردا امتحان دارم . کنترل تی وی رو نشون میگیره ک بزنه رو فرق سره من:|\nمسوولان رسیدگی کنن لدفا:|",
    "من همیشه تامیام 4جوک اول لیست افرادآنلاینومیبینم الان یکی ازفانتزیام این شده بیام 4جوک تعدادافرادآنلاین زیر50باشه!!بخدا5صب اومدم80تاآنلاین بودن خوشماهازندگی ندارین کارندارین24ساعته 4جوکین؟؟؟؟!!",
    "آقا یکی از فانتزی های من اینه که بدونم اینایی که کرم حلزون درست میکنن ، این همه حلزون رو از کجا میارن که بخوان عصارشو بگیرن؟!!",
    "یکی از فانتزی های من اینه که\nیه بار فقط یه موقع سرچ تو گوگل\nبجای \"دانلود\" نـــــــــــــــــزنم nhkg,n\nنه واقعا میخوام بدونم واقعا میشه عایا؟!!!!!!!!!!!!!\n♥توجــــــــــــه توجـــــــــــــــه ایــــــــــــــن اولین فانتزی منه♥\nلایــــــــــــک=آره بابا ما هم مثل تو شوتیم",
    "یکی از فانتزیای جدیدم اینه که وقتی میام تو پنل مدیریت ببینم پست های تأیین نشده نوشته صفر(سفر،ثفر) و همشون تأیید شده .بعد یه پیامک برام بیاد که از طرفه رئیس سایته که نوشته:من از صمیم قلب از شما معذرت خواهی میکنم.من نمیدونستم که شما کی هستین مگرنه مالکیت سایت رو به شما میدادم.\nبله این از فانتزیای منه",
    "یکی از فانتزیام اینه که به بخاطب خاصم یه اس ام اس با این مضمون بدم\"عزیزم تو دنیا هیچکسو به اندازه تو دوست ندارم\" بعد اون جواب میده\"منم همینطور\" بعد من در کمال وقاحت و پر رویی واسش میفرستم\"وایییی ببخشید اشتباه فرستادم\" یعنی حسی داره در حد صعود به اورست!!!!!!!!1",
    "یکی از فانتزیام اینکه که یه ماشین بزنه به من کتلتم کنه بعد مرگ مغزی بشم بعد اجزای بدنم و اهدا کنم به کسایی که احتیاج دارن بعد من و تو اخبار نشون بدن و در اخر که دارن تو افق منو دفن میکنن محو بشم .........x)",
    "فانتزي من اينه كه...\nپستم صفحه اول قرار بگيره و بالاي هزارتا لايك بخوره...\nهي... يعني ميشه؟!؟!؟!؟!؟!؟!؟!",
    "یکی از فانتزیام اینه که هر وقت مدرسم تموم شد (یعنی رفتم دانشگاه آخه 16 سالمه دوم دبیرستانم)..شلوار لی و تنگ بپوشم....موهامو یه جوری بلند کنم که تا کمر بیاد بعدش با موهام جلو همه ی بچه ها بزنم توصورت مدیرمون.....آخ که چه حالی بده.....\nمن:::))))\nمدیر:|||\nبچه ها D:",
    "یکی از هزارون فانتزیام اینکه یه کارت بانک جادویی داشتم عاقاااااااااااا آخ آخ آخ هر دلم میخواست میخریدم کارت و میزدم تو صورت فروشنده می گفتم هر چقد قیمتشه بکش ......... ای خدا میشه یه همچین کارت بانکی بهم بدی ؟؟؟؟؟؟ عایا میشه ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟",
    "فانتزی من اینه ک برم توی باغچه خونمون و در حالی ک دارم گل میکارم یه صندوقچه پیدا کنم که توش اسناد مربوط به سر راهی بودنم باشه...",
    "همیشه یه فانتزی داشتم که تو ش یه ارتش تحت اختیارم بود که با هاش خاورمیانه میگیرم بعد معشوقم {نامرد , کصصصصصصصافططططت } میرفت با فرمانده دشمن ازدواج میکرد بعد من بد بخت افسرده میشدم با یه کتلت زنی میرفتم نصف ارتش دشمن رو میکشتم {I FUCK THAT SOLDIRERS} ولی در آخرین لحظه  که فرمانده دشمن رو میکشتم معشوقم میاد و میگه :((راحت شدی!! دوست ندارم ...)) و من : O0O با همون کتلت زنی میزنم تو قلبم و ...\nI DEAD ...\nلایک 100 : برو با این فانتزیات\nلایک 200 : هیییییییییییییییییییی هی هیی هییییی خخخخخخخ مفففففف\nلاک 300 : هههههههههههه\nلایک 400 : منم داشتم\nلایک 500 :  You Are Crazy\nلایک 800 : بازم بفرست.",
    "یکی از فانتزیام اینه که برا یه بارم که شده این ایرانسل لهنتی بهم اس نده(اغا الان فهمیدین خط من ایرانسله؟)اخه من میخوام تنها باشم کیو باید ببینم!!!!!!فقط در ادم شور و شعف ایجاد میکنه که یکی بهت اس داده بعد میبینی مزاحم همیشگیت بله ینی اقای ایرانسله.(اره داداش من میدونم ایرانسل پسره)خخخخخخخخخخخخخخ\nهر کی موافقه روی اون لایک بکیلیکه لطفا",
    "فانتزيم اينه كه تو  واشنگتن يه طوفان سهم گين بياد وكاخ سفيد و خراب كنه بعد اوباما چون قدرتشو از دست داده هيچ كي ديگه تحويلش نگيره بعد بياد به ايران اعلام پناهندگي كنه.بعد ايران هم ناز بياد بعد بگه به شرطي كه زنگ بزني تحريما رو لغو كنن  اونم از خداش باشه و تحريم ها لغو بشه بعد همه چي عرضون بشه  و بعد من همرو با يه بوسه مهمون ميكنم!!!!\nولي دور از شوخي اميد واريم هيچ جا ظوفاني نياد كه جايي خراب شه   و هم چنين تحريم ها لغو شه!!!! جوووووووووونمون در اومد!!!",
    "فانتزیم شده...\nیه روز که دارم پیانو مینوازم و با صدای دل انگیزم اهنگcom and save me/  im so lonely\nرو میخونم دختر همسایمون بشنوه و عاشقم بشه....\nاما حیف\nنه پیانو بلدم و نه صدای خوبی دارم...\nحالا اینا به کنار درد اصلیم اینه ...\nهمسایه هامون اصلا دختر ندارن....:D",
    "یکی از فانتزی های دست نیافتنیم تا به امروز اینه که\nامتیاز های مثبت 4 جوکم 4 رقمی بشه!!!!\nلایک = آخ اگه بشه چی میشه!!!!",
    "یکی از فانتزی های من اینه که با دوست دخترم و یکی از دوست های مدرسه ام سوار قایق بشیم بعد یه نیروی بیگانه بیان برامون فرمانده شون بگه باید یکی از این دو تا رو بندازی تو آب بعد یکم مکث کنم خیلی محکم بگم خودم میپرم بهد بپرم  تو آب هیچی دیکه تو  افق دریا باید محو بشم\nهر کی با کار من موافقه بکونه اون لایکو\nمرسی",
    "یکی از فانتزیام که هیچوقت بهش نمیرسم اینه که یه داداش بزرگتر داشته باشم که خیلی با هم صمیمی باشیم و کلا خیلی دوسم داشته باشه و اینا...\nببرتم بیرون...باهاش دعوا بگیرم بزنمش ولی هیچی نگه...برام لواشک بخره...\nهعــــــــــــی...\nبعد یه روز بفهمه مخاطب خاص دارم به من که نمیتونه چیزی بگه شماره شو از گوشیم ورداره بهش زنگ بزنه بگه دور آبجیمو خط بکش مخاطب خاصمم برگرده بگه نـــــــــــه اون زندگی منه...\nبعد باهم قرار بذارن تو کوچه دعواشون بشه درحد کتک کاری و اینا منم به طور کاملا اتفاقی از اون کوچه رد بشم ببینمشون مخاطب خاصمم که دستش تو دماغ داداشم بوده(داشته مشت میزنه تو محاسباتش اشتباه میکنه ^_^ )نگاش به من بیفته و همینجوری خشک شه بعد داداشمم خط نگاهشو دنبال کنه و متوجه من شه بیاد سرم داد بزنه برو خونه منم با بغض بگم نمیرم داداشم دستشو بلند کنه که بزنه تو گوشم مخاطب خاصم بیاد جلوش بگه نمیذارم بزنیش بعد برگرده طرف من بگه تو برو اگه کاری کرد به خودم بگو میدونم چیکار کنم منم چش غره برم به هردوشون برم ته کوچه محو شم تمام مدتم اشکم همینجوری صورتمو آبیاری کنه...\nهی خــــــــــــــــــــدا!!\nمیدونم خنده دار نبود...فقط فانتزیم بود که از بچگی سر دلم مونده\nلایک=خوب میشی ان شاءالله!",
    "یکی از فانتزیام اینه که افق مال من شه و داش عباس بیاد که خودش و سلنا رومحو کنه و موقع محو شدن بیاد بگه:شوکا... آبجی... این شلوارکوردی یادگاری از من وسلنائه‏!حالا که داریم محو میشیم میدیمش به تو‏(بعد یه نگاه خبیثانه به سلنابندازه‏)وبه من بگه:برو باجاستین حالشو ببر بعد سلنا که طاقت نداره من باشلواره عباس که بهمم میاد و نازمیشم برم پیش جاستین باعباس بهم بزنه و شلوارو ازم بگیره و خودش بپوشه بره پیش جاستین،داش عباسم با تیریپ غم بره بالا سن و بخونه:تو باصد تا دروغ اومدی اینجا... هیشکی تورو دوست نداره... حالا همه وسط لب کارون چه گل بارون.. بزنید کف قشنگه رو به افتخار داش عباس",
    "یکی ازفانتزی هام اینه که یه روزی کشورمون بتونه امریکاروتحریم کنه بعله من عاشق ایرانم بزن اون لایک قشنگ روبه افتخارکشورعزیزمون",
    "یکی از فانتزی های من اینه که بدونم که کی برنامه های امتحانی پیش دانشگاهی هارو میریزه بعد برم از وسط دو نصفش کنم خو اخه لامصب ما چه جوری این درسا رو بخونیم با این برنامه هاتون .والا به قران با این نوناتون",
    "عباص  به من نگاه کنه ببینه نیستم.بعد آژیر خطرو به صدا در بیاره.من درحالی که رفتم همه چیو به سلنا گفتم و یه سیلی محکم خوردم(سلنا دستِ بزن داره)نوچه های عباص بیان منو سلنارو بگیرن بعد زندانیمون کنن.بعد در حالی که عباص بابای سلنارو شکنجه کرده و کلیدو ازش گرفته جاستن با لگد درو باز کنه و در حالی که تو دوتا دستش اصلحه داره و شلیک میکنه و صحنه آهسته شده(صحنه رو تجسم کنید)بیاد مارو باز کنه و عباص به افرادش منو نشون میده بگه: شلوار کردی ندیده ها همین که داره دستشو به طرف شلوار کردیش میبره سلنا بگه علیرظا مواظب باش بعد من جاخالی بدم و عباص  فرار کنه و منو جاستینو جیم کری(خیلی اصرار کرد اونم بازیش بدیم) دنبال اون بدویم و تو یه بن بست گیرش بندازیم.بعد اون یهویی جلدشو عوض کنه تبدیل به یه خفاش بشه پرواز کنه بره.هیچی دیگه الآن همه دنبال یه خفاشیم که شلوار کردی پوشیده.پایان قسمت اول",
    "یکی از فانتزی هام اینه که توی عروسی عباص و سلنا،عباص منو که بهترین دوستشم دعوت بکنه توی عروسی بعد توی راه همین جوری که دارم راه مییرم(خوب ماشین ندارم)یهویی جاستینو میبینم که داره گریه میکنه.ازش میپرسم چته بچه؟میگه:هی...این عباص عشق منو دزدید....زندگیمو دزدید...همه چیمو دزدید....هـــــــــــــی ..... بعد من بگم غصه نخور سلنا نشد اینا(inna)اینا نشد اونا اصن خود این نیکی میناژو برات میگیرم..... بعد اون شاد و شنگول بشه و از شلوار کردی عباص که از جنگ های قبلی به غنیمت گرفته بود دوتا بال دربیاره بره .بعد من که رسیدم به عروسی،عباص بیاد یه عاروق بزنه تو چشمام بگه خوش اومدی....صفا آوردی... بعد من درحالی که میزنمش سلنا بیاد بگه واااای علیرظا اومدی....بعد عباص به من بگه بیا یه چیزی نشونت بدم.بعد بریم پشت صحنه(صحنه عروسی)و عباس یه عاروق بزنه تو  دیوار و یه راه مخفی باز بشه(جدیدترین سیستم امنیتی).بعد منو به یه جای بزرگی ببره و بگه اینو میبینی؟این بزرگ ترین سلاحیه که بشر به خودش دیده.با این سلاح همه دنیا به زانو در میان.ولی کلید این سلاح دسته بابای سلناست.بعد اینا(inna) وارد شه یه خنده شیطانی بکنه بگه عباص....اون دوسته خول و چلت که میگفتی اینه؟بعد ((بقیه در پست بعدی))",
    "هميشه فانتزيم اين بود كه مشهوربشم و براى رسيدن بهش همه كارى كردم:دى\nو اما داستان مشهورشدن من\nبچگيام دوس داشتم يه جنگجو باشم بخاطرهمين رفتم كاراته كارشدم\nبعدازبچگيام ميخواستم بازيگر شم رفتم تئاتركار كردم \nبعدازبعد از بچگيام خواستم دانشمند بشم رفتم رشته رياضى،كلاس نانو و هزارتا بدبختى ديگه \nبعدش تصميم گرفتم شاعر بشم:دى\nالان من شاعرم شعر ميگم ولى نميخوام كتاب چاپ كنم تا گمنام بمونم \nعجب آدم ذهن درگيريم من \nراستى هنوز مشهورنشدم خيلى سخته لامصب\n(مهشيد)",
    "يكي از فانتزيام اينه ي روز بلند شم برم در خونه نامزد سابقم هرجي فحش بلدم بهشون بدم *_^بعد ك اون عوضي آشغال كله از در اومد بيرون كارديش كنم‏^‏‏_‏‏^‏ بعد وايسم جون كندنشو نكاه كنم‏‏>‏‏_‏‏‏‏_‏‏",
    ".......::::::::شاه تهران::::::::.......\nیکی از بهترین فانتزیام اینه که not2 داشته باشم\nتوی خیابون که در حال راه رفتنم گوشیم زنگ بزنه جلوی یه لشگر دختر گوشیمو در بیارم جواب بدم دخترا بسوزن وایییییی چه حالی میده\nپسرای ضد دختر بکوبن لایکو",
    "يكي از فانتزيام اينه كه سرعت اينترنت بيش تر بشه .!!!\nميشه عاياااااااااااااااا!!!!!!!!!!؟؟؟؟؟؟؟",
    "یکی از فانتزی های من اینه که: کاش یکی بود که فقط با یکی بود...\nاگه اینجوری بود دیگه دلی شکسته نمیشد...",
    "یکی از فانتزی هام اینه یه مغازه بگیرم ...\nچند تا تلویزیون سیاه و سفید اونجا بذارم...\nچند تا دستگاه سگا و میکرو! \nبگم بچه ها بیاین بازی کنین... اونا هم بگن نه سگا دیگه قدیمی شده ما با ایکس باکس حال میکنیم!!!\nمنم بگم خودم اینارو میدونم.. فقط خواستم بگم که هر چیزی قدیمیش با صفا تره!! \nاگه قبول داری بزن لایکوووووو :D",
    "یه فانتزی دارم که تو اون همیشه 3تا دختر عاشقم میشن و دست از سرم بر نمیدارم ولی من عاشق یه دخترم که اصلا نیگاهم هم نمیکنه !\nحالا به نظر شما برم با اون سه تا یا اون یکی دوست بشم.؟؟؟؟؟\nلایک 100 تا : بد بخت فرار کن تا نابود نشدی!!!!\nلایک 200 تا : برو مریخ!\nلایک 300 تا : دیونه همش فانتزیه تو این دنیا کسی عاشقت نمیشه.",
    "من تا حالا فانتزی ننوشتم ولی الان چن دیقه فک کردم........\nدیدم چی میشه اگه بشه تموم درسا رو با نمره20 پاس کنی.......بعد معدلت20شه....\nینی میشه عایآآآآآآاآآآآآآآاآآآآآآآاآآآآآآآاآ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟!!!!!!!!!!!!",
    "یکی از فاتزیای دوران بچگی من اینه که:\nاون کلاغه بود که به خونش نمیرسید!!یه دربس بگیره برگرده سر خونه زندگیش...\nبیچاره زن و بچه داره...این زنش که بلد نیس بره یارانه بگیره!!",
    "فانتزي من اينكه از اين 100باري كه در روز تلفنم زنگ ميزنه يكيشون بگه زنگ زدم احوالت رو بپرسم(مخاطب خاص ندارم)آخه هركي زنگ ميزنه ياد پول قرض مي خواد يا دارو گيرش نيومده يا نوبت دكتر مي خواد كه ياد من افتاده:(",
    "یکی از فانتزیام که دوس دارم هر چه زودتر به واقعیت تبدیل بشه اینه که هرچه سریع تر واکسن دارویی ساخته شه که بتونه درمان قطعی ایدز و سرطان باشه تا اینقدر مردم به سخته نیفتن.تازه قیمتشم ارزون باشه تا کسایی که دست تنگن مشکلی نداشته باشن.\nاگه فانتزی یا آرزوت اینه لایک کن ...",
    "ي برنامه هواشناسي تو كوشيم دارم هروخ ميرم هواي ولايتمونو ببينم هواي ي جايي ب اسم هاوايي رو هم نكاه ميكنم عاقا لامصب خوب جاييه ب خدا زمستون هواش هجده درجه باروني تابستون هجده درجه باروني بي دين اصن نوسان دما نداره ,يكي از فانتزيام اينه حسابي مايه تيله رديف كنم بجاي محو شدن تو افق يهو بي خبر بزارم برم اونجا جوري ك هيشكي نتونه آمارمو دربياره‏!‏‏!‏‏!‏بععله احساسات رقيقم تو حلقتون‏@‏‏@‏\u2029",
    "یکی از فانتزیام اینه دستای دوس دخترمو با میخ بکوبم به میز جوری که نتونه تکون بخوره بعد یه کسیه سوسک زنده بیارم بریزم روش با چکش بشینم سوسکارو بکشم خخخخخخخخ\n (دانش)",
    "یه‏ ‏فانتزیام‏ ‏اینه‏ ‏که‏ ‏مخاطب‏ ‏خاصم‏ ‏‏ ‏انجلیا‏ ‏جولی‏ ‏باشه‏ ‏بعد‏ ‏روز‏ ‏تولدم‏ ‏برام‏ ‏یه‏ ‏پورشه‏ ‏بخره‏ ‏منم‏ ‏بهش‏ ‏بگم‏ ‏این‏ ‏کارا‏ ‏چیه‏ ‏خودت‏ ‏برام‏ ‏مهمی‏ ‏نه‏ ‏مال‏ ‏دنیا‏ ‏‏ ‏اونم‏ ‏متحول‏ ‏بشه‏ ‏و‏ ‏داراییشو‏ ‏بده‏ ‏به‏ ‏من‏ ‏بگه‏ ‏برو‏ ‏باهاش‏ ‏به‏ ‏فقیرا‏ ‏کمک‏ ‏کن‏ ‏منم‏ ‏پولارو‏ ‏بردارمو‏ ‏پناهنده‏ ‏بشم‏ ‏خارج‏ ‏\nای‏ ‏حال‏ ‏میده\nولی‏ ‏بدبختیم‏ ‏اینه‏ ‏که‏ ‏مخاطب‏ ‏خاصم‏ ‏از‏ ‏خودم‏ ‏بی‏ ‏پول‏ ‏تره",
    "یکی از فانتزیام اینه برم باغ وحش همه ی حیووناشو آزاد کنم بفرستم برن خونه ها شون\nخو گناه دارن بنده های خدا همه اش هی توی قفس!\nوالا!!!\nخودتون بودین خسته نمیشدین؟",
    "d^_^b\nیكی از فانتزيام اینه ی شب كه از مامانم میپرسم شام چی داریم‎؟؟نگه صبونه‏!‏‏!‏‏!‏ :‏|‏ بدشم میگه لبنیات واسه رشدت خوبه‏!‏\nخو مادر من اينقد پنیر كردی تو حلقم كه خنگ شدم دیگه‏!والا..",
    "از خودم نااميد شدم ديگه \nفانتزي من اينه يك بار فقط يك بار پليس راهنمايي و رانندگي منو نگه مي داره ازم تست مواد مخدر و نوشيدني الكلي نگيره !!!، آبرومون رفته با اين كاراشون ديگه خودمم باورم شده  \nالان ٢ روزه خودمو تو ايينه نگاه ميكنم هي به خودم ميگم يعني انقد داغونم ، اصن با جوناي پاكي مثل من پليسا مشكل دارن نميدونم چرا !!!!!!!! :)))))\nمردمم فانتزي دارن ماهم فانتزي داريم :))))))))\nولي خدايي من ورزشكارم اصن اهل اين كارا نيستم اينو گفتم يه وخ فكراي روم به ديواري نكنين :))))))))",
    "ديرين ديرين....ديرين ديرين....الووووو...كيه بابا نصفه شبي زنگ زده؟....\nالو الو اقا شهريار به دادمون برس عباس تو افق توي چنگ گودزيلا ها گير كرده... \nچــــــــــــــي؟با ابرففضل! شما مختصات دقيق افقتونو بديدن الان ميام،\nبعد دادن ادرس يه تاكسي ميگيرم ميرم پيششون،\n وقتي رسيدم يه دختر زشت به سرعت مياد پيشم ميگه من بهتون زنگ زدم لطفا كمكمون كنيد...\nمن:ببخشيد شما؟\n دختره:بابا منم ديگه سلنا اخه عباس غير من كه مخاطب ديگه اي نداره! من:عـــــــــه شماييد حاج سلنا؟ ببخشيد بدون ارايش نشناختمتون!\n خوب بريم سر اصل مطلب، عباس چي شده؟\n سلنا:گفتم كه تو افق توي چنگ گودزيلا ها گير كرده...\nمن: اخه اين وقت شب توي افق چيكار ميكنه؟ سلنا:با عباس داشتيم توي خيابون قدم ميزديم كه يه ماشين پرايد ديديم صاحبشم داشت پسته ميخورد بعد عباس كه اينو ديد رفت تو افق محو شد فقط نميدونم اين گودزيلاها اونجا چيكار ميكردن... \nمن:الان چندوقته گير كرده؟ سلنا: فك كنم 5دقيقه‌س اونجاست، من:5دقيقه؟؟؟؟؟ خيلي عجيبه!!!! \nسلنا:چي عجيبه؟ من:اخه تو چطوري اينقد سريع گوشيتو از جيبت دراوردي بهم زنگ زدي؟تو كه glxنداري؟\n سلنا:خوب بابا شلوار كوردي تنم بود.... خلاصه منم تنهايي رفتم تو افق تا عباس رو نجات بدم(ببخشيد داداش D$D$D گفتم شايد الان شيفتتون نباشه به همين خاطر بهتون زنگ نزدم) \nوقتي رفتم تو افق يه مه غليظي همه جا رو فراگرفته بود... از گودزيلاها هم خبري نبود فقط عباسو ديدم كه روي زمين افتاده بود چندتا پسته هم دور سرش ميچرخيدن(فك كنم بيهوش بود) منم اونو انداختم رو كولم و اوردمش بيرون%\n( اين داستان ادامه دارد...)",
    "همیشه یه فانتزی داشتم اونم اینه که یه جا مخاطب خاصم رو ببینم و بش بگم دوست دارم و قرار بزاریم و بعد من برم بستنی بخرم ولی وقتی برگشتم ببینم 3 تا پسر هیکلی مزاحمش شدن بعد منم برم جلو بعد همشونو بزنم بترکونم و بعد .... یکی از پشت چاقو بزنه تو کمرم (چاقوش حتما باید کتلت زنی باشه!!!؟) بعد برگردم چاقو رو ازش بگیرم لهش کنم بعد بیفتم زمین مخاطب خاصم بقلم / بغلم کنه بعد بهش بگم {تا همیشه دوستت دارم } بعد پلیس برسه بعد از خواب بپرم !!هههههههه\n!!دهه هفتادیا بکوبونن لایکو ما که از فیسبوک ناامید شدیم!!",
    "بسم الله \n..........اولین پستمه همهگی بسوزین..........\nیکی از فانتزیام اینه برم اپولونیا کالج (برعکس الانم)ایقدر درسس بخونم که نفر اول بشم بعد توی سخن رانی با افتخار بگم:(از برو بچ پایین شهرم)\nو برای ایران افتخاری دوباره بیافرنم\nما کلا این جور ادمایی هستیم",
    "یکی دیگه از فانتزیام اینه که امتحانامون به جای بیستم،سیزدهم تموم شه....\nآخ یک حالی میده که نگو و نپرس..\nشدنیه عایا؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟",
    "اولين فانتزيمه اينجا ميذارم \nيكي از فانتزيام اينه مهندسي معماري بخونم بعد تو ي شركتي كار كنم ك ي گروه رو بفرستن لندن واسه دوره و اين چرتوپرتا بعد منم جزو اون گروه باشم بعد ي روز كه دارم تو يكي از خيابوناي لندن راه ميرم ي دفه بارون بياد منم دنبال ي جا باشم خيس نشم يوهو يكي ي چتر بگيره بالا سرم برگردم ببينم كسراس( كسري احمدي خو چي كنم خيلي ازش خوشم مياد) بعدم چترو بده دستم جلوم زانو بزه ي حلقه از جيبش دربياره بگه با من ازدواج ميكني؟ منم نگاش كنم بگم بعععععععله\nبعدم با هم بريم مفش(محو) بشيم \nنه خير تو افق محو نميشيم ما تو مورب محو ميشيم\nخوب بووووود؟؟؟؟؟؟",
    "یکی از فانتزیام اینه \n1-مردم به جای اینکه پولشون بدن واسه اسمارت فون برن دیویصد سیصد نفری یه مدرسه بسازن\n2-به جای اینکه  پای تلویزیون بشینن  برن دنبال جومه ایرانی\n3-دانش اموزی مثل موقعی به چیزی گوش میکنن بتونن درس بخونن\n4-امتاحانه خرداد و بهمن رو حذف کنن به جاش نظر معلمو بپرسن\n5-سه ماه تابستون بشه 90 روز\n6- ایرانی ها به  جای اینکه کلی وب رو بگردن بیان 4جوک لایک بندازن تو کیسه ما\n7-شلوار کردی عباس رو  موقع دریافت کارنومه ها من بپوشم و...",
    "",
    "فانتزیه من اینه که تو زمین فوتبال همه دریبل بزنم بعد دروازه خالی بندازم بیرون.بعد وقتی توپ رفت بیرون دست بکشم روی موهام",
    "یکی از فانتزی هام اینه که دیگه درس و دانشگاهی نباشه راحت میشم به خدا کلا از زمین محو بشن و برن تو افق یعنی میشه",
    "عايا ميدانستيد يكي از فانتزي هاي دخدرا اينه كه هرجقدر دلشون ميخواد غذا بخورن ولي جاق نشن؟ واقعن ميدانستيد؟",
    "یه فانتزیام اینه که موهام لَخت باشه . بعد برم بیرون شدیدا داره باد میاد.\nبعد هی باد بزنه زیر موهام و پخش بشه منم با یه حرکت سر دوباره درستش کنم. بعد یه دفه مخاطب خاصم منو بینه و خر کیف بشه ..... بیاد دست تو موهام بکشه و بوسم کنه منم لبخند دل انگیز تحویلش بدم.\nبعد مردم دورم جمع بشن و بگن اقا شامپوتون چیه.\nمنم در حالی که دارم تو افق محو میشم یه دست تو موهام بکشم و بگم پودر لباس شویی تاژ\nبعد همه متحول بشن و گریه کنند.\n\n\n\nتخیل در حد فیلم سه بعدی...........................",
    "فانتزیه من اینه که یه روزتوریاضی نمره 15به بالا بگیرم میشه آیا",
    "بزرگترین فانتزیم اینه که آقا امام زمان (عج) جمعه همین هفته ظهور کنه. \nای خدا....... یعنی میشه؟؟؟!!!!!\nبرو بچ هرکی این فانتزی تو ذهنشه لایک کنه.",
    "یکی از فانتزیام اینه که یه دختر خوشکله به سیمکارت رایتلم تماس تصویری بگیره(حالا فهمیدید سیمکارت رایتل دارم)بگه از بانک تماس میگیرم شما برنده ی یک دستگاه پراید شدین منم بگم پرایدو ولش کن شماره ی خودت چنده(خب چیکار کنم مخاطب خاص ندارم)",
    "فانتزي من اينكه بدونم ،اونيكه دوسش دارم دوسم داره؟؟؟؟؟؟؟؟",
    "فانتزی من اینکه یه بار مامانم واسه بابام چایی بیاره نه بابام واسه مامانم!\nلایک:طفلکی بابام",
    "فانتزی من اینه که یه شخصیته خیلی معروفی بشم و از ماشین که پیاده شدم خبرنگارا که ریختم دوروبرم مثل بچه آدم برم صندوق عقب ماشینا بزنم بالا و یه صندلی تاشو را باز کنم و به خبرنگارا بگم هرچی دوست دارید بپرسید مثل اسب جوابتونا میدم...",
    "یکی از فانتزیام اینه که غـــــــــرورمو واسه عشقم همیشـــــه بشکنم و عشقم واسه اینکه غرورمو شکستم خوشحال بشه و یهو بزنم تو زوقــــــــــــــــــش.اخ چه حالی میده\n\n\nبزن لایک قشنگه رو ...",
    "یکی از فانتزی ها من اینه که تو یه فیلم خارجی ببینم که یارو با موبایلش داره حرف میزنه گوشیش اپل و htcو...نیستش وglxداره خدایا یعنی میشه\nلایک :تو هم بااین فانتزیات معلومه که glxاستفاده میکنن.",
    "بچه ها یکی از فانتزی هام اینکه دیگه مامان بابام دعوا نکنن\n باهم خوب بشن یکی از فانتزی هام اینه که باهاشون برم\n بیرون وکلی بهم خوش بگذره وبدون دعوا وجرو بحث ونیش وکنایه برگردیم \nخونه یکی از فانتزی هام اینه که یک بار اونا به مشکلات من فکر کنن و فکر کنن چطوری میتونن حلش کنن \nنه اینکه همش من استرس داشته باشم\nیکی از مهم ترین فانتزی هام اینه که همه چیز رو خودم درست کنم\n ارامش رو بهشون هدیه بدم اون وقت خودم سرم رو بزارم روی بالشت دیگه بیدار نشم...........",
    "یکی از فانتزی های من اینه ببینم یکی کار اشتباهی کرده , زود برم بالای سرش بگم «دیدی گفتم» \nاصن اون لحظه جوری احساس علم و تجربه میکنم که انگار انیشتن یکی از شاگرد تنبل های من بوده",
    "یکی‏ ‏از‏ ‏فانتزیام‏ ‏اینه‏ ‏که‏ ‏با‏ ‏ماشین‏ ‏‏  دارم‏ ‏تو‏ ‏تقاطع‏ ‏دور‏ ‏میزنم‏ ‏که‏ ‏یه‏ ‏دفه‏ ‏ماشین‏ ‏خاموش‏ ‏بشه‏ ‏و‏ ‏یه‏ ‏تریلی‏ ‏که‏ ‏خیلی‏ ‏سرعت‏ ‏داره‏ ‏بیاد‏ ‏بهم‏ ‏بزنه‏ ‏منم‏ ‏تو‏ ‏ماشین‏ ‏گوشت‏ ‏چرخ‏ ‏کرده‏ ‏بشم‏ ‏بعد‏ ‏راننده‏ ‏تریلی‏ ‏مخاطب‏ ‏خاصم‏ ‏‏ ‏باشه‏ ‏..‏ ‏‏ ‏بیاد‏ ‏پایین‏ ‏و‏ ‏بزنه‏ ‏تو‏ ‏سرش‏ ‏بعدم‏ ‏در‏ ‏جا‏ ‏سکته‏ ‏کنه‏ ‏بمیره‏ ‏اونوقت‏ ‏‏ ‏روحامون‏ ‏با‏ ‏هم‏ ‏تو‏ ‏افق‏ ‏محو‏ ‏بشن.‏ ‏‏ ‏‏ ‏\nبعد‏ ‏یه‏ ‏اهنگ‏ ‏پخش‏ ‏بشه‏ ‏و‏ ‏نوشته‏ ‏ها‏ ‏بیاد‏ ‏رو‏ ‏تصویر‏ ‏‏ ‏\nاصلا‏ ‏به‏ ‏عشق‏ ‏این‏ ‏میرم‏ ‏تو‏ ‏خیابون‏ ‏",
    "فانتزی من اينه که يه ايستگاه تاکسی راه بيفته از4jokبه افق.هم مااونجاکارميکنيم ازبيکاری درميام هم اينکه اين همه آدم پياده تاافق نميرن.\nاصلاهمه اينا خيال ماهم بريم پياده توافق محوشيم.",
    "یکی از فانتزیای من اینه یه روز برسه دخترا بیان خواستگاریه پسرا \nبعد وقتی یکیشون اومده خواستگاریه من بگم که قصد ازدواج ندارم بعد اونا بگن واسه چی؟\nمنم بگم میخام ادامه الفی بدم آخه ترم آخرم دارم فوقمو میگیرم \nاونام بگن ایرادی نداره \nبعد من بگم ما جهیزیه هم نمیدیم\nدوباره اونا بگن باشه \nخلاصه هرچی بگیم اونا قبول کنن آخرشم بگیم باهاتون تماس میگیریم و بهشون زنگ نزنیم ومنم بترشم وتو افق تنهایی محو شم\n{کارایی که دخترا الان میکنن}",
    "يكــي از فانتـزي هاي من اينه كــه بتونم بــه خوبي داداش عــــبـــاس ٤جوكي فـــانتـزي بنويسم ميشه ينــي؟؟؟؟؟",
    "فانتزي من اينه که صبح بخوابم شب بيدارشم ببينم ايراسل بهم پيام نداده.جديدااس ام اس نداره تکراري ميفرسته.",
    "فانتزی من اينه که افق رو زنونه مردونه کنن.هردفعه ميری افق اينورونگاه ميکنی زنهادارن صحبت ميکنن باموضوع چرا4jokسازمان حمايت اززنان نداره(چه موضوع مسخره اي)،اونورو نگاه ميکني زنهاباموضوع چرامنيژه ازافق رفت؟\nراست ميگن افق داره ازچين شلوغ ترميشه.",
    "کهندان قسمت دوم \n\nبا لیموزین قرمزه به کهندان رسیدیم و حدود 500 نفر به استقبالمون اومدن ( تازه با همشونم روبوسی کردم !!!  \nبعدش من ی ریموت از جیبم در میارم و ی دکمشو میزنم که یدفه مه همه جا رو فرا میگیره و یک گروه موسیقی ( دی جی و خواننده و کلی باند ) اونجا ظاهر میشه و  آهنگ امشو شو شه پخش میشه وهمه شروع میکنن به رقصیدن ، بعد از اون من دوباره ریموتمو در میارم و ی دکمه دیگه میزنم که ایندفعه همه جا آبی میشه و ی درشکه با دو تا اسب خوشگل ظاهر میشن و من و مخاطب خاصم میریم سوار میشیم و ازش میپرسم دوست داری الان کجا باشی اونم میگه ی جای پر از درختای میوه و رودخونه ،دلمم واسه خواهرم تنگ شده \nمنم سریع ریموتو درمیارم و ی دکمه دیگه میزنم که یدفه خوابمون میبره و وقتی بیدار میشیم تو ی باغ سرسبزیم که چند تا رودخونه هم داره که یدفه مخاطب خاصم میره ی سیب برای من بکنه که میبینه خواهرش بالای درخت سیب گیر کرده و با خودش کلنجار میره که بیاد پایین که میبینتش و میگه ممممممممممممممممممممممممممن اینجا چیکار میکنم !!!!!!!!!\nو این فانتزی ادامه دارد",
    "یکـی از فـانتـزیـام ایــنه یـه دختر داشـته باشـم … \nبه دخـترم پـول تو جیـبی نـدم\n یـواش از پشـت سـرم بیـاد \nدسـتاشـو حـلـقه کنـه دور گردنـم، موهـاشـم بـخوره تو صـورتـم \nدر ِ گوشـم پـچ پـچ کنـه \nخـودشـو لـوس بـکـنه بگه : بابایــــی ؟ بهــم پـول مـیدی ؟ \nداریــم بـا بـچه هـا میـریـم بیـرون … \nآ ر و م موهـاشـو بـزنـم کـنار  \nماچـش کنم ، \nبگم : خــودت  بــرو از جــیبم وردار بابایــی ...\n^_^\nبه خـاطر دختـرم هـم کـه شـده ، یـه روزی بابا میشـم (:",
    "فانتزی من اینه که :\nوقتی میخوام برای قسمت دلتنگی سایت پست بزارم فقط یاد یه دختر بیافتم!!!!\nخوو لامصبا یکی دوتا نیستن که: شیما،لیلا،فاطی،سحر،مریم و...\nخخخخخخخخخ",
    "يکي از فانتزيام اينه که يک روز در حالي که يک هلي کوپتر داره روي پشت بوم خونه مون فرود مياد وارد خونه بشم و بگم: پدر... پدر!! بعد بابام بگه: پسرم يک قهوه بريز بيار بخوريم! من بگم: اما هلي کوپتر... بابام بگه: اول قهوه، مثل هميشه بدون شکر! بعد من قهوه رو براش ببرم و اون بگه: فکر کنم اون قدر بزرگ شدي که حقت باشه يک رازي رو بدوني! من بگم: چه رازي پدر...پدر... بگه: اينقدر پدر... پدر نکن تا بگم... ماجرا به سال ها پيش برمي گرده، منو و مادرت رفته بوديم خارج و اون جا تو رو از يک مهندس فقير و جوون به نام بيل گيتس خريديم، اونم با پولي که از ما گرفت مايکروسافت رو تاسيس کرد، حالا وضعش خوب شده و يک هلي کوپتر فرستاده تو رو ببرن! اون وقت من بگم: نه پدر... پدر... پدر واقعي من تويي! بابام بگه، بلند شو برو تو افق محو شو تو اين گروني يک نون خور کمتر فقط گرامافون رو با خودت نبر! منم بگم: باشه حالا که اصرار مي کنين باشه اما اول بگين چه طور تونستين يک بچه رو... خلاصه برم اون جا و تمام سهمم از مايکروسافت رو بفروشم برگردم يک پرايد بخرم وايستم تو خط تقي آباد کوهسنگي کار کنم! حالا با ۵۰درصد سهام مايکروسافت پرايد مي دن؟",
    "يکي از فانتزيام اينکه يه روز صبح که از خواب پاميشم وقتي مامانم بهم ميگه تختتو مرتب کن من برگردم بگم اخه مادر من چرا بايد تختمومرتب کنم وقتي که دوباره قراره خراب شه بعد در همين حال مامانم بگه بله حق کاملا با توه و من قانع شدم بعد منو به حال خودم رها کنه ومن وسايلمو جمع کنم و به خونه اي که در افق اجاره کردم نقل مکان کنم.",
    "فانتزی من اینه صب که از خواب بیدار میشم ببینم تمام اتفاقایی که برام افتاده همش یه خواب بوده.\nاگه بدونید چی کشیدم من همتون برام میلایکید:-((((",
    "یکی ازفانتزی هام اینه که صبح قبل ازمادرم بیدارشم ویا سطل اب سردبیدارش کنم وانتقام نه سال روازش بگیرم.البته فکرکنم بعدش فاتحه ام خوندس.",
    "یکی از فانتزیایم اینه که یه شب که حال ندارم پاشم با بوگاتیم برم کلوپ شبانه که سلنا اونجا میخونه وقتی رسیدم پشت در یه قول چوماقی بیا جلوم بگه امشب نیتونی بری داخل منم بگم واسه چی  یارو میگه امشبو یکی اختصاصی گرفته من بگم من با اون کاری ندارم اومدم مخاطبمو ببرم یه دوری بزنم وقتی یارو راهم نداد بزنم فکشو بیارم پایین بعدش کل بچه های مشهد بیان پشتمو بگن هوی یره ولش کن با بچه مشهد در نیفت آغا ما بریم تو ببینیم سلنا کنار عباسه تامنم برم دستشو بگیرم بگم پاشو بریم که عباس میاد میگه کجا منم باز بزنم فک عباس بیار پایین بچه های مشهد مگن نکن اون یکی از گنده های4جوک است منم بگم خب مویم گنده فیسبوک و مدیر پاروس ام بعد سلنا داد بزنه بسه دیگه من با ابراهیم میرم وقتی دارم میرم طرف در سلنا آهنگ معین که خودم یادش دادمو واسم بخونه بگه یه حلقه طلایی اسمتو روش نوشتم ابراهیم فقط تویی تو سرنوشتم عباسم بگه پ من چی سلنا میگه واسه توهم دارم میخونه ی حلقه طلایی اسمتو روش نوشتم بعد عباس خر کیف شد ی دفعه میگه برو بیار پاکش کنم ریدی تو سرنوشتم آعا تا میریم بیرون ی دفعه جاستین میاد بچه های مشهد میزنن ناکارش مکنن سوار پیکان هاشون میشن و مریم بلوار سجادو بعد شم میرم هتل پدیده تا صب بزنو بکوب آخرشم میرم بند گلستون جشن عروسی رو راه میندازم \nتموم شد میدونم چرت بودولی بچه های مشهد لایک کنن ببینم چه قدیم",
    "يكي از فانتزيام اينه كه اين پستي كه گذاشتم هيچي لايك نخوره و عنوان كمترين لايك يك پست رو بگيره.\n.\n.\n.\n.\n.\nلايك: گند ميزنم به فانتزيت!!!\nحالا شما زياد جدي نگيريد!!",
    "یکی از فانتزیام اینه یروز بالاخره این ژاپن و دو تا کره و آمریکا جنگشون در بگیره اونوخت هر کدوم هف هش تا بمب اتم بندازن رو سر همدیگه بعد در این حادثه همه ی کمپانی های htc و apple  و sony  و samsung  به کل نابود شن بعد من یروز برم تو یه سایت تکنولوژی به جای این آیفون و گلکسی و اینا خبرای جدید و عکس های لو رفته پرچمدار جدید glx  رو بخونم!!!\n.\n.\n.\nشمام عایا؟\nلایک:خــــعلی کصافطــــــی !!",
    "فانتزیم اینه در افق چینی بی کیفیت محو بشم .............هر دفعه بلایی سرم اومده\nخخخخخخخخخخخ",
    "یکی از فانتزیای مامان و بابام اینه که من و داداشم یه روز هم که شده باهم دعوا نکنیم !\nنمیدونم چرا یه همچین چیز غیر ممکنی رو ازم میخوان !",
    "یکی از فانتزیام اینه که سایت 4جوک برای ارسال مطلب بزنه محدودیت ارسال بعلت مشکلات فنی سیستم تا اطلاع ثانوی کسی نتونه مطلب ارسال کنه \nآخرین مطلبیم که تایید شده باشه مطلبه من باشه یک ماهی همون اول گیر کنه مطلب یک میلیون بار لایک بشه آخ نمیدونی چه کیفی میده!",
    "الان داشتم با مخاطب خاصم حرف ميزدم بهش ميگم \nيكي از فانتزيام اينه كسي كه بهم ميزنگه نگه چه خبر !!؟؟\nميگه :: خب چ خبرا!؟؟",
    "يكي از فانتزي هام اينه كه ،\nفانتزي هاي همتون تموم شه.\nو منم بشينم با صداي بلند به همتون بخندم.",
    "فانتزی من اینه  که هر وقت یه اتفاقی واسم افتاد و یه کاری کردم  و تو یه جمعی تعریف کردم یکی پیدا نشه همون لحظه بگه اتفاقا منم همینجور  یا اتفاقا منم قبلا این کارو کردم\nفانتزی اصلی من اینه نسل اینا رو برانداز کنم",
    "یکی از فانتزیام اینه که بفهمم این بچه درس خونا چطوری موقع درس خوندن خوابشون نمیبره!!!\nخو آخه لامصب این کتابای ما که از دیازپام 10000هم خواب آور تره چطوری روی اونا اثر نداره؟؟؟\n-----------------------------------\nمیدونم از این جمله ی پست اولمه جون خودتون لایک کنید بدتون میاد, پس پست اولمه جون خودتون لایک کنید. a^-^a",
    "یکی از فانتزیام اینه که همه بچه های 4جک و خانم صادقی و خانم مدیر و همه دست اندر کاران یه سفر کربلا بنویسیم مثلا بنویسیم که بچه ها مثلا فلان روز فلان ساعت فلان کاروان بیاین جمع شیم خیلی باحال میشه!!!",
    "یکی از ابر فانتزی های من که امروز به حقیقت پیوست این بود که به جز فرستنده دومین نفری باشم که مطلب عباااااااااس رو لایک کنم!\nهر لایک= لااااو عباس",
    "یکی از فانتزیامم اینه که یه روز یه آدم معروف بشم که همه ی دنیا میشناسنش . بعدش مردم رو بزارم سر کار به همه بگم که یه بیماری دارم و دیر یا زود میمیرم. خلاصه طرفدارام از همه ی دنیا گریه و زاری و خودکشی کنن و من درحالی که تمام این صحنه ها رو از تو تلوزیون شخصیم میبینم هی به اسکول شدنشون بخندم !\nتازه همشم ابتکار خودم بود !",
    "یکی از فانتزیام اینه که یه روز تمام این تلوزیون صاب مرده مال خودم باشه ! از صبح تا شب دست داداشمه باهاش کارتون میبینه از شب تا صبحم دست مامان بابامه !\nاصلا همیشه در حق من نامردی شده",
    "یکی از فانتیزیام اینه که:\nوقتی توی یه  مهمونیه دوستانه دور هم نشستیم، هیچ کس با موبایلش وَر نره ...!!!!\nآخه خیر سرمون دور هم جمع شدیم که از با هم بودن لذت ببریم ...!!!!",
    "یکی از فانتزی هام اینه که این پست اصلا لایک نخوره!چون اولین پستمه که میفرستم میخوام از زمین های خاکی شروع کنم.برادر،خواهر خواهش میکنم لیک نکن.دِ عاقا لایک نکن .هرکی لایک کنه میگریم با دمپایی ابری خیس میزنمش.ممنون از همراهی تان.رومو برمیگردونم میدونم که لایک نمیکنی.موس رو بالانبر چرا عاخه به من حرص میدی؟لایک نکنی ها.الآن میخواستی لایک کنی مگه نه؟\nلایک=من دارم خودمو میکشم که لایک نکنی اون وقت تو میای ببینی لایک مساوی چی هست؟لایک نکن دوست دارین من جوان مرگ شم؟",
    "((ایــن یــک فــروش فــوق الــعاده نـــیست))\nآقــــــــــا من یکی این آخرین پســـــت قبل از کنکورمه(اینجا مراد از کنکور فــــــــانتزی منه)آره میخوام برم بخونـــــــم واسه کنکور به عشق مامان بابا...\nیــــــه صـــــــداهای ضعیفی از ته سالن میاد :\nکــنکوریه با غــــــــیرت هـــــمینه همــــــینه !\nوایـــــسید وایسید فک کنم ســــــــوء تفاهم شده منظورم اینه که یه جور کنکور بــــــــــدیم بعد از کنکور کارتــــــــون خواب نشیم\nیــــــــه ازدحـــــــامی شده تو سالن چــــی دارن میگن :\nایــــول ایــــــول طـــــرز فکـــــرتو ایـــــول!\nدمــــــــتون گرم انشاء الله بعد کنـــکور با کـــلی ایـــده ی نـــاب برمـــیگردم\nصــــــدای عبـــاس از تـــه ســـالن مـــیاد :\n/نــــرو نـــرو اگـــه بـــری جـــات خالیه... بمـــون بمـــون .../\nاوه اوه هـــوا پـــسه  خـــانم صـــادقی داره تـــهدید میکنه:\n/گــــــــــــفتم توی مــرام مـــا مــنت کشــی نــیست بــا مـــرام\nمــــــــیخواد بــره خــوب به درک همیــنه که هست ختــم کـــلام/\nمـــــن رفتــم تا بـــعد کـــنکور \nیــا علی",
    "یکی ازفانتزیام اینه که ازدواج کنم بعدبه دوران مجردیم حسرت بخورم....\nبعد برم به دوستای مجردم بگم ازاین روزا لذت ببرید دیگه تکرارنمیشه....",
    "یکی از فانتزیام اینه یه روز که از خونه میام بیرون یه دختر زیبا در حد جاستین بیبر     {حالا خیال کنید دختره}     بیاد بگه اقا قد و هیکلتون تو حلقم بعد من سرم بیارم بالا وبهش بگم خفه شو بی ادب مگه خودت دوست پسر نداری بعد اونم یه دفه منو بشناسه بگه  بی نمک تویی؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟\nبعد من بهش بگم تو منو از کجا میشناسی اونم بگه مگه تو دوست پسر جنیفر لوپز نیستی؟\n....\nبعدش یه دفه انجلینا جولی  از راه برسه بگه برد پیت تویی؟\n چرا به من خیانت کردی ؟\n بعد تا من بیام براشون توضیح بدم دوست خودم سکینه از راه برسه بگه غلام خبر مرگت چرا نیومدی سر قرار و از اونجایی که شانس من بده اخر قصه خراب بشه و بچه های گشت ارشاد بیان 3 تاییمونو جمع کنن ببرن وبعدشم من تو افق محو شم یا محوم کنن",
    "یکی از فانتزیام اینه که \nاز بالای ی ساختمون 4 طبقه بپرم پایین البته با همون کت شلوار قرمز براقم باشم  و یک متر مونده به زمین تو هوا معلق بشم و کته مثل این فیلما، ی حالت قشنگی بگیره و تو همون حالت مخاطب خاصم در حالی که خیلی تعجب کرده !!!!! منو بگیره و با هم بریم سوار لیموزین قرمزم بشیم و مردمم با کف و سوت و هورا ما رو بدرقه کنن ( نخند علکی !!! خودم قرمز سفارش دادم )\nبعدش رانندمون بگه کجا بریم ؟  منم با ی لبخند ملیح روبه مخاطب خاصم بگم : بریم کهندان ؟ اونم بگه چرا که نه ، بعدش با هم بخونیم : میخوام برم کهندان ، کهندان هنوز قشنگه  ( بچه ها پرسیدن کهندان کجاست ؟!!!  در جواب باید بگم ی جای با صفا بین قم و تفرشه و البته از افق خیلی بهتره )\nحالا نرید اونجا رو هم مثل افق شلوغ کنیدا !!!!\nاین همکارمون از بس تعریف کرد از اونجا و ما رو نبرد ما مجبور شدیم تو فانتزی بریم اونجا !!!!!\nمنتظر ادامه فانتزی توی خود کهندان باشید",
    "فانتزي من اينه كه فردا كه از خواب بلند شدم ببينم 14 خرداده و امتحانا تموم شده و كارنامه ام بيسته.\n.\n.\n.\n.\n.\n.\n.\nبه قول برو بچ فانتزي بر جوانان عيب نيست!!",
    "یکی از فانتزیای بزرگم این بود که تو راه افق عباس منو ببینه و عاشقم شه!امـــــــــــــــــــا وقتی فهمیدم دو سال از من کوچیکتره همه فانتزیام رو سرم خراب شد.الانم میخوام برم تو یه چاله ی فضایی محو شم.خودم کشفش کردم ظرفیتشم زیاد تر از افقه!!!",
    "فانتزیم اینه یکبارم که شده در کلاس کرم نریزم.چه خبره اخه تو دفتر بیشتر از کلاس هستم.هرکی مثل منه بلایکه",
    "یکی از فانتزیای من اینه که وقتی میخوام درس بخونم (قابل توجه که فقط موقع امتحانا درس میخونم) خوابم نبره:)",
    "یکی از فانتزی هام اینه که تو فصل امتحانات اتفاقی برام نیفته و من مثل بچه آدم به خوبی امتحانامو بدم : ) ترم یک آبله مرغون گرفتم؛        ترم دوم بابا بزرگم فوت کرد؛    ترم سه آپاندیسم رو عمل کردم؛     میترسم تا فارغ التحصیلیم دیگه چیزی از خودم و اطرافیانم نمونه؛ والا با این نوناشون : ((",
    "یکی از فانتزیام اینه که امتحانات خرداد رو بترکونم!\nهوا بره \nبدونی تا کوجا بره!\nآره دقیقا! بدونی تا کوجا بره!",
    "علامت اختصاصی * پسر کوچک هیروشیما را به هوا فرستاد *\nیکی از فانتزیام اینه که وقتی توی فور جوک یه پست گذاشتم بعد از تایید شدن پستم و رفتن پستم در صفحه اول ، سیستم فور جوک مشکل پیدا کنه و هرکی بیاد پست بزاره سیستم بگه تا اطلاع ثانوی سیستم دچار مشکل شده است و من پستم بالای هزارتا لایک بخوره .\nلایک : آره ، ما یکی از فانتزیامون اینه .",
    "یکی از فانتزیام اینه که یه روز مخترع بشم بعد این شلوار داداش عباس رو اختراع کنم !",
    "ديروز عشقم رفت حالم خرابه در حد مرگ   برام دعا كنين حالم بده من بدون اون هيچ كاري نمي تونم بكنم دلم براي نفس هاش كه گرماي وجودم بود تنگ شده قلبم براش تند تند مي زنه مي خوام خود كشي كنم     كمكممممممممممم كنين  :((:((:((             ...............                                                                                    ..................                                                                                                 ......................                                                                      .................................                                                           تبريك مي گم شما با يكي از فانتزي هاي من اشنا شدين                    شما رو نمي دونم ولي دوستام هميشه فوشم مي دن                       لايك = دوستات كار درستي مي كنن با عاطفه مردم بازي نكن",
    "فانتزي من اينه كه صداي كلاغ در بيارم.بعد كه دوستام مسخره ام كردن پرواز كنم و تو افق محو بشم",
    "یکی از فانتزیای پشمکی من اینه که یه روز عباس و سلنا برا کنسرتشون که تو تگزاس برگزار میشه منم دعوت کنم یه کارت دعوت هم برام بفرستن به این (مزمون مضمون مظمون) اه ولش کن بدین (شره شرح) سوادم تو حلق سلنا\nبیا خودتو لوس نکن \nادرس :جیب شلوار اقامون (عباس اقا دیگه)\nما منطزریم بیای ها \nبعد منم برم ادرس جیب عباس رو پیدا نکنم زنگ بزنم شورته بیاد شورته یعنی پلیس اونم پیدا نکنه زنگ بزنن fbi بیاد اون بالاخره پیدا کنه منم برم تو جیب داش عباس تا رفتم داخل همه به اهطرامم بلند شن ببینم اه انجلینا هم اومده  برم یه کف خرسی (ابداع خودم بگید تا یادتون بدم) بزنم بهش اونم بیهوش شه بعد ببینم همه از خنده رودل کردن fbi هم دنبالم به جرم اسیب به اموال عمومی منم نقشه جیب عباس رو بگیرم سوار ماشینم شم برگردم ایران تو شهرم اهواز برگردم خونه ببینم اینجا عزا عمومی گرفتن اینترپل هم دنبالم هیچی دیگه دستگیرم کنن بعد تو زندان عباس برام یه glx اورده میگه میخوام فراریت بدم بعد منم glx بگیرم بگم نه داداش گلم من جام خوبه بعد با glx به هم سلولیام فخر بفروشم \nلایک =تازه وارد خوش اومدی",
    "یکی ازفانتزیایی که از12سالگی تاحالاداشتم این بود کی میشه من روزه تولدم یا فرداش امتحان نداشته باشم،‏‏(درست فهمیدید؛من خردادیم‏)حالاتولده من آخرای خرداده یعنی دقیقااوج زمانی که ازامتحاناخسته شدی ولی مجبوری درس بخونی‏!‏‏!‏\nولی امسال وقتی گفتن امتحانازودتموم میشه انگار دنیارو بهم دادن....عجب حسی بم دست داد لامصب.....ولی بدبختیش اینه که امسال یه تولد افتادم.....\nلایک:چقدرخسیسی دختر!",
    "یکی از فانتزیام اینه که هر موقع میخوام تایپ کنم کیبورد مطابق میل من باشه وقتی میخوام فارسی تایپ کنم انگلیسیه وقتی هم میخوام انگلیسی تایپ کنم فارسیه",
    "********************(!!!و ؟؟؟)علامت اختصاصی abas_m223\nیــکـی دیــگ از فـانـتـزیـای مـعـکـوسـم ایــنــه حــنــابــنــدون  مــن و ســلــنــا تـو کــوچــمـون بــاشــه و در حــالی کــه یــه زیــر پــیـرهـن زرد و شــلــوار کــردی گــوجــه ای در کــمـال ســادگــی پــوشــیــدم جــنــیـفــر لــوپــز بــرامــون ایــن آهـنـگ رو بـخـونــه: کــوچــه تــَنــگــه بــلــه/ عــبــاس کــلـنــگِ بــلــه/ دســت بــه مــوهــاش بـکـشـیـد / اســکــل شــدیــد مـــو نــداره!!! / بــدو بــدو مبارک بــادا ایـشـالا مـبــارک بــادا.... بـعـد در حــالــی کــه دارم مــهــمــونـا رو بــوس و تــف مــالـی مــی کـنــم جـنـیـفـر لـوپــز پـشـت مـیـکـروفـون بـگـه بــه افـتــخـار کــاه دومــاد عــبــاس مـسـتـقـیــم  کــه مـیـخــان بــرامــون آهــنـگ بـخـونـن ســلـنـا و خــانــوادش بــرقــصــن بــزنــیــد کــف گــرگــی قشـنــگــه رو,بــه جــز مــن و غـیـر از مــن هــم نــداریــم هــر کــی نـزنــه خــره!!! بــعــد هــمـیــنـجــور کـه هـمـه دارن بــه هــم کــف گــرگــی مـی زنــن و مـنـم  یــاد انــدی افــتـادم بــا یـه صــدای خــسـتـه بـگـم: اســکـلا بــایــد بــرقـصـن,اســکلا بـایـد بـرقـصـن/ چــه اسـکـل چــه اســکـل چــه اسـکـل شـدیــن امـشـب/ سِــلـِـن سِـلــنـا (دوپ دوپ)/خــانـوم خــانـومـا( دوپ دوپ) مــثــلِ گــوه شــدی امــشــب /لـبــهـات عــسـلــه/ شــوهـرت کـچـلـه/ موهـاشــو ژل زده امـشـب.....\nبـعــد یـهـو جـاستـیـن بــره سـمـت سـلـنــا و پــدر مــادرش کــه بــهـشـون شــابــاش بــده از پــشـت مــیــکـروفــون بـگـم اسـکــل کـی تــو رو دعـوت کـرده؟؟؟پـاشــو بــرو گــمـشــو بــیــرون....!!! یــهــو جــاســتــیـن نــاراحــت شــه بـهــم بــگـه abas shot up  مــنــم بـهـش بـگـم حــرف دهـنـتـو بــفـهــم آشـــــــغــال I am photoshop ,تـــهــمـت نــزن,بــرو از خــدا بـتـرس ....بــتـرس از عــذاب الـــهــی ....!!! یــهــو  جـاسـتـیـن هــم اسـلـحـشـو در بـیـاره یــه تـیـر بــر خــلاف هـمـیـشـه بــزنــه تــو مــغــزم و مـنـم در حــالــی کــه گــلــولــه داره دنـبــال مــغــزم مـی گــرده و eror مــیــده بــگــم لــعـنـتـی بــزن تــو هــمــون قـلـبـم^_^ بـعـد دوبـاره دو تــا تـیــر بــزنـه تــو قــلـبم و پــشــتِ پـــام و در حــالــی کـه مــیـکــروفـون از دسـتـم افــتــاده بــا صــورت بــخــورم زمــیــن هــوا بـرم نــمـیـدونـیـد تــا کـجـا بــرم..... (حـالا اونــش بــه خــودم ربــط داره^_^) و در حالی کــه دارم نــفــس هـای آخــر رو مـی کـشـم....\n (ادامـه پـسـت پـایـیـنـی)",
    "********************(!!!و؟؟؟)علامت اختصاصی abas_m223\n(ادامـه بــالایــی)مــامـورا بــرســن جــاسـتــیــن رو بـگـیـرن و مــهــمـونـا بـــا لـبـخـند تــلــخ داد بــزنــن بــِبــَر بــیـرون کِـشـمِـشـو(مـثـلا فـحـش خـارجـیـه) بـبـر بـیـرون کٍــشـمـشِـو ....!!!.مـنـم هــمـچـنـان در حــالــی کــه گــروه خــونـیـم گــوه+ و خـیـلی کـمــیـابـه و خــون زیادی ازم رفـتــه چـشـام بــه بـابـام بـیـوفـتـه کـه زیــر لـب مـیـگـه خــاک تــو ســرت کـنـن کــه هـمـیـشـه کـتـک می خــوری از ایـن بـچـه سـوسـول بـعـد در حــالـی کـه از پـشـت پـام داره خــون چــکـه مـی کـنـه یـه نـگـاه بــه مــامــانــم بـنـدازم کــه از زیــر  چــادرش یـــه  دیــگ بــزرگ در آورده و داره بـرام آش پـــشــت پــا مـی پـزه ,یــهــو حــبــیــب و ســلـنا و بـقـیـه مهـمـونـا دورم جــمـع بــشـن و زیــر لــب بــا یــه صــدای خــســتـه بــگــم... بــگـم... بــگــم ....عــه زرنــگـیــن؟؟؟عــمــرا هــیــچـی نـمـیـگـم^_^ و در جـا تـمــوم کـنـم...!!!.یــهــو هــمـه بــزنــن زیــر گـریــه و حـبـیـب (لابستر)بــا یــه صــدای خـسـتــه بـگـه: خـدافـظـی سَــــخـــتـه هــای هــای, ولــی چــاره نــداریـم/ عــبــاس جــونُ هــای هــای وای وای بــه خــدا مـی سِــپــاریــم/ حــالا بــایـد از جــیـبــت, هــای هــای وای وای دکـتــرُ در بـیـاری..../مــنــم زنــده شــم از تــو جـیــب شــلـوار کــردیـم یــه خــانـوم دکــتـر پــیــر(23,4 ساله) در بـیـارم بــگــم وای وای چــه خــانـوم دکـتـری خـورد بـه پـسـتـم؟؟؟/مـیـتونـم اسـمـتُ بـپـرسم؟؟؟ و نـفـسـم بـنـد بـیـاد...اونــم در حـالـی کــه داره  بــهــم تـنـفـس مصـنـوعـی مـیــده یـهـو  مـامــورا بـریـزن بـگـن ایــنـجـا گـود بــای پــارتـی جــعـفـره؟؟؟ایــنـجـا گـود بــای پــارتـی جــعـفــره؟؟؟ پــس چــرا دخـتـر پـسـر قــاطـیـه؟؟؟ مــنـم  کــه بـهــوش اومــدم بــگـم نــه آقــا پــلـیـسـه ایـنـجـا عـروسـیـه عــبــاسِ/ایـنـجـا شــام و نــاهــار کــالـبـاسِ/ اونــا هــم تـبـریـک بـگـن و بــرن و هـمـه چـی بـه خـیـر و خــوشـی تـمـوم شــه!!!^_*\nدوســتـان (کـه دهـن ما رو سـرویـس کردن)پـرسـیـدن عــبــاس جــان مـگـه دکـتـر 23,4 سـالـه پـیـر مـیشـه؟؟؟بــعـلـه سـوال جـالـبـیـه ,کــرم حــلــزون قــلابی بــهـش قــالـب کـردن پــیــر شـده^_^!!!\n(لایــک هــم نـکـردیـد نـکـردیـد مـهـم خـــنده هــاتــونــه ,فــقــط خــواهــشا کـپــی نـکـنـیـد و کـش نـریـد^_^)",
    "داداش عباس از این شلوار کردیای معروفت دخترونشم سراغ داری؟ سحرآمیزم بود چه بهتر! فقط بیزحمت تو جیباش مسلسل و آرپی جی و جت و هلی کوپتر و اینا نباشه جاش آینه ای، لوازم آرایشی، گوجه سبزی، لواشکی یا پاستیلی بذاری ممنونت میشم داداشی\nاز شما چه پنهون اصن یکی از فانتزیام شده این شلوار کردی!\nفک کن!! صورتی قلب قلبی!!!\n خ فانتزیه دیگه... :)",
    "یکی از فانتزیای من اینــــــــــــــــــــــه که با برو بچ آبادان سیزده به در بریم برزیل و اتفاقی ببینیم مسی و رونــــــــــــــــــــــــــــــالدو تو زمین خاکی دارن قایم موشک بازی می کنن خلاصــــــــــــــــــــه همه با هم بگیم:\nهای بچـــــــــــــــــــــته قرتـیا!\nکریســــــــــــــتین ( در حالی که از دیدن جمعیت خوف کرده) بگه:\nداش شـــــــــــــــــــوما بچه های آبادان اید؟\nمام بگـــــــــــــــیم:\nآره جیـــــــــــــــــــــــــگول پایه ای یه گل کوچیک بزنیم\nاونام فبـــــــــــــــــــول کنن و ما یه تیم بدیم با عباس و امیر21 و حبیب \nخلاصــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــه تو یه صحنه عباس پاس بده به منم منم یه لایی خوشگل بنــــــــــــــدازم به کریستین\nحیثیتش چـــــــــــــــــــوله بشه و در حالی که کلی تحقیر شده به من بگه :\n/دستمـــــــــــو بگیر...نذار اشتبا برم/\nمن ام مردونــــــــــــــــــــــــــــگی کنم دستشو بگیرم بگم :\n/هنوزم خاطــرت اینجـــاس...بیا بـــردار ببرش...بیــــا بردار ببش/\nو با برو بچ آبــــــــــــــــــــــــــــــــادان بریزیم تو یه خاور و دور افتخار تو زمین خاکی و دم بگیریم :\n/آبــــــــادان برزیلته های های های دلــــــــــم پی گیرته های های های/\nکه یه دفعه محسن یگـــــــــــــــــــــانه شروع کنه:\n/به کجای آسمـــــــــــون خیره شدی ...که غــــــرورت داره کورت میکنه/\n/ترســـــــــــــت از اینه بفهمم که همش ...یه نمایش واسه دیده شدنه/\n/یه ستارس که با خاطر غرور ..تا فرامــــــــــــــوش میشه سو سو میزنه/\nمنم تو رو در وایسی بـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــگم : داش دمت گرم...خــــــــــــــــــــــــوب شد یاد آوری کردی\nرو به بچــــــــــــــــــــه ها بگم:\nبچه ها داره ریا میــــــــــشه گم شید پایین پیــــــــــــــاده میریم آبادان\nعباس بـــــــــــــــــــــــــــــــرگرده بگه:\nتــــــــــــــــــــــــــــف به مرامت سالار پیاده میریم...\n\nمحســـــــــــــــــــــــن جون فقط به خاطر خودت فانتزیمون معکوس شدا .\nعباس ! امیر21 ! حبیب ! شومام مثل من پاهاتـــــــــــــون تاول زدس ؟",
    "فانتزی من اینه \nکه خسته نشم از این لبخندای اجباری   از این دنیایی که توش هی باج دادیم\nلایک=خسته ام",
    "یکی از فانتزیام اینه که سر کلاس بکوبم تو گوش استاد بعد بهم بگه چرا میزنی بهش بگم من فرشته بخت تو بودم اما تو لگد به بختت زدی چرا ترم قبل منا انداختی بعد تا میاد حرف بزنه برم تو افق محو بشم اونم یه عمر عذاب وجدان بگیره",
    "همیشه دوست داشتم یه دکتر ک میبینم بگم؛\nسلام دکتر‏! خوبین؟ مرض جدید چی دارین؟\nشما همچین حسی ندارین؟ :|",
    "يکي ازفانتزيام اينه که يه داداش داشته باشم\nازمنم بزرگترباشه،بعداين داداشه يذره غيرتي باشه هرجاميرم بهم گيربده وخودش منوبرسونه،بعديه روزکه دارم ميرم خونه ي بهترين دوستم داداشم هم بياديه دل نه صددل عاشق دوستم بشه.\nبعدمنم تاميتونم اذيتش کنم .....\nخيلي فانتزيه بدي بود،نه؟!!؟؟!؟!!؟\nخب آرزوبرجوانان عيب نيستش که.....\n:d",
    "یکی از فانتزیایه زمان کودکیم این بود موهامو وقتی از بغل سرم گیس میکنم مثه جودی ابوت تو هوا بایسته،واسه همین که یه روز خونه تنها بودم رو کل موهام چسب ریختم که خشک شه و تو هوا بایسته،وقتی مامانم اومد خونه و منو دید دستمو گرفت برد سلمونه موهامو با ماشین شماره ۴ زد،تا یه ماه جرأت نداشتم تو اینه نگاه کنم،جودی ابوت هم که شروع میشد میزدم زیر گریه و تلوزیونو خاموش میکردم.ازون موقع دیگه جرأت ندارم فانتزی داشته باشم.",
    "یکی از فانتزیام اینه که این بچ های مردم رو ببینیم که هی مامان و بابامون اینارو تو سرمون میزنن اینقدر با دمپایی ابری خیس بزنم تو دهنشون که حالشون جا بیا دل خودم هم خنک بشه\nلایک=ایول کار خوبی میکنی دمت گرم از طرف ما هم بزن",
    "يکي ازفانتزياي من اين بودکه يه روزدونه دونه موهاي معلم زبانم روبکشم بعدتوافق محوبشم ،ولي ازروزي که نمره ام روداد19نميدونيدچه حس خوبي بهش پيداکردم\n:d\nالبته من زبانم خوبه هااااااا،دبيرم يذررررررره سخت گيره",
    "یکی از فانتزیام اینه که به 4جک پیشنهاد بدم یه قسمتی به اسم خاطرات غمگین باز کنه و فرداش ببینم تو صفحه اول ازم بابت پیشنهادم تشکر شده و بهم جایزه هم می خوان بدن\nیعنی می شه واسه کسی اینقدر حرفم مهم باشه عایا؟؟؟؟؟\nخوب فانتزیه دیگه!!\nنخندین بهم :(",
    "عاقاماراهنمایی هاچیکارکردیم؟!هی چپ میریم راس میریم حرف میزنیم نمیزنیم میخوابیم بلندمیشیم دست تومماغم میکنیم خلاصه هرکاری که میکنیم بهمون میگن بچه راهنمایی هستی دیگه بیشترازاین انتظارازت نمیره!!!!!اخه چرا؟!\nازاون جایی که انقدراین جمله روشنیدم وعقده ای شدم تموم شدن این سال تحصیلی ورفتن به دبیرستان واسم شده فانتزی!!!!!\nخواهشالایکم نکنین میخوام فک کنم تنهامن این جمله رومیشنوم وبقیه هم ازراهنمایی بودنشون عذاب نمیکشن!!",
    "فانتزیه من اینه که\nیه روز جورابامو با عشق بشورم!\nاوووووووووووووووف!!!!",
    "فانتزیه من اینه که \nمثل این برادرن عزیز چینی سوسک و زنبور و کرم بوخورم!\nیعنی خوشمزه س؟\nخوب چیه؟ دوست دارم!",
    "یکی از فانتزیام اینه تو امتحان ترم زودتر از همه برگه رو تحویل بدم و برم بیرون راجع به مبحثی صحبت کنم که تو امتحان نیومده بود!یعنی اون لحظه احساس انیشتین رو دارمااا...(قیافه بچه هاهم دیدن داره!)",
    "فانتزیم اینه وقتی دارم توسطح شهر  قدم میزنم و می بینم ملت هجوم آوردن بساط یه دست فروش و حلقه کردن و جنسای جالبشو نیگا میکنن، قاطی اونا نشم و بی تفاوت ازکنار بساط رد بشم لامصب خیلی کلاس داره،\nولی افسوس هربار تو این وضعیت قرار میگیرم میگم انشاله از دفعه بعد...\nخخخخخخخخخخخخخخخخخ",
    "یکی از فانتزیای من اینه که شلوار کردی جادویی داش عباس رو داشته باشم که هر وقت به چیزی احتیاج داشتم دست کنم و از جیبش در بیارم!",
    "یکی از فانتزیام اینه که ﭘﯿﺮ ﮐﻪ ﺷﺪﻡ ﯾﻪ ﻋﺼﺎ ﺑﮕﯿﺮﻡ ﺩﺳﺘﻢ ﺑﺮﻡ ﺗﻮ ﭘﺎﺭﮎ ﺑﺸﯿﻨﻢ ﺑﻪ ﭘﯿﺮﻣﺮﺩﺍﯼ ﺩﯾﮕﻪ ﺑﮕﻢ ﯾﻪ ﭘﺴﺮﻡ ﺁﻣﺮﯾﮑﺎ ﺩﮐﺘﺮﻩ یه ﺩﺧﺘﺮ ﻫﻢ ﺩﺍﺭﻡ ﺗﻮ ﺳﻮﺋﺪ ﺯﻧﺪﮔﯽ ﻣﯿﮑﻨﻪ ! بعد رو کنم سمت افق و توی برگای سنگفرش پارک محو بشم !",
    "عاقا 1 از فانتزیام اینه بدونم کی از این گوشی 4 سیم کارته های پایین صفحه میگیره اصلا کی 4 تا سیم کارت با هم داره و چه استفاده ای ازشون میکنه عایا!!!!!!\nاثلا موندم به خدا\nعاقا دم اون کسی هم که گفت رو ماموت کلیک.کنی میری صفحه اول گرم تنصافا منم 4 ماهی میام 4جوک اما نمیدونستم خعلی باحاله امتحان کنید معتادش میشی",
    "یکی از فانتزیام اینه ::\nیه چیزی از وسط خیابون یا پیاده رو بردارم، بزارمش یه جوی دیگه\n یهو دوربین و مجری میکروفن بدست بیان طرفم .... همه دارن برام دست میزنن.... مجریه میپرسه انگیزتون چی بود ؟؟ این دو ساعت افتاده بود ایجا کسی بَرش(وَرش) نمیداشت ... چی شد برداشتیش؟؟\nمنم در کمال خونسردی جواب بدم ::\nانگیزه اَ ای اقدام بشر دوستانه ای بود  که حوصلم سر رفته بود خاسم یه حرکتی کرده باشم\nهمی",
    "یکی از فانتزیام اینه که با 4تا گودزیلا قرار بزارم ببرمشون پیک نیک.\nبعد 4تاشونو پرت کنم پشت نیسان خودمم با یه گوسفند بشینم جلو.همینطور که دارم ویراج میدم و از سرعت گیرا با سرعت میپرم یکیشون پرت شه پایین.\nبعد از اینکه رسیدیم جنگل برم از زیر چونه ی گودزیلاها بگیرم بندازمشون پایینو بگم گمشید بازی کنید.اونام بگن:چشم عمو!!!!!هرچی شما بگی!!!!!! منم همینطور که دارم تو 4جوک ول میچرخم و تست کنکور میزنمو هوای  گودزیارو دارم و آب پرتغال میخورمو سیگارم میکشم یهو بفهمم که پاشونو از محوطه ای که من مشخص کردم(تاکید میکنم:من مشخص کردم)بیرون گذاشتن کمربندو بکشم بگم ععااااااااای نفس کش..............و در حالی که چشام از خون قرمز و کباب شده وازگردی زیادم یکیش افتاده زمین(البته هنوز فنرش وصله)میرم سمتشون و ببندمشون به تیوپ وصلش کنم به ماشین و بکشمشون.\nهمینطور که از وسط جنگل داریم رد میشیم یه خرس ببینم ترمز دستیو بکشم ماشین 52تا چرخ بزنه این تیوپ با گودزیلاها انقد بخورن به خرسه که بیفته بمیره.فرداشم اون 3تارو به جرم قتل خرس جنگلی بندازن زندان ما یه نفس راحت بکشیم از دستشون.",
    "سلام این جا هلنده\nشهر آمستردام\nاز اینجا دارم پست میزارم \nزیاد فارسیم خوب نیس ببخشید!\nآی لاوی یو فور جوک\nیعنی میشه یه روز این به حقیقت بپیونده؟",
    "یکی\nاز فانتزیام\nاینکه\nعروسی عباس با سلنا باشه\nمنم دیجیشون باشم\nعباسباشلوارکردی راه راه سرخ با زیرپیرهنی سبز(تیپ خز زده باشه کلن)یه طرف موکچل یه طرف موهاش بلند باشه\nمنم هی ترانه های امشو شوشه لیپک لی لیلونه بخونم با عاغا سبزی فروش\nعباسم هی بیاد وظط قربده\nسلنا اعتراض کنه بگه آهنگهای لری بخون منم بگم هرچیداش عباس بگه شنوفتی قورباغه\nبعدش  اونم قهرکنه مراسم عروسیو ترک کنه\nبزنه به خیابون عباس بگه بیخیال دانیا رو عشقه\nبیادمیکروفونوبرداره\nبخونه:\nسلناجلبکی/شبیه تنبکی/.........\nماهمه باهم بگیم بله\n1ساعت بعد یه پیکان بیاددم در سالن تا حاستین نفله شده هستش با سلنا جلبکی شبیه تنبکی\nعباسم بره نفلشون کنه همچین جاستینوبا کش شلوارکردیش\nخفه کنه\nجاسیتین بمیره\nسلنا غش کنه منو  داش عباس بریم تو زلزله محوبشیم عمودبرخورشید",
    "اولین فانتزی معکوس من:\nیکی از فاتزی های معکوس من اینه که\nبرم با سلنا دوست بشم صمیمی و پیشش زیر آب عباس و بزنم خخخخخخخخ سلنا رو بگیرم برای داداشم!\nشب عروسیشون در حالی که داداشم(احسان) و سلنا عروس گلم دارن  از تالار میان بیرون،\nیهو عباس و حبیب و سینا بیان و یکی یدونه شلوار کردی پاشونه وهر کدوم یه اره برقی دستشونه!\nمنم تا اینارو دیدم جوگیر شم و دست سلنا (زن داداشم )و درسا (زن حبیبی که یکی از دختر خاله هامه)و \nمهتاب(زن سینا که اون یکی دختر خالمه)بگیرم وبریم جلو اما نه شلوار کردی داریم نه اره برقی!\nحبیبی که دید ما دست خالی هستیم یهو بپره جلو،شلوار کردیشو یکم بکشه بالاتر ،یه پک ازسیگارش بزنه و\nبندازه زمین و زیر پاش خاموشش کنه وبااره برقی حمله کنه به فامیلای ماو همشونو تیکه تیکه کنه(خشن)\nعباسم خوشش بیاد و بدوئه سمت حبیب و بگه      حبیبی حملت تو حلقم.....بزار موهامو ببندم.....\n(آخه عباس موهاش بلنده).\nیه نگا اونورتر بندازم ببینم سینا یه گوشه مظلوم واستاده داره نیگا میکنه..\nبگم سینا چرا اینجا واستادی به دوستات کمک نمیکنی؟؟سینا در جواب بگه آخه مهتاب \nبهم گفته از جام تکون نخورم!!!خخخخخخخخخخخ زن ذلیل...از قضا مانی هاچ بک(که پسرخاله ی من باشه)\nبایه حرکت تیز و فرز یه ترمز بزنه موهای سر عباس فر بخوره خخخخخخخخخخ و از ماشین مانی سایلار پیاده شه.\nیهو همه فامیلا ی ما طی یه حرکت خود جوش همه باهم در حالی که ازشون خون میره دادبزنن\n ......سایلار..........سایلار...........داداش خودتو نگه دار( اخه خفن عصبانی شده)در همین بین یهو یه درخت آلوچه اون وسط سبز میشه  ،اِ اِ اِ اِ این کیه آجی آلوچه جونم...اینجا چیکار میکنی ؟؟\nآلوچه بگه از درخت بیاید بالا که بریم تو افق محو شیم.\nواین گونه شد که من وسلنا و درسا و مهتاب و آلوچه تو افق محو شدیم .\nدوستان پرسیدن سینا چی شد؟سوالای بی جا نپرسیدلطفا فانتزی اوله خسته شدم.\nدوباره یکی از ته کلاس پرسید اره برقی وسط خیابون بی برق چطوری کارکرد؟\nاینجا میشه گفت که هیچ کاری نشد نداره...\nداداش عباس نظرتو بگو..\nاز تعداد لایکا میفهمم چقد خلاقیت دارم.مرسی*",
    "عاقا یکی از فانتزی های من اینه که بدونم چند بار تو برنامه 90 شرکت کردم",
    "................ بدون علامت اختصاصي هيتلر ! .................\n\nيكي از فانتزي هام اينه كه سر كلاس هندسه وقتي معلم داره برگه هاي امتحاني رو كه تصحيح كرده رو ميده وقتي به اسم من ميرسه و همه بچه ها ميزنن زير خنده و من از خجالت سرخ ميشم كه آيا از نمرم از نمره قبليم كه 9!! بوده بيشتره يا كمتره يهو معلم بگه : علي آقا نمرشون 18 شده و بالاترين نمره كلاس شدن ! بعد يهو همه بچه ها بريزن رو سرم داد و هورا بكشن زنگ بعدي از صدا و سيما بيان با هام مصاحبه كنن و در همون حين يه ليموزين سياه بياد وارد مدرسه بشه و يه آقاي كت شلواري با يه كيف سامسونيت !! بياد بهم پيشنهاد بورس شدن براي دانشگاه هاوايي آمريكا رو بده !؟! من هم با يه فرياد بلند به همشون بگم : ســــــــــــــاكت !! و بعدش در يك كلام بگم :\n(( اين كار رو براي شما نكردم ! ))\nوبعد هم برم تو افق محو بشم ! يعني ميـــــــــــــــــــــــــشه ؟؟؟",
    "فانتزی من اینه یه بار یه پراید داشته باشم جلوی دانشگاه پارک کنم وقتی هم می خوام ماشینمو دربیارم یهویی یه ماشین مدل بالای دیگه ای که جلوی ماشینم پارک کرده رو ببینم بعدا با یه حس جوگیری بگم این لگن چیه پشت ماشینم پارک شده سپـــــــــــس ،به اُفُق خیره بشم سوار ماشینم شم                                                                                       لایک= خیلی مردی خوشجیل بلا",
    "یکی از فانتزیام  اینه که تو 4 جوک یه مطلب با لایک های رند مثل 200 ببینم و یه لایک بکوبم روش",
    "یکی از فانتزیام اینه که بشم پادشاه چین بعد بخوام ازدواج کنم بگم هر کی میخواد زنم بشه فردا بیاد تو قصر از قضا دختر باغبونم خفن عاشقم باشه اونم بدون هیچ امیدی بیاد تو قصر بعدش من به همشون یه دونه بدم بهشون بگم برید این دونه گلو بکارید سه ماه بعد هر کی قشنگترین گلو اورد بانوی اول قصر میشه دختر باغبون بره دونه رو بکاره بعد سه ماه ببینه هیچ گلی رشد نکرده همون گلدون خالی رو برداره بیاره بعد ببینه همه با گلای خوشگل اومدن در حالی که همه انتظار دارن من با یکی از اونا ازدواج کنم به همشون رکب بزنم با دختر باغبون ازدواج کنم بعد که صدای اعتراض همگانو شنیدم بهشون بگم من گل صداقتو انتخاب میکنم چون دونه گل عقیم بوده!!!!!!\nبعدشم دست زنمو بگیرم در حالی که یه سیگار گوشه لبم دارم برم با پراید قصر تو افق محو بشم...........",
    "ﻳﮑﻲ ﺍﺯ ﻓﺎﻧﺘﺰﻳﺎﻡ ﺍﻳﻨﻪ ﮐﻪ ﺳﺮ ﻣﻴﺰ ﺷﺎﻡ ﻭﺧﺘﻲ ﮐﻪ ﻫﻤﻪ ﺩﺍﺭﻥ\nﻏﺬﺍ ﻣﻴﺨﻮﺭﻥ ﻣﻦ ﻫﻲ ﺑﺎ ﻏﺬﺍﻡ ﺑﺎﺯﻱ ﮐﻨﻢ.\nﺑﻌﺪ ﺑﺎﺑﺎﻡ ﺧَﻌﻠﻲ ﺑﺎﮐﻼﺱ ﺑﻬﻢ ﺑﮕﻪ ﺁ ﻗﺮﺑﻮﻧﺶ ﺑﺮﻡ، ﭼﺮﺍ ﻏﺬﺍﺗﻮ\nﻧﻤﻴﺨﻮﺭﻱ؟ ﺑﻌﺪ ﻣﻦ ﺑﺎ ﻳﻪ ﻟﺒﺨﻨﺪ ﻣﻠﻴﺢ ﺑﮕﻢ : ﻣﺮﺳﻲ ﭘﺪﺭ ﻣﻴﻞ\nﻧﺪﺍﺭﻡ…\nﻭﻟﻲ ﻻﻣﺼﺐ ﻳﺎ ﻫﻤﻴﺸﻪ ﻣِﺚ ﮔﺎﻭ ﻣﻴﺨﻮﺭﻡ ﻳﺎ ﺑﺎﺑﺎﻡ ﻳﻪ ﺧﻮﺭﺩﻩ\nﺳﻨﮕﻴﻦ ﺑﺮﺧﻮﺭﺩ ﻣﻴﮑﻨﻪ ﻭ ﮐﻠﻤﺎﺕ ﺭﮐﻴﮏ ﺍﺳﺘﻔﺎﺩﻩ ﻣﻴﮑﻨﻪ ﮐﻪ\nﭼﻮﻥ ﺍﻳﻨﺠﺎ ﺧﻮﻧﻮﺍﺩﻩ ﻧﺸﺴﺘﻪ ﺍﺯ ﮔﻔﺘﻨﺶ ﻣﻌﺬﻭﺭﻡ…\n|:",
    "عاقا یکی از فانتزیام که قبلا داشتم اما الان واسم مهم نیست\nاس ام اس هایی بود که وقتی میخوندم باهاشون میرفتم عقب تر\nو از جلو به گذشتم نگاه میکردم که چقدر الکی خوب بودیم\nالکی خندیدیم\nالکی اشک ریختیم\nاما الان همشونو پاک کردم و\nگذاشتم یه جای دور\n\n به فکره یه زندگی بهتر و با خاطراته باحال ترم",
    "@@@بهار خانوم@@@\n\nعاغا معلم عربیمون اومده سرکلاس بعد با یه بغض خاصی میگه\n\" بچه یکی از فانتزی های من اینه که یه معلم(ریاضی یا فیزیک ترجیحا) بیاد تو دفتر و شروع کنه داد و بیداد که این چه وضعشه؟؟؟؟؟بابا این بچه ها یکسره سر کلاس من عربی میخونن؟؟؟؟؟چقد مگه شما امتحان و پرسش دارید؟؟؟؟؟؟بابا بچه ها علا وه بر رعربی باید به ریضی فیزیکم اهمیت بدن!!!!\"\nدلمون براش کباب شد....\nچه جفایی در حقش کرده بودیم و نمیدونستیم...\nبیچاره...\n×××××\nاین اولین پستمه...\nامیدوارم خوشتون بیاد",
    "یکـی از فانتـزیام اینـه کـه وقتی آهنگ مورد علاقه ام پلی میشه;\nاونی رو که میشینه پیشم باهاش همخونی میکنه رو خفه اش کنم\nکصـــــافط آشغالو :|\nچه فکری پیش خودشون میکنن؟\nفک میکنن جاستین بیبرن مصلن؟؟؟؟",
    "یکـی از فانتـزیام اینـه کـه یه سفر سه روزه برم تایلند\nبعد که برگشتم لهجه ام اینطوری بشه:\n.\n.\n.\n.\n.\n.\n.\n.\n.\n.\n.\n.\nﺍﻭﻭﻭﻭﻑ !.. ﻣــــﺎﯼ ﮔـــﺎﺩ!\nﻣﻦ ﺧﯿﻠﯽ ﻫَـــﭙﯽ ﺍﻡ!\nﭼﻄﻮﺭﯼ ﻣﺎﯼ ﻓﺮﻧﺪِ ﻣﻦ! ﮐﻠﯽ ﻣﯿﺴﺖ ﮐﺮﺩﻩ ﺑﻮﺩﻡ!\nﺧﺪﺍﺭﻭ ﺗﻨﮑﺲ،ﻫﻤﻪ ﭼﯽ ﺍﻭﮐﯿﻪ!!\nﻭﺍﺍﺍﯼ ﺩَﺩﯼ ﻭ ﻣﺎﻣﯽ ﺭﻭ ﺑﺒﯿﻦ!\nﻭﺍﺍﺍﺍﻭﻭﻭﻭ ﺗﻬﺮﺍﻥ ﭼﻘﺪﺭ ﭼﯿﻨﺞ ﺷﺪﻩ!\nﻗﺒﻼﻧﺎ ﺍﯾﻦ ﻣﯿﺪﻭﻥ ﺍﻭﻧﻮﺭ ﻧﺒﻮﺩ؟\nﺁﺁﺁﺁﺥ ﺁﯼ ﻻﺍﺍﺍﺍﺍﻭ ﮐﺒﺎﺏِ ﺍﯾﺮﻭﻭﻭﻧﯽ ﺑﺎ ﺗﻮﻣﯿﺘﻮ!\nﺳﺎﺭﯼ ﺷﻤﺎ ﺑﻪ ﺗﻮﻣﯿﺘﻮ ﭼﯽ ﻣﯿﮕﯿﻦ ؟!",
    "یکـی از فانتـزیام اینـه کـه یه دوس دخـــدر می داشتم ...\nبا هم میرفتیم کافی شاپ بستنی می خوریم و بعدشم\nاون یه جوک خنده دار تعریف میکرد و من هم درحالیکه دهنم پــُــره تمام بستنی رو پوف میکردم تو صورتش ...\nبعدش مثل فیلما از رو صندلی پا میشد میگفت خیلی بیشعوری و می رفت پی کارش از شرش راحت میشدم! :|\nوالــــــــــــــا",
    "فانتزی من اینه که وقتی میخوان ده نفر برتر سایتو معرفی میکنند اشتباهی اسم منو به جای عباس بنویسن ، آی حال میده.... ^.^",
    "\"amirhosein75\"\nیکی از فانتزیام اینه که تعداد ارسال های تایید شدم بیشتر از تایید نشده هام باشه \nعقده ای هم خودتی \n_________________________________________________\nیکی از فانتزی هام اینه که شلوار کردی داش عباس رو یبار تنم کنم ببنم رو جی ال ایکس چجوری جواب میده :) \n_______________________________________________\nاخرین فانتریم اینه بابام برای تولدم زیاد منو قافل گیر نکنه \nهمون note II خوبه \nلایک =تولدت مبارک داداش اردیبهشتیم \nاین یکی فانتزیم اینه که این مطلب تایید شه \nنه بذارید بازم دارم \nمیخوام بگم \nعاغا ول کن",
    "یکی از فانتزی هام اینه تو خیابون دارم راه میرم یهو( slena)بیاد طرفم بگه عزیزم چند نفر دنبالمن واذیت میکنن منم تا یارو اومد بزنم درب وداغونش کنم بعد که ولش کردم ببینم اه اینکه abasهست بعد عصبی شم به سلنا بگم به اطر تو رفیقمونو کشتیم اونم بگه بابا بیخیال اون روز 5بار میمیره اینم روش بعد چون حقیقتو میگه جوابی ندارم دستشو میگیرم یهو از عمود سردر بیارم",
    "واقعا یکی از فانتزی های من این شده ها.... \n واسه یه شب هم که شده داش عباس شلوار کردی شو به من قرض بده منم باهاش کیف کنم وهرچی خواستم از جیبش در بیارم....  خدایا یعنی میشه...\nلایک=ارزو بر جوانان عیب نیست...",
    "*لابستر* و *abas_m223* فانتزي هاتونو خوندم از بس خنديدم اشكم در اومد دستتون درد نكنه :) \nواي *D$D$D * و *لابستر*اصن حالم عوض ميشه پستاتون توي اس ام اس عاشقانه رو ميخونم اصن اشكمو در ميارن\nداداش *سینا مشهد*شما مشهد هستين؟؟ ما امسال با مدرسه اومديم مشهد خيلي شهر قشنگي دارين\nمن كم كم دارم عاااااشق اين سايت ميشم :)",
    "یکی از فانتزیام اینه بفهمــــــــــــــــــــــــــم چجوری هنوز بچه ای که تازه متولد شده و چشم بــــــــــــــــــــــــــازش از بستش قابل تشخیص نیست این زنا دور هم جمــــــــــــــــــــــــــع میشن میگن :\nوای قربونـــــــــــــــــــــــــــــــــــــش برم چشاشو نیگا عین مامانش میمونه...\nتو این هیجده ســــــــــــــــــــــــــــــــال هروقت نظرمو میپرسن اول نیگا می کنم به بچه (تریـــــــــــــــــــــــــــــپ موشکافانه) اما در حقیقت دارم به یه جمع بندی نهـــــــــــــــــــــــــــــــــایی میرسم که اکثریت جمع گفتن به کی میبره بعدشم همــــــــــــــــــــــــــــــــرنگ جماعت میشم و (^_^)\n.\n.\n.\nخو مـــــــــــــــــــــــــــــــادر من چرا فرهنگ نفهم پنداری رو تو جامعه رواج میدین...\nلایـــــــــک = آی گفتـــی گفتـــی گفتـــی !",
    "سلام دوستان من امروز عضو شدم اولين مطلبيه كه ميخوام بنويسم همين الان بگم يكي از فانتزي هاماينه يه مطلب بنويسم همتون لايكش كنيد",
    "یکی از فانتزی های من اینکه با اینکه توی 4 جوک هنوز 5 تا پستم ندارم هر کدومش بالای 1000 تا لایک بخوره .!!!\nینی میشه ؟؟؟\n(با یه حالت متفکر میگم) اگه بشه چی میشــــــــــــــــــــــــــــــــــه ؟؟؟",
    "فانتزیم اینه که یه موتور داشته باشم(نخند خب ارزوم اینه موتور داشته باشم) بعد برم دنبال مخاطب خاصم که از قضا اونم از سر سفره عقد بلند شه اره جونم\nقرارمون یادت نره\nقرارمون ساعت عشخ کنار دلشوره زدن\nخلاصه تو حس باشیم و یه کامیون بپیچه جلومون و من با یه حرکت چرخشی کامیون رو رد کنم(چون دخملم نمیزارم عشخم بمیره) و بعد هر دو ازموتور پیاده شیم و ...\nنه پیاده نمیشیم مستقیم میریم افق :))))) \nخو چیکار کنم دخترم نمیزارن موتور سواری کنم",
    "----- (~~~) ‏ (~~~) -----‏\nيكي از فانتزي هاي معكوسم اينه كه يه كليد بزرگ بردارم؛ برم محله پولدار نشين شهرمون روي همه ماشيناشون (مخصوصا پرايدا‏!‏‏)‏ خط بندازم‏!‏‏!\nيني خط خطي كنما...\nالبته دوستان توجه داشته باشيد يه وقت بدآموزي نشه؛ نريد يه وقت ماشين هاي مردم رو خط خطي كنيدا...اين فقط يه فانتزيه‏...تو واقعيت كه كمتر از بمب نيتروژني فايده اي نداره...\nخخخخخخخخخ",
    "یکی از فانتزیام اینه بی ام و 325 کروکم رو ببرم بیرون.پشت چراغ قرمز چهار را نظر اصفوهون وایسم بعد یه پراید و یه جنسیس کوپه هم بیان بغلم وایسن هی واسم قر بیان که میخوان با من مسابقه بدن.\nمنم سقف ماشین رو بردارمو به اون دوتا یه نگاه چپ چپی بکم و یه لبخند با معنایی بزنم.بعد تا ته یه نیش گاز بدم  همه ملت دورمون جمع بشن.بعد صدا ضبطشون رو تا ته زیاد کنن منم ترمز دستی رو بکشم.بعد یهو یه خانوم شاسی بلند! بیاد جلو ماشینامون دستاشو بیاره بالا که یعنی بخواد اون بشه آغاز گر مسابقه.من ماشین رو بزنم تو دنده و تا ته رو گاز فشار بدم تا ماشین در جا بکس و باد کنه.دود لاستیک فضا رو پر کنه و یهو زنه دستاشو بیاره پایین و اون دوتا با همه زورشون بگازن و راه بیفتن منم همونجا وایسم دختره بیاد سوار ماشینم بشه بریم! بعد تو راه ازش خوشم نیاد از ماشین پرتش کنم بیرون!!\nلایک=اینا که نوشتی تراوشات ذهن معیوبت بود",
    "فانتزی من اینه که تو 4جوک برا ی بارم که شده پست خودمو تو صفحه سفهه ثفهح بی خیال تو ص اول ببینم",
    "یکی ازفاتزی هایی من اینه که برم یه موبایل فروشی هرچی شارژایرانسل داره روبدزدم بعد وارد کنم تو گوشی مادربزرگم!! آخخخخخخخخخخخخخخخخ\nنمیدونین که حالا هیچی نشده ورشکسته شدم اگه برای رضای خدا ماهی یه شارژ دوتمنی واسه خودم بگیرم باید حداقل 15تا واسه مادربزرگم بگیرم جالب اینجاست که پدربزرگم هم گوشی نداره که باهم بحرفن و مادربزرگم وهم این که سوادنداره که اس ام اس بده مخاطب خاصش(همون دوست پسرش ایرانسل)فقط اونه که واسش اس ام اس میده! وکافی که یکی بهش اشتباهی بتکه واسه همه میزنگه و بعدکلی احوال پرسی و...میگه به من زنگ زده بودی؟\nیکم به فکرجیب من نیست که!!منم جوونم هزارتا خرج دارم تو زندگیم. \nهر روز هم که نمیتونم برم افق محو بشم .هنودستمم که توجیب خودم نرفته هرچی پسندازم هم میکنم واسه خانم کارت شارژ میگیرم...\nباباعاشق معشوقا اینقدر مصرفشون بالا نیست که مادربزرگ ما مصرفش بالاست والا......",
    "فانتزی من اینه که تو 4جوک برا ی بارم که شده پست خودمو تو صفحه سفهه ثفهح بی خیال تو ص اول ببینم",
    "یکی ازفاتزی هایی من اینه که برم یه موبایل فروشی هرچی شارژایرانسل داره روبدزدم بعد وارد کنم تو گوشی مادربزرگم!! آخخخخخخخخخخخخخخخخ\nنمیدونین که حالا هیچی نشده ورشکسته شدم اگه برای رضای خدا ماهی یه شارژ دوتمنی واسه خودم بگیرم باید حداقل 15تا واسه مادربزرگم بگیرم جالب اینجاست که پدربزرگم هم گوشی نداره که باهم بحرفن و مادربزرگم وهم این که سوادنداره که اس ام اس بده مخاطب خاصش(همون دوست پسرش ایرانسل)فقط اونه که واسش اس ام اس میده! وکافی که یکی بهش اشتباهی بتکه واسه همه میزنگه و بعدکلی احوال پرسی و...میگه به من زنگ زده بودی؟\nیکم به فکرجیب من نیست که!!منم جوونم هزارتا خرج دارم تو زندگیم. \nهر روز هم که نمیتونم برم افق محو بشم .هنودستمم که توجیب خودم نرفته هرچی پسندازم هم میکنم واسه خانم کارت شارژ میگیرم...\nباباعاشق معشوقا اینقدر مصرفشون بالا نیست که مادربزرگ ما مصرفش بالاست والا......",
    ".............. بدون علامت اختصاصي هيتلر ! ............\n\nدر يك روز مهم در يك مكان مهم نشسته باشم و يك شخص مهم بياد بهم يه حرف مهم بزنه كه بعدش يه فكر مهم به سرم بزنه و تو افق محو بشم !",
    "------------×××(m.koroush)(ES733) ×××--------------\n یکی از فانتزیا ی معکوسم اینه که طی یک عملیات کاملا محرمانه حمله کنم به باند جاسوسی-فانتزی که داش عباس گفت جاستین همونطوری که دارم با مسلسلم همه رو درو میکنم میرم جلو یهو یه آر پی جی جلو پام بترکه منم که تو دود محو شم بعد چند دقیقه که از دود اومدم بیرون ببینم که جاستین کصافط شلیک کرده منم که با شلوار کردی که از عباس قرض کردم و تا گردنم کشیدم بالا بگم برو از خدا بترس بعد مسلسل بذارم زمین با دمپایی ابری خیس انقد بزنمش صدا سگ بده همونطور که دارم میزنمش حس کنم یه سایه افتاده جلوم برگرده ببینم این که عباس خودمونه با یه صدای خسته بهش بگم ما انتقام خودمونو گرفتیم بعد همونطور تو سایه روشن دود بیفتم رو زانوام(مرد ها ایستاده می میرَند بَله)داش عباسم از جیبش اتاق عملو دراره ولی جاستین کصافط در همین هین بلند شه از پشت سلنا رو گروگان بگیره عباسم بگه دختر مردومو گروگان میگیری برو از خدا بترس.....بعد از جیب شلوار کردیش دست کاراگاه گجتو در بیاره از پشت یقه جاستینو بلند کنه از زمین منم که یاد آهنگه من هواتو دارم افتادم یهو ُ\n ببینم یه سایه دیگه افتاد رو زمین و حبیب(لابستر)با درسا خانوم وارد شه کتاب دست دُرسا رو بگیره با کتاب اینقد جاستینو بزنه که صدا گورخره جنوب آفریقا رو بده.\nبعد 5 نفری آهنگ یه روز خوب میاد/که جاستین بمیره رو بخونیمو تو افق محو شیم!!!\n((ببخشید مثل شوما نوشتم داش عباس اینقد ایده هات باحاله که تقلید ازشم حال میده چاکر همه برو بچ 4جوک))",
    "فانتزيم اينه كه داداشه يكي از بچه هاي 4جوكي باشم:-(",
    "ﻣﻬﻢ ﺗﺮﻳﻦ ﻓﺎﻧﺘﺰﻱ ﻣﻦ ﺍﻳﻨﻪ ﮐﻪ ﻳﻪ ﺭﻭﺯ ﻣﻨﻮ ﺑﻔﺮﺳﻨﺪ ﮐﺮﻩ\nﺟﻨﻮﺑﻲ ﻓﻘﻂ 48 ﺳﺎﻋﺖ ﺑﻬﻢ ﻭﻗﺖ ﺑﺪﻧﺪ ﺗﻤﺎﻡ ﭼﻴﺰﺍﻳﻲ ﮐﻪ ﺗﻮﻱ\nﺍﻳﻦ ﭼﻨﺪ ﺳﺎﻝ ﻣﻲ ﺧﺎﺳﺘﻢ اﺰ ﺍﻳﻨﺘﺮﻧﺖ ﺩﺍﻧﻠﻮﺩ ﮐﻨﻢ ﻭﻟﻲ ﺑﻪ\nﺧﺎﻃﺮ ﺳﺮﻋﺖ ﭘﺎﻳﻴﻦ ﻧﺘﻮﻧﺴﺘﻢ ﺭﻭ ﺩﺍﻧﻠﻮﺩ ﮐﻨﻢ ﺑﺮﮔﺮﺩﻡ.\nﺑﻪ ﺧﺪﺍ ﺑﺮ ﻣﻲ ﮔﺮﺩﻡ\n|:\nﻗﻮﻝ ﻣﯿﺪﻡ |:",
    "یکی از فانتزی های من اینه که همه مامان ها سالم و سلامت باشن وهمیشه سایشون بالای سر بچه هاشون باشه.\nلایک=وای چه فانتزی قشنگی",
    "-*-علامت اختصاصي مگس بيباك-*-\nآقا فانتزياي من نه معكوسه نه مثل معكوس حسابياست(آدم حسابي)\nفانتزياي من كوانتومي\nحالا اصل موضوع\nيكي از فانتزياي كوانتوميم اينه كه با شلوار جين فاق بلند آبي با پيرن گل منگلي و يه كت زرد كه كردمش زير شلوارم و يه گل قرمز هم توي جيبشه و يه عينك آفتابي از اينا كه وقتي آدم ميزنه مثل سوسك ميشه برم توي خيابوناي فيليفيلفيفي...نه ببخشيد زبوننم گره خورد\nفيلادلفيا آها درست شد همينجا راه برم بعد يه دفه بريتني اسپيرس منو ببينه بياد جلو با اشك و آه و گريه بگه آقا ببخشيد ميتونم وقتتونو بگيرم من بگم بگو ضعيفه (خارجيش ميشهtalk kon weake)اون بگه تو مرد روياهاي مني ميشه منو بگيري؟؟\nمنم بگيرمش تو بغلم(خب خودش گفت)بعد اون از اين اتفاق در حد ذوق مرگي يه دفه بيهوش بشه\nدوستان سوالاتي پرسيدن كه عباس جان پاسخگو هستن",
    "یکی از فانتزیام اینکه یه روز وقتی کتاب فارسی ابتدایی رو باز میکنم ببینم دیگه عنوانی به نام پسر فداکار پترس نیست \nکی میخواد به دهه نودیا هالی کنه که اون موقع نه چسب آکواریوم بود نه پترس آدامس داشت  \n                       راستی چوب و سنگ پیدا نمی شد؟\nباید این موعذل حل کنم",
    "یکی از فانتزیای من اینه که باشگاه پرسپولیس به من پیشنهاد بده روز دربی  10 دقیقه اخر بازی به عنوان یار تعویضی برم تو بازی 10 دقیقه 10 نفزه 3 تا گل بزنم مثل ایمون زاید یعنیییی میشه خدااااااااااااااااااا",
    "(قـسمت اول)\nیـــکی از فــانـتزی هـای کـنجدی یـا هـمون خـاشخـاشیم ایـنه کـه ..\nیه پـیکان زرشـکی جوانان مدل 48 داشـته بـاشم پُشتش بـنویسم:\n\"خـدا کنه که بـارون بـباره .. آخـه داداشت پول ِ کـارواش نـداره ^_^\"بـعد یه روز که مـن و دُرسـا داریـم تو مـاشین آیـس فـسنجون بـستنی مـیخوریم یدفه درسـا بـگه : حــبیـــب مـن ُ دوس داری؟مـنم بـگم : ممم..آره..بـــعـد درسـا بـگه:وااای واقــعأ؟مـنم بـگم: آره بـاو از تـو اوسـگول تر کـجا گـیرم مـیاد دیوونه ^_^ دُرسـاأم از خـوشحـالی رگـشو بـزنه خونش بـپاچه رو صندوق عـقب و من بـگم:\nوااای عزیزم .. وقـتی خودکشی میکنی قیافت خیلی جـذاب مـیشه ^_^  دُرسـا أم بـگه :واقــعأ عزیزم؟مـنم بـگم:آره عشـقم شبیه آرنـجه بزغـاله میشی^_^ .. بـعد یدفـه ببینم یه پـسر با پراید گوجه ای پلاک 78 با یـه بچه خوشگل دعواش شده،سریع دُرسـا رو بـذارم رو کاپوت ُ بهش بـگم :عزیـزم همینجا باش تا مـن بیام هـر کـسی أم بهت شمـاره داد بـا قـفل فـرمون دنـبالش کـن ^_^ بـعد ،از قـضا مـن اون روز یه شیش جـیب مـشکی تنگ با یه تـی شرت آدیداس زرد و کتونی زرنگی پـوشیدم، مـوهامم ژل زدم دادم پـایینی(کـاملأ اتفـاقی^_^)، بـرم بـا یه حـرکت کـاملأ نـاجوانمـردانه در حـالی که داور مـعتقده حـرکتم آفـساید بـوده ، از پـشت بـزنم رو شـونه ی جـاستین ُ هـمین کـه برگــشت بـگم :بـــَعععععع جـاستین اومــدی ایــران؟؟؟اونــم بـگه :آره.. اومـدم از هـند اومـدم بـا تـاس و بـا منچ اومدم/راه گـمرک بسـته بـود /بـا قایق و لنچ اومدم^_^(شـعر از سایلار) مـنم بـگم:بــعععع داداش مـیگفتی گـاوی گوسفندی خـری چـی ای تـو بالاخره ؟؟؟ یـدفه ببینم اون پسره پرایدیه عـباس بـوده و یـدفـه دسـت بـکنـه تـو جـیبش و کـُلتشو دربـیاره .. داد بــزنم بـهش بـگم:عــــبـباس .. مــن کـنکور دارم جـلو یه بـچه کـنکوری بـدآموزی داره بـذار مـن چـشامو ببندم بـعد بـکشش..\n(ادامـه فـانتزی در پُست ِ پــایین)",
    "(قـسمت دوم)عـباسم در حـالی کـه یـاد برنـامه ی قـصه ی مـا مثـل شـد افـتاده^_^ بـگه:\nحــبـیب، زگـواره تـا گور .. تو هـستی خیلی بـی شوعور ^_^ خخخ  بـعد مـنم در حـالی کـه کـتاب \"چـی؟ چـند؟ کـجا؟\" ی مـدرسان شریف دستمه برم سمتش تـا بـزنمش یـدفـه سـلنـا در حـالی کـه یـاد آهـنگه \"عـشقـه مـنو پـس نـزنید ، بـه عـبباسـم دس نـزنید^_^\" افـتاده بـیاد یـکی بـخوابـونه زیر گـوشم و بـگه:خـیلی نـامردی حـبیب .. تـو و عـبباس بـا هـم نون و مـاست خوردید..حـداقـل بـه حـرمته اون شـیری که خـانوم گاوه بـهتون داد دس رو عـبباس بـلند نـکن^_^ .. مـنم یـدفـه از ایـن رو بـه اون رو شــَم و بـا صـدای رضـا صـادقی بـگم:\n\"بــده دســـتات ُ بـه مــن .. تـا بـلندت کـنم .. دوتایی بریم سـفارت .. سیتی زن ِ هــُلندت کـنم ^_^ \" بــعد در حـالـی کـه مـن و عـبباس و سـلنـا و دُرســا بـا هـم آشـتی کـردیم پـَنش تـایی بـاهـَم بـریم قـهوه خـونه و دو تـا  دو ســیر آلـبالو سـفارش بـدیم و در حـالی کـه مـن و عـبباس داریـم حـلقـه مـیدیم سـیلی از خـبرنـگارا بـه صـورت کـاملأ خـودجوش بـریزن تـو قـهوه خـونه و یـکی از خـبرنـگارای زن که خـیلی أم خـوشگلـه بـیاد سـمتم و بـگه:\nوااااااای چـه جوشـای نـایس و کـلاسی داری عـزیزم .. مـیذاری یـکیشونو بـترکونم؟؟؟^_^\nمـنم بـگم:وااا ایـن چـه حـرفـیه عـزیزم .. هــمش مـالـه تـو ^_^ بـعد\n خـبر نـگار خوشـگله بـگه:مـرسی عـجیجم،انـگیزه ی شـما از قـبولی در کـنکور چـی بـود؟؟؟مـنم بـگم:بـا سـلام قـبل از هـمه چیز من این افـتخار ُ تـقدیم مـیکنم بـه هـمسر عـزیزم دُرسـا جون کـه اونجــا داره بـا سـلنـا یـه قُل دو قُل بازی مـیکنه .. بـه جـوونـا أم پـیشنـهاد مـیکنم کـتاب هـای گـروه آموزشـی جـوشکـار رو بـخونن مـن خـودم بـرای قـبولی در کـنکور روزی سـه وعـده نـرمش صـبح گاهی کـردم تـا نتـیجه بـگیرم^_^ .. راسـتی بـرنامـه تون قـراره کـِی و از چه شبکه ای پـخش بـشه؟؟؟؟\n خـبرنـگار ِ أم بـگه : مـمنون از سـخنان گـُهر بـارتون .. بـرنـامه مـا صـبح ِ روز ِ جـمعه سـاعت ده ِ شـب از شـبکه ی  رادیــو جـهان پـخش مـیشه ..خــدانــگهـــدار..\nبــعلــه دوســتان پـُرســیدن :حــبیب جـان جـاسـتین چـی شـد ایــن وســط ؟؟؟\n بـعله سواله خـیلی قـشنگ و بـا مصـمماییه!!!جـاستین کـار داشـت میخواســت بره آهـنگه جدیدشو آمـاده کــنه بـه نـام\n\"I wanna kill you abbas... then i will eat u with kalbas\"\n...خخخخخخخخخخخ\n((بـبخشید اگـه بی مزه بـود ، فـقط نوشـتمش بـه عـشق داداش عـباس ِ فانتزی نویس که اینقد وقـت میذاره تا مـا رو شـاد کـنه...شـاد بـاشید))",
    "ti@\nفانتزی من اینه که بگردم یه عالمه قورباغه جمع کنم واز دم دروازه مدرسمون تا در دفتر مدیر بچینمشون ،آخه مدیرم خیلی میترسه واسه این که بقیه ندونن میترسه میگه چندشم میشه!!فکرشو کنین بخواد بشینه روصندلی ببینه یه دوه اونجاست بعدجیغ بنــــــــــــــــــــفش بکشه یه دونه تو کیفش باشه بعدتا بیادبگرده منو پیداکنه بگه اخراج برم تو محوبشم،فقط آدرسشودقیق ندارم سریع برسونین که یه وقت اشتباهی نرم عمود وتوش گم بشم",
    "********************(!!!)علامت اختصاصی abas_m223\nقـسـمت اول:\nیـکـی از فـانـتـزیـای مـعـکـوس خـلافـیـم ایـنـه کـه بـا لابـسـتـر(حـبـیـب) و مـخـاطـب خـاصـش خـانـوم دُرسـای کـنـکـوری و ســلـنـا تـو دیـسـکـو نـشـسـتـیـم و در حـالـی داریـم دوسـیـب خـیـار (^_^) مـیکـشـیـم جـنـیـفـر لوپـز از اون بـالا داد بـزنـه بـه افـتـخـار آقــای عــبــاس مـسـتـقــیـم کـه مـیـخـان بـرامـون رقــصِ پــا کـنـن هـمـه هَــنـدای بـنـدری بـیـاد بـالا,هــَنـد هـَـند هــَنـد هــَندا شـُـله,دو انـگـشـتـی بـزنـید ریــا نـشـه ,هـر کـی نـزنـه گـوسـفـنـده ..... بـعـد مـا هـم در حـالـی که  بـا زیـر پـیرهـنـو شـلـوار کـردی و دمـپـایــی ابــری نـشـسـتـیـم کـام مـیـگـیـریـم یـاد آهـنـگ\" یــه کـام دو کـام دیـویـد بـکـام\" بـیـوفـتـم و یـه کـام سـنـگـیـن بـگـیـرم و یـه نـگـاه خـسـتـه بـه حـبـیـب بـنـدازم و بــگـم تــف بـه ایـن زنـدگـیِ سـگـی ,حـبـیـب هـم بـگـه تــف بـه هـیـکـل خــودت رفـیـق پــاشـو بـرو بــرقـص,هـواتو دارم, بـعـد در حـالـی کـه رقـص نور زدن و بـخـار دورمـو گـرفـتـه بـالا تـنـم رو تـو بــخـار مــحـو بـکـنـم و فـقـط پـاهـام مـعـلـوم بـاشـه  یـهـو هـمـه در حـالـی کـه بـا دیـدن ایـن صـحـنـه دارن مـوهای زیـر بـغـلـشون رو  اتــو مـیکـشـن(فـر خـورده بـود^_^)سـلنـا ایـن آهـنـگ رو هـمـونـجـور کـه رقـص پـا مـیــکـنم بـرام بـخـونـه:\nوای وای وای جـیـگر مـن کـوش؟؟؟وای وای وای مـیـرم از هوش(2بـار).../ تـو مـنـو دوس داری آره/چـشـات رنـگ خـیـاره/ فـدات بـشـم دوبـاره/جـاسـتـیـن تـنـش میخاره/ حـالا خـودتـو مـلـوس کـن بـرام /مـامـانـتـو بــوس کـن بـِجـام (روز مـادرِخب,آپـدیـتم ^_^...)/حـالا عـجـب شـلـوار جـالـبـی/ شـیـکـمِ بـابـات یـه طـالـبـی/ ......\nیـهـو تـو هـمـیـن مـوقــع جـاسـتـیـن بـا چـنـد تـا هـیـکـلـی از کـانـال کـولـر وارد دیـسـکـو بشـن و اسـلـحـه هـاشـونـو در بـیـارن بـرن ســمــت  حـبـیـب و دُرسا کـه یـهـو حـبـیـبُ جـو بـگـیـره  پــاشـه شـیـشـه قـلیـونـو خـورد کـنـه تـو سـر خـودش داد بـزنـه عــــآی سَــــَرم شــیــکــســت عــبـــاس و دســتـاش رو چــنـد نـفــری بـــگـیـرن  (چـیـه فـکـر کـردیـن مـیـگـه بـر خـرمـگـس مـعـرکـه لـعنـت؟نـه عـزیـزم فـانتزی مـعـکـوسـه) مــنــم در حـالــی کــه بــالا تــنـم ظــاهـر شـده و یــاد آهــنــگ (خــوشــگلا بـایـد بــرقـصـن)افــتـادم پـاشـنــه دمـپـایـیـم رو بـکـشـم بـالا و بــا صــحـنـه آهــسـتـه سـمـتـشـون بـدوم و داد بــزنــم:\n(ادامــه در پــســت پـایـیــنی)",
    "********************(!!!)علامت اختصاصی abas_m223\n(قــسـمت دوم) نـــــامــــردا ولــش کــنــیــد اون بــچـه کــنـکــورداره اگـــه مَـــردیــن پــاشــیـن بــیـایــن ســمــت مــن بــزنــم صــدای ســگ بــدیــن ... اونـا هــَم جــدی بـگـیـرن بــیــان  بـگـن چــی گــفـتـی؟؟؟ مـنــم بــگـم چــیـزی نــگــفـتــم داداش نـــوکــرتــونــم هــســتــم, مــن غــلـط بـــکــنـم چــیـزی بــگــم مــن فــقــط مــیــگــم بــر اســاس ســنــت هــای حــسـنـه اخــلاقی کـار جــالــبـی انــجـام نــمـیـدیــن و کـار شــما دور از ارزشـهـای انـسـانـی می بـاشـد .... و هــمـیـنـجـور کــه دارم بـهـشـون درس عــرفــان مــیــدم و ایــمــان مــیـارن جــاســتــیــن یــهـو بــگـه you are crazy abas  مــنــم بــه حـبــیــب بــگـم کـریـزی یــعـنـی چــی؟ حـبـیـب بــگـه فــکـر کـنـم یــه پـفـک خـارجـی عــیـن کـرانـچـی خــودمــونــه و مــن رو بــه جــاسـتـیـن کـف و تــف قـاطـی کــنـم بــگـم لــعـنـتـی I am angry birds بــرو از خــدا بــتـرس ....کــه یــهــو جــاســتـیـن یــه تـیـر بـزنـه تـو قــلـبــم و حــبــیـب داد بــزنـه نــــــه لـــعــنـتـی مــیـدونـی امــشــب چـــه شــبـیـه؟؟؟ جـــاســتـیــن هــم بــگـه نــه بــگــو.....حــبــیــب هـم بـا یــه صـــدای خــســتــه بــگــه: اِمــشــو شـــو شــه لــیـپـاک لـیــنــی لـــونــه ....!!!جــاســتــیـن هــم کــلـی نــاراحـت بــشــه  از ایـن مــوضــوع و بــزنـه تـو سـرشُ و دســتور بـده شــلــوار کــردیــم رو از پــام در بــیـارن و بــرن بــیـرون.... بــعـد ســلـنـا و حـبـیـب و درسـا در حالـی کــه داد مـی زنـن ســگ جــون بــاش عــبــاس و گــریـه مـیکـنـن مــن بـا شـلــوارک و زیـرپـیرهـن رو بــه ســلـنا بـگـم عــزیـزم دیـروز آزمـایـشـگاه بـودم ,مـن بـــاردارم داری مــامـان مـیـشـی عـزیـزم گـریــه نـکـن و یــه نـگـاه بـه قـطـره هـای خـون رو دلــم بـنـدازم و بــگـم:حــالا انــار انــار دلِ مــو خــونِ/از فــردای خــود کـسـی چــه مــیـدونـه و در حــالـی کـه لاشـخـورا دور سـرم مـیـچـرخــن  چــشام رو بــبـنـدم  تــمــوم کـــنــم....\n(ادامـه در پـسـت پـایـیـنی)",
    "********************(!!!)علامت اختصاصی abas_m223\n(قـسـمـت سـوم)بــعـد هــمـیـنـجور کـه هــمــشــون دارن گــریــه مــیـکــنـن ســلــنــا یــقـه م رو بــگـیـره بــا گـریـه بــگـه \"عــشــقِ مـن عــاروق بــزن چــشـمِ مــن\" یــهــو حــبــیـب در حــالـی کـه انـگـشـتـش تـو دمـاغـشـه از اونــور بـا صــدای خــسـتـه بــخونـه: خـــداحــافـظ گـلِ نــاز لـبـت بــه خـنـده شـد بــاز/ امــیـدوارم دوسـتِ مــن تــو رو بـبـیـنـمـت بــاز....... تــو رو بـبـیـنـمـت بــــاز....  مــنــم دلـم بـسـوزه بـراشـون و زنـده شــم و در حــالی کـه گــروه خـونـیم  گـوه+ (مـثـبـت)و خــیـلی کـمیـابـه دسـت کــنم تـو جـیـب شــلـوارَکَـم شـلـوار کـردیـم رو در بـیـارم بــا یــه لـبـخـند تــلـخ بـه حـبـیـب بـگـم فـکـر کـردن بـچـه هـای چـهـاردونـگـه بـه ایـن راحـتـی شـلـوارشــونـو از دسـت مـیـدن...اون قــلابی بـود رفـیـق.... بــعـد در حـالـی کـه یـاد فــردیـن افـتـادم بـه سـلـنا نــگـاه کـنـم و دسـت کـنـم تـو جـیـب شـلـوار کـردیـم یـه مـاشــیـن لــبـاسـشـویـی در بـیـارم بـگـم ایـنـو بـده نــنـه م بــگـو نــنـه روزت مــبـارک.... بـعـد بـا یـه صـدای خــسـتـه بـگـم: نـنـه خـودش خـوب مـیـدونـه/ کـه مـاشـیـنُ از رودخـونـه/ درش آوردم بـیـرون آوردم آوردمــش تــوی خــونـه/..... بــعد یــه نــگـاه بـه حـبـیـب بـنـدازم و دسـت بـکـنـم تـو جـیـب شـلـوار کـردیـم نـمـایـشگـاه کـتـاب رو در بـیـارم بــگـم هــیـچــی مثـل درس نـمیـشـه مــن از دو سـالـگـی تـو آزمـونای قـلـمـچی بودم.....بــرو از خـدا بـتـرس......بــعد مــثـل ایـنـکـه تـمـوم مـیـکنـم و حـبـیـب از تـو جـیـبم جـراح قـلـب در میـاره و عـمـل مــیـکنـن خـوب مـیـشـم کـه یـادم نـیـس شـرمـنـده^_^!!!\nدوسـتان سوالات زیـادی پـرسیدن ولـی جا نـیـس دیـگ!!!\n(کـپـی مـمـنوع!روز مـادر مـبـارک,بـبخـشیـد بی مـزه شـد یـه دفـعـه ای 2,3 سـاعـته بـه خـاطـر یـچـه های پـاتوق هْول هـولی نـوشـتم,شـاد باشـید ^_^)",
    "B[R]uTallus\nیکی از فانتزیام اینه که یه چراغ نفتی پیدا کنم توش یه غول چراغ جادو بیاد بهم بگه \nمیتونی یه ارزو کنی منم بگم دوست دارم همه فانتزی های همه واقعی بشه \nولی اگه میشد چی میشد (حال کنید من به فکر خودم نیستما)",
    "اقا يكي از فانتزي هايي كه از بچگي تا الان دارم اينه كه اون گزارشگره بود تو كارتون فوتباليست ها بياد فوتبالاي ديگه رو گزارشگري كنه.لامصب خيلي با هيجان گزارش ميكرد\nدوستان من پست اوليم حمايتم كنيد",
    "یکی از فانتزی هام اینه که بدونم \nچرا بعضی مطالب که من ارسال میکنم\nزیرش مینویسه تکراری!!!\nاما هستند دوستانی که پستی رو ارسال کردن و تایید شده\nکه من حدااقل دو یا سه بار دیدم تو قسمت های مختلف 4 جوک!!\nشاید هم ادمین عوض شده ما خبر نداریم!!",
    "ﯾﮑﯽ ﺍﺯ ﻓﺎﻧﺘﺰﯾﺎﻡ ﺍﯾﻨﻪ ﮐﻪ ﯾﻪ ﺷﺐ ﺑﺎﺭﻭﻧﯽ ﻭﻗﺘﯽ ﺳﯿﮕﺎﺭ ﻣﯽ\nﮐﺸﻢ ﻭ ﺗﻮ ﺧﯿﺎﺑﻮﻧﺎ ﻗﺪﻡ ﻣﯽ ﺯﻧﻢ ﯾﻪ ﺧﺎﻧﻮﻡ ﺩﮐﺘﺮِ ﺧﻮﺵ ﺗﯿﭗ ﻭ\nﺧﻮﺵ ﺍﺳﺘﺎﯾﻞ ﻭ ﺧﻮﺷﮕﻞ ﻭ ... ﺧﻼﺻﻪ ﭘِﺮﻓِﮑﺖ ﺑﺎ ﯾﻪ ﻣﺎﺷﯿﻦ\nﻣﺎﺯِﺭﺍﺗﯽ ﺑﺰﻧﻪ ﺯﯾﺮ ﭘﺎﻡ ﺑﮕﻪ : ﻣﻨﻢ ﻣﺚ ﺧﻮﺩﺕ ﻏﻢ ﺩﺍﺭﻡ ... ﺑﯿﺎ\nﺑﺎ ﻫﻢ ﺑﺮﯾﻢ ﮔﻮﺭ ﺑﺎﺑﺎﯼ ﺩﻧﯿﺎ ... ﻣﻨﻢ ﺩﺭ ﻋﯿﻦ ﻧﺎﺑﺎﻭﺭﯼ ﻭ\nﺧﺮﯾَﺖ ﯾﻪ ﮐﺎﻡِ ﻋﻤﯿﻖ ﺍﺯ ﺳﯿﮕﺎﺭﻡ ﺑﮕﯿﺮﻡ ﻭ ﯾﻪ ﻟﺒﺨﻨﺪِ ﺗﻠﺦ ﺑﻬﺶ\nﺑﺰﻧﻤﻮ ﺗﻮ ﺷُﺮ ﺷُﺮ ﺑﺎﺭﻭﻥ ﻭ ﺗﺎﺭﯾﮑﯽ ﻧﺎﭘﺪﯾﺪ ﺑﺸﻢ ... : ﺁﺑﺎﻥ",
    "فانتزیم اینه هر چی غم تو دله مادرمه بیاد تو دله من فقط خنده های این فرشته زمینی رو ببینم",
    "یکی از فانتزی های من اینکه یه شب وقتی دارم تو خیابون راه می رم با یه گروه دوام شه خلاصه منم دو تاشونو بزنم سر سومی چاقو بخورم ولی از رو نرم دعوا رو ادامه بدم \nبعد که دعوا تموم شد بارون بگیره و من دست کنم تو جیبم گوشیم در بیارم (تبلیغ نشه ها ولی ترجیحا glx) بند کفششم بکنم تو گوشم آهنگ فرهاد بذارم (یه مرد بود یه مرد) بعد با یه بلیط vip راهی افق شم \nالبته بعد از دوران نقاحت",
    "یکی از بزرگترین فانتزیام اینه که فردا مدیر مدرسمون بگه نفری 10000تومن بیارید من سوالارو بدم!!!!!!",
    "یکی ازفانتزیام که به امیدتحققش دارم درس میخونم اینه که این آب زیادهست تونیروگاهای هسته ای اگه اونو بخوریم چی میشه؟",
    "اینقدر تاریخ عروسیم عقب افتاده که دیگه برام به یه فانتزی تبدیل شده ....بعـــــــله",
    "يكي از فانتزيام اينه كه: ديگه هيچ عشقي يك طرفه نباشه .",
    "یکی از فانتزی هام اینه که برم زیر آب سیگاربکشم....",
    "همه فانتزی دارم ماهم فانتزی داریم-_-\nهرروز ساعت ۸:۳۰ سر کارمم این رئیس ما ساعت ۹:۳۰ یا ۱۰:۰۰ میاد سر کار یعنی‌ کافیه ما یک روز ۹:۰۰ برسیم سر کار مس گرگ میبینم میاد بیرون چایی دستش با ‌یک لبخبد ملیحی میگه باه باه سلام آقای موسوی ترافیک بود یا ماشین خراب شده بود..~_~\n شما هم مس مانید آیا ؟",
    "یکی از فانتزیام اینه ک\nی روزی مربیام منو از تیم اخراج کنن!همین ک خبر اخراج شدنم تو سایت های خبری اعلام شد چندتا تیم بم پیشناد بدن(بالای سقف قرارداد) منم با تیم جدید قرارداد ببندم!!\nبعد فصل آینده مقابل تیم سابقم بازی کنم و واسه مربیای سابقم گل نبرم(برخلاف انتظارشون) و اونا از کارم شوکه شن ب لیدرها خط بدن ک منو هو کنن!!\nدر جریان بازی پنالتی بازیکن حریف رو بگیرم وتماشاگرای حریف علیه من شعار بدن!!!!\nوقتی ک بازیو بردیم من گریه کنم ب خاطر شعارهای تند تماشاگرای تیم سابقم(علیه من)!! بعد هم برم در مورد تیم سابقم و مربیاش مصاحبه های تندی انجام بدم و در مورد کاراشون افشاگری کنم!!\nعادل فردوسی پور هم ک منتظر این جور سوژه هاست منو دعوت کنه برنامه 90 و من دعوتشو رد کنم و برم تو افق محو شم..",
    "یکی از فانتزیام اینه که...\nاگه قسمت نیست که خانم صادقی و همکاراشون رو از نزدیک ببینم\nلا اقل ایمیل و آدرس فیسبوکشون رو داشتم!!\nتا همیشه ازشون خبر دار میشدم!",
    "یکی از فانتزیام اینه چشای اون زنه عجیب تو جیب از حدقه(هدقه. حدغه .هدقه.هدغه)\nدر بیارم تا انقدر ادا برای من در نیاره\nیعنی میشه؟؟؟\nلایک= حالا تو عصبانی نشو شاید شد خدارو چه دیدی",
    "یکی ازفانتزیام اینکه  به بابام بگم واسه من تبلتappleبخر",
    "یکی از فانتزی های کوچیک من اینه که به همه فانتزیام رسیده باشم و دیگه هیچ فانتزی نداشته باشم...\nلایک:چه فانتزی قشنگی",
    "یکی از دریمام(dreamشکلی جدید از فانتزیه)اینه که یه تیکه کلام جدید بندازم به جون جامعه و از دور نظارت کنم .لامصب مث احساس خری که بهش یونجه دادن میمونه\nاصن یه وضعیه برا خودش",
    "کاش توی دنیای واقعی هم مثل این سایت تا حرفا تایید نمیشد دیگران نمیشنیدن...قوانین سایت رو خوندین...ا?؟اونوقت هیچ حرف تکراریی زده نمیشد هیچ درد دلی اگه زیادتر از حد بود گفته نمیشد...حرفای ناراحت کننده زده نمیشد اگه دو نفر بحثشون میشد جوری با هم بحث میکردن که توهینی در کار نباشه....هیچ کس تا حد امکان کسی رو ناراحت نمیکرد مسخره نمیکرد....کاش همه مجهول بودن چون آدما وقتی معلوم میشن دیگه برا هم جذابیتی ندارن....\nفانتزی من اینه....دنیای بی کینه.....!",
    "فانتزی من اینه یه روز (خودم به تنهایی)فیزیک کوانتوم(کوآنتم،کوانتم،کوآنتوم،کووانطم،کووانتم...)رو بیست بیارم\nینی میشه ای خدااااا\nحالا اگه شد  که شد\nفعلا قراره از سایت ۴جوووووک برم.",
    "یکی دیگه از فانتزیام اینه که بتونم یه بار دیگه معلم کلاس اول ابتدایی مو ببینم واقعا این بزگترین فانتزیمه....\nلایک=منم همینطور",
    "یکی از فانتزیام اینه که اسم دخترمو بزارم مروارید ، مامانش هم که اسمش صدفه ، حتما منم جلبکم !\nکلا یه خانواده دریایی درست کنیم …",
    "یکی از فانتزیام اینه که بتونم همچنان که دارم پای راستمو میچرخونم،رو هوا با دستم عدد 6 و بنویستم و پام همچنان بچرخه و قاطی نکنه..",
    "یکی از فانتزیام اینه که ای کاش مثل خیلی از شماها یه فانتزی داشتم حداقل شبا به اون فکر میکردم به جای دست تو دماغ کردن و درآوردن .....\nبعدشم بچشبونم زیر تخت...\nاز حالت بد شد لایک کن",
    "یکی ازفانتزیام اینه که این مخاطب خاصم هی اسم ازدواج رو نیاره......آخه من الان میخوام درس بخونم وقصدازدواج ندارم:D\nلایک=آره جون خودت!!!!!!!!!!",
    "یکی از فانتزیام اینه که یه داستان بنویسم توش ازین عبارت استفاده کنم\n.\n.\nسکوتی که برای تامل در مرد لازم بود به برکت صدای لیوانی که من شکستم مهیا شد\n.\n.\nلامصب خیلی جمله باکلاسیه!",
    "یکی از فانتزیام اینه که\nمامان و بابام رو باخرج خودم بفرستم حج عمره.",
    "یکی از فانتزیهام اینه زمان برگرده8 سال پیش بابام زنده بشه خدا همه باباهای گلتونو حفظ کنه...ولی واقعا حسرت میخورم راجبع باباهاتون حرف میزنید کاش اون موقع که زنده بود قدرشو میدونستم تا حالا حسرت نخورم........",
    "یکی فانتزیهام اینه خانم صادقی صبح ا از خواب بیدار شه شادو شنگول یه 20 امتیاز به هر کاربری بده .....بچها اگه ددیگه منو ند یدین حلال کنی فکر کنم کلا منو حذف کنم....خخخخخخ",
    "یکی از فانتزیام اینه که \nسوار یه ماشین شم و به راننده بگم : آقا اون ماشین رو تعقیب کن!\nراننده بگه برو بابا! من حال و حوصله ی دردسر وندارم!\nمنم بگم جناب سرهنگ حسینی از دایره جناحی!\nراننده ام کُپ کنه  تا بخواد حرکت کنه\n اون ماشینه که میخواستم د نبالش کنم ... بووووووف بترکه بره پی کارش!!",
    "فانتزی من اینه که\nبیام سایت، ببینم مسیحا پست فرستاده: سلام دوستای خوبم، من حالم خوبه. برگشتم پیشتون.\nببینم نرمین گفته: ارتمیسم حالش خیلی خوبه، امروز از بیمارستان اوردیمش خونه. داره شیرین زبونی میکنه.\nببینم مانی اومده: سلام به همگی. من برگشتم.\nببینم امیر علی گفته: موهام دراومده.\nببینم بچه های تنها دیگه تنها نیستن.\nبیام از نت بیرون. مامان بزرگم و عمه ام و خاله ام که سرطانین حالشون خوب خوب شده باشه.\nببینم دیگه کسی از کسی دلگیر نیس. فانتزی من خیلی خوبه. من فانتزیامو خیلی دوس دارم. فانتزی من با بقیه فرق داره. نیاز به دعا داره...",
    "عاخه اینم فانتزیه که من دارم.اه اه شمابگین این چه فانتزی اییه؟فکرشوبکنید اه اه فانتزیه من اینه که دماغ لیونل مسی رو بکشم...بعد بهش بگم هیچی نیستی جوجو هیچی نیستی....",
    "یکی از فانتزیام اینه که برنده قرعه کشی ماهیانه چهارجوک بشم و انتخاب جایزه رو بذارن به عهده خودم .\nمنم یه ژست سینمایی بگیرم و بگم : اون فیله همونی که چشاش چپه\nبهش بگین گمشه از چهارجوک بیرون",
    "----- (~~~) ‏ (~~~) ----‏\n‏(قسمت سه؛ ادامه ي پست پاييني‏)‏\nهمين كه اون دوتا اومدن داخل؛ سگم (كه نژادشم ژرمن شپرده‏)‏ بپره پاچه يكيشون رو بگيره.‏‏\nمنم داد بزنم: \"ولشون كن زنبه‏!‏‏\"‏\nاونم بيخيال بشه بره. بعدش من برم به اون دو تا آقا بگم: \"سلام آقايون؛ ميتونم كمكتون كنم؟‏\"‏\nاونا هم بگن: \"ما مأمور اداره محيط زيست هستيم و اومديم به شما اطلاع بديم كه \"آسمان خراش‏\"‏ شما آسمون رو خراش داده و زده لايه اوزن رو سوراخ كرده‏!‏ حالا يا خودت درست ميكني يا بايد پولشو بدي بريم يه نو شو بخريم‏!‏‏\"‏\nمنم يه نگاه عميق بندازم به تقويم و سررسيدش/و بفهمم كه ديگه وقت تفريح سر رسيده (شرمنده؛ يه لحظه رفتم تو فاز ياس‏!‏‏)‏ و پاشم برم پايين؛ چرخ عقب بوگاتيم رو باز كنم و با چاقو دسته زنجانم يه تيكه از لاستيكشو ببرم. بعد يه نفس عميق بكشم و بلند بگم خخخخااااا...تتتفففف (از نوع سايلاريش‏!‏‏)‏ و باهاش لايه اوزن رو بچسبونم...‏\nبعدشم بيام 4جوك براي شما اين فانتزي رو بزارم؛ تازه انتظار لايك هم داشته باشم...‏\nحالا هر كي فكر ميكنه من ديونه ام...اگه ميتونه ثابت كنه...خخخخخخ",
    "----- (~~~) ‏ (~~~) -----‏‏\n‏(قسمت دوم؛ ادامه ي پست پاييني‏)‏\nبعدش من طبق اون چيزي كه تو دفترچه راهنما نوشته در كنسرو لوبيا رو باز كنم؛ ببينم يه دونه لوبيا توشه. بعد لوبيا رو تو يه گلدون بكارم و يه آفتابه آب بريزم پاش. بعد يهو يه سيخ آهني به ارتفاع دو متر از گلدونه بزنه بيرون‏!‏ بعدش من دفترچه راهنما رو باز كنم؛ برم صفحه \"216‏_تعميرات‏\"‏ و ببينم نوشته:‏\n‏\"‏1‏_شماره سريال محصول را چك كنيد 2‏_از اصل بودن محصول اطمينان حاصل كنيد 3‏_در صورت بروز مشكل كمي كود شيميايي به گلدان اضافه نماييد‏ 4‏_در صورتي كه مشكل شما برطرف نشد؛ آن را سريعا به نزديكترين نمايندگي محصولات ما اطلاع دهيد‏‏\nبا تشكر؛ مدير بخش خدمات؛آقاي هري پاتر‏!‏‏\"‏\nخلاصه؛ منم يكمي كود شيميايي بزنم به گلدون و يهو يه \"آسمان خراش‏\"‏ از تو گلدون بزنه بيرون‏!‏ (اون ميله دو متري هم برق گيرش بوده خو‏)‏\nبعدش من برم توي پنت هاوس طبقه 128 آسمان خراشم؛ رو يه صندلي تكيه بدم و حموم آفتاب بگيرم. بعدش دست كنم تو جيبم يه صد دلاري بيرون بيارم و لوله كنم و يه سيگار برگ بسازم و همينجور كه دارم تو دود سيگارم محو ميشم يهو دو تا مرد با كت و شلوار مشكي (مثل مردان سياه پوش‏)‏ كه يكيشون هم به صورت كاملا تصادفي شبيه \"ويل اسميت‏\"‏ (بازيگر فيلم مردان سياه پوش‏!‏‏)‏ بيان داخل...‏\nادامه دارد...",
    "----- (~~~) ‏ (~~~) -----‏‏\n‏(قسمت اول؛ ادامه در پست بالايي‏)\u2029\nيكي از فانتزي هام اينه كه يه روز كه دارم با خط 11 تو خيابونها ميچرخم؛ يهو يه لامپ كم مصرف رو زمين پيدا كنم. بعدش لامپه رو از روي زمين بردارم و با گوشه آستينم خاكهاشو پاك كنم كه يهو غول چراغ جادو ازش بياد بيرون‏!‏‏!‏\n‏(بزاريد قبل از اينكه بقيه شو بگم؛ قيافه غوله رو براتون شرح بدم. مو فشن؛كفش اسپرت سفيد؛ شلوار جين لوله تفنگي تنگ؛ پيرهن نارنجي؛ دكمه از بالا تا ناف باز؛ دماغ عملي؛ ابرو برداشته؛ ريش مدل بزي؛ عينك دودي؛ هندسفري تو گوش؛ كله مثل مارمولك با ريتم آهنگ تكون ميخوره) بعدش من به غوله بگم كه \"بايد يه آرزومو براورده كنه‏\"‏\nاونم بگه: \"سريع بنال...آهنگ جديد ساسي مانكن دانلود كردم؛ ميخوام گوش بدم‏\"‏\nمنم آرزو كنم كه \"يه لوبياي سحر آميز بهم بده‏\"‏\nاونم دست كنه تو جيب شلوارش يه كنسرو لوبيا با يه \"دفترچه راهنما‏\"‏ بهم بده؛ بعد يه تاكسي بگيره؛ بره تو افق محو بشه...‏\nادامه دارد...",
    "یکی از فانتزیام اینه که همیشه هر وقت که از حمام بیرون میام پارچ آب هندوانه تگری توی یخچالمون باشه که من بخورم. \nهرکی موافقه اون قلب بالا رو هدف بگیر رو بزن روش",
    "یــــــــــــــــــــــــکی از فانتزیای من اینه که زلزلـه بیاد در حد 10ریشتر منم بمونم زیر آوار و بـعد کلی تجسس بیان پیدام کنن و در حـــــــــــــــــــــــالی کــــــــــــــــــــــــه من میگم مادر مـادر مادر!اونام برن مامانم رو بیارن بالا سرم و در حالـی که من تشنه ی یه جرعه محبت مادرانــــــــــــــــــــــــه ام تـــــــــــــــــــــــــا بگه چیه عـزیز دلم! چیه عمرم! یهو مامانم برگرده بگه:\nاین خاک بر سر مفنگی(موفنگی)اینجاست؟ علی خاک تــــــــــــــــــــــــو ســـــــــــــــــــــــرت احمق تو تو دستشویــی چیکار میکردی موقع زلزله خبر مرگت پاشو بویمیـــــــــــــــــــــــــــــــــــــدی!!!\n.\n.\n.\nخــــــــــــــــــــــــــــو مادر من وسط فانتزی باید اینطوری آدم رو بکوبی به هم فانتــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــزی معکوس درس کنی؟؟؟؟\nوالاع...",
    "فانتزی من اینه که بتونم قلیونو سیگار نکشم\nچون یه عمر از روزگار میکشم....\nامید دادن=لایک",
    "یادمه 15 سالم بود. کنار پدر و مادر نشسته بودم داشتم چایی میخوردم. پدر گرامی هم بعد از سال ها اومد شیرین سخنی کنه منم خندم گرفت ولی چون چایی مینوشیدم دهنم بسته بود به همین خاطر هوای مربوطه برای خروج از بینی مبارک استفاده کرد وتمام محتویات اعم از تر و اعم از خشک راهی بیرون شد. البته بگم سرما خوردگی هم داشتم.\nهیچی دیگه حیف اون موقع محو شدن تو افق مد نبود . . .",
    "فانتزی من اینه:یک روز با دوستام دعوا کنم بعد یواشکی کپسول خون بگذارم تو دهنم که رنگ خون بریزه بیرون بعد خودم رو شبیه اینا نم که دارن میمیرن.رفیقام دارن تلاش میکنن نمیرن اصلا قیافه هاشون اون موقع دیدنیه.\n هر کی موافقه بکوبه لایکو",
    "عاقا فانتزی من اینه،این پرچم 4jok رو با برو بچ سایت بگیریم دست بریم تو همه جای ایران دروی بزنیم و بگیم پرچم ما 4joki ها همیشه بالاس,آخر سری هم پرچمو ببریم بالای میدون آزادی بذاریمش و مامورا بیفتن دنبالمون(خودمونیم جو گرفتم ها)ولی حال میده!!!                \n¤*¨¨*¤.¸¸…¸.¤\\\n.\\¸♥    4jok   ♥.\\\n.\\¸.¤*¨¨*¤.¸¸.¸.¤*\n.\\\n.\\\n.\\",
    "مامانم میگه دبستانی که بودم هر روز شیر آب مدرسه رو باز میکردم ببینم ازش نوشابه میاد یا نه‏!‏\nجالب اینه که خوابشم هر شب میدیده‏!‏\nفانتزیای اون موقع سه بعدی هم بودن مثه مال ماها نبودن که به افق ختم شن :‏|‏",
    "فانتزیم اینه شب بخوابم صبح که بیدار شم ببینم تو هندوستانم دو تا غلام سیاه با پر طاووس بادم می زنن!!!!!  صدای غرش شیر میاد و شرشر آبشار!!!!!! یه مهاراجه سبزه و بامزه هم منتطره باهام صبحونه بخوره!!!!!!!!\nتوهم تا این حد؟؟؟؟؟",
    "فانتزیم اینه که جزِ 10تای اول باشم ....\nلامصب شدنیــــه یــعــنــی .....",
    "یکی از فانتزیام اینه اونا که بعدا میشناسیم چجور آدمین \nباتنشون  بیاد جیغ بزنه بگه گلم، عشقم ، فدات شم \nهمه این اس ام اس ها که واست میزنه خالی بندیه به خدا\nواسه همه از اینا میفرسته تو دل نبند",
    "فانتزیم شده...\nیه بارم که شده همه افراد سر سفره آروم و بی صدا غذا بخورن انقد مالاچ مولوچ نکنن\nبخصوص بزرگان خاندان...\nهههههههههه",
    "******************محمد موحدی******************\nیکی از فانتزی های گلابیم اینکه\nتوی دانشگاه مسابقات آهنگ خوانی باشه. بعدا در عین بُهتو حیرت همه من توی این مسابقات باشم و نفر آخری باشم که میام روی سن\nخلاصه هر کسی میاد میخونه گند بزنه و  عین پشگل حذف بشه... بعد که نوبت من میشی مجری داد بزنه و اما.... و اما..... از کسی میخوایم دعوت کنیم بیاد بالا که شاید کارش با بقیه متفاوت باشه\nبعد من با تشویق زیاد بیام رو سن و ترجیحا یکی از آهنگهای محسن یگانه رو اجرا کنم \nباز تاکید میکنم یکی از آهنگهای محسن یگانه رو اجرا کنم\nخلاصه وقتی کارم تموم شد به عنوان برنده بفرستنم تا برم مسابقات تقلید صدای محسن یگانه و از اتفاق خود محسن یگانه هم شرکت کرده باشه\nو باز از روی اتفاق من به همراه محسن یگانه و 4 نفر دیگه بریم فینال\nتوی فینال بر حسب شانس به هممون یه آهنگ بخوره اون آهنگم از محسن یگانه باشه\nبعد خود محسن یگانه دوم بشه و من اول  بشم\nحالا شاید سوای پیش بیاد که چرا همش محسن یگانه باشه\nآفرین سواله خوبیه ولی به شما ربطی نداره",
    "یکی از فانتزیام اینه که یه بار که مریض شدم و رفتم دکتر و دکتر بهم قرص داد\nمن تا آخرِآخر قرصام رو بخورم !\nولی حیف نمیدونم چی میشه وسط خوردن ولش میکنم!",
    "یکی از فانتزیام اینه اربابم امام زمان ظهور کنه ...",
    "فانتزیه من اینه که فقط یه بار که پیش دخترای فامیل خواستم رمز لب تاپو تند تند بزنم درست در بیاد ودر افق محو نشم...بشینم بمونم تو کف زدن رمز.",
    "دیگه کار من از فانتزی گذشته بیشتر شبیه یه آرزو هستش !\nنشد یه بار از یه دختر تهرونی بپرسم خونتون کجاست و یه منطقه بجز شمال . شمال غربی و غرب تهران بگه ! من واقعا موندم البته شایدم من نمی دونم شاید تهران فقط همین سه قسمت رو فقط داره .\nاین که چیزی نیست تو یه سایت همسریابی رفتم سرچ زدم ( قابل توجه خانوم های مجرد من می خوام ازدواج کنم دی دنبال به دختر خوفم ) اونجام لامصب فقط همه تجریشی بودن ! مگه تجریش چقدر ترشیده داره !؟؟\nاونایی که موافقن لایکا بالا",
    "دیـدیـن بـعـضـی هـا چـه بـا کلـاس گـریـه مـیـکـنـن؟مـن هـمـیشـه فـانـتـزیـم ایـن بـوده مـوقـع گـریـه \nکـردن قـیـافـه م شـبـیـه مـیـمـون عـقـب افـتـاده نـشـه!!",
    "یکی از فانتزیام اینه که یه روز که همینجوری با دوستم از جلوی فروشگاه لباس(فرس) رد میکنیم اون صاحب فروشگاه متوجه حضور من بشه و من و دوستم رو دعوت کنه تو و به من بگه که بیام براش مانکن بشم و فروشش رو ببرم بالا.....ماهی هم 200هزار دلار میده!!!!! منم یه چند لحظه تو فکر فرو برم .... و در نهایت بگم که نخیــــــر من کارهای مهمتری دارم که انجام بدم..\nاینه فانتزی بی مزه من ..... خخخخخخخخخ",
    "فانتزيم اينه كه1نفر1بارقبول كنه كه شطرنج يك رشته ورزشيه!!!!!!:-)\nآخه به هركي بگي ميگه مگه شطرنج ورزشه؟؟؟؟اگر1روز اين اتفاق افتاد و1نفرگفت ورزشه قول ميدم تو افق محو بشم",
    "بتونم هرچقدر خواستم به پستام رأي بدم...هي دادنزنه سرم »شما يکبار رأي داديد« خب آدم ضايع ميشه..نکنيداينکارو",
    "فانتزی من اینه/ دنیای بی کینه/ دنیای بی کینه/ فانتزی من اینه\nخخخخخخخخخخخخ:-D",
    "********************(!!!)علامت اختصاصی abas_m223\n%%%اولـیـن فـانـتـزی مـعـکـوس جـهـان امـیـدوارم ریـسـکـم جـواب بـده^_^ %%%\nفــانـتـزی رفـتـم و گـفـتـم بـذار انـکـار کـنـم/ دلِ صـاب مُــرده کـه نَگْذاشـت مـن ایـن کـار کـنـم\nبـاز بـا جـاسـتـیـن افـتـاده سـر و کـار مـرا/ دهـنـش سـرویــسُِِ و بـر صـورتـش خار کنم\nهـیـکـلـش دیـدمُ چــنـد لـرزه بـر انـدام افـتـاد/تـکـیـه از خـنـده ی بـسـیـار بـه دیـوار کـنـم\nگــر بُـوَد شـاعـر و خـوانـنـده و خـوشـتـیـپ و شـنـاس/ دهـنـش صـافُ و سـرش طــاس بــه شـلــوار(کُـردی)کـنـم ^_^\nگــویـم آهــسـتـه کـه قـربـونِ تـو گـردم جــــــونـم/ تـا بـگـویـد کـه چـه گـفـتـی؟ دهـنـش مــار کـنـم!!!(از جـیـب شـلـوار کـردیـم)^_^\nگـر بَـرَد دسـت بـه کـف گـرگـیُ بـه مـن حـمـلـه کـنـد/ کـف و تـف قـاطـی کـنـم(شـلـوار) کـُردیِ گـلــدار کــنـم\n نـِگـَهَـم بــر پــدرم افــتـدُ لـبـخــنــد زنــد/ دسـت بـر جـیـب بَـرَمُ یـک دوغِ گـازدارکـنـم\nاز سـفـیـد و سـیـه و زرد و بـنـفـش و قـرمـز/بـه سـر و گـردنِ او عــارُقِ بـسـیـار کـنـم!!!^_^\nگـر کـنـد ذره ای تـوهـیـن به رگِ ملی من/ جــرئـه ای دوغ خـورَم بــر رُخَـش ادرار کـنــم^_^ \n( ,ادامـه در پـسـت پـایـیـنـی,دارم حـرفـای فـانـتـزیای قـبلم رو بـه شـعر مـیگـم,آخـه یـه سریا در جریان نـیـسـتن^_^)",
    "********************(!!!)علامت اختصاصی abas_m223\n(ادامه بالایی)\nگـــر زَنَـد سـیـلـی و از سـر کُلَـهَم پـرت شـود/خـویـش بـازْ نـیـم نِـگَهـی بـر رخِ حضّار کـنـم\nگـر بـگـیـرد جَـو و کـوبـد لـگـدی بـر شـکـمـم/چـه کـنـم؟دردِ دلِ خـود بـه کـه اظـهـار کـنـم؟؟؟\nسـلـنـا جــونْ سـزاوارِ من و عـشـقِ مـَنـَسـت/ چـون(چـگـونـه) سـزاوار بـود تـرکِ سـزاوار کـنـم؟(الان حـرص دخـتـرا درومـد^_^)\nخـانـه ی او را تـا خـانـه ی مـن راه بَسـیـسـت/فـکـرِ هـمـسـایـه ی دیـوار بـه دیـوار کـنـم\nعـاشـق دخـتـرِخـارج(ی) شـدن اصـلا چـه ضـرور؟؟؟/مـن چـرا بـی سـبـبـی بـر خـودم آزار کـنـم؟؟؟\nگـر زَنـَد حـرفِ اضـافـی ز دُخِ هـمـوطـنـم/صـورتـش گـیـرم و تُن تُن تُفِ آبـدار کـنـم\nوقـت چـرخـیـدن از جـیـب کـشـم چـیـزی بــُرون/یـه وانـت گُل بـُوَد آنْ چیز ,پـرتِ طـرفـدار کـنـم\nشـربـت و کـُلـمـن و چـای و سـمـاور خـواهـنـد/ ایـن کـه چـیزی نَـبُوَد سـه سـوت پـدیـدار کـنـم\nگـرچـه چـندی مـرا لـوده گـر و جِـلـف خـوانـنـد/ بـه عـلـی مـخـلـصـشـون اصـلاح گـفـتـار کـنـم \n(کـپـی کـه نـمی کـنـیـد چـون خـیـلی نامـردیـه و راضـی نـیـسـتـم!!! کـلی ذوق و خـلاقـیـت بـه خـرج دادم,الـبـتـه اگـه هـر کـدوم کـمـتـر از 1200 تـا لایـک خـورد مـیـفـهـمـم اسـتـعـداد نـدارم و دیـگ شـعـر نـمـیـگم^_^)\nعـبـاس مـسـتـقـیـم کـودک 20 سـالـه بـا تقلـیـد از سـبـک اسـتـاد ایـرج",
    "یکی از فانتزیام اینه پستم بین پست \"امیر21\"و \"D$D$D\" قرار بگیره شاید دیده بشه لایک بخوره",
    "فانتزي دوران مدرسه من اين بود اون مغازه بزرگ لوازم تحرير سرکوچه مدرسه مال من بود!",
    "یکی از فانتزی های من اینه که دیگه به چیزای فانتزی فکر نکنم ویه کم جدی باشم ناسلامتی سنی ازم گذشته",
    "فانتزي من اينه اين پست يه لايك هم نخوره\nلايك=باشه ما لايك نميكنيم",
    "یه بار که دارم با سلنا تو خیابون راه میرم و طبیعتا (تبیعطن-طبیعتن)دارم پسته میخورم یهو یکی دادبزنه جاستـــــــــین....منم برگردم ببینم یه مرده با شلوار کردی از پشت خنجر بزنه(نامرد) و بعد خنجرو از تنم بیرون کنم ببینم دسته زنجانه عباسو بچسبونم به درخت و همین که میخوام خنجرو بزنم تو قلبش سلنا دستم رو بگیره و بگه جاستین نههههههه اون اگه بمیره 4جوک دیگه صفاشو از دست میده منم خنجرو بکوبم به درخت و در حالی که عباس داره مثل این یارو عجیب تو جیب منو نیگاه میکنه بهش بگم برو خودتو اصلاح کن و لنگ لنگان برم سوار آمبولانس-پراید بشم (شما ندیدین بعد از پراید-وانت میاد)و در حالی که راحت درش باز میشه منم راحت برم سمت افق......\nدوستان پرسیدن:جاستین جان قصد عباس از سوقصد چی بود؟؟؟؟؟\nدر جواب باید بگم پلیس محلی انگیزه عباس m22 معروف به عباس مستقیم رو سرقت پسته اعلام کردخخخخخخخ\nلایک=به عباس ما توهین نکن اسکل",
    "زبان فارسی رو یاد بگیرم و بیام دهن عباس مستقیمو ببندم خخخخخخ\nبعدش با سلنا فرار کنیم بریم جزایر لانگر هاوس\nدر پاسخ به دوست عزیزی که پرسیدن : تو که زبان فارسی فانتزیته چجور صحبت میکنی؟؟؟؟؟\nدر اینجا باید از دوست صمیمی(سمی می-ثمیمی)خودم چلنگر تشکر کنم که زحمت ترجمه رو برام میکشن",
    "یــکــی از فــانــتــزیــام ایـــنــه کــه تــو خــیــابــونــای بــالــآ شــهــرســرگــشــتـــو حــیـــرون\nرا بــیــوفـــتـــم و اشــک ریــزون و بــی اعــصــاب ..... کــه یــه دفـــه یــه بـــنـــزِ مــشــکــی\nبــوق بــوق کــنــه مــنــم یـــه نــیــگــا بــنــدازم بـــش ، بــرم ســمــتـــ بــنـــزِ و یــه پــیــره زنــه\nشــیـــشــه عــقــبـــُ بــده پــایــیــن و بـــگـــه پــســرم اســمـــتـــ چــیــه ؟ بــگــم کــوچــیـــک شــمـا\nمـــســیـــحــا بــگــه ســوار شـــو مـــنــم از خـــداممممممم.....\nتـــو راه بـــگــه دیـــشــب خــوابــتــو دیــدم ، مــن پــام لـــبــه گــوره و مــتــاســفـانــه هــیــچ نــوه ی\nخـــلــفـــی ام نــدارم کــه بــعــد از مــرگــم پــولــامــو تـــوراه صـحــیــح خــرج کــنــه .....\nمـــنـــم عــیــن تـــیــتــاپ نــدیــده هــا زل زل تـــو چــشــاش نــیــگــاه کــنــم و یـــه دفـــه بــگــم ن\nمــادر بــزرگ چــرا مــیــخــوای تــنــهــام بــذاری و.....\nخــوبــــــــــــ ....... حــالــا بــا ایــن هــمــه پــول چـــیــکــا کــنــم ؟؟؟؟؟\nهـــا .... اول 4جــوکــو مــیــخــرم بــعــد ، هــمــه ی 4جــوکــیــارو مــیــبــرم ســر کــار \nحــالـــشــو بــبــریـــم پــیـــش هـــمــدیــگــه..... والاااااااااااااا.....",
    "اينجا4جوك صدايkh@numi\nيکي ازفانتزيام اينه بدونم چراوقتي آدم خميازه ميکشه اشک توچشماش جمع ميشه؟دهن آدم عين درگاراژ بازميشه اين هيچ بادهن بسته خميازه بکشي پره هاي بيني بدتربازميشه عينه ميمي|ميمون|اينم هييييچ آرايش چشم خراب ميشههههه.",
    "یکی از فانتزیام اینه که بدونم امتیاز خانوم صادقی چنده ؟\nیا مثلا پست های خودشو لایک کنه؟\nنیگا الان پست منو 2000لایک خورده\nبچه ها بزنید ضایع نشم",
    "یکی از فانتزیام اینه که برم لبه دریا غروب خورشیدو ببینم بعد یهو متوجه بشم که یکی داره غرق میشه و کمک میخواد بعد بپرم تو آب اونو نجات بدم زمانی که از آب اومدم بیرون مردم واسم دست بزنن منم آروم برم سمت اون کسی که داشت غرق مشید یه دستی رو سرش بکشم و یه لبخند تحویلش بدم.بعد برم تو خونم که تو افقه.برم بالای سقفش و داد بزنم از خوشحالی  و بعد پام لیز بخور بیفتم رو زمین بمیرم.\nبعد هاکه یکی از اون ور رد شد جسد منو پیدا کنه بعد بگه اِ اِ این همون قهرمانست و منو با افتخار دفن کنن",
    "----- (~~~) ‏ (~~~) -----‏\nيادتون مياد گفتم \"يكي از فانتزي هام اينه كه يه ويروس كشف كنم كه باعث بشه همه پشه ها و مگس ها؛ تبديل به زامبي بشن بعد همديگه رو بخورن؛ نسلشون منقرض بشه‏\"‏ ؟؟؟‏\nالان يكي از فانتزي هام اين شده كه يه ويروس \"اختراع‏\"‏ كنم در حد \"كرم اكستاكس نت‏\"‏ ؛ بعد بفرستمش تو تشكيلات شركت ايرانسل؛ بعد كامپيوتر مركزيش رو هك كنم كه ديگه براي من اس ام اس نده...‏\nوالا...دهنم رو سرويس كرده‏\nالبته شايد جوري هكش كردم كه شارژ گوشيم بشه:\n20,000,000,000,000,000 تومن",
    "یکی از فانتزیام اینه خانم صادقی و گروهشو ببینم!!!\nلایک =منم همینطور",
    "****من نه منم بلکه تونم****\nشلااااااااام...فانتزی من اینه که صبح که ازخواب پامیشم (پاشیده میشم..میپاشم..میپاشیننم)..اون صبح هم کلاس دارم..با یه دکمه موهام ولباسام درست بشه خودبه خود اون تیپی که دوست دارم البته....برم دانشگاه ...دیگه نخوام یه شیش ساعتی موهامو درست کنم ولباس بپوشم..میشه خدا عایا....ارزو برجوانان عیب نی...",
    "فانتزیه من اینکه یه روزی کل بچه های 4jokداخل یه مکان مقدسی جمع بشیم و برای شفای تمام مریض ها دعا کنیم \nبچه ها یه خواهشی ازتون دارم حالا که دور هم نیستیم می شه هر کی خودش برا مریضا دعا کنید به خصوص مادر من! حداقل یه صلوات",
    "یکی\nار فانتزیام(البته انشالله به حقیقت بپیونده)\nاینه که عباس دست این سلنای بیشعور خوشگلشو بگیره ببره تویی\nیه جایی ببره که جاستین به مغز شیرینش نرسه\nبلکه یکم به من توجه کنه\nورپریده\nکثافط همش اسم این دختر اجنیه رو زبونشه(زبونشو داغ میکنما ولم کنین توروخدا باش باشه نمیکنم)\nاینا که گفتن این کارو نکن طرفداراش بودا\nفکرنکنین شوهرم جاستین بیبر بیکسه ها\nگفته باشم خانم های 4جوکی فکربد نکنین\nایشون خانم دارن(منم منمنااااااااااااااا)",
    "یکی\nاز فانتزیا ی داداشم \nاینه که جای خانم صادقیو بگیره\nاینو داشت به من بلند بلند میگفت مامانم کنارمون نشسته بود گفت تو غلط میکنی\nجای دختر مردم رو بگیری خودم یه کف گرگری میزنمت که مخت بیاد سرجاش\nآخه مامان خانم صادقی دوسته ما داریم\nبعد تا من به داداشم میگم یه کف گرگی بهت میزنم میگه ای دختره ی بیشعور بی اد ب  اجنبی",
    "یکی از فانتزی های من اینه که این هر روز ظهر کته این اسمشو عوض کنه\nچیه؟؟؟والا",
    "یکی از فانتزیام اینه که ززااررت بزنم تو صورت یکی بگم نخواب …\nبخوابی میمیری ؛ تو باید زنده بمونـــی !",
    "یکی از فانتزیام اینه که یه سایت مثل 4jok‏ داشته باشم بعد با این همه بازدید و کاربر یه دفعه سایت رو حزف کنم تا هر چی عقده دارم خالی بشه",
    "ادمین بالاخره جایزه هارو بذاره ما هم از این سردرگمی بیایم بیرون",
    "يكي از فانتزيام اينه ك ديگه هيچ كدوم از بچه هاي فورجوك فانتزي چند صفحه اي نزارن(نظارن نضارن)خب داداش وابجي گلم من عصاب متن هاي طولاني رو ندارم",
    "یکی از فانتزیای من اینه که همین جوری از رو پستایی که میذاریم من عاشق یکی شم اونم عاشق من شه بعد باهم ازدواج کنیم تو عروسیمونم خانم صادقی و شما و همه رو دعوت کنیم بعد سالهای سال با خوبی و خوشی زیر یه سقف زندگی کنیم بعد اسم بچمونم بذاریم 4جک!",
    "بچه ها یکی از فانتزیاااااااااااااااااام اینه که\n یا مردی ازدواج کنم که مثل مردای قدیمیییییییییییییییی سیبیلاااااش کلفت باشه پشت کفشاشو بخوابونه ورو زمین بکشه پاهاشو وبا صدایه کشیده شدن پاهاش مو به تنم سیخ بشه!                             وقتی میاد خونه تا نگفته بشین سر پا وایسم وجرات نکنم حرف بزن:-----\nاون بگه زززززززززززززززززززن شووووووووووم؟\n منم زود سفررو بندازم و70نوع غذا بذارم جلوش بگم آقا ببخشید اگه کمه!\nبعد اون با پا بزنه ظرفا برن وسط حیاط وبلند شه با کمربند سیاهم کنه که ضعیفه چرا غذا کمدرست کردییییی؟؟؟؟\n منم جیکم در نیاد و زیر دست وپاش داره فانی رو وداع کنم ...\nبعد آقامون از درد فراق من خودشو بکشه........\nوای چقدر رمانتییییییییییییییییییییییک!!!!",
    "عاقا جدیدا فانتزی من این شده ک بشم خانم صادقی همه رو تایید نکنم!\nایطو بدجنسیم من! :))))))",
    "فانتزی من اینه :\nک وقتی میخندم دهنمو 20سانت وا نکنم مثه خـــــــــــــــــــیـــــــــــــلــــــــــیااااااااااااااااااااااااااااااا\nاگه یه نمه فک کنید میبینید ک منظره ی جالب انگیزی نخواهد بود",
    "يكي از فانتزيام اينه خانم صادقي بهم بگه 4جوك رو ميدم به تو\nواي عجب كيفي داره\nاونوقت همه پيامك ها و جوكها تاييد ميشه",
    "یکی از فانتزیای من اینه که مثل الان که با مخاطب خاصم بهم زدم یهو سرطان بگیرم...\nدکترا بگن 6 ماه بیشتر زنده نیستی...\nخبرش به مخاطبه که یه روزی خاص بود برسه وقتی که 1 ماه دیگه زندم...\nبعد مخاطبه بره خود کشی کنه...منم یک ماه دیگش بمیرم بعد اون دنیا مال هم شیم...",
    "یکی از فانتزیام اینه که دختر بودم،واسم خواستگار میومد،بعد من میگفتم شما اومدین منو بگیرین؟اونام میگفتند بــــــله،بعد منم میدوییدم و داد میزدم اگه میتونین منو بگیرین،خلاصه همینجوری تا شب بازی میکردیم،",
    "فانتزی من اینه که :\nA1h3m6A5d یه جمله از خودش بنویسه!!!",
    "یه همسایه گودزیلا داریم خیلی رو مخمه !\nیکی از فانتزیام اینه که دور از چشم همه یه جا گیرش بیارم تا میخوره بزنمش!!!!:دی\nخوب چیه ؟!؟!!؟ \nبا گودزیلا های امسال این باید اینطوری رفتار کرد!!!!!!!!!!!!!!!!!!",
    "عاقا یکی از فانتزیای من اینه که سایت4jok رو باز کنم و بشینم از صفحه 1 تا 3201 مین صفحه رو بخونم و حتی یه دونه از پست ها رو هم لایک نکنم!!!\nای حال میده!!!",
    "فانتزی من اینه وقتی وارد مترو میشم گیت خودبه خود باز بشه بعد یه قطار شخصی یک واگنه پرسرعت هم منتظرم باشه. یعنی چنین آدم متوهمی هستم من.",
    "اينكه1بارهم كه شده سس تك نفره رودرست وحسابي بازكنم!!!!شماهم مثل منيد؟؟؟؟به نظزمن مشكل ازسس!!!!!!!:-):-)",
    "***فانتزی من*** \nتوخیابون دارم قدم میزنم که چشم میفته به یه مازراتی خوشکل که اونور خیابون پارکیده.لامصب بد جور منو میکشونه سمت خودش(ندید بدیدم خودتی) \nبعده یهکم نیگا نیگا صاحبش ازونور بیاد منو با اون قیافه مظلوموچشای پرازحسرت ببینه جیگرش آتیش بگیره.. \nبعد بیاد پیشم بم بگه بیا پسرم بگیرش(سویچ ماشین)اصلا مال خودت ماازینا زیاد داریم.. \nمنم بایه لبخند ازون معنی داراش(که نمیدونم چه شکلیه)توچشاش زل بزنم بگم: \nبرو داداش برو..ماگدا نیستیم..تازه خودمون پراید داریم.. \nهیچی دیگه اون بیچاره هم بخابشه بره پی کارش.. \nو اینست قصه جوانمردی(بیاو خوبی کن)",
    "یکی از فانتزی های من این که خانم صادقی یه سفر دیگه بره 20امتیاز دیگه بهمون هدیه بده تا  مجموعه امتیازام صفر بشه بعدش دیگه رسما با 4جوک خدافسی کنم از بس که منفی گرفتیم به فنا رفت آبرومون ...والاااااااا",
    "- يكي از فانتزیهام اينه كه همه فانتزیهاشون تموم بشه بعد با بربري شروع كنن مثلا من خودم يكي از بربري هام اينه توسوز وسرماي افق در حالي كه تو آفتابه چايي دم كردم به همه عزيزاني كه ساكن افق شدن چايي مفت و مجاني بدم, بربري تيليت كنن تو چايي و بخورن",
    "یکی از فانتزیام اینه که زاینده رود مثل چند سال پیش تمام طول سال پرِ ًآب باشه...",
    "بزرگ ترين فانتزي من اينه كه مرگ مغزي بشم تا بتونم اعضا بدنمو اهدا كنم حداقل يكي كه واسه جامعه مفيده بتونه به زندگيِ خودش ادامه بده.تلاش هاي من كه بي فايده بود......",
    "دوس دارم تو این افتضاح بودن بازیای تیم ملی \nیه روز که با بچه ها فوتبال بازی میکنیم \nکارلوس کیروشم از اونجا دیدن کنه \nبگه این عجوبه کجا بوده این به درد تیم ملی میخوره \nبعد منم کلاس بزارم بگم نمیام  کیروش بیفته به پام التماس کنه \nمنم به خاطر (ارق .عرق )ملی قبول کنم \nبرم واس تیم ملی یه تنه ایرانو ببرم جام جهانی \nبعد فینال بازی ایران اسپانیا باشه \nمنم شروع کنم تکنیکمو به رخ ژاویو اینیستا بکشم واز 50 متری (خب  باشه 40 متری )به کاسیاس گل بزنم ایران قهرمان جام جهانی بشه \nبعد در حالی که جام دستمه تبخیر شم برم",
    "سلام خدمت بچه های گل 4jok\nیکی دیگه از فانتزی های من اینه که:با مامان بابام حرفم بشه قهر کنم از اونجایم که هرکی از بابا مامانش قهر میکنه خواننده میشه منم برم با مهدی احمدوند یه آهنگ بخونم به نام\"هی youuuuuuu\" بعد بریم افق توی کنسرت همین آهنگو بخونیم:\nهی youuuuuuu!!!!!!\nتو نه بقلت\nتوام نه پشت سریت\nخانم برو کنار بزا قشنگ ببینم.\nتو تو تویی که دستت تو دماغته \nهی youuuuuu عشق منی هی youu عمر منی نری دلمو بشکنی:/\nبعد مردم همه اینجوری بمونن(0-o)\nبا گوجه بزنن همونجا دخلمون بیارن از افقم پرتمون کنن بیرون منم برگردم به کانون گرم خانوادم....:(از ما خواننده در نمیاد\nنکته مهم:گوجه تو افق کیلو 700 تومنه برید از اونجا بخرید .",
    "امروز تولدمه فانتزیم اینه یه دختر خیلی خوشگل و ناز و مامانی بیاد با یه کادو و یه دسته گل بهم بگه حامد جان تولدت مبارک ایشاللا صد سال زنده باشی\nمنم با دمپایی ابری خیس بزنم تو دهنش و بگم آخه صد سال زنده بمونم چه غلطی بکنم\nوالا با این گرونی و بدبختی",
    "فانتزیه من اینه که یه روز تو خیابون راه برم بعد هیچ دختری رو نبینم که حجاب نداشته باشه همه با حجاب باشن. یعنی میشه یه همچین روزی برسه؟؟؟؟؟؟",
    "سلام!!!\nیکی از فانتزیام اینه که یه فانتزی خوب به ذهنم برسه بعد بزارنش تو صفحه ی اول....1000تا لایک بخوره!!!یعنی میشه...",
    "یکی از فانتزی های من اینه که خواننده بشم و بعد کنسرت اجرا کنم طرفداران من هم منو تشویق کنند و داد و هورا بکشن منم بگم زهر مار ساکت شین!(:",
    "فانتزیم اینه که خانم صادقی یه بار دیگه بره سفر و \"امتـــــــیاز\" هدیه بده....؛)\nالبته اینبار 30 امتیاز...خخخخ",
    "ديروز تو راه برگشتن به خونه هوا بادي بود بهد اين (عات آت ،آطو...)آشغالاي درختارو اين ور اون ور ميبرد بعد يهو فيلمهاي سينمايي من شروع شد و رفتم تو فكر بعد فكر كردم الان منو مخاطب خاصم اينجا باشيم بعد باكلي پسته خوردن و حرفاي عشقو لانه برم سوار ماشين آخرين مدلم (ترجيحا پرايد) بشم و دو تايي تو افق بريم ماه عسل شايد يه خونه ي خوشكلم همون جا تو افق خريدم اونجا موندگار شديم",
    "دختر خوب گفته بودی فانتزیت اینه که به خاطر خاطرات خنده دارش بری سربازی.\nپس اینم بخون شاید نظرت عوض شد.\nیه بار شش نفر تو پادگان شلوغ میکردن و به گروهبان نگهبانم گوش نمیدادن.تا اینکه رفتن جانشین گروهانو اوردن,اونم به یکی از بچه ها دستور داد که بره یه افتابه اب بیاره.افتابه رو گذاشت جلوی اسایشگاه به اون شش نفرم دستور داد واسه افتابه نگهبانی بدن!!!\nتا اخر خدمت هرموقع میخواستیم صداشون کنیم به اسمشون یه افتابه هم اضاف میکردیم,مثلا حمید آفتابه!",
    "یکی از فانتزی های مهمم اینه یه بار بدون اینکه مامانم سرم غر بزنه زنگ بزنم پیتزا بیارن...:|\nلایک=آی گفتی...!",
    "عزيزان مواظب باشيديه بربري در راهه كه قدرت تخريب تمام فانتزیها رو يك جا داره (بربري با مغز پسته(0_*)",
    "میخواستم به اون دوستمون که گفته بود فانتزیم اینه که عنکبوت نیشم بزنه بگم دوسته عزیز فانتزیت هیچوقت برآورده نمیشه منم عنکبوت نیش زد مثه مرده عنکبوتی نشدم فقط کارم به بیمارستان کشید برو دنباله یه فانتزیه دیگه",
    "سلام بچه ها اینو جدی میگم:   یکی از مهم ترین فانزی هام تو 4جوک اینکه مسیحا پست بزاره.هروقت جملاتشو میخونم تا چند دقیقه میرم تو فکر.",
    "وی sh\nیکی از فانتزیام اینه که وقتی با مخاطب خاصم حرف میزنم مامانم نیاد بگه باز با اون عفریته داری حرف میزنی گیر سه پیچ داده میگه باید با دختر عموت ازدواج کنی وقتیم عموم اینا میان خونمون عروس گلم عروس گلم راه میندازه یکی نیست بهش بگه عفریته همین دختر عموم رومنون نمیشه بگیم هم دیگه رو دوست داریم \nخخخخخخخخخخخخ\nاگه سوال براتون اون اقاه تو فانتزی قبلی کی بود:\n(اون اقاهه که تو فانتزی قبلی گوشی رو جلو پاش خورد کردم عمومه)",
    "فانتزی من اینه یه روز که بیام سایت و ببینم که همه ی دخترا و پسرای گل 4jok،واسه این که خواهر و برادرم بشن،اعلام آمادگی کردن :)\nهیییییییییییییی، یعنی میشه؟",
    "عايا ديديد اگه با ماشين \"سمند‏\"‏ بيشتر ار صد و هفتاد-هشتاد كيلو متر در ساعت سرعت بري صداي يه خانم مياد كه ميگه: \"اين است خودروي ايراني...‏\"‏ ؟؟؟‏\nيكي از فانتزي هام اينه كه وقتي دارم با \"سيم كارت رايتلم‏\"‏ با سرعت بيشتر از صد و هفتاد-هشتاد كيلوبايت در ثانيه تو اينترنت ميچرخم؛ يهو يه تماس تصويري برقرار بشه و يه خانم بياد پشت خط و بگه: \"اين است سيم كارت ايراني‏...\"‏\nمنم بهش بگم: \"سيم كارت  ميم كارتو ولش كن؛ شماره خودت چنده عشقم‏!‏‏!‏‏!‏‏!‏‏!‏‏\"‏",
    "فانتزي من اينه：يروز صبح از خواب پاشم هرچي مامان بابامو صداکنم نباشن.بعد با رکابي و شلوارک برم تو خيابون ببينم هيچ ادمي بجز من وجود نداره....!!خخخخخخخ...!!!(ديوااااانه ضد بشر)",
    "یـکـی از فـانـی هـای مـن ایـنـه \nبـمـونـم یـکیـو مـوقـع عـطـسـیـدن ایـنـقـد نـیـگا کـنـم تـا عـطـسـش نــگـیـره\nبـعـد مـنـم یـه لـبـخـنـد ژکـونـد هـمـراه بـا چـشـمـکـی فـانـتـزی بـزنـم بـهـش \nو جـیــــــــغ طـرف درآد...!!!",
    "یکی از فانتزیام اینه که یه روز یه عنکبوت نیشم بزنه و مرد عنکبوتی بشم...\nیه چند باری ام وادارشون کردم که نیشم بزنن اما هیچ تغییری روم حاصل نشده...\nچرا؟!؟!؟!؟؟!؟!؟!؟!؟!؟",
    "یکی از فانتزیام اینه که بشینم پشت فرمون پیکان جوانان بعد توی ضبط کاستش یه نوار بذارم از خواننده های قدیمی با کیفیت پایین.یه پیچ گوشتی هم زده باشم بغل شیشه ماشین که شیشه رو نگه داره و تا وسطاش شیشه پایین باشه!یه لنگم بندازم گردنم.هی هم استارت بزنم ماشین روشن نشه داد بزنم اصغر بیا استارت بزن من برم به موتورش یه نیگا بندازم!!!!\nیعنی فانتزی از این غراضه تر(قراضه-غرازه-قرازه) و درب و داغون تر تاحالا نزده بودم!\nشما همچین فانتزی ای دیده بودید!؟",
    "فانتزیه من اینه که بتونم برم سربازی ...\nآخه\"هرروزظهرکته\" اینقدر خاطرات خنده دار از پادگانش میگه آدم وسوسه میشه بره سربازی فکر کنم جای خوبی باشه!!!! خوش بحال پسرا",
    "بعد از چند دقیقه آدمهای زیادی وارد شدن همه شاد بودن و مثل من از اینکه ب این مهمونی دعوت شده بودن تو پوست خودشون نمیگنجیدن ازشون استقبال میشد و بعد از چند لحظه روی صندلی می نشستن\nدیگه جای سوزن انداختن نبود همه اومده بودن، صندلی ها پر شده بود ب هم نگاه می کردیم و گه گاهی با کنار دستیمون حرف می زدیم من ساکت بودم و تک تک آدمای اونجا رو با دقت نگاه می کردم شاید چهره بعضی ها رو بشناسم بغل دستی هام دو تا پسر بودن و مثل من تقریبا ساکت بودن (مسیحا و کیان)\nتعداد کمی از اون جمعیت هم دیگه رو می شناختن و مشغول شوخی و خنده بودن خلاصه سروصدایی ب پا شده بود همون خانم به همراه چند نفر دیگه اومدن و ازمون خواستن ساکت باشیم \nبا لحن مهربونی گفت: بی مقدمه میرم سر اصل مطلب، این مهمونی به افتخار همه شما برگزار شده تا همدیگه رو از نزدیک ببینید گرچه همدیگرو تا حدودی می شناسید، من خانوم صادقی هستم و این خانوم و آقایون که کنار من ایستادند مدیران و همکارانم هستند شماها هم که دور این میزید دوستای 4 جوکیه ما هستید پس ب افتخار خودتون دست بزنید...!!!\nاصلا باورم نمیشد همه دوستایی ک ساعت ها پای دردو دلاشون نشسته بودم و با بعضی هاش گریه کرده بودم و با بعضی هاش خندیده بودم الان کنارم نشستن و می تونم از نزدیک همشون رو ببینم وای حسابی ذوق زده شده بودم نمی دونستم چی کار کنم!! همه بودن همه دوستای شیطونمون، دوستای عاشقمون، دوستای دلتنگمون، دوستای بامزه فانتزی دارمون، دوستای سوتی بده مون و ....\nبخوام حسمو و کارا و حرف هایی ک اونروز دوست داشتم انجام بدم رو بگم حسابی طول میکشه تا همین جاشم فانتزی طولانی شد\nاما کاش این اتفاق بیفته مطمئنم بهترین روز زندگیم خواهد شد ...\nب امید اون روز (پارت آخر)",
    "ماشینم رو جلوی در پارک می کنم یه نگاه به دور و برم می اندازم و وارد باغ میشم\nمنظره زیبایی جلوی چشمامه، یه فضای سرسبز با کلی درخت های بلند و سر ب فلک کشیده همراه نسیم ملایمی ک لا ب لای شاخه هامی وزه و برگ های درخت ها رو به منطور خوشامدگویی تکون میده\nچند قدم دیگه بر می دارم یه میز خیلی بزرگ با کلی صندلی دورش وسط باغ چیده شده بود همه چیز سفید بود رومیزی، روکش صندلی، گل های تو گلدون و ...\nبوی اسفند مشامم رو چر کرده بود کلی میوه و شیرینی روی میز بود و از همه بهتر یه کیک سفید چند طبقه ک دلت می خواست بهش ناخونک بزنی : پی\nنزدیک تر ک شدم چند نفر بهم خوشامد گفتن بعد یه خانم محترم و با شخصیت بهم نزدیک شد و گفت: دعوتنامه همراهته ؟؟ سرمو تکون دادم و نامه رو بهش دادم تا اسمم رو خوند نگاه مهربونی بهم انداخت و گفت: تو اولین مهمون امروز ما هستی از دیدنت خیلی خوشحال شدم،     ازش پرسیدم: می تونم اسمتون رو بدونم ؟؟ بهم چشمک زد و گفت: یکم دیگه صبر داشته باش با دست جامو بهم نشون داد و گفت: امروز یه روز باشکوهه\nهمه وجودم این شکوه رو حس کرده بود بعد از مدت ها، از ته دل شاد بودم و یه لبخند واقعی روی لبام بود \nسر جام نشستم و منتظر شدم به اطراف نگاه می کردم هر کسی مشغول کاری بود و به سمتی می رفت اما جالب این بود ک همه لبخند رو لبشون بود و حسابی بابت این روز خوشحال بودن\nهمون خانوم دوباره اومد پیشم گفت کنار بشقابت یه کاغذ اون رو بردار و بزار جلوت چند دقیقه دیگه اینجا شلوغ میشه\nدل تو دلم نبود .... (پارت دوم)",
    "یکی از فانتزیام اینه که همه بر و بچه های 4 جوک تو یه جایی مث کیش دور هم جم شیم (در واقع از طرف 4 جوک دعوت شیم)تا بتونیم زحمت کشان سایت رو ببینیم \nمن که قصد دارم دور گردن مسؤل تایید جوک  یه ماااااااااااار سمی بزرگ بندازم تا دلم خنک شه ؟!!!!!!!!!!!!!!!!\nمیخام بدونم شما چه بلاهایی سرشون میارین؟\nشمام مث من از این فانتزیا دارین آیا؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ یا من فغت سادیسم دارم",
    "اولین فانتزیمه، شاید فانتزی بعضی از دوستای گل 4 جوکیم هم باشه :\n\nزنگ خونه ب صدا در میاد ج میدم : کیه؟؟ از اون ور یه آقایی میگه : لطفا بیایید دم در نامه دارید !!\nبا ذوق و شوق میرم دم در، نامه رو میگیرم و برگه تحویل رو امضا میکنم. همون جا پشت در باعجله بازش می کنم باورم نمیشد، آخر هفته ب یه مهمونی دوستانه ک آرزوشو داشتم دعوت شده بودم از خوشحالی سر از پا نمیشناختم خودم رو واسه اون روز آماده کردم مطمئن بودم مهمونی ب یادموندنی خواهد بود\nبالاخره روز موعود فرا میرسه قلبم تند تند میزنه هم استرس دارم هم خوشحالم هم ..... ی نفس عمیق می کشم و میرم ب آدرسی ک داخل نامه بود\n(پارت اول)",
    "فانتزی من اینه بیام ۴جوک ببینم پستم تایید شده بعد صفحه اصلیم هست بعد یکی واسم نوشته خییییییلی باحالی دوست دارم بیشتر اشنا بشیم اخه توی یه پست دیدم واسم شد رویاااااا                                       انقد خانم صادقی پستمو تایید نکرد تا این حد عقده ی شدما والا هی روزگار پست اولمه اگه تایید بشه",
    "ینی هرچی دارم میدم تا این فانتزیم تبدیل شه به واقعیت:\nدوس دارم یه نیرویی داشتم اونایی که تو خیابون آشغال میندازن رو زمین یا تو کلاس آدامس میچسبونن زیر دسته صندلی و یا حتی چیزای دیگه رو! کاری کنم این آشغالا بره بچسبه به پشت لباسشون که خودشونم نتونن ببینن تصور کننین....دیگه مضحکه مردم شن.\nتازه هیچ جوره هم کنده نشه که دیگه مجبور شن لباسو بندازن دور.تا درس عبرتی شه واسشون.\nهمچین آدم دوستدار محیطی ام :-))))",
    "یکی از فانتزیام اینه که ....\nیه پیکان تمیز بخرم شیشه هاشم دودی کنم برم مرکز شهر جاهای شلوغ اهنگای جوادی هم با صدای بلند بزارم دستمم از شیشه بیارم بیرون بعد دخترا رو ازیت کنم جلو پاشون ترمز کنم ....خخخخخخخ\nیعنی از فحش بدتره براشون ....",
    "فانتزی من اینه که بدونم اون دختره که میومد چت روم همش درخواست شارژ میکرد چقد گیرش اومد:)))))))\nفضول خودتی فانتزیمه دوس دارم:d",
    "یکی از فانتزیام اینه که امتیازام داخل 4jok به یک برسه بعد هر چی می نویسم تایید بشه بعد یه مدت به 78 تا برسه ...\nحتما می گین چرا 87 ؟\nاوون دیگه یه رازه",
    "یکی\nاز فانتزیای\nخوشگلم اینه که\nیه روزی تایید کننده ی جوکای 4 جوک بشم\nبا پارتی بازی جوکاو تایید کنم\nاول از همه جوکای مانی رو تایید کنم\nیا بگم گوجه بهم بدین چند کیلو تا تاییدتون کنم\nای گوجه رویایی من شدیا\nرویایی من اینه گوجی بی کینه رویای من اینه\nگوجه کیلو 500 گوجه کیلو  500\n(با فریاد بخونین)",
    "*__*__*__*__* فانتزی‏ ‏مت‏ ‏اینه‏ ‏*__*__*__*__*\nبیام‏ ‏تو‏ ‏فـــــور‏ جوک‏ ‏بزنم‏ ‏پاتوق‏ ‏دوستان‏ ‏یکی‏ ‏از‏ ‏‏مشهورای‏ ‏سایت‏ ‏مث‏ ‏داداش‏ ‏عباس‏ ‏،داداش‏ ‏کیان‏ ‏،داداش‏ ‏امیر‏ ‏،محمد‏ ‏رسول‏ ‏گل‏ ‏و....‏ ‏‏(‏اونایی‏ ‏که‏ ‏اسم‏ ‏گلشون‏ ‏یادم‏ ‏نیست‏‏)‏ ‏واسم‏ ‏پست‏ ‏گذاشته‏ ‏باشن‏ ‏با‏ ‏این‏ ‏شرح\nسلام‏ ‏گیـــــــــــتار‏ ‏خوش‏ ‏اومدی‏ ‏کوچولو‏ ‏فور‏ ‏جوک‏ ‏خوش‏ ‏میگذره؟؟؟‏ ‏درساتو‏ ‏میخونی؟؟؟‏ ‏\n‏ ‏خو‏ ‏آخه‏ ‏فک‏ ‏کنم‏ ‏از‏ ‏همه‏ ‏نی‏ ‏نی‏ ‏ترم‏  خدایا‏ ‏دلای‏ ‏ما‏ ‏بچه‏ ‏هارو‏ ‏مناظر‏ ‏نذار",
    "AMITIS\nيکی از فانتزيام اينه ک...\nشبا کمتر با مخاطب خاصم حرف بزنم ک صبح ک ميره سرکار قيافش عين انسان های از گوربرخاسته(دورازجونش!!!)نشه از بی خابی :((\nولی لامصب نميشه نميتونم :))",
    "یکی ازفانتزیام اینه لابسترومسیحا رویه بار باهمون احساسات ببینم",
    "تا دو سه سال پيش تو فانتزیام با لمبورگيني اين ور اون ور ميرفتم الان ديگه هر كاري ميكنم از بوق پرايد فراتر نخواهم رفت . حالا نميدونم من يه چيزيم شده مردم يه چيزيشون شده پرايد يه چيزيش شده بوق يه چيزيش شده .... اصلا يكي بياد برام روشن كنه كدوم چيز يه چيز خوبه \nچيز تو چيزه ملت دارن ؟? (0_O)",
    "یکی از فانتزیام اینه که\nچندتا دختر خوشگل سر من دعوا كنن و همديگرو بزنن.\nبعدش من يهو با گريه داد بزنم و بگم \"بسسسس كنيد ديگه...\"\nبعد يهو همه آروم شن و به من نگاه كنن.\nاونوخت همشون بيان منو نوازش كنن تا حالم بهتر شه.\nبعدش من كه ديگه متعلق به همشون شدم با صلح و دوستي كنارشون ميمونم.\nاونا هم همديگرو دوس دارن!!!!! خــــیلی!!",
    "یکی از فانتزی های که دیگه ندارم این بود:\nیه گلدون خوشگل دارم میخواستم یه گل خیلی خوشگل اینه خودش توش بکارم. تاصبح که بیدار میشم\nنگاش کنم\nبو کنمش\nسلام کنم\nولی هیچ وقت گلدون توش گل نیومد خالی خالی موند\nlike:گلدونه تو افق محو شده لطفا واسم بیاریدش",
    "یکی از فانتزی هام اینه که با کت و شلوار سوار یه ماشین شم بگم آقا اون ماشین جلوییه رو تعقیب(تعغیب) کن... بعد راننده برگرده بهم بگه: برو پایین ما دنبال شر نمیگردیم...\n\nهیچی!!! منم پیاده شم\n\nدوستان ازم پرسیدن که حالا چرا با کت و شلوار؟؟ باید بگم هیچی کلا حال میکنم کت تنم باشه    شما مشکلی داری؟؟؟ ها؟؟؟ مشکل داری؟؟؟ ببین من اعصاب ندارما!!!!",
    "يکي ازفانتزيام اينه، يه طوري ميشد که اون کاربراي سايت که  موضوعي  به ذهنشون نميرسه سهميه اس ام اسشون رو بدن به اونايي که کلي جوک و مطلب باحال توذهنشونه.خدايش خيلي ثواب داره،به يه آدم پريشون مثل من خيلي کمک ميکنه.",
    "از بزرگ ترین فانتزی هام اینه که\n.\n.\n.\n\n.\n.برای یه بار فک کنی این پایین هیچ چیز با ارزشی نیست!!!",
    "يكي از فانتزيام اينه خانوم صادقي هر هفته يه ليست از ١٠ نفر از كسايي كه تعداد امتيازشون از همه بيشتره بذاره تو سايت با ذكر تعداد امتياز. اينجوري هم هيجان بيشتر ميشه هم كيفيت مطالب ميره بالا.\n‏‎ ‎موافقاش لايك كنن شايد خانوم صادقي اين كارو كرد منم به فانتزيم رسيدم.",
    "ـ*ـ*ـ*ـ*ـ*   یادش بخیر \nداشتیم تو آهنگری شمشیر میساختیم \nکه یه زن اسب سوار به نام  \"سولونا\" ((از اجداد سلنا بودا)) بهم گفتم \n\" داش محمدرسول یه چیزی اختراع کردم میخوام اسمش رو بزارم سکه \"\nمنم گفتم چشم!! خب به من چه؟\nگفت میخوام تو واسم بسازی !\nهیچی منم اسب شدم و ساختمش !\nگفت خوب عکس پدرم رو روش چاپ کن!\nگفتم عکس کی؟\nعمو داریوش رو؟ (داریوش عمومه ) عمرا ! اگه این کارو کنم ری ده میشه تو سکه! بیخیال ابجی!\nهیچی ! منو انداختن تو زندان و عکس اون داریوش رو زدن رو سکه!\nمنم با یه قاشق چایی خوری از زندان فرار کردم زدم عموم رو کشتم \nسولونا هم به خاطره این که پدرش رو کشتم باهام قهر کرد اما من واسش 100گرم پسته گرفتم و باهام آشتی کردم\nدیدم بی شوهره دادمش به قصاب خصوصیه خودم\n اسمش عبوس بود از اجداد یکی از بچه های 4جوک!\n*( دوستان پرسیدن اگه سولونا جد سلنا باشه و داریوش پدر سولونا باشه وداریوش عموی تو باشه و عبوس جد (عب ا س) باشه پس تو میشه پسر عموی جد سلنا؟\nمنم در جوب میگم ماشاالله به هوشت)\nاین بود فانتزی تاریخیِ من!!",
    "وی sh\n\nیکی از فانتزیام این که یه گوشی موبایل طرح گلکسی نوت II ازینا که تبلیغش پایین سایت هست بگیرم برم جلو در خونه ی مخاطب خاصم زنگ درشون رو بزنم وقتی پدرش اومد دم در گوشی رو بکوبم جلو پاش بگم مال دنیا برام مهم نیست من دخترت رو میخوام نه ارثی که از تو بهش میرسه (مخاطبم تک فرزند باباشم نمایشگاه ماشین داره)\nمنم به مال دنیا چشم داشتی ندارم خخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخ",
    "داداش عباس با اجازه\nفانتزی من اینه روز مراسم عروسی عباسm223 و سلنای اجنبی یه شلوار کردی توپ برا عباسm223 کادو ببرم  اونم محو شلوار کردیه بشه حواسش به دور و ورش نباشه\nبعدش که اون سلنای گور به گور شده بهم لبخند ملیح میزنه که یعنی کادوی من کو؟بزنمش زمین آی بزنمش آی بزنمش که نگو و بعد از اینکه عباسm223 با دادو هوارای سلنا به خودش اومد و متوجه موضوع شد\nیه نگاه به من بندازه........... یه نگاه به شلوار کردی.............. یه نگاه به سلنای جوونمرگ شده ی خیر ندیده \nو بعد از کمی تفکر نمک گیر شلوار کردی بشه و به طرفداری از من یه مشت بکوبونه تو صورت سلنا و باهم بریم تو افق محو بشیم\nخخخخخخخخخخخخخخخخخ",
    "عاقا فانتزی من اینه که بیام ببینم توقسمت ارسال اس ام اس برام نوشته باشه :\nشما محدودیت ارسال ندارید هر چقدر که دلتون میخواد جوک و اس ام اس ارسال کنید ما هم تایید میکنیم....\nلایک= آرزو بر جوانان عیب نیست",
    "ای کاش یه روز ببینیم توی ایران، آمار مطالعه و خرید کتاب،\n از آمار خرید لوازم آرایشی سبقت گرفته.\nکاش در حد آرزو نمونه...",
    "فانتزیه من اینه یروز بشینم پشت فرمون برم کف شهر یدوری بزنم \nببینم اونروز هیچ کس چراغ قرمزو رد نمیکنه \nمیشه آیا به آرزوم برسم؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟",
    "شلاااااااااااااااااااااام....یکی از فانتزیام اینه که بچه های 4جوک رو یه جا تویه اتاق بزرگ جمع کنم بعد پرونده هاشون رو درارم یکی یکی به خاطر هر منفی که گرفتن یه میخ بکوبم تو تو دست وپاشون....بعد دخترا رو جدا کنم .....پسرا رو بریزم تو یه اتاق درشو ببندم.....بعد یه بشکه صدلیتری بنزین بیارم بریزم رو دخترا همشون رو اتیش بزنم(روانی. دیوانه ...)بعد دراتاق پسرا رو باز کنم یکی یه سویچ پراید بهشون بدم بزارم برن..بعد درکمال ناباوری هرکی پرایدشو روشن میکنه بوووووووووم بره رو هوا..خخخخخخخخخ.........پاشو لنگه ظهره مگه نمیخوای بری دانشگاه پاشو دیگه......هااااااااااااااام مامان خوب شد بیدارم کردی داشتم کابووووس میدیدم..",
    "يکي از فانتزيام اينه که يه روز خوشگل بهاري جاستين بم زنگ بزنه و بگه پاشو بريم بيرون ...\nمنم که سرم شلووووووغ ...\nوخت واسه اين بچه جينگيﻻ ندارم ...\nبزنم تو پَرِش بگم : نوچ!کار دارم ...\nديگه کلي خواهش والتماس ...\nمنم بگم دل بچه رو نبايد شيکوند:D\nپاشم برم ...\nبعد درحالي که تو خيابونا قدم ميزنيم و پسته ميخوريم ببينيم اون سمت خيابون 1 پسر خوشتيپ با1شلوار کردي با 1 دختره دارن قدم ميزنن ...\nبعد جاستين بگه آرمين ...آرمين ...\nسلنا ... !\nيکي بزنم تو سرش : بگم کوفتوسلنا!\nسلنا مال داااش عباسمه!\nبعد بگم : اِ عبااااااس بودا که با سلنا داش ميرف ...\nبرم 1 سﻻمي بدم ...!\nبعد برم هرطوري شده خودمو بهشون برسونم و هي پُش سرشون بگم عباااااس عباااااس دااااداااااش ...\nهيشکي جواب نده ...!\nبرم برسم بهشون ...\nبعد دسمو بذارم رو شونه پسره بگم عباس ..؟!\nبعد برگرده ببينم ...نه.....اين دااااش عباس نيس که ....!!!\nفيس تو فيس 1 کف گرگي بزنم تو صورت يارو پسره بگم عشق دااادااااش منو ميدزدي؟!؟!\nهيچي ديگه اونم متﻻشي بشه ...پخش زمين شه ....:D\nبعد زير لب بگم :\nداداش اين عقشت بت خيانت ميکنه ها ...\nجان خودم حيفه ... تو کجا....اون سلنا کجا ....!!!!\nحييييييييييييف .... بايد بسوزي به پاش ...\nاون دوستانيم که هميشه سوال ميپرسيدن به دليل واضح بودن فانتزي سوالي نداشتن:D\nخخخخخخ:D",
    "یکی از فانتزیام اینه که دوتا پسر به اسم های پاشا و ساشا داشته باشم دخترم هم اسمش آشا باشه، اسم مامانشون هم ناتاشا و خودم هم که پشه هستم.\nآخه از وقتی مهریه شد ۱۱۰ میلیون همینجور به فانتزی ازدواجی و پچه های گوگول مگولی فکر میکنم.",
    "فانتزی‏ ‏من‏ ‏اینه‏ ‏عینهو‏ ‏این‏ ‏آدمای‏ ‏مشهور‏ ‏مشهور‏ ‏مشهور‏ ‏شم‏ ‏بعد‏ ‏بیان‏ ‏از‏ ‏زندگی‏ ‏و‏ ‏احساساتم‏ ‏سوال‏ ‏کنن‏ ‏بعد‏ ‏منم‏ ‏بگم‏ :‏(‏‏من‏ ‏توی‏ ‏یه‏ ‏شهر‏ ‏کوچیک‏ ‏بودم‏ ‏و‏ ‏واقعا‏ ‏برای‏ ‏رسیدن‏ ‏به‏ ‏این‏ ‏اهداف‏ ‏بزرگ‏ ‏سختی‏ ‏ها‏ ‏کشیدم‏ ‏هیچ‏ ‏کس‏ ‏هم‏ ‏مقام‏ ‏و‏ ‏جایگاه‏ ‏من‏ ‏به‏ ‏اندازه‏ ‏ی‏ ‏من‏ ‏برای‏ ‏رسیدن‏ ‏به‏ ‏هدفش‏ ‏تلاش‏ ‏نکرده‏ ‏و‏ ‏زجر‏ ‏نکشیده.‏)‏\nنیشتو‏ ‏ببند‏ ‏خو‏ ‏چیکار‏ ‏کنم‏ ‏فانتزی‏ ‏منه‏ ‏",
    "یکی از فانتزی های من اینه ک یک سگ جرمن شپرد از اون سگ پلیسیای باهوش(میدونم شما میدونی کدومو میگم) داشتم بعد تربیتش میکردم دنبالم راه بیاد لامصب خیلی کلاس داره بعدش همین جوری با هم تو افق محو میشدیم\nمن:-)\nسگم:|\nافق:-(\nچرا افق ناراحته؟؟\nخب لعنتی زدیم خزش کردیم عباس جان حالا فهمیدم این دوستانی ک سوال میکنن چقدر رو مخن",
    "یکی از فانتزی های من اینه که حتی برای یبارم شده فقط یه بارااااا دوست دخترم بهم زنگ بزنه بگه عزیزم حالت چطوره؟؟؟یه دفعه دلم حواتو کرد.. حالا زنگ بخوره تو سرش یه بار اس بدهههههه. اسم نشد حداقل یه تک بزنه پوسیدیم باباااااا\nلامصب از سنگهههه:(\nمن برم افق بطور عمودی محو شم..:(((((",
    "یکی از فانتزیام اینه صبح از خواب پاشم بدون اعصاب خردی و ناراحتی برم سراغ درس،\nخانواده از دست من چی میکشن صبح ها بماند...\nخوب خوابم میاد چیکار کنم؟؟",
    "!سلام!\nیکی از فانتزی های من اینکه یه دختر عاشق من بشه\nتعداد لایک=هم عقیده های من در 4Jok",
    "عباس یه تیر بزنه سالن بره هوا...بعد جنیفر بیاد دستمو بگیره بگه:نــرو!نــرو!توکه میدونی من بیتو...تو بی من ینی حسرت....\nبعد یه نگاه اونور کنم ببینم سلنا دسته عباسو گرفته و داره گریه میکنه....جاستینم اونور تیکه تیکه شده...\nیه نگاه به اسکار کنم که روش خون ریخته...\nبعد یه نگاه به شلوار کردیم کنم ببینم پولام از جیبم ریخته و سوخته....\nبعد یدفه از اون یکی جیبم یه شکلات در آرم بدم به جنیفرو بگم:جنی جون بیا دردت به جونم.....جنیفر همدمه من....بهاره اسکار دادن یادم اومد....جنیفر همدمه من....\nجنیفر شوکولاتو بگیره و بگه امیر دوست دارم....بعد من در حالی که دارم با گوشیم اسنیک بازی میکنماز جیبه شلوار کردیم یه بیمارستان درآرمو دکتراش منو عباسو خوب کنن...بعد یه چک بزنم تو گوشه جنیفرو بگم:زنیکه خر مگه نگفتم چادر سرت کن؟\nاونم بگه ببخشید حاجی...\nبعد تا آخره عمر به خوبیو خوشی زندگی کنیم",
    "****amir_hossein76***\nیکی از فانتزیام اینه بخاطر فیلمه فوق الاده ای که ساختم دعوتم کنن تو اسکار!\nمنم بعد از کلی التماس از جانبه اونا قبول کنم و برم آمریکا.2 روز مونده به اهدا جوایزبرم  تو آمریکا عشق و حالو...(فکر بد نکن.میخوام برم موزه و کلیسا!)\nدو روز که گذشت با یه لیموزین اسکورت شده توسط 8 تا تانک بیان دنبالم.بعدش جنیفر لوپز با لباس ازتشی از لیموزین پیاده شه و بیاد دستمو بگیره\nبگه:وااااااااااای سلام حاجی!منم بگم:سلام عزیزم...عزیزم...عزیزم سلام.........جنیفر جون عاشقتم و سلام!........عزیزم چادرتو سرت میکنی؟اونم بگه:ببخشید حاج امیر!و بعدشم چادرشو سرش کنه و دره ماشینو ببنده.\nبعد از چند مین برسیم جلو دره سالنو بعد از ماشین پیاده شم.در حالی که گزارشگرا دارن ازم عکس میگیرنو خودشونو میکشن که ازم امضا بگیرن،دسته جنیفرو بگیرمو باهم بریم تو سالن.بعدش راهنماییمون کنن به جایگاهی که باید بشینیم.\nبعد از 24 دقیقه_مجری:لیدیز اند جنتلمن-و اکنون معرفی میکنم- فیلمه منتخب سال-«جوراب با زیرپوشو شلوار کردی»-به کارگردانیه امیرحسین شلوار کردی پوش!\nبعد گوشیه جی ال ایکسمو از جیبم به راحتی درآرمو بدم به جنیفرو بگم:(جنی جون فیلم بگیر لطفا!)\nبعد پاچه های شلوارکردیمو بدم بالا و با دمپایی ابری راهیه سن شم.\n-40 دقیقه بعد_ بعد از دست دادن با تمام تماشاچیا و دست اندرکاران(چیه خو عادت دارم اگه با یکی دست دادم با بقیه هم دست بدم)برسم به سن و میکروفونو از مجری بگیرم و یه عاروقه مشتی بزنم!\nتماشاچیا با شعاره:«امیره عاروق طلایی،امیده شهره مایی» منو تشویق کنن.بعد من بگم:دوستان لطفا ساکـــــ.....\nتا بیام «ت» رو بگم یدفه ببینم جاستینو عباس دعواشون شده و عباس داره از جیبه شلوار کردیش تانک در میاره...\nیدفه بگم:عباس جون...داداش به خاطره 4جوک ولش کن...\nاونم بگه:به شرافتم قسم...کسی که جاستینو دوس داره مرد نیست...\nمنم بگم:باشه عباس جون راحت باش.\nبعد به سخنرانیم ادامه بدم:با سلام خدمته همه دست اندر کاران و بنیان گزارانه ایــــــ!\nتــــــــــق\nادامه در پسته بعدی",
    "تو یه بعد از ظهر جمعه با بدبختی و بد شانسی تمام بگیرم بخوابم...\nبعد یهو مامانم منو صدا کنه :پسرم پاشو بیا یرو مهد کودکت دیر میشه ها!!!!........\nینی اینه فانتزیه من........................!",
    "سلام.\nیکی از فانتزام اینه که یک مطلبو بزارم بعد ببینم صفحه اوله و پست اول یعنی انگاری دنیارو بهم بدن اما متاسفانه تا حالا همچین اتفاقی نیوفتاده.\nحالا این جدا چند روز هم صفحه اول باشه دیگه جای توصیف نیست از خوشحالیم :دی",
    "یکی از فانتزیام اینه که مامان و بابام واسه یه بارم که شده به هم بگن عزیزم.\nنخند جدی نوشتم.",
    "یکی از فانتزیام اینه که:\nبرم کوه اونجا بارون شدیدی بگیره منم برای این که خیس نشم برم داخل یک غار روی یک سنگ دراز بکشم و خوابم ببره. وقتی از خواب بلند میشم احساس گرسنگی زیادی کنم منم برگردم به خونه. وقتی به شهر رسیدم اوه اوه اوه اینجا چه خبره ماشینا چرا دارن پرواز میکنند؟ {شروال.شلوار}این پسرا چرا این قدر پایینه؟این ریل قطار تو آسمون چیکار میکنه؟ و از همه عجیب تر یک زن رو ببینم که داره پارک دوبل میکنه. خدایا من خوابم یا دیوونه شدم؟ هیچی دیگه منم به سمت ی مغازه برم که چیزی برای خوردن پیدا کنم. یه اسکناس ده تومنی بیرون بیارم. صاب مغازه بگه این گنجو از کجا پیدا کردی. منم ی نیش خندی بزنم بگم گنج کجا بود عاغا اگه گنج پیدا میکردم که سر و وزعم اینجوری نبود.با خودم بگم حتما داره تیکه میندازه. تورم شدید اومده حالا چیکار کنم. از گشنگی میمرم خدایا منو بکش من کجام. بعد صاب مغازه با خنده زیاد بگه هرچی دوس داری بردار. منم داستان اصحاب کهف یادم بیاد. بععععععله بدخت شدم . بپرسم ببخشید الان چه سالیه؟ 1698. وااااااااای خدای من این چه زندگی بود ...خوردم دیگه کار بد نمیکنم ولی دیگه دیر شده. گنجمو  پس بگیرم. سوار پرایدم بشم برم به سمت افق ولی آسمان خراش ها نذارن که افق رو پیدا کنم...",
    "فانتزی:\nیک روز دارم تو خیابون راه  میرم می بینم تو محلمون دعوا شده میرم جلوتر میبینم یک نفر وایستاده وسط داره با لانچیکو بچه محلامونو میزنه بچه محلامونم مثه این فیلم های هندی هر کدوم یک طرف میوفتنن میرم جلوتر میبینم اینکه علی(بروسلی)\n\nمیپرسم علی مگه بهت نگفتم تو محله ما شر نکن؟؟؟ یک نگاه اندر خم چشام میندازه و گارد میگیره و میگه come on(بیا) منم میگم خودت خواستی عین این فیلمهای چینی میپرم رو هوا با یک حرکت لباسامو عوض میکنم لباسfight(مبارزه) میپوشم میام زمینو یک نگاه بهش میکنمو یکی از بچه محلامون میزنه سوتو میریم جلو با یک ضربه از پا درش میارمو بچه محلامون سوت و کف میزنن\nدر این حین جکی جان میاد بالا خواهه بروسلی و میپره از هوا رو زمین \n\nکه مادرم از خواب بیدارم کرد گفت پاشو باید بری سرکار...",
    "یکی از فانتزیای من اینه که وقتی یه دختر از یه شرکت برای فروش یه جنس زنگ میزنه بذارم تا آخر حرفشو بزنه در نهایت بگم ببخشید این گوشی دوستمه بعدا با خودش تماس بگیر",
    "يكي از فانتزي هام اينه كه فرمانده ام يه مرخصي شهري دو ساعته بهم بده؛ منم برم شهر يكي از اين پشه كن برقي ها؛ دو-سه تا اسپري حشره كش با چندتا از اين قرص حشره كشا بخرم بعدش بيام به اين پشه ها حالي كنم \"نسل كشي‏\"‏ يعني چي...",
    "یکی از فانتزیای من اینه که با گلکسی اس 3 ام ( حالا فهمیدید اس 3 دارم) برم پیش رفیقام باهاش پز بدم : دی\nلایک = عقده ای\nخب خنده نداشت که نداشت",
    "فانتزي من اينه كه1روزتو1گروگانگيري به مخاطب خاصم شليك كنند بعد من بپرم جلوش،بعدهمه گريه گريه بياوببين!!!!بعد گردن بندي loveروكه بهم هديه داده بود رونشون بدم كه تير خورده بهش!!!!\nبعدهمه باهم توافق غرق بشيم ااااااااانميشه غرق شد؟؟؟باشه محو شيم!!!\nنه اصلا نميخوام همون غرق شيم فانتزيمه خب!!!!!"
]